Yashar Moshirfar 💡
الذهاب إلى القناة على Telegram
راستی یادت نره که همه خلاقن شخصی که خلاق نباشه وجود نداره فقط درصد خلاق بودن فرق میکنه که میشه بیشترش کرد؛ با تمرین 🌐 https://WwW.Moshirfar.Net
إظهار المزيدإيران160 098الفئة غير محددة
625
المشتركون
+124 ساعات
-57 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
یه مشاوره داشتم دیروز. مدیریتش برگشت گفت: ببین ما اول باید به مخاطب بگیم: اصلا چرا هستیم؟!
سریعا گفتم: چون پول لازم دارین!
مشتیا دو دیقه فاز استارباکس ورندارین. شما الان تو بازار ۱۵ خرداد تهران بچرخ از هزار تا مغازه بپرس چرا هستی؟ فلسفه وجودت چیه؟ اگه فحشت ندن، مطمئنا با لگد بیرونت میکنن!
فلسفه وجود؟ توهم برند به این میگن ها! دلیلش هم هرزه شدن کلمه برند بوده و هست!
با چند نفر از بچه هایی که تازه وارد اکوسیستم شدن داشتم صحبت میکردم. متاسفانه بازم مشکل تو عملیاته. چه نسل قدیم، چه جدید.
آخرش راهکاری که دادم این بود: کلمات رو عجیب نکنین.
فاندر و محصول و مدیریت محصول و سی چی چی او و کوفاندر و جلسات برین استورم و سند استراتژی و غیره!
بابا یه دامنهست، بخر، یه هاست اشتراکی ۵۰۰ مگ بگیر، بندازش بالا دیگه. اگه تونستی ۵ تا مشتری داشته باشی حالا بعدش میریم فاز بعدی! سی آر ام؟ برای ۷ نفر مشتری؟ خوب تو یه برگه هم میشه نوشت که! تو نوت گوشی هم درمیاد خوب.
این اسامی عجیب چیه؟ خوب معلومه وقتی نشه، افسردگی میاره! حاجی بازاریای قدیمی تبریز، نصف بازار مظفریه به اسمشون بود، نهایتش میگفتن حجره داریم!همزمان هم به کل اروپا فرش ابریشمی صادر میکردن. سی آر ام هم نداشتن، یه دفتر ۱۰۰ برگ بود!
یکی از بزرگان مارکت که شاید نخواد اسمشو بیارم و من شاگردیش رو کردم و نصف کمپینهای بزرگ ایران رو ایشون تو رزومه دارن، موقع کمپین میگفت: بیلبورد هوا کردیم!
بابا اصلا کلمه کمپین هم ترسناکه خوب. دوتا پست میخوایم ول بدیم کف اینترنت!
شل بگیرید، کلمات رو گنده و عجیب نکنید، باشد که رستگار شوید!
در مورد محتوا و برندینگ محتوایی:
یه مدل پست هست که زیاد میبینم:
با حمایت شما دوستان عزیز، شدیم ۱۰K
با حمایت شما رسیدیم به ۲۰K
با حمایت شما، خانوادهمون شد ۳۰ هزار نفر
ستون، دقیقا چه حمایتی؟ من یه جایی تو رو دیدم و دکمه فالو رو زدم. شاید فقط یه محتوات برام جالب بوده، شاید از قیافت خوشم اومده، شاید کنجکاو شدم ببینم بعدا چی میذاری، شاید الگوریتم پرتت کرده کف تایم لاین و همینجوری فالوت کردم، شاید رنگ رژ لبت برام جالب بوده! شاید از سیبیلات خوشم اومده! شاید کله کچلت برام مسخره بوده و حال کردم:)))
این حجم از منت برای چیه؟ اگر واقعا من سرمایهای به اسم حمایت وارد کسبوکارت کردم و الان رشد کردی و از این رشد ورودی مالی داری، خیلی هم عالی. سهم منو بده.
شماره کارت بدم؟ اگر هم قرار نیست چیزی تقسیم کنیم، خیلی ساده بگو من محتوا تولید کردم، کارم خوب بوده و تونستم ۲۰ هزار نفر رو جذب کنم. دم خودم هم گرم. در اون صورت نوکرتم هستم، بِهِتم میرسه سامورایی.
بالاخره شغلت تولید محتواست. محتوا تولید کردی و آدم جذب کردی. اتفاق عجیب و خارقالعادهای هم نیفتاده. فقط کارِت رو عالی انجام دادی.
تازه تعداد فالوور به خودی خود مدال افتخار هم نداره. دنیا پر از آدمهاییه که با میلیونها فالوور تنها دستاوردشون این بوده که میلیونها نفر حاضر شدن دکمه فالو رو بزنن، با دلایلی که بالا ذکر کردم، مخصوصا دلیلِ رژ لب!
پس لطفا هر بار عدد فالوورها بالا رفت، این موفقیت رو به اسم حمایت ما فاکتور نکنید، اگر هم کردید، شماره کارت بگیرید!
ما خیلی وقتها اصلا نمیشناسیمت سلطان. یه جایی دیدیمت و یه دکمه زدیم. اگر حمایت کردیم، سهممون رو بده. اگر فالو کردیم، دلایل بالا رو فراموش نکن و بیشتر از عکاس و فروشنده لوازم آرایشی و تولید کننده ژیلت، تشکر کن ستون.
Repost from چاپی پک
تلاقی دیزاین و استراتژی برند؛ آیا برندهای ما به زبان نسل جدید مسلط هستند؟
یکی از مهمترین گلوگاههای توسعه محصول و ساخت هویت برند در بازار امروز، پیدا کردن یک «زبان ارتباطی مشترک» میان اصالت گذشته و فناوریهای نوظهور است. نسلی که سعدی و عبید زاکانی را با پرامپتهای هوش مصنوعی بازخوانی میکند، دیگر پیامهای سنتی را با قالبهای قدیمی نمیپذیرد.
تیزر گفتگوی مشترک فرشاد هوشیار (مدیر هنری کلینیک معماری بسته بندی پکترا) و یاشار مشیرفر (استراتژیست برند) در غرفه رسانهای PharmEx Talk در جریان نمایشگاه فارمکس هشتم؛ نگاهی انتقادی و کاربردی به بازطراحی تجربهها و ارتباطات بازاریابی.
🔹 تولید محتوا : باشگاه توسعه محصول & موسسه آلند
🔹 در راستای : رویداد ملی نوآر (پیشران پیوند نوآوری، دیزاین و توسعه محصول در صنعت)
نسخه کامل این گفت و گوی شنیدنی به زودی در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
و داستان برای ایران یه درجه کثیفتر میشه.
ما سالها به جای برند ساختن، کصکلک کردیم.
پول ریختیم روی بیلبورد، اینفلوئنسر، ریچ، ایمپرشن و هر چیزی که بشه با پول عددش رو گنده کرد و آخرش اسمش رو گذاشتیم برندینگ.
حالا داریم وارد زمینی میشیم که پول دادن برای دیده شدن، به تنهایی نجاتت نمیده.
وقتی AI Agent قراره بین چند گزینه تحقیق کنه، مقایسه کنه و برای آدم تصمیم بگیره، اینفلوئنسر و بیلبورد و این کصکشرا قرار نیست به تنهایی قانعش کنن. اونجا ردپای واقعی برند مهم میشه. اعتبار، سابقه، تمایز، تجربه مشتری، داده و چیزی که سالها درباره خودت توی جهان ساختی. همون چیزهایی که سالها حوصله ساختنشون رو نداشتیم. برای همین احتمالا خیلی از اسمهای تجاری ایران وقتی این تغییر جدی بشه، مثل خر تو گل میمونن. چون تازه میفهمن تمام این سالها برای دیده شدن پول داده بودن. برای برند شدن کاری نکرده بودن.
والسلام علیک من التبع الهدی😂😂
تا چند سال پیش دعوا سر این بود که وقتی سرچ میشی، کجای گوگل وایسادی.
۲۰۲۶ یه سوال جدید اضافه کرده. وقتی از AI درباره دسته محصولت میپرسن، اصلا اسمت رو میاره؟
برندها دارن وارد دورهای میشن که بخشی از شناخت برند، قبل از دیدن سایت، تبلیغ یا حتی پیجشون اتفاق میفته. یعنی برندینگ فقط جنگ برای Share of Mind آدمها نیست.
حالا باید سهمی از حافظه ماشینها هم داشته باشی و این احتمالا یکی از عجیبترین تغییرات برندینگ در چند دهه اخیره.
و جذابش اینه که ایران هنوز برند نداره😅
گزارش دیتاک از وضعیت سال قبل اینترنت رو میتونین تو سایتش ببینین
+۳۰ میلیارد بار بازدید از کانالهای فروش وی پی ان!!!
دانلود گزارش
شیر بودن توی بیزینس دیگه خیلی خز شده.
همه میخوان شیر باشن، کینگ باشن، سلطان جنگل باشن. یه عده هم که میخوان متفاوت باشن میرن سراغ ببر و پلنگ! من ولی اگر قرار باشه برای بیزینس حیوان انتخاب کنم، میرم سراغ شیطان تاسمانی و گورکن عسلخوار.
مخصوصا گورکن عسلخوار. موجودی که رسما مادر نصف حیوونای طبیعت رو عروس کرده :))
ببر برای خودش راستراست داره راه میره، کاری هم به کسی نداره، این دلقک ممکنه نگاهش کنه و با خودش بگه: این چرا اینجوری راه میره؟ و بره بهش گیر بده! شیر، کفتار، مار و موجودات چند برابر خودش هم لزوما باعث نمیشن بگه خب منطقیه، من برم. پوست ضخیم، پنجههای قدرتمند، بدن منعطف و جسارت عجیبش باعث شده یکی از بدقلقترین موجودات طبیعت باشه.
شیطان تاسمانی هم نه بزرگه، نه سلطان جاییه. ولی نسبت به جثهش فک فوقالعاده قدرتمندی داره، فرصتطلب و جانسخته و بلده با چیزی که در اختیارشه دوام بیاره.
برای من این دوتا استعاره خیلی بهتری برای بیزینسن. چون قرار نیست همه سلطان بازار بشن. قرار نیست بزرگترین بودجه، معروفترین برند یا قویترین تیم رو داشته باشیم. ولی میتونیم جانسخت، سازگار، فرصتطلب و بهشدت سختحذفشدنی باشیم.
بازار واقعی بیشتر از اینکه شبیه مستند باشکوه شیرها باشه، پر از کمبود منابع، رقابت، بحران و اتفاقات پیشبینینشدهست. ایران و اروپا هم نداره. هرکدوم به مدل خودشون.
اونجا خیلی وقتها برنده کسی نیست که بلندتر غرش میکنه. برنده اونیه که ده بار میزننش زمین و دفعه یازدهم بلند میشه، دوروبرش رو نگاه میکنه و میگه: خب... حالا به مادر کی سلام کنیم؟
شیر و ببر و پلنگ رو بذاریم برای پوسترهای انگیزشی. من تو بیزینس ترجیح میدم گورکن عسلخوار باشم، دیگه فوق فوقش شیطان تاسمانی!
نوکرم سامورایی ها
یکی از بدترین جملههایی که تو جلسه مارکتینگ میشنوی اینه: «این ایده رو همه میفهمن؟»
قرار نیست همه بفهمن. اگه محصولت برای همه نیست، تبلیغت هم قرار نیست برای همه باشه مشتی.
مشکل از جایی شروع میشه که برای اینکه کسی ناراحت نشه، کسی گیج نشه و کسی نپرسه یعنی چی؟ ایده رو اونقدر توضیح میدیم و بیخطرش میکنیم که آخرش هیچکس هم یادش نمیمونه :))))
تبلیغ خوب لزوما چیزی نیست که ۱۰۰٪ آدمها بفهمنش. چیزیه که آدم درست، وقتی میبینتش بگه: «این دقیقاً برای منه.»
برندها معمولا از حذف شدن میترسن.
درحالیکه برند شدن، دقیقاً از انتخاب کردن شروع میشه. وقتی میخوای مال همه باشی، معمولا مال هیچکس نمیشی.
مشتی بمانید و سامورایی
