کانال رسمی مولانا دکتر سید منیر منور
الذهاب إلى القناة على Telegram
از این کانال میتوانید سخنرانی های دعوتگر جوان الحاج مولانا دکتر سید منیر منور خطیب مسجد جامع آقاصاحبان جکان هرات و محصل در کشور ترکیه را بیننده و شنونده باشید http://T.me/manbar13
إظهار المزيد1 122
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-1230 أيام
أرشيف المشاركات
در میان محصلین افغان..
یکی از برنامه های بندهِ فقیر در ترکیه، برگزاری درس علمی و تربیتی برای محصلین افغان مقیم ترکیه میباشد، که البته غیر محصلین نیز اشتراک می ورزند.
از اینکه در اینجا هم عزیزان افغان را در کنار خود می بینم خوش حال میشوم و چیزی که بیشتر به این خوشی می افزاید، همانا بودن در جوار کسانی می باشد، که آینده فردای افغانستان را اینها رقم می زنند.
محصلین در رشته های مختلف چون حقوق ، شرعیات، اقتصاد، کامپیوتر ساینس، بانکداری، فارمیسی، انجینیری ووو در حال تحصیل اند.
شما می دانید هر محصل که ادامه تحصیلات عالی میدهد، جزء از سرمایه های معنوی افغانستان محسوب میشود.
و زمانی که زمینه چنین فرصتی در اختیارش قرار گرفت، تنها اوقاتش مربوط خودش نبوده بلکه مربوط همه مردم با عزت افغانستان است، از این جهت نباید اوقاتش را هدردهد، باید بخواند، بنویسد، تفکر کند، برنامه ریزی داشته باشد،از تجارب نوین استفاده کند..
اما؛با تأسف باید عرض کرد:
آنچه که من بین جوان ها مشاهده میکنم، عدم توجه به مطالعه و دانش است.
جوانان ما غالبا از داشتن رهنما و مربی خوب در زندگی محروم هستند.
هرکس شرایط خود را به جوانان ما تحمیل کرده و انگیزه درس و دانش را از آنها می گیرند.
من برای هر جوان عزیز افغانی که اینجا محصل است، تأکید می کنم ،که تو مربوط کل افغانستان می شوی!
گام اول حیات تو ادامه تحصیل باید باشد!
کوشش من این است که جوانان را قانع کنم، درس و تحصیل در هر شرایط مرجح است.
والله المستعان
باور کنید خیلی تفاوت دارد...
اینکه انسان در ترکیه، در کنار درسهای دکترا، به تدریس نیز مشغول باشد، خودش نعمتی بزرگ است؛ بهویژه در کشوری دیگر و با زبان خودشان تدریس کردن. این کار فقط انجام وظیفه استادی نیست، بلکه فرصتی است برای آموختن چیزهای تازه و افزودن بر تجربههای انسان.
البته مقصودم از این نوشته، معرفی خودم یا این مقدمه نیست؛ فقط خواستم چشمدید امروز خود را با شما در میان بگذارم.
امروز وارد صنفی شدم که نوجوانانی حدود سیزده تا چهارده ساله در آن مشغول فراگیری علوم اسلامی بودند. راستش را بخواهید، تصور نمیکردم در این سن، تا این اندازه به قضایای مهم فکری و اسلامی توجه داشته باشند.
باب سخن را با آنان باز کردم و از مقدار مطالعهشان پرسیدم. گمان نمیکردم جدای از کتابهای درسی، مطالعه آزاد هم داشته باشند؛ اما ناگهان شروع کردند به نام بردن کتابها. یکی میگفت درباره امام غزالی مطالعه کردهام، دیگری از مسائل فکری و قضایای عصر جدید سخن میگفت. من واقعاً مات و مبهوت ماندم.
از یک سو بسیار خوشحال شدم که این نوجوانان از همین سن به چنین موضوعات مهمی توجه دارند؛ باور کنید شگفتزده شدم و موجی از حیرت وجودم را فرا گرفت.
اما در میان این همه خوشی، سنگینی عجیبی بر قلبم نشست؛ یا شاید بهتر است بگویم درد حسرت در دلم شعله کشید.
با خود گفتم: جوانان ما چه؟ آنان با چه چیزهایی دست و پنجه نرم میکنند؟
این نوجوانان در کنار تحصیل علوم اسلامی، از قضایای فکری و مسائل روزگار خود نیز بیخبر نبودند؛ و این چیزی است که بسیاری از ما به آن اعتنای کافی نمیکنیم.
یادداشت: کتابهایی که در تصویر مشاهده میکنید، همان کتابهایی است که این محصلان نوجوان پیش رویم گذاشتند و گفتند: اینها را خواندهایم.
ششمین سالیاد دانشمند فرزانه،شهید دکتور محمد ایاز نیازی را گرامی می دارم.
روح مبارک شان قرین رحمات و برکات الهی باد!
Repost from کانال رسمی مولانا دکتر سید منیر منور
#سخنرانی_کامل_تصویری_نماز_عید_قربان_سال 1400
#موضوع : پیام های داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام)
لینک کانال http://T.me/manbar13
بحری از علم و دانش
ارتباط من با حضرت مولانا شرافالدین اعتصام -حفظهالله-به حدود یازده سال یا دوازده سال پیش برمیگردد؛ زمانی که تقریباً بیست یا نزده سال داشتم.
اجازه دهید خاطرهای را که برای من بسیار معنادار است، با شما در میان بگذارم. پس از آنکه کتاب حسامی را در اصول فقه خواندم، در دل شوقی جدی پیدا کردم که کتاب گرانسنگ مسلمالثبوت را نیز بخوانم؛ کتابی بسیار وزین در اصول فقه، بهویژه در منهج متکلمان. مدتی در جستوجوی استادی ماهر در این بخش بودم، اما متأسفانه کسی را نیافتم. بسیار نگران بودم که چرا نمیتوانم استادی پیدا کنم که دنیای اصول فقه را با روش متکلمان برایم بگشاید.
در همان روزها، شبی برادر بزرگم، که داکتر و متخصص اطفال است، خوابی دید. در خواب دیده بود که من در جوی افتادهام و حضرت مولانا شرافالدین اعتصام حفظهالله میآیند، دستم را میگیرند و مرا از جوی بیرون میآورند. وقتی این خواب را برای ما بازگو کرد، احساس کردم که در آن پیامی نهفته است. آن زمان آشنایی زیادی با حضرت مولانا نداشتم؛ با پدر بزرگوارم مشورت کردم و گفتم: آیا این خواب نمیتواند نشانهای باشد که حضرت مولانا اعتصام برای تدریس این کتاب به من مناسباند؟
همان شد که ارتباط ما با حضرت مولانا برقرار گردید و زمینه خواندن کتاب مسلمالثبوت از محضر ایشان فراهم شد. هرچند مسیر من تا محل درس حضرت مولانا بسیار دور بود، اما شوق درس و مطالعه چنان در دلم زنده بود که دوری راه را احساس نمیکردم. به لطف خدا، این کتاب را تا پایان نزد ایشان خواندم.
بیتردید، خواندن این کتاب دریچهای تازه از علم اصول فقه، بهویژه در منهج متکلمان، به روی من گشود. همین درس راه را برای آشنایی عمیقتر با میراث بزرگان این فن باز کرد؛ با امام محمد غزالی در المستصفی، امام فخرالدین رازی در المحصول، امامالحرمین جوینی در البرهان و امام آمدی در الإحکام.
حضرت مولانا شرافالدین اعتصام حفظهالله از شخصیتهای کمنظیر سرزمین ما هستند؛ عالمی جامع، دانشمندی عمیق، و آشنا با میراث علمی گذشته و مکاتب فکری معاصر و در عین حال متواضع. امروز توفیق یافتم که از دنیای غربت با ایشان صحبت کنم. با چشمانی اشکآلود، دقایقی با ایشان سخن گفتم و خاطرات آن روزهای پربرکت دوباره در دلم زنده شد.
از الله متعال میخواهم که حضرت مولانا را برای جامعه ما حفظ فرماید، عمرشان را با برکت گرداند.
فضائل روز #عرفه:
۱- این روز، روز تکمیل دین و کامل شدن نعمت است:
در صحیحین از عمر بن الخطاب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که مردی از یهودیان به وی گفت: ای امیر مومنان، آیهای در کتاب شماست که آن را میخوانید و اگر بر ما یهودیان نازل شده بود آن روز را عید قرار میدادیم. گفت: کدام آیه؟ گفت:
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا [مائده: ۳]
(امروز دین شما را برایتان کامل، و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما [به عنوان] دین برگزیدم).
عمر ـ رضی الله عنه ـ گفت: آن روز را میشناسیم و مکانی که در آن بر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نازل شد، در حالی که ایشان روز جمعه در عرفه ایستاده بود.
۲- این روز، برای کسانی که در عرفه هستند عید است:
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: روز عرفه و روز قربانی و ایام تشریق، عید ما مسلمانان است و اینها روزهای خوردن و نوشیدن است به روایت اهل سنن.
و از عمر بن الخطاب روایت است که گفت: این آیه (یعنی آیه الیوم أکملت...) در روز جمعه و روز عرفه، نازل شده که الحمدلله هر دو عید ماست.
۳- این روزی است که خداوند به آن سوگند یاد کرده است:
بزرگ، جز به بزرگ قسم یاد نمیکند، و این همان روز مشهود است که الله متعال دربارهاش میفرماید:
وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ [بروج: ۳]
(و [سوگند] به شاهد و مورد شهادت).
زیرا از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: روز موعود همان روز قیامت است، و روز مشهود همان عرفه است، و شاهد روز جمعه است به روایت ترمذی.
۴- روزهی آن گناهان دو سال را تفکیر میکند:
از ابوقتاده ـ رضی الله عنه ـ روایت است که از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهی روزهی روز عرفه پرسیده شد؛ ایشان فرمودند: [گناهان] سال گذشته و سال آینده را تکفیر مینماید به روایت مسلم.
البته این روزه برای غیر حجاج سنت است و برای حجاج سنت است که روزه نگیرند، زیرا پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در حال حج آن را روزه نگرفتند و روایت است که ایشان از روزهی عرفه در عرفه نهی کردند.
۵- این همان روزی است که الله متعال از ذریهی آدم عهد و پیمان گرفت:
از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الله از پشت آدم در نعمان ـ یعنی عرفه ـ پیمان گرفت و از صُلب او همهی ذریهاش را بیرون آورد و همانند مورچگان در برابر خود پراکنده ساخت، سپس به آنان فرمود:
أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ (172) أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ [اعراف: ۱۷۲ ـ ۱۷۳]
(آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: آری گواهیدادیم. تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم (۱۷۲) یا بگویید پدران ما پیش از این مشرک بودهاند و ما فرزندانی پس از ایشان بودیم، آیا ما را به خاطر آنچه باطل اندیشان انجام دادهاند هلاک میکنی؟)
به روایت احمد. گ
چه روز بزرگی است و چه پیمان باعظمتی.
۶- این روز، روز مغفرت گناهان و آزادی از آتش و مباهات پروردگار به سبب اهل عرفات است:
در صحیح مسلم از عائشه ـ رضی الله عنها ـ از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ روایت است که فرمود: روزی نیست که الله بیش از روز عرفه بندهای را از آتش آزاد سازد، و او به [آنان] نزدیک میشود سپس به سببشان بر ملائکه مباهات میکند و میفرماید: اینان چه میخواهند؟
و از ابن عمر روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: الله در روز عرفه بر ملائکه مباهات میکند و میفرماید: بندگان مرا ببینید که ژولیده مو و غبارآلود آمدهاند به روایت احمد
تکبیرات تشریق!
(أللهُ أكبر أللهُ أكبر، لَا إلهَ إلا الله واللهُ أكبر أللهُ أكبر وَ لِله الحمد)
گفتن تکبیرات تشریق، یکبار (به صدای بلند برای مردان و به صدای آهسته برای زنان) بعد از نماز صبح روز عرفه (نهم ذیالحجه) تا عصر روز چهارم عید (سیزدهم ذیالحجه) بر هر کسی که نماز فرض را میخواند، واجب است.
و این تکبیرات را هر شخص باید بخواند، چه نماز را به جماعت بخواند یا به تنهایی، چه مسافر باشد یا مقیم، چه مرد باشد یا زن و چه روستایی باشد چه شهری.
عزیزان! بخاطر آگاهی سایرین شریک سازید!
Repost from کانال رسمی مولانا دکتر سید منیر منور
#موضوع : فضیلت روز عرفه
#لینک_تلگرام http://T.me/manbar13
Repost from کانال رسمی مولانا دکتر سید منیر منور
#سخنرانی_کامل_صوتی
#موضوع : فضایل و احکام قربانی
مولانا سید منیر منور
لینک کانال http://T.me/manbar13
*دهه اول ذوالحجه؛ رمضانی دیگر!*
ماه ذوالقعده جایش را به ماه ذوالحجه داد. دیگر هلال ماه ذوالحجه در آسمان دلبری میکند. ذوالحجه اگرچه یکی از ماههای حرام است اما در فضیلت و اجر از آنها پیشتاز است. تنوع اعمال در دهه اول ذوالحجه، جایگاه خاصی به آن بخشیده است. خداوند متعال به هیچ شبی قسم یاد نکرده اما در مورد ده شب اول این ماه میفرماید: وَالْفَجْرِ وَلَيَالٍ عَشْرٍ؛ سوگند به بامداد و به شبهاى دهگانه. طبق نظر حضرت ابنعباس و بسیاری دیگر از علما مراد، ده شب اول ذوالحجه است که خداوند به آن قسم یاد میکند.(تفسیر ابن کثیر، سوره فجر) این، بیانگر عظمت و فضیلت این شبهاست. حج که جلوهای از شکوه اسلام و یادگار ابراهیم خلیل الله است در همین ماه انجام میگیرد. قربانی، سنت ابراهیم خلیل الله در این ایام زنده میشود. روز عرفه در این دهه قرار دارد؛ روزی که عاشقان الهی فارغ از رنگ و مقام، در لباس کفنگونه احرام به بارگاه الله تضرع و زاری میکنند. چه لحظهای بهتر و بالاتر از اینکه خداوند پیش فرشتگانش فخر بکند و بگوید: بندگانم را ببینید، چرا آمدهاند؟ چه میخواهند؟
نیکیهای بسیاری در این دهه نهفته است. انسان سعی کند همه این اعمال را انجام دهد و اگر یکی نشد، عمل بعدی را از دست ندهد. هرکس به اندازه توان خود از این سفره تمامنشدنی بردارد. وقتی که هلال ذوالحجه بر سینه آسمان نمایان میشد، سلف صالح کمر همت را میبستند و در اعمال خیر از همدیگر پیشی میگرفتند. عمل خیر در هر وقتی خوب است اما در این دهه خوبتر و محبوبتر چنانکه پیامبر صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: انجام دادن عمل نیک در دهه اول ذوالحجه از هر روزی دیگر نزد خداوند محبوبتر است. صحابه پرسیدند: عمل صالح در این روزها از جهاد هم بالاتر است؟ فرمود: بله مگر مجاهدی که با جان و مالش برود و دیگر برنگردد یعنی شهید شود. (صحیح بخاری، رقم: 969) حتی در حدیثی دیگر، روزه یک روز از دهه اول ذوالحجه برابر با روزه یک سال و احیای یک شب از آن برابر با شب قدر دانسته شده است. (ترمذی، رقم: 758)
*اعمال دهه اول ذوالحجه چنین است:*
1. روزه گرفتن از یکم تا نهم ذوالحجه که دارای اجر و ثواب فراوانی است چنانکه گذشت.
2. روزه گرفتن روز عرفه که خود دارای ثوابی جداست؛ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: کسی که روز عرفه را روزه بگیرد من امیدوارم گناهان سال قبل و بعدش بخشیده شود. نهمین روز ذوالحجه را عرفه میگویند که حجاج در این روز در میدان عرفات جمع میشوند. کسانی که در حال ادای حج هستند این روز را روزه نگیرند؛ زیرا پیامبر در حجة الوداع در روز عرفه روزه نگرفت.
3. خواندن نوافل؛ انسان مسلمان سعی کند تمام این شبها یا بخشی را به عبادت بگذراند. در این روزها به کثرت نماز نفل بخواند.
4. دعا به ویژه در روز عرفه؛ پیامبر صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: بهترین دعا، دعا در روز عرفه است.
5. ادای سنت قربانی در روز عید که یادآور قربانی بزرگ ابراهیم خلیل الله است. در مقابل هر تار مو و پشم قربانی یک نیکی میرسد. کسی که نیت کشتن قربانی دارد برای او مستحب (بهتر) است ناخنها و موهایش را از اول ذوالحجه تا کشتن قربانی کوتاه نکند.
خوشه چینی از خرمن علمی امام الحرمین الجوینی-رحمه الله-
مدتی است که کتاب البرهان اصول فقه وی را(که به اساس منهج متکلمین نوشته) می خوانم. واقعا هر سطر آن مملو از علم است.
خواستم بعضی قضایا را با دوست داران فقه و اصول شریک نموده و از جهتی برای صاحب خط هم، فهم آن قضایا کمی آسان شود. شکی نیست کتاب را با زبان علم کلام نوشته و خواننده به آسانی سختی آن را میتواند بچشد.
بحث از این قرار است، که آیا کفار مخاطب به فروع شریعت هستند یا خیر؟
یعنی کفار هم، مکلف هستند که نماز بخوانند، روزه بگیرند وووو.
او اولا نگاه بعضی از علماء حنفی را در این باب نقل نموده،که کفار مخاطب به فروع شریعت نیستند. بر عکس مذهب شافعی -رحمه الله- که قائل به مکلف بودن شان به ظاهر شریعت میباشند.
او در نخست میگوید: کسانیکه قائل به عدم مکلف بودن کفار به فروع شریعت هستند، چنین دلیل میاروند: اگر فرض کنیم که کفار مخاطب به فروع هستند، لازم میشود که هنگام بجای آوردن فروعات، صحیح شوند؛ یا به زبان ساده و بسیط باید گفت: اگر کافری نماز خواند، روزه گرفت، نمازه و روزه اش جایز و درست میباشد، که این هم با کفر محال است.
و این تکلیف بما لا یطاق است، زیرا از جهتی خداوند آنها را مکلف میکندبه عبادات، از جهتی هم عبادات شان درست نمی شود.
نویسنده: واقعا از این جهت که به قضیه بنگریم دلیل بعضی از علماء حنفی معقول به نظر می رسد.
امام جوینی سپس این نظر را نقض میکند:
کفار مکلف هستند که به انبیاء خداوند ایمان آوردند.
کسی که صانع عالم را باور نداشته باشد، چگونه میتواند صدق انبیاء را باور کند؟ حال آنکه همه ی کفار مخاطب به تصدیق انبیاء هستند. هر چند قبل از این، باید به خداوندباورمند شود.
امام جوینی قول تحقیق را- که به نظر نویسنده وفق بین اقوال متخلف ایجاد میکند- این گونه درّ فشانی میکند:
کافر در حال کفرش محال است که مخاطب و مکلف باشد بر اینکه نمازی بخواند که صحیح شود، لکن مکلف هستند به آنچه که وسیله برای صحت نماز میشود.
یا به عبارت آسان تر آنها مکلف هستند که ایمان بیاورند، تا نماز شان صحیح شود. روی هم رفته خداوند در روز قیامت از عدم خواندن نماز نیز می پرسد.
هر چند کتابش سنگین و پر بار است، ولی افق ذهنی برای خواننده باز میکند.
در دستر خوان امام جوینی (رحمه الله تعالی)
هر کتابی که انسان مطالعه میکند، آثار آن کتاب در ذهنش باقی میماند، چی وی در آن لحظه به آن متوجه بشود یا خیر.
در این شکی نیست، وقتی ما بخواهیم عصر خود را بخوانیم کتب دانشمندان معاصر را باید ورق بزنیم.
اما آنچه که میتواند شخصیت علمی ما را تشکیل بدهد،قلم کسانی است که سخنهای شان در درون کتابها، جزء قواعد علوم شمرده میشوند.
یک محصل خبره و فهیم، ارتباط خود را با میراث سلف مستحکم می سازد.
خصوصاً در بخش علم اصول فقه، از دستر خوان علمای بزرگی چون امام جصاص، امام غزالی، امام جوینی، امام فخرالدین رازی، علامه تفتازانی ووو فیض می برد.
تا از معنویات علمی این بزرگان میدان علم و اخلاص بهره نبریم، به پخته گی علمی راه نخواهیم یافت.
یکی از کتاب های مهم در حوزه اصول فقه،کتاب (البرهان) امام جوینی رحمه الله میباشد.
او در مقدمه کتابش، برای فهم اصول فقه سه مورد را لازمی می داند:
۱: علم کلام
۲: علم فقه
۳: زبان عربی (صرف، نحو، بلاغت)
کسانیکه امروز با علم کلام میانه خوبی ندارند، مگر نمیدانند این کار شان وسیله میشود،تا ارتباط ما با چنین دانشمندانی قطع شود؟
بدون علم کلام مگر ممکن است کسی کتاب المستصفی امام غزالی را بفهمد؟ البرهان امام جوینی را درک کند؟ از المحصول فخرالدین رازی بهره ببرد؟ نه! ممکن نیست.
پس محصل و طلبه ی عاقل باید بکوشد، تا خوشه چین خرمن علمی این بزرگواران باشد.
نوت: البته میخواستم به یک بحث مهم علمی از کتاب البرهان امام جوینی نقل کنم، لکن کلام به درازا کشید.
میگذارم برای بعد ان شاءالله.
Repost from استاد سید توفیق منور
زندگی، مجموع همین خاطرات است که می ماند بس!
باید قدر لحظات خود را بدانیم؛ زیرا کتاب زندگی یک بار خوانده میشود و تجدید طبع آن ممکن نیست
از هرات تا ترکیه؛ بازخوانی خواجه عبدالله انصاری (رحمه الله )
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
