پاک نگار؛ خواندن، نوشتن، ویرایش، زبان فارسی❇️
الذهاب إلى القناة على Telegram
⏹️ نعمت الله پناهی، دانش آموخته دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد ⏺️ مدرس دانشگاه ⏺️ ویراستار متون ادبی، علمی، دانشگاهی(پایان نامه، رساله) 🔽تماس با مدیر کانال: 09193419024 @npanahi59 panahi_947@yahoo.com http://panahi91.blogfa.com
إظهار المزيد352
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
▪️تو آن قدر غزلی که نباید از تو بگویم بدون وزن و قوافی
تو وجه مشترکی در تمام واقعیت ها و قصه های خرافی
📽علی عیسی بیکی
@pak_negar
▪️تو آن قدر غزلی که نباید از تو بگویم بدون وزن و قوافی
تو وجه مشترکی در تمام واقعیت ها و قصه های خرافی
▪️علی عیسی بیکی
@pak_negar
Repost from زبانورزی
🍁 زبان مسلح: گفتوگوی یاسر میردامادی با داریوش آشوری در باب زبان و جنگ
💬 داریوش آشوری:
«من جنگسومی هستم.» از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم تا «جنگاولی»های امروز، هر نسل واژگان خود را برای فهم خشونت میسازد.✍🏻 یاسر میردامادی: زبان تنها روایتگر جنگ نیست؛ خودْ اسلحهای است هموزن توپ و تانک. در گفتوگویی مفصل با داریوش آشوری، پیشگام واژهسازی علمی در فارسی، به نسبت پیچیدهٔ زبان و جنگ پرداختهایم. از زایش ناگهانیِ «جنگاولی» در جنگ دوازدهروزه تا احیای «وطنفروش»، از تفاوت واژهسازیِ علمی و جنگی تا ملاحظات اخلاقی در پژوهشهای زبانی. آشوری، که خود «جنگسومی» است و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم را در کودکی تجربه کرده، در این گفتوگو نهتنها به ساختار زبانیِ جنگ میپردازد، که به روانگزیدگیای [ترومایی] که جنگ بر زبان و حافظهاش نهاده، اعتراف میکند. 🔗 این گفتوگو نخسیتن بار در ماهنامه «اندیشه پویا»، (شماره ۹۹، آذر ۱۴۰۴، صص ۳۱ ــ ۳۵) منتشر شده است. متن کامل آن را میتوانید در دینآنلاین بخوانید. (بهمن ۱۴۰۴)
بخارای نوروزی منتشر شد
یکصد و هفتاد و سومین شمارهٔ مجلهٔ بخارا با مینیاتوری از «داستان گذر سیاوش از آتش» بر روی جلد در ۵۴۴ صفحه منتشر شد.
@pak_negar
▪️تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه او پردهدری بود
حافظ
• آواز: محمدرضا شجریان
@pak_negar
🔰عبدالمجید ارفعی درگذشت
🔸عبدالمجید ارفعی استاد برجسته فرهنگ و زبانهای باستانی، صبح امروز چهارشنبه ۶ اسفندماه سال جاری بر اثر بیماری ریوی دار فانی را وداع گفت.
🔸عبدالمجید ارفعی نخستین مترجم استوانه کوروش بزرگ از زبان اصلی (بابلیِ نو) به فارسی است. او در سال ۱۳۹۴ جایزه سرو ایرانی، در زمینهٔ میراث فرهنگی را به عنوان یک عمر کوشش فرهنگی دریافت کرد. همچنین در پنجمین مراسم 《تماشای خورشید》که توسط کمیسیون ملی یونسکو ایران، با مشارکت موزه ملی ایران در خردادماه ۱۴۰۱ برگزار شد، نشان خورشید یونسکو به همراه نشان ایکوم (کمیته موزهها در ایران) به وی اهدا شد.
@pak_negar
▪️دستِ خشکِ زمستان از این باغ
رنگها را بدانسان ربوده است
▪️کز شگفتی تو گویی در اینجا
هیچ باغ و بهاری نبوده است
▨
🎙محمدرضا شفیعی کدکنی
پالایش و تنظیم
@schahrouz
@pak_negar
🩸اشک من
رنگ شفق یافت
ز بی مهری
یار ...
🩸آسمان زیبای #مشهد در جاده گوارشک روستای انداد
@HavashenasiMashhad
@pak_negar
🩸اشک من رنگ شفق یافت
ز بی مهری
یار ...
🩸آسمان زیبای #مشهد در جاده گوارشک روستای انداد
@HavashenasiMashhad
@pak_negar
🩸اشک من رنگ شفق یافت
ز بی مهری
یار ...
🩸آسمان زیبا در جاده گوارشک روستای انداد
@HavashenasiMashhad
@pak_negar
آذرتاش آذرنوش؛ استاد زبان عربی، شیفتۀ زبان فارسی
🔹سبب نوشتن این سطور مطالعۀ کتاب 📗چالش میان فارسی و عربی استاد در این روزها بود. دربارۀ ایراندوستی وی فراوان شنیده بودم؛ اما این کتاب سندی آشکار بر تلاش وی برای برملاکردن اسنادی است که نشان میدهد در سدههای نخست پس از اسلام زبان فارسی با سرافرازی تمام در کنار زبان عربی میبالید و رشد میکرد و استعداد آن را مییافت که کلام الهی را در خود جای دهد. 🔸او در مورد امیر سامانی منصور بن نوح و ترجمۀ قرآن و تفسیر طبری مینویسد: «اقدام تاریخی و سرنوشتساز امیر آن بود که گستاخی ورزید و قرآن، زبان ارجمند خدایی را به فارسی برگرداند. این ماجرا نقطۀ اوج آن کشاکشهای ناگفتۀ پنهان اما سخت ژرف و ریشهدار است. سامانیان چنان به زبان رایج سرزمین خویش اعتقاد داشتند که آن را برای بازگو کردن سخن خداوند که معجزۀ اسلام نیز هست شایسته میدانستند» (آذرنوش، ۱۳۸۵؛ ص ۲۸۵).
🔹به نظر میآید اینها عباراتی است که آذرنوش دوست میداشته در ذهن و خیال آن امیر سامانی گذشته باشد و اقتدار زبان فارسی را در برابر زبان عربی که سخت تعظیم میکرد نشان دهد.
🔸همچنین آذرنوش به مقالۀ هانری ماسه اشاره میکند که در مورد واژهسازی ابن سینا در دانشنامۀ علایی نوشته بود: «ابن سینا در نوشتن به زبان فارسی زبردست است و عربیدانی او در نثر فارسیاش تأثیر ندارد. از این کتاب معلوم میشود که زبان فلسفیِ فارسی تواناییهای بیپایانی دارد. بسیاری از اصطلاحات فارسی او از معادل عربیشان روشنترند (مثلاً برهان چرایی، بهجای برهان لِمَ). او غالباً معادل عربی اصطلاحات فارسی خود را آورده است» (همان، صص ۲۸۷-۲۸۸). به هر روی، در جایجای این کتاب نشانههای علاقۀ وی به زبان فارسی، ایران بزرگ و فرهنگ آن هویداست.
✍️ مریم حسینی
@pak_negar
🔸آذرتاش آذرنوش؛ استاد زبان عربی، شیفتۀ زبان فارسی
🔹در دوران دانشجویی این افتخار را داشتم تا در کلاسهای آموزش زبان عربی وی در دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران شرکت کنم. سالهای ۱۳۶۷ یا ۱۳۶۸ کتاب آموزش زبان عربی ایشان به تازگی منتشر شده بود. آوازۀ این کتاب و تدریس بیمانند وی، من و دانشجویانی دیگر را از دانشکدۀ ادبیات به دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران میکشاند.
🔸استادیِ تمام و کمال وی در تدریس، همه را به شگفتی میآورد. با صبوری و شکیبایی با تک تک دانشجویان به عربی مکالمه میکرد و آن کتاب را به شیوهای نوین به آموزش مکالمۀ عربی اختصاص داشت تدریس میکرد.
🔹کلاسی متفاوت از دیگر کلاسهای آموزش زبان بود، با استادی خوشسیما وخوشپوش با چهرهای مهربان و امیدوار به دانشجویانش. پس از آن سال دیگر استاد را ندیدم اما کتاب فرهنگ معاصر عربی فارسی وی را همواره بر روی میز کارم داشتم.
▪️استاد آذرنوش را در ۱۵ مهر ۱۴۰۰ از دست دادیم. او از آن دست انسانهای بیهمالی بود که تاریخ فرهنگی هر سرزمینی به وی محتاج است و نظیر او را به خود کم خواهد دید.
✍️مریم حسینی
@pak_negar
▪️بانو! قرار ثانیهها را به هم نریز
موهات را ببند و فضا را به هم نریز
▪️بگذار در خیال خودم هی ببوسمت
رویای عاشقانۀ ما را به هم نریز
▪️کمتر به فکر خط ِ لب و چشم و سرمه باش
آرایش قشنگ خدا را به هم نریز
▪️از کوچهها که میگذری فکر خلق باش
اعصاب شیخ و شاه و گدا را به هم نریز
▪️از شعر من بنوش و به رقص آی و مست شو
اما ردیف و وزن و هجا را به هم نریز
▪️«امن یجیب» و «جاثیه» خواندم که آمدی
لطفاً بمان و راز دعا را به هم نریز
▪️میترسم این سکوت تو دیوانهام کند
موهات را ببند و فضا را به هم نریز
#هخا_هاشمی
@pak_negar
▪️بانو! قرار ثانیهها را به هم نریز
موهات را ببند و فضا را به هم نریز
▪️بگذار در خیال خودم هی ببوسمت
رویای عاشقانۀ ما را به هم نریز
▪️کمتر به فکر خط ِ لب و چشم و سرمه باش
آرایش قشنگ خدا را به هم نریز
▪️از کوچهها که میگذری فکر خلق باش
اعصاب شیخ و شاه و گدا را به هم نریز
▪️از شعر من بنوش و به رقص آی و مست شو
اما ردیف و وزن و هجا را به هم نریز
▪️«امن یجیب» و «جاثیه» خواندم که آمدی
لطفاً بمان و راز دعا را به هم نریز
▪️میترسم این سکوت تو دیوانهام کند
موهات را نبند و فضا را به هم بریز
#هخا_هاشمی
@pak_negar
▪️دست و دامن تهیّ و پا در بند
سر كشیدم به آسمان بلند
▪️شبم از بیستارگی، شب گور
در دلم پرتو ستارۀ دور
📽 هوشنگ ابتهاج
@pak_negar
▪️مراد ما وصال تُست از دنیا و از عُقبی
وگرنه بیشما قدری نباشد دین و دنیا را
#سعدی
@pak_negar
