ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

معمای عشق

معمای عشق

الذهاب إلى القناة على Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

إظهار المزيد
788
المشتركون
+224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
photo content

sticker.webp0.42 KB

AnimatedSticker.tgs0.59 KB

photo content

📆

photo content

photo content

sticker.webp0.53 KB

من شاید گلِ نیلوفری باشم از دیارانی دور‌ در آغوشِ قله هایِ رفیع و بلندِ آلپ و شاید مردابی خسته و دل شکسته؛ که سالیانی بسیار به انتظارِ شکفتنِ نیلوفرهایِ آبی؛ ستاره ها را، شمرده است. و شاید هم؛ قاصدکی رها در باد پشتِ نرده هایِ چوبیِ پنجره ای رو به کوچه یِ بن بستِ انتظار گم شده در، خاطراتِ گُنگِ ناباور و شاید هم؛ گلی از لامکان هایِ دورِ دورِ دور که هیچ دستی عاشقانه،نبوییدش و روحِ بلند و عارفانه اش را در زورقی سپید به دریایِ فهم و باور نبرد بر جای جایِ زخم هایِ تنهایی ام و بر برگ برگِ زلال و آفتابی ام گلبوسه هایِ آفرینش؛ و اکسیرِ نامیرایِ عشق؛ حک‌شده است! باورم کن! نیلوفرانِ بلندای پر صلابت آلپ و نیلوفران برکه ی ماهِ چشمانِ تو و نیلوفران‌ِ باغچه ی رویاهایِ سبز مادرم فقط چند بهار دیگر فقط چند بهارِ دیگر آفتاب را... در آغوش می گیرند نیلوفران عاشق؛ اما؛ همیشه آفتابی اند و مرگ برایِ شان؛ تنها یک غروبِ بی فردا نیست! طلوعِ یک باورِ خوش است!!! مرا به خاطر بسپار مرا به خاطر بسپار در مردمکِ چشمانِ با نجابت و پر شکوهِ و با صلابتِ عشق...! ✍️#فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🎙#ایلماه👑 🍏🍎🍃

sticker.webp0.47 KB

sticker.webp0.88 KB

🎼❤️🎼 شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید چه سود از شرح این دیوانگی ها،بی قراری ها ؟ تو مه ، بی مهری و حرف منت باور نمی آید ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای یار که این دیوانه گر عاقل شود ، دیگر نمی آید فراق از عمر من می کاهد ای نامهربان رحمی خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید ✍#اخوان_ثالث 🗣#همای 🍏🍎🍃

sticker.webp0.58 KB

sticker.webp0.66 KB

sticker.webp0.80 KB

sticker.webp0.33 KB

○ من شاید گلِ نیلوفری باشم از دیارانی دور‌ در آغوشِ قله هایِ رفیع و بلندِ آلپ و شاید مردابی خسته و دل شکسته؛ که سالیانی بسیار به انتظارِ شکفتنِ نیلوفرهایِ آبی؛ ستاره ها را، شمرده است. و شاید هم؛ قاصدکی رها در باد پشتِ نرده هایِ چوبیِ پنجره ای رو به کوچه یِ بن بستِ انتظار گم شده در، خاطراتِ گُنگِ ناباور و شاید هم؛ گلی از لامکان هایِ دورِ دورِ دور که هیچ دستی عاشقانه،نبوییدش و روحِ بلند و عارفانه اش را در زورقی سپید به دریایِ فهم و باور نبرد بر جای جایِ زخم هایِ تنهایی ام و بر برگ برگِ زلال و آفتابی ام گلبوسه هایِ آفرینش؛ و اکسیرِ نامیرایِ عشق؛ حک‌شده است! باورم کن! نیلوفرانِ بلندای پر صلابت آلپ و نیلوفران برکه ی ماهِ چشمانِ تو و نیلوفران‌ِ باغچه ی رویاهایِ سبز مادرم فقط چند بهار دیگر فقط چند بهارِ دیگر آفتاب را... در آغوش می گیرند نیلوفران عاشق؛ اما؛ همیشه آفتابی اند و مرگ برایِ شان؛ تنها یک غروبِ بی فردا نیست! طلوعِ یک باورِ خوش است!!! مرا به خاطر بسپار مرا به خاطر بسپار در مردمکِ چشمانِ با نجابت و پر شکوهِ و با صلابتِ عشق...! ✍️#فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🎙#ایلماه👑

📚

1_5075858544448766117.mp358.21 MB