هیچ دوستی جز کوهستان
الذهاب إلى القناة على Telegram
محتوا چیزی بیش از روزمرگی یک انسان معمولی نیست. شناس: @samgivesnofuck ناشناس: https://t.me/BluChtBot?start=61a1af07b1dca38c8a
إظهار المزيدإيران218 433الفئة غير محددة
230
المشتركون
+124 ساعات
-27 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from Melancholy Mood
گفتم:
چه چیز است که کار مردم پارسا تباه کند؟
گفت:
ستودن ستمکاران..
#کتاب
#ظفرنامه
منسوب به ابن سینا
@Melancholymood
Repost from Liszt0maniaa (اشکان شریعت)
در فرازِ کوهستانهایِ سرکشِ «موک»، موکاتسمیرزا پهلوانی بلندآوازه بود. روزی حاکمِ آن دیار، چون چشم بر جمالِ همسرِ میرزا دوخت، آتشِ هوس در جانش زبانه کشید و خواست تا زن را به چنگ آورد، وفاداریِ زن اما مانع شد و کینه بر خرد حاکم جبار چیره گشت و بر موک تاخت. در نبردی که درگرفت اما میرزا حریف را مغلوب کرد. حاکم که توانِ ایستادگی در میدانِ رزم نداشت، نقابِ دوستی بر چهره زد و به بهانهیِ آشتی، میرزا را به ضیافتی خواند. میرزا، غافل از دام و دغلِ حاکم، دعوت را پذیرفت. آنجا، در میانهیِ بزم، جامِ آلوده به زهر کارگر شد و موکاتسمیرزا جان باخت.این قطعهی سالخورده، در سوگ و فقدان اوست. «میرزای دلیر را به زهر آلودند، و سرزمینِ موک به سوگ نشست. بگریید، ای عروسان، بگریید، که دیگر میرزایِ دلاورِ ما نیست.» @Liszt0maniaa
Repost from خانقه
ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی
دو دست را برافشان بیزار شو ز هستی
موقوف وقت بودی تعجیل مینمودی
وقت نماز آمد برجه چرا نشستی
بر بوی قبله حق صد قبله میتراشی
بر بوی عشق آن بت صد بت همیپرستی
Repost from خانقه
میگویمت که چونی هرگز کسی بگوید
با جان بیچگونه چونی چگونه استی
امشب خراب و مستی فردا شود ببینی
چه خیکها دریدی چه شیشهها شکستی
هر شیشه که شکستم بر تو توکلستم
که صد هزار گونه اشکسته را تو بستی
