ar
Feedback
عجایب تاریخ

عجایب تاریخ

الذهاب إلى القناة على Telegram

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام عجایب تاریخ

تُعد قناة عجایب تاریخ (@ancientir) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 63 617 مشتركاً، محتلاً المرتبة 219 في فئة حقائق والمرتبة 5 051 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 63 617 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 10 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -19 147، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -658، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 24.65‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 18.90‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 15 713 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 12 048 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 6.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل جا, شاه, حلاج, روزه, دین.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
تبلیغ👇 @Rouz_tab

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 11 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة حقائق.

63 617
المشتركون
-65824 ساعات
-4 3577 أيام
-19 14730 أيام
أرشيف المشاركات
دورنمایی از شهر تهران در دهه ۱۳۴۰ به ساختمون‌های حداکثر سه طبقه و هوای پاک این شهر دقت کنید @ancientir
دورنمایی از شهر تهران در دهه ۱۳۴۰ به ساختمون‌های حداکثر سه طبقه و هوای پاک این شهر دقت کنید @ancientir

رادیوی اصل برند ناسیونال که روی پیکان های قدیمی نصب می شد @ancientir
رادیوی اصل برند ناسیونال که روی پیکان های قدیمی نصب می شد @ancientir

کتاب کشاورزی سال پنجم روستایی سال ۱۳۳۴ 🤍 @ancientir

صحنه هایی نوستالژیک برای کودکان دهه شصت @ancientir
صحنه هایی نوستالژیک برای کودکان دهه شصت @ancientir

برای فرزندانمان نجار باشیم یا باغبان؟ نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همه‌چیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً می‌داند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد. اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را می‌کند، به جزئی‌ترین نشانه‌ها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گل‌ها و گیاهانش فراهم می‌کند. اما با وجود این، نمی‌تواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیش‌بینی‌نشده است. یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند درخت‌ها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کرده‌اند. یا می‌بیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است!! بعضی از پدر و مادرها می‌خواهند برای بچه‌شان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیده‌اند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خط‌کش و پرگار و گونیا اندازه می‌گیرند. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمی‌دهند این برنامه به هم بریزد، اما... نکتۀ بزرگی را فراموش کرده‌اند: نجارها با چوب بی‌جان کار می‌کنند، ولی بچه‌ها نهال‌های زنده‌اند. برای بچه‌ها باید باغبان بود. باید به آن‌ها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگی‌شان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آن‌ها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگی‌کردن را بیاموزند و با شلختگی و به‌هم‌ریختگی، اهمیت نظم و برنامه‌ریزی را درک کنند. یادمان نرود که مرغوب‌ترین میز و صندلی‌ها هم هیچ‌وقت شکوفه نخواهند داد. @ancientir

استفاده از جوی آب خیابان، تهران سال ۱۳۳۵ @ancientir
استفاده از جوی آب خیابان، تهران سال ۱۳۳۵ @ancientir

🔴استخر و چشمه آب معدنی خمده، فیروزکوه @ancientir
🔴استخر و چشمه آب معدنی خمده، فیروزکوه @ancientir

گوگوش و نعمت حقیقی (فیلمبردار، پدر مانی حقیقی) پشت صحنه فیلم همسفر @ancientir
گوگوش و نعمت حقیقی (فیلمبردار، پدر مانی حقیقی) پشت صحنه فیلم همسفر @ancientir

ترازوهای سالهای نه چندان دور با وزنه های مختلف @ancientir
ترازوهای سالهای نه چندان دور با وزنه های مختلف @ancientir

از قدیم گفتن اگه کسی رو خواستی بشناسی باهاش همسفر شو با یکی از دوستام تازه آشنا شده بودم یه روز بهم گفت فردا میخوام برم شیراز. گفتم: منم کار دارم باهات میام. 1- سر وعده اومد در خونه مون سوئیچ ماشینشو دو دستی تعارف کرد گفت بفرما شما رانندگی کنید. گفتم ممنون؛ حالا خسته شدی من میشینم. معرفت اول 2- رسیدیم سر فلکه خروجی شهر خواستیم از دکه یه چیز خوردنی برا تو راه بگیریم . من رفتم از دکه اولی بخرم گفت بیا از اون یکی بخریم. گفتم: چه فرقی داره؟!!! گفت: اون مشتریهاش کمتره، تا کسب اونم بگرده... 3- ایستگاه خروجی شهر گفتم صبر کن دوتا مسافر سوار کنیم هزینه بنزین در بیاد. گفت: این مسافرکش ها منتظر مسافرن، گناه دارن، روزیشون کم میشه. 4-بین راه یه مسافر فقیری دست بلند کرد. اونو سوار کرد. مسیرش کوتاه بود؛ پول که ازش نگرفت، 5هزار تومن هم بهش داد. گفتم رفیق معتاد بود ها. گفت: باشه اینها قربانی دنیاطلبان روزگار هستن. مهم اینه که من به نیّت خشنودی خدا این کار را کردم. 5-رسیدیم کنار قبرستان شهر، یه آدم حدود چهل ساله یه مشما قارچ کوهی دستش بود. بهش گفت: همش چند؟ گفت: 13هزار تومن. ازش خرید. گفتم: رفیق اینقدر ارزش نداشتا. گفت میدونم میخواستم روزیش تامین بشه.. 6- رسیدیم شيراز، پشت چراغ قرمز یه بچه 10ساله چندتا دستمال کاغذی داشبردی دستش بود. گفت 4تا 5هزارتومن. 4تا ازش خرید. گفتم رفیق اینقد ارزش نداشتا. گفت: میدونم، میخواستم روزیش تامین بشه. گناه داره تو آفتاب وایساده. یه جای دیگه هم از یه بچه یه کتاب دعا خرید 2 هزاروتومن!!! 7- از روی یک پل هوایی رد میشدیم، یه پیرمرد دستگاه وزنه (ترازو) جلوش بود. یه کم رد شدیم، یه دفعه برگشت گفت میای خودمونو وزن کنیم؟ گفتم: من وزنمو میدونم چقدره. گفت باشه منم میدونم اگه همه مثل من و تو اینجوری باشن این پیرمرد روزیش ازه کجا تامین بشه؟!!! گفتم باشه یه پولی بهش بده بریم. گفت نه، غرورش میشکنه، میشه گدایی؛ اینجوری میگه کاسبی کردم. 8-یه گدایی دست دراز کرد. یه پول خورد بهش داد. گفتم: رفیق اینها حقه بازنا. گفت: ما هیچ حاجتمندی را رد نمیکنم. مبادا نیازمندی را رد کرده باشیم. 9-اگه میخواستم در مورد یکی حرف بزنم بحث رو عوض میکرد میگفت شاید اون شخص راضی نباشه در موردش حرف بزنیم و غیبتش رو کنیم... 10-یکی بهش زنگ زد گفت پول واریز نکردی؟!!! گفتم: رفیق، بچه هات بودن؟ گفت: نه، یه بچه فقیر از مهدیه رو حمایت مالی کردم. اون بود زنگ زد. گفتم: چن بهش میدی؟!!! گفت سه مرحله در یک سال 900 هزار تومن. اولِ مهر، عید و تابستان سه تا سیصدتومن. 11-تو راه برگشت هم از سه تا کودک آویشن کوهی خرید. گفت اگر فقط از یکیشون بخرم اون یکی دلش میشکنه. میدونین من تو این سفر چقد خرج کردم؟!!! 3هزار تومن!!! یه بسنی برا رفیقم خریدم چون همینقدر بیشتر پول تو جیبم نبود. من کارت داشتم رفیقم پول نقد تو جیبش گذاشته بود.‌ به من اجازه نمیداد حساب کنم. میدونین شغل رفیق من چه بود؟!!! برق کش، لوله کش، تعمیرکارِ یخچال و کولر و آبگرمکن بود و یه مغازه کوچک داشت. میدونین چه ماشینی داشت؟!!! پرایدِ 85 میدونین چن سالش بود؟!!! 34 سال. میدونین من چه کاره بودم؟!!! کارمند بودم، باغ هم داشتم. میدونین چه ماشبنی داشتم؟ 206 صندوق دار؛ کلک زدم گفتم خرابه که اون ماشینشو بیاره.. دوستم یه جمله گفت که به دلم نشست: دستهایی که کمک میکنن مقدس تر از لبهایی هستن که دعا میکنن. بنده مخلص خدا بودن به حرکت است نه ادعا بعضیها بزرگوار به دنیا اومدن تا دیگران هم ازشون چیزایی یاد بگیرن @ancientir

نچسب ترین چسب تاریخ! 😍❤️😁 @ancientir
نچسب ترین چسب تاریخ! 😍❤️😁 @ancientir

اگر میخواهید خوشبخت باشید، خود را به یک هدف گره بزنید نه به آدم ها و اشیاء... انيشتين @ancientir
اگر میخواهید خوشبخت باشید، خود را به یک هدف گره بزنید نه به آدم ها و اشیاء... انيشتين @ancientir

چهره اکبر عبدی در کودکی که تا الان هیچ‌ فرقی نکرده! 😍😁 @ancientir
چهره اکبر عبدی در کودکی که تا الان هیچ‌ فرقی نکرده! 😍😁 @ancientir

سیتروئن کارین، یک اتومبیل مدرن و متفاوت در سال ۱۹۸۰ در واقع میشه گفت ایشون پدر زانتیا بوده @ancientir
سیتروئن کارین، یک اتومبیل مدرن و متفاوت در سال ۱۹۸۰ در واقع میشه گفت ایشون پدر زانتیا بوده @ancientir

خانه گوگوش در نیاوران، سال ۱۳۵۷ @ancientir
خانه گوگوش در نیاوران، سال ۱۳۵۷ @ancientir

فردی بود که چای را آن قدر کم رنگ می‌‌نوشید که به سختی می‌‌توانستیم بفهمیم که آب جوش نیست! چربی‌ و نمک هم اصلا نمی‌‌خورد! ورزش می‌‌کرد و وقتی از ا‌و علت این کار‌هایش را می‌‌پرسیدیم، می‌‌گفت که این‌ها برای سلامتی‌ بد است و سکته می‌‌آورد. ا‌و در چهل و پنج سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت! چندی پیش یک زندانی در امریکا از زندان گریخت. به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود. در واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد.او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است. روی تکه کاغذی می نویسد که این مجازات رفتار های بد من است, که باید منجمد شوم. وقتی قطار به ایستگاه می رسد, مامورین با جسد او روبرو می شوند.در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است. . منتظر هرچه باشیم،همان برایمان پیش می‌‌آید. منتظر شادی باشیم،شادی پیش می‌‌آید. منتظر غم باشیم،غم پیش می‌‌آید. هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم. چون رخ می‌‌دهد. پول را برای عروسی ،برای خرید خانه،اتومبیل، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم. وقتی می‌‌گوئیم این پول برای خرید اتومبیل است، دیگر به تصادف فکر نکن... ژاپنی‌ها ضرب‌المثل جالبی دارند و می‌گویند: اگر فریاد بزنی به صدایت گوش می‌دهند ! و اگر آرام بگویی به حرفت گوش می‌دهند ! قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ! این "باران" است که باعث رشد گل ها می شود نه "رعد و برق" ! در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند ، بچه ها نمی توانند بـــــزرگ شوند ! شاید قد بکشند ، اما بال و پر نخواهند گرفت ! زندگی کوتاه است ... زمان به سرعت می گذرد ... نه تکراری ... نه برگشتی ... پس از هر لحظه ای که می آید لذت ببرید .... @ancientir

20 سال پیش در چنین‌روزی انیمیشن "Cars" اکران شد @ancientir
20 سال پیش در چنین‌روزی انیمیشن "Cars" اکران شد @ancientir

مزرعه خشخاش در اطراف اصفهان دوره قاجاریه @ancientir
مزرعه خشخاش در اطراف اصفهان دوره قاجاریه @ancientir

تدریس به زندانیان، سال ۱۳۲۹ @ancientir
تدریس به زندانیان، سال ۱۳۲۹ @ancientir

کوپن نان در زمان قحطی سال ۱۳۲۲ @ancientir
کوپن نان در زمان قحطی سال ۱۳۲۲ @ancientir