195
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
195
عَیناک لیال صیفیَّهْ
و رؤیً و قصائِدُ وَردیهْ
و رسائِلُ حُبًّ هاریهُٔ
مِن کُتُب الشَّوق المنْسیَّه
چشمانت شبهاس تابستاناند
و رؤیاها و شعرهای لطیف و گُلگونه
و نامههای عاشقانهای گُریخته
از دفترهای فراموش شدهی شور و اشتیاق
❤️
195
وا کهی وتو پێم
نهرمین وه گیان براکم
غهیر له تۆ ههرگیز
ئیتر شوو وه کهس ناکهم
نهرمین هۆ نهرمین
نهرمین هاکا تۆق کهم بۆت
یاخوا ڕو ڕهش ون
ههم خاڵۆت و ههم مهمۆت
وا کردین له ڕوم
نهرمین خهیلێ خهیانهت
دیهنمهو گهردنیان
ههتا ڕۆژێ قهیامهت…
قژ کاڵه قژکاڵ کچ لاله باقی
نهرمین هۆ نهرمین…❤️🩹
195
موسیقیِ دنیای عرب پر از درد و دلتنگی و عشق و هجران و فغانه؛ و این رو حتی اگه متوجه هم نشی چی میگن، قشنگ با تمامِ وجود حسش میکنی. فرهنگِ موسیقیِ عرب و کورد خیلی مشابهِ هم هستن. دلیلش هم که واضحه و باید تاریخ بخونی!
😄❤️🩹
195
موسیقیِ دنیای عرب پر از درد و دلتنگی و عشق و هجران و فغانه؛ و این رو حتی اگه متوجه هم نشی چی میگن، قشنگ با تمامِ وجود حسش میکنی. فرهنگِ موسیقیِ عرب و کورد خیلی مشابهِ هم هستن. دلیلش هم که واضحه و باید تاریخ بخونی!
😄
195
مُقدسترین موسیقیِ تاریخ!
کلیسای کاتولیک به مدتِ ۱۵۰ سال پخش و نوشتنِ نُتهای این قطعه رو ممنوع کرده بود!
این قطعه که به معنای « خدایا، بر من رحم کن » هست، اثرِ گرگوریو آلگری در دههی ۱۶۳۰ میلادی، چنان روحنواز و آسمانی بود که پاپ اوربان هشتم، پاپِ اعظمِ کلیسا دستور داد فقط و فقط سالی یک بار اون هم پشتِ درهای بستهی کلیسای سیستین واتیکان اجرا بشه!
کلیسا باور داشت که شکوهمندی و قدسی بودنِ این قطعه نباید با اجرای اون در جاهای دیگه خدشهدار بشه. اگر کسی سعی میکرد نُتهاش رو خارج از کلیسا کپی کنه، با مجازاتی مثلِ اخراج از کلیسا روبرو میشد!
این راز ۱۵۰ سال مخفی موند تا اینکه موتزارتِ ۱۴ ساله به کلیسای سیستین رفت، این قطعه رو فقط یک بار شنید و بعد به اقامتگاهش برگشت و تمامِ قطعه رو روی کاغذ نوشت! اینطوری بود که طلسمِ این موزیکِ آسمانی و مقدس که هیچ سازی در اون به کار بُرده نشده و صداها متعلق به انسانهاشت شکسته شد.
اوجِ صدای سوپرانو در این قطعه، حالتی از خلسه و پاکی به شنونده میده که کمتر قطعهای در تاریخ تونسته این حس رو به شنونده بده.
195
شب بخیر به جای خالی او، که از قلبِ تو خالیِ بزرگی ساخته. چنان خالی و چنان بزرگ که بادهای بهار از تو عبور میکنند بدونِ این که از نو سبز شوی، و برفهای زمستان در تو میبارند، بدون آن که دیگر آفتابِ تابستان رودخانهای در تو راه بیندازد.
شب بخیر به نبودنِ او. شب بخیر به تو، که هرچه هستی را همین غیاب ساخته. زشت یا زیبا، شکسته یا سالم، بریده یا ادامهدهنده، اما بسیار واقعی. و این دنیا جای خوبی برای واقعی بودن نیست.
شب بخیر ای از سلامها هراسان.
🖤💜
195
“I have to go.”این آهنگ توی قسمتِ آخرِ Ted Lasso پخش شد؛ همون لحظهای که تد بینِ فوتبال و پسرش، پسرش رو انتخاب کرد. انتخابِ Father and Son برای این پایان… واقعاً از اون انتخابهایی بود که خودش نصفِ حسِ اون لحظه رو ساخت.
