آثار و اندیشههای دکتر جواهرکلام
الذهاب إلى القناة على Telegram
طرح مباحث حقوق مدنی با تاکید بر رویه قضایی آثار، افکار و اندیشههای تازه حقوقی آرای نو و بدیع قضایی مباحث روز نظام حقوقی مروری بر پژوهشها، تالیفها و تصنیفهای دکتر محمدهادی جواهرکلام https://t.me/drjavaherkalam
إظهار المزيد7 469
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+57 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
دادنامه صادر شده ار شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان البرز در مورد "اعتبار محدودیت اختیارات مدیر عامل شرکت سهامی در برابر اشخاص ثالث"
دادگاه محترم، همانند نظر مشهور در دکترین حقوقی و رویه قضایی، بر این باور است که هرگاه به موجب تصمیم مجمع عمومی عادی شرکت سهامی مقرر شود که معاملات شرکت با امضای مدیر عامل و رییس هیات مدیره و مهر شرکت معتبر است، و مدیر عامل به تنهایی معاملهای برای شرکت انجام دهد، معامله مذکور شرکت را متعهد نمیکند.
ما نظر خود را قبلاً در مقاله "اعتبار محدودیت اختیارات مدیران و مدیر عامل شرکتهای سهامی در برابر اشخاص ثالث؛ نقد رویه قضایی" با تحلیل رویه قضایی، تبیین و تشریح کردهایم.
نکته حائز اهمیت و شایسته تقدیر، نحوه رسیدگی، مذاکرات و انشای آرای قضات شریف و فاضل شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان البرز است. دوستان فاضل و اندیشمند، جناب آقای دکتر آقاخانی، جناب آقای زحمتکش و جناب آقای اصغری، برای رسیدگی به پروندهها و اتخاذ تصمیم، جلسات کاملاً علمی و مفصل با مشارکت سهجانبه برگزار نموده و با نقد و بررسی اقوال و آرا، مراجعه به دکترین حقوقی و کتابها و مقالات روز، با درک نیازهای روز کشور و نگرش اجتماعی به حقوق و اتخاذ راهکارهای عدالتگرایانه، مبادرت به اتخاذ تصمیم مینمایند.
آرزوی موفقیت برای این عزیزان و تمام قضات شرافتمند و باسواد کشور
"طرفین حواله و لزوم رضایت محالعلیه؛ تمهید نظریه عمومیِ انتقال دین و طلب در فقه امامیه با مطالعه تطبیقی در حقوق ایران و فرانسه"
نویسندگان:
دکتر سید حسین صفایی؛ استاد گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
دکتر محمدهادی جواهرکلام؛ استادیار گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
نوع مقاله : مقاله پژوهشی
10.30513/CJD.2022.3750.1631
آموزههای فقه مدنی، دوره ۱۵، ش۲۸، پاییز ۱۴۰۲
چکیده
در این مقاله، اطراف عقد حواله و لزوم رضایت محالعلیه، به منظور استفاده از نتایج بحث برای تمهید نظریه عمومیِ انتقال دین و طلب در فقه امامیه، با مطالعه تطبیقی در حقوق ایران و فرانسه، مورد بررسی و بازنگری قرار گرفته است. سؤال این است که چه اشخاصی طرف عقد حواله هستند؟ و آیا رضایت محالعلیه برای انعقاد یا تأثیر عقد حواله ضرورت دارد؟ وانگهی، آیا از این بحث میتوان نهاد انتقال دین و انتقال طلب به نحو مستقیم را در فقه امامیه و قانون مدنی استخراج نمود و بندهای دوم و سوم ماده 292 ق.م. را بر اساس آن تحلیل کرد؟ با روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و با مطالعه متون فقهی و دکترین حقوقی به این نتیجه رسیدیم که نظر قویتر در فقه امامیه و حقوق ایران آن است که رضایت محالعلیه برای وقوع حواله لازم است و او طرف عقد محسوب میشود و فوت یا حجر هر یک از محیل یا محتال یا محالعلیه در فاصلۀ ایجاب تا آخرین قبولی، باعث زوال اعتبار تراضی میشود. افزون بر آن، از مقررات حواله و مباحثی که ذیل آن در متون فقهی و قانون مدنی مطرح شده، میتوان اعتبار انتقال دین و طلب به صورت مستقیم را در فقه امامیه و حقوق ایران پذیرفت. بنابراین، بر خلاف آنچه در حقوق روم و حقوق قدیم فرانسه معمول بود، «طلب» مانند اموال مادی، حتی بدون رضایت بدهکار نیز قابل انتقال به دیگری است. همچنین بر خلاف حقوق روم و حقوق قدیم و جدید فرانسه (تا قبل از اصلاحات 2016 و 2018)، «دین» از شخصیت متعهد جداست و با عینیت بخشیدن به این موجود اعتباری، مدیون میتواند با رضای طلبکار، دین را به ثالثی منتقل سازد؛ امری که از دیرباز در فقه امامیه پذیرفته شده و قانونگذار فرانسه نیز پس از قرنها مخالفت و تردید، بالاخره در سال 2016 آن را به رسمیت شناخت.
کلیدواژهها: حواله، انتقال دین، انتقال طلب، تبدیل تعهد، ضایت محالعلیه، طرفین عقد.
Edit, Sign and Share PDF files on the go. Download Acrobat Reader for mobile: https://adobeacrobat.app.link/Mhhs4GmNsxb
