ar
Feedback
𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

الذهاب إلى القناة على Telegram

بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفته‌هاست.

إظهار المزيد
233
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
How are you getting so handsome, my boy? Pretty baby .✨
How are you getting so handsome, my boy? Pretty baby .✨

You think I'm pretty and I like the way you talk You like my music and I like the way you walk So, I think we're gonna get along I like the way you wear your sweater off your shoulder The way your hair comes down and makes you look older. @hyperfemininity

راستش هیچ دهه هشتادی ای ندیدم که نیو ایج گوش بده، این نشونه ای هستش که من زیاد متعلق به این دهه نیستم. @hyperfemininity

قبل از این‌که نیروانا جهان رو تکون بده، خودش تحت تأثیر گروهی بود که کمتر کسی اسمش رو شنیده و اون هم Melvins هست. دوستی کرت کوبین با اعضای این گروه و الهامی که از فضای سنگین و خلاقانه‌شون گرفت، نقش مهمی توی شکل‌گیری صدای نیروانا داشت. Melvins گروهی بود که بی‌سروصدا راهو باز کرد. @hyperfemininity

زیبایی انتخاب، در اندوهِ از دست دادن نهفته است.
زیبایی انتخاب، در اندوهِ از دست دادن نهفته است.

هیچ صدایی برام به اندازه صدای الیزابت عزیز نیست. دلم می‌خواد این آهنگ رو هنگام غروب، بالای بامی تو دلِ شهر پلی کنم؛ همزمان مردم رو تماشا کنم، هر حرکت کوچیکشون رو زیر نظر بگیرم. قدم زدن‌ها، خندیدن‌های نصفه‌نیمه، مکث‌هاشون سر چهارراه، و بعد، یه لحظه بی‌صدا با خودم بگم "من زنده‌ام. واقعاا زنده‌ام." و اون لحظه، همه‌چی به طرز عجیبی کافی باشه. @hyperfemininity

Artist: The Church Released: 1988 Album: Starfish Genre: Post-punk, Neo psychedelia @hyperfemininity

Artist: Alizée Released: 2003 Album: Mes Courants Electriques Genre: French pop @hyperfemininity

«سکوت» Do not disturb the silence in my chest It’s deeper than the deepest sea Within it sleeps a truth, a dark unrest That wants to stay unknown to me. سکوت را در سینه‌ام بر هم مزن سکوتی ژرف‌تر از ژرف‌ترین دریاست در آن، رازی به خواب رفته است ناآرامی تاریک که نمی‌خواهد هیچ‌گاه دانسته شود. -Zinaida Gippius

امروز فقط گوش‌هام یان تیرسن رو می‌پذیرن. @hyperfemininity

Simon of the Desert 1965 - Dir. Luis Buñuel
Simon of the Desert 1965 - Dir. Luis Buñuel

Artist: Mortal Love Released: 2006 Album: Forever Will Be Gone Genre: Gothic metal @hyperfemininity

Artist: Blackfield Released: 2017 Album: Blackfield V Genre: Progressive Rock, Art Rock @hyperfemininity

The girl I am once again becoming.
+2
The girl I am once again becoming.

ما برای آنکه ایران، خانه‌ی خوبان شود، رنجِ دوران برده‌ایم. @hyperfemininity

the days go by and nothing brings me joy the glow was strong when I was a boy but it's gone and the glow it goes so slow it goes @hyperfemininity

New York city, 1936.
New York city, 1936.

ترانه‌ی «علاج» سروده‌ای‌ست آتشین، عصیان‌گر و در عین حال سرشار از ایمان و امید. لحنی دارد که از دل زخمی یک ملت برمی‌خیزد و از زبان جمعی سخن می‌گوید که طعم ستم، جنگ و خیانت را چشیده‌اند. محسن چاوشی در این اثر، با بیانی حماسی و در عین حال شاعرانه، سعی می‌کند به جنایت، ریاکاری و بی‌عدالتی بتازد، و همزمان مردم را به بیداری، ایستادگی و توکل فرا بخواند. شعر با تصویری از خشونت بی‌رحمانه آغاز می‌شود؛ تصاویری از «تکه‌های پیکر» و «گیسوان دختر»، که یادآور فجایع جنگی یا سرکوب‌های وحشیانه است. این سؤال گزنده که «با این‌ها چه می‌خواستید بکنید؟» تیر مستقیم شاعر به سینه‌ی آنانی‌ست که گویی از درد مردم تغذیه می‌کنند. در ادامه، امید به زندگی، چون جرقه‌ای در تاریکی، نمایان می‌شود: «ما زنده‌ایم، مثل امید». این زنده بودن، صرفاً فیزیکی نیست؛ نوعی ایستادگی و تداوم روحی است. در برابر دشمنی که به کشتار افتخار می‌کند، این زندگی، خود نوعی مقاومت است. شاعر سپس به تناقضی بزرگ اشاره می‌کند؛ دشمنی که شیپور جنگ را نواخته، حال ژست صلح گرفته است. این کنایه‌ای‌ست به سیاست‌های دوگانه‌ و دروغین قدرت‌های جهانی یا حتی سران داخلی. در این‌جا، دشمن نه صرفاً کسی با سلاح، بلکه صاحبان تفکر فریب و ریا هستند: «ابلیس‌زادگانِ پلید». اما شاعر، مردم را «رسیدگان به یقین» می‌نامد؛ کسانی که چشمشان به حقیقت باز شده و حاضرند قمار آخر را بر سر آزادی و ایمان کنند. در میانه‌ی شعر، پیام اصلی عنوان می‌شود: «مردم، علاج در وطن است». این مصرع، کلید واژه‌ی ترانه است. «علاج» برخلاف انتظار، نه در وعده‌های بیرونی، نه در قدرت‌های بیگانه و نه در آرمان‌های انتزاعی است؛ بلکه در درون خاک، مردم، و خودِ ماست. باقی جهان، تنها «لب و دهن» است؛ پر از حرف بی‌عمل. جنگ کنونی، جنگی تن‌به‌تن است، میان ظلم و آگاهی، تاریکی و روشنی، و دیگر جای تماشاگری نیست. شاعر از «آزادگان جهان» می‌خواهد برای تربیت «اقوام برده‌دار» کاری کنند؛ استعاره‌ای برای ملت‌هایی که هنوز در سلطه‌طلبی، استعمار و برتری‌جویی غوطه‌ورند. این ابیات، نقدی‌ست جهانی، اما ریشه‌دار در رنج‌های منطقه‌ای و ملی. تصاویر بعدی، با زبان تمثیلی پیش می‌روند: «موش‌های شب‌زده»، «آژیرهای ممتد»، «سوراخ‌های گنبد»... همه نماد تهدید، ترس، خرابکاری و دروغ‌اند. شاعر در این‌جا از نیروهای عدالت‌طلب «گربه‌ها» می‌خواهد که این تاریکی‌زدگان را شکار کنند. بخش بعدی، کودک‌کشان را مخاطب قرار می‌دهد؛ شاید اشاره‌ای مستقیم به فجایع جنگی علیه کودکان یا حملات بی‌هدف و بی‌رحمانه. و با لحنی قاطع می‌گوید: بزدل‌تر از شما کسی نیست. و بعد، نوبت به نوید آمدن می‌رسد: «ما در مسیر آمدنیم». دعوتی‌ست به همت، به قیام، و هشدار به ظالمان که زمانشان به سر رسیده است. شاعر سپس با بهره‌گیری از مفاهیم مذهبی، مثل «شمشیر دو دم»، «تیغ روز جزا»، «ذوالفقار» و «کعبه»، تصویر قیام نهایی و عدالت الهی را ترسیم می‌کند. اما این مفاهیم نه برای تسلیم، که برای تقویت اراده‌اند. نوعی دین‌باوری پویا که از مردم می‌خواهد سجده به حقیقت کنند، نه به دروغ. در پایان، اعتماد به خداوند، آرامش‌بخش است: «کاری خدا که در همه‌ جاست». و در مقابل آن، خائنان همیشه بوده‌اند. اما شاعر هشدار می‌دهد که بعد از غبار فتنه، زمان حساب‌کشی است، و دیگر رحمی بر مزدوران جیره‌خوار نیست.

علاج صدای خونی‌ست که از خاک می‌جوشد. فریادی‌ست علیه ظلم، خیانت و کودک‌کُشی؛ و ستایشی‌ست برای امید، ایمان و ایستادگی. محسن چاوشی در این ترانه، از زخمی سخن می‌گوید که نه تسلیم، که بیدارمان کرده. این شعر، سوگنامه نیست؛ آیه‌ای‌ست از خشم مقدس و دعوتی‌ست به برخاستن. @hyperfemininity