﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
الذهاب إلى القناة على Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
إظهار المزيد2 977
المشتركون
+25824 ساعات
+5947 أيام
+58530 أيام
أرشيف المشاركات
2 990
2 990
2 990
#پارت: 59 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
از کجا معلوم دروغ باشه اینا یا هم تو بخاطر خودخو بزو هم از دروغ چیزی تیار کرده باشی هالی از کجا معلوم اینا همه دروغ باشه ای مضولم بازی ها هااان ههههههههه خیلی خوب میشناسم تور مطمعنم تو بزو چیزی گفتی که از مه دست کشیده مطمعنم بخاطر علاقه مزخرفی که بمه داری ایته میگی
چی فک کردی نمیفهمیدم وقتی میگفتی پیش منه از دروغ میگفتی میخاستیی بیشتر بامه حرف بزنی ولی مطعمن نبودم حالی مطمعن شدم تو یک دورغ گویی کسیفی
هانا ناباور طرفیو میدید چی زجری کشیده تا بزو حقیقته بگه ولی او اور ایرقم دروغ گو خطاب میکنه علاقه ازور کثیف میگه
هانا٫ چ چی میگی اگه مه میخواستم بخاطر علاقه خو به تو دروغ بگم دوسال پیش انجام میدادم و بتو میگفتم تور دوست دارم حالی هم فقط از دهن مه بیرون شد گفتم هر چی مایی درباره مه فک کن و ای دوست دیشتن هم نشنیده بگیر
اگه فک میکنی دورغ میگم باشه برو از خودیو پرسان کن میفهمی چیقدر عذر کردم بخاطر تو به پیشیو
دیگه ادامه نداد عق عقو از موتر پایین شد
ازیبر تینا هم ناباور به طرف برار خو سیل میکنه و مسیر هانا میبینه
تینا٫ مهرسام ای چی رقم گپ زدن بود ندیدی غم داخل چشمایو هن ندیدی وختی اورقم خودی گپ زدیی چی رقم بشکست نمیفهمم چی گپ بوده ولی ازی گپا شما ایته معلوم میشه که هانا خیلی زجر کشیده ولی تو اور قضاوت بیجا میکنی از تو توقع ندیشتم تو واقعاً به یک ماه علاقه مند یک دختر خارجی شدی هه واقعنکه
2 990
#پارت: 58 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
هانا٫ نههههه نگفتم چوووون اوووو دوسال بعد از شمااااا عروسی کرررررد او فقط بری یک ماه خودی شما دوست بعد به شما گفت برو کار بارو خو جور کن بعد بیا اینجی چون میخاست از دست شما خلاص بشه
او یکماه خودی شما دوست بود چون دخترا گفتن دل بدست آوردن مهرسام سخته او هم گفت مه به راحتی بدست میارم
یکدفعه ای مهرسام موتر نگه دیشت چرخ خورد طرف هانا به ناباوری گفت دروغ میگی خود تو گفتی میگه حالی خودیو گپ نمیزنم چون مایه بشتر دل تنگ مه بشه خود تو تووو گفتی هر شاو از مه میپرسه تو توووووو گفتی یانه
با صدا بلندی خیلی بلند میگفت اینار به هانا
هانا هم مثل خودی بلند گفت
هانا٫ هااااااا بگفتم چووون نماستم ای حس که مه تجربه میکنم تجربه کنی چون چون نماستم بشکنی چون چون ماستم هر شاو صدا تور بشنوم چون تنها راه همی بود هم خوشحال میشدی هم حس نخاستن تجربه نمیکردی هم صدا تور میشنویدم
ای حرف آخری به لحن آهسته تری گفت
مهرسام شوکه شده بود از گپا هانا از تجربه
از گپایی که میگفت که فقط بری یک ماه بوده و دیگرا شوکه شده باور نمیکرد تقصیر انداخت به گردن هانا
مهرسام٫ چییییی میگییییی توووو یعنی چی یعنی آرتینا دوست ندیشت مر یعنی حالی عروسی کرده پس چری چری چری روز اول نگفتی بمهههه هااااان چری
2 990
#پارت: 57 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
برفتم مه و هانا سوار شدیم مم دنبال پیش هانا شیشتم
مهرسام٫ خوب هستی دختر خاله
هانا٫ شکر خوبم شما خوبین
تینا٫ ایش پیخ ایخ ای چی رقم گپ زدنه شما شما 🤢
مهرسام٫ همه مث تو بیتربیه نین دیگه ای نشان ادبه شیشک😂
تینا٫ پوووووف به تو که احترام بگذارم بادب میشم ایته ادبی اصلأ نمام😏
مهرسام٫ خوبن به خبرا تو شاید بیتر هم بشم
هانا٫ الهی شکر امید وارم🥲
مهرسام٫ خوب تعریف کن چی خبر از آرتینا خوبه دیگه
هانا٫ بلیا شکر خدا خوبه
مهرسام٫ خوب خوبه دیگع ای چهار سال هم مه تیر شد منتظرم بگفتی بزو دیشو
تینا٫ هووووووش صبر کنین بریک بگیرن چی خبره از کی گپ میزنین
مهرسام٫ صبر کن میفهمی
خوب میشنوم هانا
هانا٫ چی رقم اسم مر صدا میکنه با همگی فرق داره( به دل خو)
هانا٫ چیزه بلیا گپ زدم دیشو خودی زود خداحافظی کردم خوب بود
مهرسام ٫ متوجه ایی هانا چند باره از تو پرسان میکنم میگم حتا به آلمان هم بودی پرسان کردم از تو به گوشی فقط گفتی خوبه خلاص مه خبر خو مام بگفتی بزو یا نه
ایر به صدا بلند ی گفت که اشک داخل چشما هانا جمع شد
پیچاره نمیفهمید چی رقم بگه چون اودرد عشق یکطرفه خودی میکشه
و این دفعه دیگه صبر خلاص شده اعصاب بزو نمونده او هم صدا کمی بالا برد که مهرسام حیرون بمونده بود چون ای دفعه اوله ای دختر مضلومه ایرقم اعصابنی میبینه
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 990
خب بياين عزيزان به همو كانال ديشب كه اي بند خدا ها خاوشدن مزاحم نشم 😂🤦🏻
https://t.me/Oo_FARMANDEH_AZRIEL_oO
