ar
Feedback
بروکلین

بروکلین

الذهاب إلى القناة على Telegram

نامبرده تمامی اتهامات وارده را تکذیب می‌کند. 😶‍🌫️ ناشناس: t.me/UnknowTextBot?start=brooklyn ✨ خرید پرمیوم: PremPass.ir

إظهار المزيد
Buy Ad
228
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
ıll Brooklyn llı

Repost from -
photo content

ıll Brooklyn llı

photo content

عجیبه تو حال بدیام، هم بیشتر می‌نویسم هم بهتر می‌نویسم..

اینقدر این روزا همچی خوبه و دغدغه‌ای ندارم چیزی به ذهنم نمی‌رسه برای نوشتن :)

اگر هم آیفون دارید هم بلوبانک، احتمالاً اکثرتون از نسخه‌ی وبش استفاده می‌کنید مگر اینکه خیلی ریچ باشید و اشتراک استورهای ایرانی رو داشته باشید :)) به هرحال من اینجام تا از سرعت کند نسخه‌ی وب و نبود امکان لاگین با Face ID نجاتتون بدم، برای نصب ابتدا از طریق لینک پایین برنامه‌ی TestFlight رو از اپ استور نصب کنید و بعد BluBank رو با لینک دوم Accept و Install کنید؛ به همین راحتی🧉 🍏 TestFlight on App Store 🪪 BluBank on TestFlight

ıll Brooklyn llı

Contradictory night 🌗
+1
Contradictory night 🌗

اگر فکر می‌کنید روزای آخر عمرتونه و مثل والتر وایت سرطان گرفتید یا قصد خودکشی دارید و نفسای آخرتونه می‌تونید قبل از مرگ با استفاده از سایت پایین یه ایمیل تنظیم کنید تا ۱۰ سال دیگه برای مخاطب‌تون یا آیندگان ارسال بشه :)) 📧 FutureMe.org

ıll Brooklyn llı

از یه تایمی به بعد دیگه برات فرقی نمی‌کنه که کی پاشو از زندگیت بزاره بیرون، دیگه برات فرقی نمی‌کنه اگر دوستات رو یکی یکی از دست بدی، دیگه اگه خواست بره برای موندنش اصرار نمی‌کنی حتی دیگه برات مهم نیست بعد از رفتنش چقدر قراره ضربه بخوری و حالت بد بشه، چون از همون اولش می‌دونی که کی قراره بمونه و کی هیچوقت قرار نبوده موندنی باشه.

photo content
+2

ıll Brooklyn llı

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ آمدنش متفاوت بود ؛ ماندنش متفاوت بود ؛ و اما رفتنش بیشترین تفاوت را داشت . نه داد کشید که میخواهد برود ، و نه گریه کرد به حال رابطه روبه اتماممان ، و نه حتی خبری داد ! فقط من وقتی به خودم آمدم که نه چیزی از آمدنش دانسته بودم نه از ماندنش و نه از رفتنش ... من آنقدر درگیر روزهای بعد بودم و امروز هایی که به فردا سپری میشد که فراموش کردم یک روز هم او خسته میشود ، خسته میشود و میرود و دل من را با خود می بَرَد ... میرود و سهم من از او میشود گذاشتن یک لیوان چای روی خروار ها خاکی که او در زیرش آرام به خاب رفته و به زبان آوردن حرف هایی که او باید میشنید اما نشنید و رفت ... 🖤...

No plan, as always.
No plan, as always.