اقامتگاه کاج و ابر
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 280
المشتركون
+224 ساعات
+467 أيام
+7130 أيام
أرشيف المشاركات
1 280
تعریفت رو نگاه کنم یا اهنگی که بهم دادی؟ (((: خودت میدونی چنل مورد علاقم و اونرمورد علاقمی عزیزدلم؟؟ 🤏🏻🥯💭 ع ا ش ق ت هستم !!
1 280
Repost from 𝖠𝗅𝗂𝖾𝗇𝗀𝗋𝖾𝗒
لازمه بگم عاشق چنل شمام؟ فکر کنم دوهزار بار گفتمش...
وایب یه خونه گرم رو بهم میده.
شبیه به یک عصر پاییزیه.
1 280
Repost from 𝖠𝗅𝗂𝖾𝗇𝗀𝗋𝖾𝗒
☁️ یکی از پستهای 11 آگوست رو فور کنید تا بنده پست مورد نظرتون رو فوروارد کنم، چنلتون رو توصیف کنم و بهتون موزیک بدم .
1 280
Repost from 𝖠𝗅𝗂𝖾𝗇𝗀𝗋𝖾𝗒
︐ میخواهم بنویسم، اما اشکهایم مجال نوشتن نمیدهند. تمام کاغذهایم، اشک شدهاند. فشار خودکار، انگشتانم را کبود کرده و چشمانم همان کلمههای ناقص را هم به سختی میبیند.چه کسی احساساتم را درک میکند؟ به یقین، حتی مادرم هم نمیتواند آنچه را که من حس میکنم و دردی که از سوز سرمای عصر زمستان هم بدتر است،بفهمد و آغوشش را برای چند ثانیه به من قرض دهد. هیچکس نمیتواند.هوا هم سنگین شده. انگار اتاقم نفس نمیکشد. هر نفسم، صدای بلندی در سینهام دارد؛ مثل موجی که به صخره بخورد و برگردد.صدای باران روی شیشه، شبیه صدای شکستن چیزی درونم است. بوی کاغذ خیس، بوی تمام روزهاییست که فکر میکردم هنوز امیدی هست.یادم میآید یکبار هم همینطور گریه کرده بودم، کنار همان پنجره قدیمی...آن روز هم مادرم پرسید: «چی شده؟» و من فقط گفتم: «هیچی»؛ چون هیچکس قرار نبود بفهمد.و حالا، میان این همه کاغذ خیس، فقط خودم را گم کردهام...
1 280
"ساده بگویم یحیی. زنها همیشه میترسند، از اینکه موی کوتاه بهشان نیاید، از اینکه خوب آرایش نکنند، از اینکه بلند بخندند، و از اینکه مردی ترکشان کند. زنها همیشه میترسند اما زنها ترسو نیستند یحیی. با تمام این ترسها، مویشان را کوتاه میکنند، زیبا آرایش میکنند، بلند میخندند و مردی را که دوستشان ندارد، ترک میکنند."
1 280
یه سریال جدید شروع کن خانم/آقا جان. 👍🏻👍🏻 زندگی سریعتر از اون میگذره که وقتی سریالت تموم میشه ناراحتش باشی.
