معمای عشق
الذهاب إلى القناة على Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
إظهار المزيد777
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
777
○
با دين يا بدون دين،
انسانهاى خوب كارهاى خوب ميكنند
و انسانهاى بد، كارهاى بد ...
اما براى اينكه
انسان باظاهر خوب،كارهاى بد كند،
قطعاً به دين نياز دارد!!
#استيون_واينبرگ
🍏🍎🍃
777
○
پیمان بستم که هدفی یگانه به زندگیام بدهم ، خویشتن را از شکلهای بیشمار بردگی آزاد سازم ،
بر ترس و دروغ فائق آیم و دیگران را یاری کنم تا خود را از بند ترس و دروغ آزاد سازند.
زمانی بس دراز ، انسانها مرتکب بیعدالتی شده بودند. دیگر این بیعدالتی را تحمل نمیکردم .
ما باید به کودکان بر روی زمین هوای صاف ، اسباب بازی و آموزش بدهیم ، به زنان آزادی و ملایمت ،
به مردان احترام و مهربانی، و به قلب انسان دانهای گندم...
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 گزارش به خاک یونان
🍏🍎🍃
777
🎼❤️🎼
ما هر دو میدانیم
چشم و زبان، پنهان و پیدا، رازگویانند
و آنها که دل با یکدیگر دارند
حرف ضمیر دوست را ناگفته میدانند
ننوشته میخوانند
من «دوست دارم» را
پیوسته در چشم تو میخوانم
ناگفته میدانم
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمیپرسم
هرگز نمیپرسم که: آیا دوستم داری
قلب من و چشم تو میگوید به من: آری...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
777
○
رنج آدم را نمیکشد، بی معنایی میکشد.
"اگر چرای زندگیمان را پیدا کنیم، هر درد میتواند بخش رشد و شکل گیری مان شود؛ رنج تبدیل به آیینهای برای دیدن خودِ واقعی میشود. شاید معنا ساختنی است، از زخمها و روزهای سخت."
👤#نیچه
777
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
#حافظ
777
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب ترابآلوده
#حافظ
777
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خِرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
#حافظ
777
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
#حافظ
777
هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خِرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب ترابآلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
🍏🍎🍃
