"Cigarettes after shrek"
الذهاب إلى القناة على Telegram
480
المشتركون
-324 ساعات
-17 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
جوون میمیرم و سخت کار میکنم
پدرم اینطوری از زندگیش یه اثر هنری ساخت
کل روزو نوشیدنی مینوشیم و ما تا غروب آفتاب حرف میزنیم با هم
این همون کاریه که سگای راهنما میکنن، از روشنایی تا تاریکی آسمون
Repost from ساراباند
از یه جایی به بعد دیگه نتونستم مثل سابق از اون درد بگم. از یه جایی به بعد دیگه همهی کلمهها کوچیک و همهی جملهها ناقص و همهی مخاطبها سنگدل بودن. دیگه وقتی ازش حرف میزدم احساس برهنه بودن میکردم. برهنه بودن جلوی جماعتی که از هر خط و خال طبیعیت یه زخم عفونی بدشکل میسازن و بابت شبیه انسانها بودنت بهت حمله میکنن. دیگه نتونستم. دیگه اونقدری احساس امنیت نکردم که دهن باز کنم. ولی هنوز هست. اون درد هنوز هست. زیر همین پوست، توی همین استخونها. همچنان با منه. با هر قدمم، هر نگاهم، هر اشک و هر لبخندم. هیچ ذرهای از من نیست که از اون درد جدا باشه. هیچوقت ازش رها نشدم، فقط دیگه نتونستم بین کلمههام جاش بدم.
خدایا چرا هرجایی که میرم باید یه بچه باشه که مثل چی گریه کنه🗿 دوستان نمیگم طبیعی نیست ولی نمیدونم چرا هرجا میرم هست💀
Aphrodite
What man call vanity, i call divinity.
What man call lust, I call power.
I was born of the sea
And I shall show
No mercy.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
