ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

الذهاب إلى القناة على Telegram

Elizabeth Fraser is my mother, Chester Bennington is my father. I was raised somewhere between a lullaby and a scream. cinema diary: @Cineglimps بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفته‌هاست. Talk:http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41

إظهار المزيد
310
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
The Lade of the Lake' illustrated by Thomas Mackenzie, (1887-1944). @hyperfemininity
The Lade of the Lake' illustrated by Thomas Mackenzie, (1887-1944). @hyperfemininity

Artist: Akira Yamaoka Album: Silent Hill 3 (Original Soundtrack) Released: 2003 Genre: Trip-Hop, Dark Ambient @hyperfemininity

In the mirror of love, you can see who you are.
Artist: Sandra Album: Mirrors Released: 1986 Genre: Synth-pop, Euro-disco @hyperfemininity

Sandra’s voice feels like a timeless dream, soft, powerful and absolutely heavenly.

داشتم فکر می‌کردم دخترای دبیرستانی اون دوران چقدر ناز و معصوم بودن. توی همچین گروه کُر ای عضو بودن بعد الان باید شاهد هلیا نکن شر می‌شه باشیم.

فعلا این قطعه ناز رو گوش بدید تا بعدا آلبومشون رو آپلود می‌کنم. @hyperfemininity

هر وقت Stationary Traveller از کمل رو می‌ذارم، انگار یه در باز می‌شه به یه تیکه از بچگیم. همون روزی که دوتا از بستگانم رو از دست دادم. اون موقع بچه بودم و هنوز درست نمی‌دونستم مرگ یعنی چی. ولی بعضی تصویرها مثل سایه روی ذهنم مونده. یادم میاد داداشم همون موقع این آهنگ رو گذاشته بود. صداش با همه‌چی قاطی شده بود؛ با جمعیت زیادی که دم ورودی شهر منتظر بودن جنازه‌ها رو بیارن. یادمه اون روز پیکرها رو یه شب تا صبح توی خونه نگه داشتن. و تنها چیزی که می‌شنیدم صدای جیغ و ناله‌ی آدم‌ها بود که با غروب گرفته‌ی اون روز عجیب گره خورده بود. شاید این خاطره هیچ جذابیتی نداشته باشه، ولی برای من به شدت پررنگه. یه چیزی که هیچ‌وقت از ذهنم پاک نشد.

Artist: Camel Album: Stationary Traveller Released: 1984 Genre: Progressive Rock @hyperfemininity

Artist: Danger Mouse Album: Rome Released: 2012 Genre: Indie Rock, Cinematic, Spaghetti Western vibes @hyperfemininity

Goodbye Blue Sky.

+1
like living inside a pink haze, where every memory feels like perfume on my skin, and every song turns into a secret diary page. @hyperfemininity

داستان آهنگ راجع به عشق اوله. من ژاپنی بلد نیستم اما وقتی گوش دادمش کاملا این رو حس کردم که مثل وقتیه که یه خاطره‌ی خیلی شیرینی رو یادت میاد، قلب پر می‌شه از گرما ولی همون لحظه یه بغضی میاد سراغت چون می‌دونی که برنمی‌گرده.

یاد روزهایی می‌افتم که آسمان روشن‌تر بود و خنده‌های کودکانه‌مان جهان را پر می‌کرد عشق اول مثل گلی بود که زود پژمرد اما عطرش هنوز در قلبم مانده است هر بار که به آن خاطره برمی‌گردم لبخندی آرام بر لبم می‌نشیند، و در همان لحظه اشکی بی‌صدا بر گونه‌ام می‌لغزد. @hyperfemininity

معرفی می‌کنم: ترک مورد علاقه‌م از این آلبوم.

I don't need a future, I don't need your past I just need a lover.
Artist: Miley Cyrus Album: Plastic Hearts Released: 2020 Genre: Synth Pop, Dark Pop @hyperfemininity

امشب دوباره قدم گذاشتم توی همون مسیر قدیمی. راهی که سال‌های 15-14 سالگی‌م با شور و شوقِ مختص به خودم طی می‌کردم. اون موقع گوش‌هام پر از آهنگ‌های پاپ بود و قلبم پر از رویاهایی که به اندازه‌ی دنیا بزرگ بودن. با هر قدم، خنده‌ها و آفتاب تابستون روی پوستم می‌نشست و همه چیز رنگِ زندگی داشت. امشب اما همه چیز فرق داشت. خیابون ساکت بود، چراغ‌ها کم‌جان، هوا سنگین. من تنها بودم با سایه‌هایی که همراه قدم‌هام حرکت می‌کردن. بارِ فکرها و دردهایی که هیچ‌کس نمی‌فهمه، روی شونه‌هام سنگینی می‌کرد. هر قدمی، انگار کشیدن تکه‌ای از این بار بود. خاطره‌ها از دل تاریکی زنده شدن مثل فیلمی که بی‌صدا جلوی چشمام پخش بشه. خنده‌های قدیمی، روزهای آفتابی، لحظه‌هایی که فکر می‌کردم هیچ‌وقت تموم نمی‌شن. چه ساده، چه بی‌دغدغه زندگی می‌کردم. خاطره‌ها عجیبن. آدم رو زنده نگه می‌دارن. یادآوری می‌کنن کی بودیم، کجا ایستاده بودیم. امشب، توی همون مسیر، همزمان هم دلم گرفت، هم لبخند روی لبم نشست. غم و شادی مثل دو دست نامرئی شونه‌هام رو گرفتن و با هم همراهیم کردن.

منو یاد پازوزو انداخت. ( ازش خوشم نمیاد)

Artist: Suldusk Album: Lunar Falls Released: 2019 Genre: Neofolk, Atmospheric Black Metal @hyperfemininity

درونم فریادی‌ست بی‌راه، زخمی که دهان باز نمی‌کند. گلویم دیوار است، و صدایم در تاریکی سینه می‌میرد. من خاموشم، اما موسیقی برایم فریاد می‌زند؛ The Great Gig in the Sky گریه‌ای‌ست که از من و جهان فراتر می‌رود. در آن صدا، رنجی جاری‌ست که زبان نمی‌شناسد، و اشک‌هایم همان‌جا بی‌آنکه بخواهم رها می‌شوند. شاید این راز موسیقی باشد. سخن گفتن از دردهایی که هیچ واژه‌ای توان گفتنش را ندارد.