﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
الذهاب إلى القناة على Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
إظهار المزيد2 426
المشتركون
+11724 ساعات
+1277 أيام
+11530 أيام
أرشيف المشاركات
2 545
#پارت: 114✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
فردوس٫ مچم مثلی نمادن تابحال
تینا٫ جوووووون حالی که در قفله بررریم از سر دیوار 😁😍
طیلا٫از سر دیوار😳
تینا٫ ها دیگع اوقدر بلند نیه سی کن مه همیشه از سر دیوار میروم
مهرسام فردوس هر دوتا با هم گفتن
گربه دیواری😂
تینا٫ هیهیههی😒دهن کجی کردم
تینا٫حالی باید همگی گربه سر دیوار بشیم😏
سامان٫ باشه بفرمایین خانما مقدمترن خبر ندیشتم به علاوه وحشی گری گربه هم بودی😏😂
ای گپ آخره آهسته دم گوش مه گفت که مور مور شدم
تینا٫ باشه مه میروم یک وحشی گری به شما نشون بدم که همیشه بیاد ماندنی باشه به شما محترم 😒
اول مه بالا شدم چون دیوار خیلی کوتاه بود راحت میشد بالا شد بمه که بیخکول چون خیلی خوش دارم سر دیوارا بالا شوم
بعدیو فردوس سورج مهرداد باز هانا ماست بالا بشه مه مهرسام دستیو بگرفت بالا کرد
جاااااان چی شد دستیو گرفت😳
تینا٫ اوهوم آهام اهههمم
هانا٫ لوکک چیه آروم بگیر
تینا٫ بابا چه خبره
هانا٫ خبری نیه احمق خو دست مه گرفت خاطری بالا شوم بچه خاله مه هست چی میشه😐😒
تینا٫ اوکی اوکی مر عفو کنین چیزی نگفتم که همگی بالا شدیم برفتیم باله تخت نالنیچه بالیشتل بنداختیم کمی خاک زده بود فرشه جارو کردیم منتظر ماندم تا اونا بیاین که بریم از داخل موترا وسایل بیاریم
طیلا٫ خوووو تا اونا میاین بیاین کمی بگردیم
تینا٫ آفرین بعد از عمری گپ خوبی زدی قلک مه😁
طیلا٫ قلک دیگع چیه بتو نگفتم دیگه قلک نگیی😒
تینا٫ هی هعی چه کنیم که دوست داریم😂
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
#پارت: 113✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
گفت نون به جون مه زهر مار کردی
تینا٫ نخییییر برعکس عسل خوردی انگار بهترین صبحانه تو بود😂
همگی بیرون شدیم
فردوس موتر خودخو آورده بود سورج هم موتر خودخو مهرسامم که یه موتر خودخو مه طیلا میترا خودی مهرسام و مهرداد رفتیم فردوس هوری هانا به موتر فردوس سورج و سامان هم به موتر خودخو حرکت کردیم به طرف باغ بیبی
به تح راه طیلا گفت مگری ازو سر موتر بدین دست مه 🥺
تینا٫ امممممم هی مهری جون ازو سر موتر خودم میبرم باز به دست طیلا میدم تو خودی موتر سامان بروووو 😉
مهرسام٫ اوکی خوب گپیه
تینا٫ خوووب معلومه که به تو خوب گپیه😂
مهرسام٫ خیلی گپ نزن به نفع تو هست
تینا٫ اوکی اوکی هر چی برادر محترم امر کنن
دیگه چیزی نگفتم و به خاو نازنینی رفتم تا وختی که رسیدیم و به تکون دادنا میترا و طیلا خودی هم بیدار شدم
تینا٫ چییییی خبرهههههه به سر شماااااااا فقط شیشه هستم که ایته تکون میدن مرر😒
میترا٫ پخخخخخخخخخ خوب گفتیم بیدار کردن ما متفاوت باشه 😎
هموته که پایین میشدم از موتر گفتم
تینا٫ تف به متفاوت بودن شما بیزارم از بیدار کردن شما 😒
طیلا٫ تو باید خوش باشی که مه با ای دستا نازینین خو تور بیدار کردم
تینا٫ برین گمشین
مهرسام٫ بااااز چیکار کردین که شیشک وحشیه به گپ کردیم😂
تینا٫ هیییهیه
مهرداد٫ هههههههههه ایشتع دهن تو کج کرد مهری😂اینا کجا شدن
میترا٫ اونی بیامدن
تینا٫ ایشتع متوجه بود😈
میترا٫ تییینااا خفه لطفاً
او نا هم بیامدن موترا هر سه تا یکجا ایستاد کردم
مهرسام٫ وییی چری در قفله البد اینا تابحالی نیامدن
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
#پارت: 112✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
طرف سامان سیل کردم که بدرقم اعصابیو خرابه
سامان٫ میفهمی خیلی طفلی خیلی بیعقلی😡
جاااان ایر چی شد چون اعصابیو خراب بود هیچی نگفتم او هم از اتاق بیرون شد دیگرا کم کم آروم شدن
مهرسام٫ تلافی میکنم تینا
مهرداد٫ یانی آفرین تو ایشتع همگی به گریه انداختی😂
سورج٫ به گریه چیه بچیم به اعتراف دزدی انداخت😂بعد طرف میترا سیل کرد
همگی بعد از تحدید داو دادن بمه زود تر تیار کن خودخو که حرکت کنیم بیرون شدن
برفتم یک حمامی بکردم بیرون شدم طیلا تیار کرده هست یک دامن بلند که پایینیو پرک دیشت خودی بلیز گیرگی به رنگ آبی از مم همو مدل فقط رنگایونا فرق دیشت از مه رنگ سرخ بود
طیلا٫ بخوردی مر 😌
تینا٫ آشغال نمیخوروم😂
طیلا٫ گمشو
بعد بیرون شد
رختا برخو کردم کریم زد آفتابی زدم خودی یک برق لب یکمی ریمل خودی چپلی ها خو هم پاخو کردم موها خو بلند بسته کردم شال هم هم رنگ چپلی ها خو پوشیدم سیاه
بیرون شدم که مهرسام مهرداد سامان طیلا سر میز شیشتین دیگرا هم رو مبلا لم دادن
تینا٫ سلامونه😁
همگی طرف مه سیل کردن اول کمی خیره شدن هیچکس جواب نداد
تینا٫ آو شدم دیگع چیزی از مه نموند میفهمم خیلی مغبولی شدم😌
فردوس٫اعتماد به نفس تو به حلق سامان😂
همگی بخنده شدن
سامان٫ چری پا مه کش کردی 😐😒
تینا٫ پا نه لینگ میگن معمولاً 😁
یک پوزخندی بزد روخو دور داد
ایییی ازی پوزخندا ازی متنفرم 😡
مم به روخو نیاوردم برفتم سرکیز پیش مهرسام بشیشتم کمی هم اور اذیت کردم تا نون خلاص شد دمی که وخیست
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
تنها ننالم از غم ایام و هجر یار !
باشد مرا " دلی " که ز صد جا شکسته است ...❤️🩹🧑🏻🦯
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
•🖤🥀•
من در این سن جوانی زجهان سیرشدم
صورتم گرچه جوان است زدلم پیر شدم
بس که از جور زمانه به دلم خار نشست
هی جوانی بخدا از تو دگر سیر شدم
#هادگه 🧑🏻🦯🖤
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
•🖤🥀•
من در این سن جوانی زجهان سیرشدم
صورتم گرچه جوان است زدلم پیر شدم
بس که از جور زمانه به دلم خار نشست
هی جوانی بخدا از تو دگر سیر شدم
🧑🏻🦯🖤#هادگه
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
در مسلخِ عشقِ تو گرفتارم من 🥹
يك بار تو را ديدم و بيمارم من❤️🩹
سوگند بر آن ديده اي سر مستِ تو😍
از خلقِ جهان بجز تو بیزارم من !🙌
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
2 545
-
« فَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. »
+زمانی که خدا اراده بر کاری کند غیر ممکن،
ممکن می شود..!🙂♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 545
#پارت: 111✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
چشما خو وا کردم که مهرسام فردوس سورج مهرداد به رو زمین از خنده به زمین افتادم چشما خو بالا کردم که سامان تکیه داده به دیوار و از خنده سرخ شده هوری میترا هانا هم از خنده ریسه مرن و میز آرایش مر به دندون میگیرن خاااک اینا مار بازی دادن خاک بم سریونا شده مار تکون میدادن و جیغ میکشیدن که زلزله شده
مه طیلا طرف همیدگه سیل کردیم یک دم هر دوتا یک جیغی کشیدیم که همگیونا خفه خون گرفتم
طیلا٫ هاییییییییی خدا لعنت کنه شمار مه سکته میکردم شما میخندیدین اگه همیته سکته میکردم چیییییییییی هان
یکدم فکری به سر مه زد
خودخو بنداختم برو تخت شما خورم بسته کردم به افتادن مه همگی متوجه شدن طیلا هم دست از داو دادن اونا وردیشت هوری جیغی کشید صدا هانا آمد هییییین چیکار شد خداا جو تینا قربان تو شوم بیدار شووو چیکار شد
مهرسامم که معلوم بدرقم حول کرده گفت چیکار شد تینا خورک مه بیامد دست مر بگیرفت تکون میداد چون طیلا نرسنکی میخوند گفت مثلی مثلی خیلی ترسیده به اعصابیو صدمه رسیده
مم بزور خودخو کنترول میکردم که نخدم همیتنه مر میترسونین خخخخخخخ
سامان٫ وخی بالا کن اور چی شیشته ایی ماتم گرفتیییی
وی ننه ایشتع جیغی کشید
همیتنه دیگم کارا طفلانه انجام بدین 😡صدا میترا شنیدم که دیگه خودخو کنترول نتونستم بلند بزدم به خنده در حالی که گریه میکرد گفت
میترا٫ تینا وخی مه لواشکا هوریه بخوردم بونه تو کردم وخی انی به هوری بگفتم فین فین 😐
به صدا خنده مه همگی هنگ کردن دقیقاً نیم دقیقه همینه ساکت بودن که فردوس خیز وردیشتم به طرف مه مم بپریدم او طرف تخت
فردوس٫ تووووووو مار مسخرهههههه کردی احمق کودننننننن طرف همگی سیل کردم اوه اوه همگی بدرقم به چهره برزخی طرف مه میدیدن تنها کسی که مثلی مه بلند میخندید طیلا بود
تینا٫ خوب شددد حق شما بود دیگه شما باشین ایرقم مار بیدار کنین
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 545
#پارت: 110✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
آخی هم دلم یخ کرد جوابیو به خودیو داده بودم هم دست خو پس کرد اگه نه اگه گونه ها سرخ مه میدید بد میشد
تیز وخیستم لنگیده لنگیدنه برفتم بالا
برفتم که مهرسام طیلا مهرداد به تح دهلیزن
تینا٫ مثلی شاو نشینی دارین وخزین بریم خاو شویم که صبح مگری زودی وخزیم 😐
طیلا٫ تو چری ایقدر سرخی
با تپه تپه گفتم نیم چری سرخ باشم خاطری به زمین افتادم سرخ شدم
سامان هم بیامد گفت بریم که خاو شویم صبح بلکه دیونه میاین اینجی
طرفیو سیل نکردم گفتم مه میروم خاو شوم
برفتم به اتاق خو تا آمدن طیلا به خاو شدم صدا طیلا میآمد که میگفت دهن مه کج میکرد میگفت مه خاطری بفتادم به زمین سرخ شدم هه آخخخخخ
دیگه توجه نکردم به خاو عمیقی فرو رفتم
صبح به صرو صدایی و زلزله بیدارم شدم خیلی هول کردم
تینا٫ آییییییی چیخره ننه زلزله شدههههههه طیلا طیلا وخی طرفیو سیل کردم که اوهم هنگ کرده یکدم چشمیو به افتاد هر دوتا خو ی هم بی جیغ داد شدیم طیلا گپایی میگفت که اگه به ای حال نبودی حتماً از خنده ریسه میرفتم
طیلا٫ الااااااا خداااا جوووو مه نو آمدم به هرات خدااا جوو هنوز جوونم خدااا جوووو هنوز باغ بیبیه ندیدم الااااااا گاز نخوردم تاحالی به اونجی خدااا جو هنوز باله تینا آو نرختم
او همیتهه میگفت من چشما مه بسته فقط جیغ میکشدیم از جا خو تکون نمیخوردم یکدم صدا خنده خنده هایی میامد بعد صدا هوری بلند شد
هوری٫ هاییییی خدااا غش کردم اینار صدا کنیم که حالی سکته میکنن صدا طیلا قطع شد
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
