٫٫پیچَک
الذهاب إلى القناة على Telegram
-هرچیزی که شرح حال باشد.🤍✨ *گاهی از اعماق قلبش مینویسد ... محتاجم به کلمات : http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-UYFAOojOHlR0
إظهار المزيد327
المشتركون
+124 ساعات
-67 أيام
-2330 أيام
أرشيف المشاركات
327
Repost from N/a
آرام آرام موهای کف زمین را جارو میزد
با تلاش آنهارا داخل سطل زباله ریخت
غر میزد از زیاد بودنشان
حق داشت موهایم سنگین بودند
سنگین از خاطراتی خفته لابهلای تارهایش
میدیدم روی تارمویی آغوشش را
تارموی دیگر اولین بوسه را
و...
حق داشت موهایم سنگین بودند
سنگین از خاطرات
روی سرم سنگینی میکردند
حال میفهمم قصهی دخترانِ عاشقِ فراری از عشق را :)!
#امضا_وصالم🖋📚
『 @vesalaam 』
327
یه سال داره میشه که دعا نکردم دوست داشتن قشنگه ولی وقتی که یک طرفه نباشه درد اینکه اگه بهش بگم ممکنه ولم کنه همین دوستی ساده هم دیگه نباشه و انقد اینطوری بگی که یهو بفهمی دیگه دیره واسه هرچیزی و همش تبدیل میشن به یه حسرت بزرگ
با خودم میگم کاش هزاران باز دعا میکردم که بشه برا من تا اینکه دعا کنم که از بستر مریضی بیاد بیرون و دعای اخرم این باشه اون دنیا منو ببخشه....
به همه کسایی که دارن اینو میبینن میگم که قدر لحظه لحظه دوست داشتن هاتون و دوست داشته شدن هاتون رو بدونین اینکه میگن زود دیر میشه یعنی این
327
منم حدود ۴۰ شب میرفتم مزار شهدا
روضه حضرت زهرا میذاشتم.
سوره یس میخوندم...
و درحالی که اشک میریختم
التماس میکردم دختر خانومی که دل بستم بهش
راضی شه تا فقط بتونم به خواستگاریشون برم...
حضرت مادر واسطه ما دو نفر بشن...
و بابا علی دستمو بذار تو دست فاطمه ام...
۲ ۳ سالی میشه که انگار خیلی پیر شدم.
و خب انگار قسمت نبود :)
