𝟏𝟖𝟕𝟎.
الذهاب إلى القناة على Telegram
| 𝘐𝘵 𝘥𝘰𝘦𝘴𝘯'𝘵 𝘵𝘢𝘬𝘦 𝘢 𝘬𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳 𝘵𝘰 𝘮𝘶𝘳𝘥𝘦𝘳 𝘐𝘵 𝘰𝘯𝘭𝘺 𝘵𝘢𝘬𝘦𝘴 𝘢 𝘳𝘦𝘢𝘴𝘰𝘯 𝘵𝘰 𝘬𝘪𝘭𝘭. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-1205297-W2BHsd2
إظهار المزيد259
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
259
ولی کشف آن فایدهای نداشت؛ واضح بود که مستقل از علامت فضا وجود نداشت و شاید هرگز به وجود نیامده بود.
259
در جهان دیگر نه ظرفی وجود داشت و نه مظروفی، تنها غلظت علامت ها بر همه چیز تحمیل شده و روی همه چیز منعقد شده و همهی حجم فضا را اشغال کرده بود؛ تمام فضا داشت نقطه نقطه میشد، شبکه ای از خط و خراش و نقش برجسته و حکاکی؛ روی جهان از همه طرف و طول همهی ابعاد نوشته شده بود. دیگر راهی برای مرجع قرار دادن هیچ نقطه ای نبود؛ کهکشان به چرخش خود ادامه میداد، ولی من دیگر نمیتوانستم تعداد دور ها را بشمارم. هر نقطه ای میتوانست نقطه عزیمت باشد، هر علامتی که همراه بقیه انباشته شده بود میتوانست مال من باشد.
259
به یاد آوردم که زندگی در این اتاق انگار در زیر دریا اتفاق میافتد، زمان بی تفاوت از بالای سرم میگذشت، ساعت ها و روزها معنایی نداشتند.
259
از درون تاریک است، پنجرههای مشرف به میدان؛ در دل تاریک این دوزخ، پنجرهها به آسمان شرارت مشرفند؛ در این فضا، با طغیان احساسات و ارتجاعات به رقصی تلخ از فسانهای غمگین میپردازند، در این برکهی سرخ و سوزان سایههایی از آینده در دامان سوز و جوش داستان پرسه میزنند، به دنبال نوری که گناهان را پاکیزه و قلبها را آرام کند؛ پنجرهها، دروازه ای برای پیوندی ناگزیر با گذشته از بار سنگین خوابهایی که در دل تاریکی رویاهای زندگی فرسوده شدهاند، در این لحظه نوازندهی زندگی تازه ای خواهند شد.
259
پسماندی از سایهها و همچنین لرزش نوری که تنها با یک قلم به طور معصومانه پای در زمین میگذارد؛ این آثار نه فقط نمادی از تخریب و افول نیستند، بلکه یک اقیانوس عمیق از داستانهایی هستند که هر ذرهی آن شاهدی از جنگ و تضاد بیپایان میان انسان و خویشتن و همچنین انسان و دیگران میباشد.
259
آثار رامبراند، در دامنهای از تیرگی و پیچیدگی قرار دارند که تجربهٔ عمیقی از اندوه و ابتلا به آن چه نامعلوم و غیرقابل توصیف است در درون آنها جا گرفته است.
