𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲
الذهاب إلى القناة على Telegram
234
المشتركون
+324 ساعات
+27 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
You’ll see me in your dreams. One minute before we meet, I’ll remember and you will forget.
@hyperfemininity
یه فیلمی که بیشتر از اینکه روایت کنه، حس میده. انگار یه تکه از یه خاطرهی محوه، مثل یه عصر تابستونی که نور خورشید از پشت پردهها رد میشه و تو نمیدونی این لحظه رو قبلا زندگی کردی یا فقط خوابش رو دیدی. فیلم یه حس بیزمانی داره، انگار که شخصیتهاش توی یه دنیای بین گذشته و آینده گیر افتادن نه اینکه کاملا به جایی تعلق دارن، نه میدونن به کدوم سمت برن. یه جور دلتنگی توی تمام صحنهها هست. دلتنگی برای چیزی که شاید هیچوقت وجود نداشته، یا اگه هم بوده، اونقدر زودگذر بوده که فقط یه رد محو ازش مونده. رابطههای این فیلم عمیقن، ولی در عین حال شکننده و ناتمومن، انگار که آدمها فقط برای لحظاتی همدیگه رو پیدا میکنن و بعد، دوباره توی مه گم میشن. این فیلم در مورد آدماییه که انگار همیشه توی حرکتن، ولی نمیدونن کجا میخوان برن. یه حس سرگردونی که تو رو یاد لحظاتی از زندگی خودت میندازه،وقتی که میدونی یه چیزی کم داری، ولی نمیتونی بگی دقیقا چیه. انگار یه ترانهی قدیمی توی ذهنته که هرچی تلاش میکنی، اسمش رو یادت نمیاد. همهچیز آروم، کند و گاهی حتی بیرحمانه واقعی به نظر میرسه. انگار وونگ کار وای نمیخواد قصه بگه، فقط میخواد یه حال و هوا بسازه که توش شناور بشی، مثل وقتی که یه آهنگ قدیمی رو توی یه کافهی خلوت گوش میدی و نمیدونی چرا یه غم شیرین ته دلت میشینه. این فیلم مثل اون لحظههاست، ترکیبی از خاطرات، رویا و حسرت.
موسیقیهای فرانسوی، نجواهای شبانهی پاریساند؛ آمیختهای از عشق، اندوه و رویایی که در نغمهها جاری میشود.
@hyperfemininity
Such a Beautiful Soul🪽
Love
Don't go away
Come back this way
Come back and stay
Forever and ever
Please stay💘
سال نو مبارک🪻
امیدوارم سال جدید پر از آرامش و موفقیت و لحظات شیرین باشه، مسیرتون هموار و لبخندتون ماندگار.
I'm lying down, listening to this song, and reflecting on the events of this year. What a beautiful yet still heartbreaking phenomenon it is✨.
@hyperfemininity
بعد ۲۰ سال زنده بودن و تجربه کردن متوجه یک الگویی شدم.
دوست دارم تجربهم رو به اشتراک بذارم و بهتون یک زاویه دیدی بدم که شاید تا حالا بهش دقت نکردید، آدم هایی که برای دوستی، برای هم صحبتی انتخاب میکنید ممکنه یک روزی شما رو بسیار ناراحتت کنن.
حالا چرا؟
وقتی از آسیب هایی که دیدید براشون میگید چه به شخصه و چه در روابط قبلیتون ممکنه این پتانسیل رو داشته باشن که ناخودآگاه همون رفتار ها رو تکرار کنن. اما نکته ی جالب اینجاست، همهمون میدونیم که رفتار هایی که دیگران با ما دارن مختص خودشونه و خیلی وقتا ارتباطی با ما نداره. چیزی که جالبه اینه که احتمالا این انسان ها تجربهی این چنینی داشتن ولی اینکه چطور باهاش برخورد کنن به انتخاب خودشون بوده!
خودآگاه و ناخودآگاه هردو در این مورد نقش دارن؛ کسایی که ناخودآگاه عمل میکنن رو احتمالا نشه متوجه رفتارشون کرد و همین رو ادامه میدن اما کسایی که خودآگاه عمل میکنن رو میشه متوجه کرد.
تنها آگاهی ای که میتونم بهتون بدم تا شبیه این آدما نشید اینه که نسبت به خودتون و رفتار هاتون و آدمایی که به عنوان یک شنونده یک دوست انتخاب میکنید آگاه باشید، برای روابطتون مرز بندی کنید💘.
امشب برای چهارشنبهسوری دعوت شدهام. باید بروم بیرون کنار بقیه بایستم، لبخند بزنم، تظاهر کنم که خوشحالم. باید صدای خندههایشان را بشنوم، نور آتش را تماشا کنم، اما درونم خاموش است. انگار تمام این صداها، این هیاهو، این جرقههای کوچک که در تاریکی میدرخشند، از جهانی دیگر میآیند. جهانی که من از آن فاصله گرفتهام.
نمیتوانم بگویم چقدر غمگینم. کسی نمیفهمد. یا شاید اگر بفهمند، اهمیتی نمیدهند. باید نقش کسی را بازی کنم که حالش خوب است، که میخواهد این شب را جشن بگیرد، که دلش میخواهد از روی آتش بپرد و فریاد بزند. اما حقیقت این است که هیچ چیز درون من روشن نیست. من در تاریکی خودم گیر کردهام، و حتی شعلههای آتش هم نمیتوانند راهی به درونم پیدا کنند.
میروم، چون مجبورم. لبخند میزنم، چون باید لبخند بزنم. اما در نهایت در میان نور و سر و صدا، من غرق در سکوت خودم میشوم، غرق در چیزی که هیچکس نمیبیند، غرق در غمی که حتی چهارشنبهسوری هم نمیتواند بسوزاند.
فقط برای گریه کردن برای غمگین ترین چهارشنبه سوری به آقای یزدانیان نیاز داشتم.
@hyperfemininity
لیلا روایت خفقان سنت در برابر عشق است؛ جایی که احساسات زن زیر سایهی خواستههای دیگران محو میشود.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
