ar
Feedback
Clair de lune

Clair de lune

الذهاب إلى القناة على Telegram

"My dear, Here we must run as fast as we can, Just to stay in place." – Lewis Caroll ‌

إظهار المزيد
إيران154 913الفئة غير محددة
202
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
اصلاً نفهمیدم کی جولای شد. فقط می‌دونم هر سال این موقع‌ها لئونارد کوهن گوش می‌دادم. زنده باد رسم‌های قدیمی، زنده‌ باد مرگ‌های کوچک که از رسیدگی به روزمرگی هم جلوگیری می‌کنند.🎠🕯🪅

I cannot follow you, my love, You cannot follow me. I am the distance you put between All of the moments that we will be. You know who I am, You've stared at the sun, Well I am the one who loves Changing from nothing to one. Sometimes I need you naked, Sometimes I need you wild, I need you to carry my children in And I need you to kill a child. You know who I am.

Leonard Cohen - You Know Who I Am.mp38.01 MB

82180591.mp33.37 MB

1|1 - Rock Bottom - Steven Wilson Ninet Tayeb (320).mp310.21 MB

11 - Bear's Den - Sophie.mp311.76 MB

There is no amount of validation that would make this go away

Give me back my broken night My mirrored room, my secret life It's lonely here There's no one left to torture

شماره‌ی سه: موسیقی برای تو یک نوع فراره. حرف زدن مردم هم. شنیدن مردم، گفتن با مردم. همه‌ش یک گریز از حال به یک بعد دیگه‌ست‌. جایی که توش آروم و قرار داری.

شماره‌ی دوم: چایی ششم جواب نداد. که این یعنی چایی هفتم هم جواب نمی‌ده. اتاقت اندازه‌ی یه کتاب دیگه جا نداره، ریه‌ت اندازه‌ی یک نخ دیگه و مغزت اندازه‌ی یک نورون دیگه. ماه رو نگاه می‌کنی. می‌پرسی. می‌پرسی. می‌پرسی. بعد تصمیم می‌گیری که دیگه نپرسی. بعد دامن جدیدی که هدیه گرفتی رو نگاه می‌کنی، بعد یک عطری رو بو می‌کنی، بعد دوباره به آسمون خیره می‌شی. چی بخونی؟ کجا بری؟ از صحنه‌هایی که امشب دیدی به کجا فرار کنی؟ دیگه فرار برات جواب نمی‌ده. دیگه هویتت وصل به چیزهایی نیست که خیال می‌کردی. دیگه حتی بلد نیستی دراماتیک‌بازی در بیاری، فقط بچه می‌شی، فکر می‌کنی بچه شدن چاره‌ی کاره. اما نیست. شاید هست‌. نمی‌دونی. شبا فکر می‌کنی روزها بهتره، روزها فکر می‌کنی انگار گیر افتادی. احتمالاً هر دو تاش درسته. شیرقهوه‌ها مزه‌ی قدیم رو نمی‌دن. توو اتاقت احساس تنهایی می‌کنی، وقتی غرق عمق یک جمله می‌شی یادت می‌ره، حس می‌کنی این‌جایی، اما بعد دوباره تنهایی. حالا همه‌چیز آروم می‌گذره اما خوب می‌دونی وقتی مرداد شه چشم‌هات رو باز می‌کنی، توو آینه به خودت نگاه می‌کنی که ببینی چه قدر فرسوده‌تر شدی، و می‌گی چه قدر زود گذشت. پس تحمل می‌کنی. تحمل می‌کنی و تصاویر رو پاک می‌کنی و سعی می‌کنی عینکت رو بیش‌تر دربیاری، مهم نیست چه ساعتی از روز باشه، که چیزهای بیش‌تری رو نبینی.

هر چیزی که به ذهنت اومد، شماره‌ی اول: داری سعی می‌کنی صبر کنی تا تموم شه که از چیزی حرف بزنی که گذشته نه چیزی که داره اتفاق میفته. مثل چی می‌ترسی، همه‌ش می‌‌گی اگه بشه، اگه نشه؟ این سوال‌ها رو از خودت می‌پرسی و منتظر جواب نمی‌مونی، فقط پشت‌بندش فکر می‌کنی نتیجه‌ی خوب هم برای تو همراه با یک ترسه، درست مثل همیشه: اگه بشه هم چیزی شده و این یعنی زندگی باید تغییر کنه. و رسیدن همیشه مصادف بوده با یک خواسته‌ی دیگه؛ بعد این می‌خوای به چی برسی؟ بعد این می‌خوای به شدن و نشدن چه چیزی فکر کنی؟ همه‌ش همینه. اما، آیا اصلاً، حق داری تصور کنی که شده و حالا باید یک قدم دیگه رو خیال کنی؟ یا هنوز خیلی زوده، باید وایسیم تا بگذره، باید صبوری کنیم تا تموم بشه، تا از چیزی حرف بزنیم که اتفاق افتاده، نه چیزی که داره اتفاق میفته.

هیچی از مِی نفهمیدم و با این حال، چی کارش کنم؟ شد دیگه.🌋

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست می‌دونی تو قلب من نقطه‌ی تزویری نیست❤️❤️❤️

Typical.

Repost from Hall of Doom
[~] سه سال از عمر من پای این کار رفت. نه عذری میانست و نه افتخاری. در چنین موقعها پیران دنیادیده زبانزدی دارند: پول عاشقی به کیسه برنمی‌گردد. ـــ قاسم هاشمی‌نژاد، از پیشگفتار کارنامه‌ی اردشیر بابکان، نشر مرکز، ۱۳۶۹، ص ۲۶.

یادم رفته بود چقدر دوستش دارم. اولین کاری که بعد از خلاص شدن می‌کنم رقصیدن و داد زدن با اینه.

Pour nous

آدم که یاد گذشته‌هاش میفته، چشمونش از گریه اشک‌آلود می‌شه تصویری از روزهای رفته می‌بینه که در اون هر چهره‌ای نابود می‌شه هر پرستویی که به سویی می‌پره خبر پایون فصلی رو می‌بره هر گل تازه‌ای که چشم باز می‌کنه به خودم می‌گم که این نیز می‌گذره می‌گذره، می‌گذره می‌گذره، می‌گذره 🌿🪺🪷

مقصود من از کعبه و بت‌خانه تویی، تو مقصود تویی، کعبه و بت‌خانه بهانه

Italian for "little song."