ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

ناز

ناز

الذهاب إلى القناة على Telegram

فحاش و رکیک بدتر از آخوند، KIR تو فمنیست و نسل ۵۷ و ج.ا و هندسه و فیثاغورس.

إظهار المزيد
1 034
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-1530 أيام
أرشيف المشاركات
ناز
1 034
جايى نيست به خاطر ریدن به روابط به آدم حقوق بدن؟

ناز
1 034
وقتایی که میبینم چه آدم مزخرفیم یاد شخصیت تو میفتم.

ناز
1 034
سگ توت بابا. دلم نمیخواد جفت من بخری. بفهم دیگه.
سگ توت بابا. دلم نمیخواد جفت من بخری. بفهم دیگه.

ناز
1 034
photo content

ناز
1 034
توى ايران به دنيا اومدن يك درده، توى ايران و دختر به دنيا اومدن يك درد ديگه. براى هرچيز ساده اى بايد ده ها برابر جنگيد. _کاف.

ناز
1 034
photo content

ناز
1 034
زیبایی رو توروخدا.

ناز
1 034
دوست‌‌ داشتنت را از خودت خواهانم».
دوست‌‌ داشتنت را از خودت خواهانم».

ناز
1 034
از روزی میترسم که داستان این اتفاق‌هایی که تو جوونیمون دیدیم رو واسه نوه‌هامون تعریف کنیم، بعد اونا تو دلشون بگن: پیر خرفت توهم زده، داره کسشر می‌گه

ناز
1 034
Repost from بوی دریا
مردگانِ این سال زنده ترینِ زنده‌گان بودند

ناز
1 034
امروز بی‌اندازه سکسه. بی‌اندازه. بــــی‌اندازه.

ناز
1 034
Repost from H
روز قشنگیه!

ناز
1 034
photo content

ناز
1 034
چه روزی رو از دست دادم پس.

ناز
1 034
صبحم رو با خوندن این خبر شروع کردم که ۲۵ نیروی شبه‌نظامی وابسته به ج.ا کشته شدن. عجب روزی بشه.

ناز
1 034
Repost from اَبر.
من تا برم سرکار و پولام رو جمع کنم ک لباس پاییزه بخرم ،بهار شده.

ناز
1 034
هوا یخ یخ بود.کلی سرما خوردم. عطسه کردم.سرفه هام پر شدت تر شده. برای اولین بار بعد این همه رنج و اندوه و بی رمقی حالم خوب بود! حالا که به خونه برگشتم برای دیدن دوباره گربه ها هیجان زده ام. شب‌بخیر.

ناز
1 034
کل امروزو بین گربه ها تو پارک زندگی کردم و متاسفم که کل پول این ماهم سر غذاشون تموم شد.

ناز
1 034
شیوا واقعن تنها کسیه که از نبودنش خیلی میترسم.

ناز
1 034
نازِ عزیزم سلام. الان که دارم این کلمات رو کنار هم میچینم تا در زمان نامعلومی برایت بفرستم، خیلی خسته‌م. امروز کلی کار داشتم نازم. نمی‌دانم از کدام‌ش برایت بگویم. بگذار از کلاس رانندگی شروع کنم_آره دارم راننده میشم_ دیروز اولین جلسهٔ کلاس‌م بود و برای اولین بار تو شهر رانندگی کردم و از حس‌م در اون لحظه اگر می‌پرسی باید بگم غیر قابل وصف. می‌دونی من خیلی به رانندگی علاقه دارم و چند ساله که بلدم ولی تو جاده خاکی روندم. آره خلاصه دیروز اول‌ش کلی ترس داشتم ولی همین که پیچیدم تو خیابون ترس‌‌ها انگار که غیب شدند. امروز هم کلاس داشتم از ده و نیم تا دوازده و نیم کلی کیف داد جای تو هم خیلی خالی. کاش نزدیکم بودی اونوقت با هم می‌رفتیم. جمعه هم کلاس داشتم ولی چون نمیتونستم به مربی گفتم و برام گذاشت امروز عصر خلاصه عصرم باز رفتم و دو ساعت رانندگی کردم. از دستْ فرمانم اگر می‌پرسی باید بگم که بد نیست و مربی راضی بوده_اگرچه به روم نمیاره_ خلاصه ساعت شش خسته و داغون اومدم خونه و فکر کردی لم دادم و ول چرخیدم در تلگرام؟ نه جانم پدرم در آمد تا همین حالا که ساعت دوازده و هشت دقیقهٔ نیمه شب است. برنامهٔ درسی از یه مشاور درست و حسابی و جدی داشتم اونم روز اول مشاوره! فکر کن داشتم از استرس تمام نکردن برنامه بی‌هوش می‌شدم ولی خب تا حدودی انجام دادم و مشاور هم راضی بود. الان خیلی خسته‌م ناز، خیلی زیاد. راستی گفتم که چند دقیقه‌ایست که بارون میزنه؟! من دیوونهٔ بارون‌م. خدا امشب بهم لطف داشته. راستی فردا هم کلاس دارم آن هم کِی؟ هفت و نیم صبح. البته اگر کلاس هم نداشتم باید بلند می‌شدم و حضوری می‌زدم برای مشاور. ولی خب کلاس هم دارم و بعدش که آمدم باید درس بخوانم و برنامه را تمام کنم و بعد کانال تو را بخوانم. امروز اصلا تلگرام نیامدم جز برای جواب مشاورم که می‌دانستم اگر جواب‌ش را ندهم بد است. ناز عزیزم کاش تو هم برایم نوشته‌ای می‌فرستادی اگرچه خودم را لایق حس نمی‌کنم ولی خب یکهو دلم خواست نمیدانم چرا. نمیدانی چقدر خوشحال شدم که نوشتهٔ پر از عیب و آبکی‌ام را در کانالت دیدم. قربانت بروم تو خیلی مهربانی مراقب خودت و مهربانیت باش. فردا اولین کارم قبل از رفتن به کلاس فرستادن این نوشته برای توست. باشد که وقتی بیدار شدی دلیل لبخندت باشم. دوست دار تو شیوا. هفدهم آبان چهار صد و یک.