海'𝐒𝐭𝐲𝐱ᝰ
الذهاب إلى القناة على Telegram
↳ あなた自身でありなさい, . 世界は独創性を賞賛します⤹🌑 ............................................. ⤹𝅼 𝘈𝘳𝘦𝘴 . የ 𝕴𝖓𝖋𝖏 . t.me/HidenChat_bot?start=1547890702 𝐒𝐭𝐲𝐱 𝐂𝐡𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧𝐠: https://t.me/+wpCNrkmoNK8wNjZk
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
319
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
319
https://t.me/ElementsofTheRiver/6983
چه خوب ولی حس توی نوشتنت خیلی حس عارفانه ایی میتونم بگم داره
راستی بیو میدییی اشنا شیممم چون واقعا خیلی از نوشنت خوشم اومد
وی میخواد بیشتر بشناستت
319
بیوی کرکترا اکه خواستید بخونید و از هشتگ
#𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴
هم میتونید برای پیدا کردن پارت یک و دو کمک بگیرید ..
ایشالا ک خوشتون بیاد ، در آینده و ادامه تموم تلاشمو میکنم که داستان رو بهتر جلو ببرم
319
... ممنون امیدوارمم ک قلمم بهتر هم بشه
چون خیلی قشنگ تر از الان مینوشتم ..
اگه بتونم .. میخوام یکم ببرمتون درون دنیای خودم
319
319
#Vladimir | PART 3
. . . .
~London`: 12 Oct : 11:25 am
....................................
مردی که رو به روم نشسته به آرومی کلاهشو از رو سرش برمیداره و به نشانه احترام میزاره رو قلبش و با صدای ملایمی خطاب به من میگه
- از آشنایی باهاتون خوشوقتم جناب ولادمیر
بعد از تموم شدن حرفش با چشمای یخیش به درون چشمام خیره میشه و لبخند کجی به لب داره
بعد از اینکه کلاهشو برمیداره میتونم موهای ابریشمی و به رنگ نقرشو ببینم؛ پلک آرومی میزنم و با لحنی که خطاب به من شروع به حرف زدن میکنه میتونم حدس بزنم چقدی میتونه ازم اطلاعات داشته باشه ، با دیدن چشماش پوزخندی میزنم
- منم از دیدار با شما خوشوقتم ، موسیو؟
کلاهش رو میزاره رو میز و دستشو به سمتم دراز میکنه و در جوابم با ملایمت میگه
- لئو تولستوی ، میتونید لئو صدام بزنید
چند ثانیه به دستش خیره میشم و بعد از تموم شدن حرفش دستشو به آرومی میگیرم
- بسیار عالی
دستشو ول میکنم و به آرومی میرم عقب و به پشتی صندلی تکیه میدم و بهش خیره میشم
- خب ، چه کاری از من ساختس جناب لئو؟
تکیش رو از میز میگیره و به پشتی صندلی تکیه میده و مچ پای راستش رو میزاره روی زانوی پای چپش (پا میندازه رو پا)
از روی صندلی بغل دستش ، پاکتی که بنظر سایز A4 داشت رو برمیداره و میگیره بالا و کنار بدن خودش تا بهم نشون بده.
بعد از دیدن پاکت چشم هامو کمی بسته تر میکنم؛ بعد از اینکه پاکت رو بهم نشون داد ، به ارومی میزاره رو میز و سمت من و ادامه میده
- بنظرم بهتره خودتون بخونید ، بعد از اینکه جوابتون رو شنیدم ، به سوال هاتون جواب میدم
بعد از حرفش نگاهمو از چشماش میگیرم و میدم به پاکتی که روی میزه و به ارومی برش میدارم و به مهر شمعی که روی پاکت خورده نگاه میکنم و درون ذهن خودم زمزمه میکنم ..
× پنجه گرگ .. فکر کنم این علامت رو ی جایی دیده با-..
در حینی که تو فکر و خیره به نشان بودم مدگال اسمم رو صدا میزنه که باعث میشه از توی فکر بیام بیرون و نگاهمو بدم بهش
- جناب ولادیمیر چیزی شده؟
وقتی نگاش میکنم میتونم آشفتگی ساختگی رو توی چشماش ببینم و تک خنده ای میزنم
- خیر موسیو ، نشان جالبی بود
فقط ..
نگاهم جدی میشه و لبخند کجی میزنم و به چشماش خیره میشم و ادامه میدم ..
- فکرشو نمیکردم هنوزم این مدل مهر ها استفاده بشه ..
شمرده شمرده و با تاکید روی اسمش ، صداش میزنم
- موسیو .. مدگال.
............................................
#𝘒𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵𝘖𝘧𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸𝘴
319
نمیدونم چرا فضای گوشیم و تل برام ی حس خفه رو داره ایجاد میکنه .. کلافه شدم جدن
سرمم بخوام از گوشی در بیارم خفه تر میشه برام ..
کلافم جدن و موندم چیکار کنم برای الان ..
شاید برم یکم تمرین ..؟
پوفی میکشم*
چاره ندارم ..
319
این پیامو فور کنید تو چنلتون و زیرش تایپ ام بی تی آی تونو بگید منم با توجه به اون و وایبتون بهتون حالا یه حیوون یا کرکتر(ممکنه کرکتر مانهوا کامیک انیمه و.....باشه)و حتی آدم بدم
ظرفیتی نداره تایمم نداره
پرایوتام تو بیو به ناشناس مب لینک بدین
