| احساسات مشترک |
الذهاب إلى القناة على Telegram
﴿ اینجا قلب هامون خیلی بهم نزدیکه ﴾ پیج اینستاگرام https://instagram.com/Mokhtari.goft
إظهار المزيد692
المشتركون
+124 ساعات
+37 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
او داشت گورِ تو را میكَند
اما تو نگران خستگی دستش بودى!
بخواب آدم احمق..!
داستایوفسکی
Repost from •| #نرگس_صرافیان_طوفان |•
نگرانم
وطن!
چه خواهی شد؟
این خزان دست بر نمیدارد
و بهار و خدا ز ما دورند
نگرانم
وطن!
چه خواهد شد؟
ملتی در تو سخت میگرید
ملتی در تو سخت مجبورند...
وطن، ای مادر، ای ستمدیده!
پیکرت زخمی است و غمگینی
که بغل میکنیم و چون کوهی
گرچه درد خزان به دل داری
گرچه داغ هزارها فرزند
و خزر تا جنوب، مجروحی...
نگرانم
وطن!
چه خواهد شد؟
ما از این زخمها نمیمیریم؟
تو از این زخمها نخواهیمرد؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
@narges_sarrafian_toofan
Repost from Antovaan | آنتوان
مادربزرگم همیشه میگفت هر خانه پیش از آنکه فروبریزد، همه را از مرگ خود باخبر میکند. دیوار پیش از آنکه بمیرد، ترک میخورد. سقف پیش از آنکه بمیرد، چکه میکند. پی پیش از آنکه بمیرد، سست میشود. و حالا خوب میفهمم آدم پیش از آنکه فرو بریزد، آه میکشد، حسرت میخورد، و درنهایت ناامید میشود. شاید چراغهای این خانه یکی یکی روشن شود، امّا خانه دیگر همان خانهی قبلی نمیشود. همیشه اعتقاد داشتم که رنج مجبورت میکند امید داشته باشی. اما نمیدانم با این حجم از خشم، ترس، خستگی و غم چیزی از ریشههای امید این رنج، برایم باقی مانده یا نه. راستش دیگر احساس میکنم که امید، حسرت دوردستهاییست که هیچوقت قرار نیست به آن برسم. شاید هم اگر برسم دیگر جانی برایم نمانده باشد...
@Antovaan
اپیزود پانزدهم «پادکست راییز» | موهبت کامل نبودن، هماکنون از پلتفرمهای پخش پادکست قابل دسترسه.
Repost from N/a
Repost from N/a
میتوانم ساعتها از رنجم حرف بزنم؛ اما واقعاً فایدهای ندارد و تنها غم درک نشدن را به غمهایم اضافه میکند.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
