معمای عشق
الذهاب إلى القناة على Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
إظهار المزيد786
المشتركون
-324 ساعات
-17 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
786
Repost from 👑آواے ایلماـہ 👑
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
-----------------------------
_فصل ها در گذر باد
چه زود پیر می شوند؛
و بالِ پروازِ شاپرک؛
چه معصومانه و غریب
بفاصله یِ یک آه ...
در مردمکِ چشم هایِ
کبودِ باد؛
نا بهنگام گم می شود_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
💖🎵💖
786
🎼❤️🎼
دلم تَنگ است؛
چنان ماهی
درون تُنگِ دلتنگ
به شوقِ آبیِ دریا!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
786
📕✨📕
📻 کتاب صوتی
📓 فراسوی افق
✍ #یوجین_اونیل
ترجمه / اقتباس شنیداری: جواد پیشگر
بازیگران : بیوك میرزایی,رحمان باقریان,رضا عمرانی,شهین دخت نجف زاده,صدیقه كیانفر,علی تاجمیر
كارگردان برنامه/نمایش رادیویی: جواد پیشگر
تهیه كننده برنامه/نمایش رادیویی: محمد مهاجر
سردبیر رادیویی: نادر برهانی مرند
عنوان كتاب مرجع: Beyond the Horizon
نویسنده : یوجین اونیل
🍏🍎🍃
786
🎼❤️🎼
تو آن جرعه آبی
که غلامان
به کبوتران مینوشانند
از آن پیشتر
که خنجر
به گلوگاهشان نهند.
#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
786
○
آنگاه مردی گفت :
با ما از شناخت خویشتن سخن بگو .
و او در پاسخ گفت :
دل های شما در سکوت خود رازهای روزها و شب ها را می دانند .
ولی گوش هاتان تشنه شنیدن صدای دلنشین دل هستند .
شما می خواهید آنچه را همیشه در اندیشه دانسته اید در سخن نیز بدانید .
می خواهید با انگشت هاتان تن رویاهاتان را لمس کنید .
و چه بهتر که چنین کنید .
چشمه ی پنهان روح شما ناگزیر سرریز می شود و نجوا کنان به دریا می رود .
و گنج ژرفای بی پایان شما در برابر چشم تان پدیدار می گردد .
اما برای کشیدن گوهرهای ناشناخته خود ترازویی مسازید .
و ژرفای دانش خود را با چوبی یا ریسمانی اندازه مگیرید .
زیرا که خویشتن دریایی ست بی کران و بی بن .
مگویید : " حقیقت را یافته ام. " بگویید " حقیقتی را یافته ام " .
مگویید " راه گردش روح را دیده ام. " بگویید " روح را دیده ام که از راه من می گذشت. "
زیرا که روح از همه راه ها می گذرد .
روح بر یک خط راه نمی رود و مانند نی نمی روید .
روح شکفته می شود مانند نیلوفر آبی که گلبرگ های بی شمار دارد .
✍#جبران_خلیل_جبران
📕 پیامبر و دیوانه
🍏🍎🍃
786
مکن کز سینهام آه جگرسوز
برآید همچو دود از راه روزن
دلم را مشکن و در پا مینداز
که دارد در سر زلف تو مسکن
چو دل در زلف تو بستهست حافظ
بدین سان کار او در پا میفکن
#حافظ
786
تنت در جامه چون در جام باده
دلت در سینه چون در سیم آهن
ببار ای شمع اشک از چشم خونین
که شد سوز دلت بر خلق روشن
#حافظ
786
هر روز یک غزل با حافظ
---------------------
چو گل هر دم به بویت جامه در تن
کنم چاک از گریبان تا به دامن
تنت را دید گل گویی که در باغ
چو مستان جامه را بدرید بر تن
من از دست غمت مشکل برم جان
ولی دل را تو آسان بردی از من
به قول دشمنان برگشتی از دوست
نگردد هیچ کس با دوست دشمن
#حافظ
