.ٖ⃔༺ོ༅ི༙𝐦𝐨𝐨𝐧 𝐜𝐚𝐭 ༅ྀ༙༻⃘⃕⃟ٜٖ
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا باس اهل دل باشی کیومرث https://t.me/BChatBot?start=sc-da5e7827ea
إظهار المزيد189
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-57 أيام
-2130 أيام
أرشيف المشاركات
و خب لازمه که این تروما رو بزارید کنار
چون یکهو میبیند اون شخص یکی رو جایگزنت کرده
و ازت خیلی جلوتره
تو مثل افسرده ها یک گوشه موندی پای یک آدم که نیستش
و قطعا اون شخصی که زندگیش جم و جوره به تویی که هنوز اون سطح پایین موندی برنمیگرده
چرا؟ چون تو رو اندازه خودش نمیدونه
اگرم برنگشت یکهو میبینی آدم ها
دوست ها
و پارتنر بهتری اومدن توی زندگیت
نکته مهم اینکه
با هر آدمی که خاطره میسازی قرار نیست دوست داشتن در اون وجود داشت باشه
پس مقدم هر نوع رابطه ایی کنترل کردن احساسه
حالا خودم اینکارو میکنم
هرچیزی که از اون فرد توی زندگیم هست رو حذف میکنم حالا چ دوست چ اکس و هرچیز دیه
بعدش شروع میکنم ذهنمو درگیر کردین و وقتمو پر کردن که هیچ چیزیم سمت طرف نره
مثل بیرون رفتن( ترجیحا جاهایی برید که میدونید چشم تو چشم نمیشید)
موزیک درمانی
خوندن کتاب
دیدن سریال( کمدین باشه که چ بهتر)
و هرچیزی که آرومت میکنه
چند ماهی طول میکشه ولی خوب اروم میشید و از این تروما لعنتی دور میشید
ولی بديش اینکه یک نشان مستقیم از اون شخص ببنید باز این تروما برمیگرده مثلا خوابشو ببنید یا یکهو توی یک مکانی ببنیدش یا به طرف تصادفی ازش خبری بشنوی یا مجبور بشی باهاش همکلام بشی
تروما برمیگرده و توی هی دوست داری چکش کنی ولی خب از اونجایی که ترک کردن دوباره اسون نیست سعی کنید کم کم اینکارو کنید تا به جایی برسه که از سرتون بیوفته
سلام من درگیر ترومای عاطفیم 🤝😭
ولی لاشو ادامه شو نذاشت ببینیم درمانش چیه😔😂
خدایا مادرتو شکر
رسیدیم خونه
قرار بود فردا صبح که بیدار میشم در خانه تنها باشم
ولی به لطف خانواده پدری بیلاخ 👍
دندون عقلمو کشیدم
دکتر کصخل یک بار که مواد شوینده رو ریخته بود ته حلق من حالم بد شد
الان فهمیدم بهم از این قرصا واسه اینکه عفونت نکنه نداده و همش واسه درده و من گیج داشتم تموم مدت همون قرصا میخوردم همش ضعف و بیحالی داشتم :/
با بچه صمیمی شدم
دقیقا لحظات اخر جدا شدنمون
یک چیزی بهش یاد دادم که توش فوشه ولی فوش نیست
دیه رفتم 🦦
اینو نگفتم
سوار ماشین شدیم برگردیم خونه
همون خواهر دوستم میخواست بشینه جلو
اون یکی دوستم هم جلو بود گفت بیا بشین روی پای من
دوستم یکم پاهاشو وا کرد یکهو بچه برگشت گفت لای پای خاله چه خوبه 🤣🤣🤣
وسط پاساژ خواهر کوچولو یکی از دوستام شاشش گرفته بود بعد این بچه نتونست شاش نگه داره کامل
شورتش خیس کرد یک نمه شلوارش لش طوری بود اون خیس نشده بود
آقا گفتیم چیکار کنیم😔😂
دوستم بردش دستشویی
گفتم شرتش در بیار
در آورد شستیمش
گفتیم حالا شرته رو چیکار کنیم
یکی گفت بندازینمش توی سطل اشغال
من گفتم نه ( کیف هامون کوچیک و دستی بود ) آبشو گرفتیم بین دستمال پیچیدیم گذاشتمش لای سوتین یکی از دوستام 🤣🤣🤣
بعد که رفتیم خرید در آورد کردیمش توی پلاستیک
باور نمیشد با دوستام اینقدر توی مشهد خوش بگذره
حالا رسیدم خونه اگه از خستگی نمردم براتون عکس ها رو میزارم😔😂
تنها خوبیت این سفر اینکه اومدم یکی از عضای فمیلی رول قبلا دیدمش
اومدیم بیرون در مشهد چه جای دپشی هم 😔😂
