ar
Feedback
Alohomora

Alohomora

الذهاب إلى القناة على Telegram

I put pieces of my mind into words here. That's it. 🪩🐈‍⬛ https://t.me/harfmybot?start=187947434

إظهار المزيد
348
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
پی‌وی‌هامم سین می‌کنم. قول.🧎🏻‍♀️

و البته از کسایی که دائما غر می‌زنن.

دیگه اینکه، از انسان‌های بی‌ملاحضه، انسان‌های قضاوت‌گر، خودگوزِخاصی‌پندار و خودخواه بیزارم.

انگار تمام انرژی‌ام صرف دووم آوردن می‌شه.

متوجهم که کم‌هوش‌ نیستم. حتی معتقدم تا حدی برعکسه. ولی کاملا متوجهم که دارم خیلی خیلی کم از مغزم استفاده می‌کنم.

احساس می‌کنم سر جمع از 0.5 درصد توانایی مغزی‌ام استفاده میکنم. اون هم به زور.

زندگی‌ام و‌ زندگی‌ کردن رو‌ دوست دارم.

زندگی‌ام و‌ زندگی‌کردن رو‌ دوست دارم.

آخ کاش در چندین سال آینده شنگن رو بکنند توی پاچه‌ی کانادا. همون رو بلیط میگیرم میرم مونترال بووووننننژوق.

I want a wife and two boyfriends who kiss each other but I can't say it loud cuz ouuuhhhh now I'm problematic.😧

1|1 - Opiate² - TOOL (FLAC).flac56.43 MB

آخه من جطور بگم که از استرس درس خوابم نمیبره ولی بابت اینکه ساعت خوابم خراب میشه و مغزم درست ریکاوری نمیشه هم استرس مضاعف میگیرم و حالا دوبار استرس دارم.

احساس می‌کنم اگر‌ پدربزرگی مادربزرگی چیزی داشتم خوب می‌شد. به نظرم به عنوان یک نوه باحالم.

خیلی دلم سنگینه. از خودم سنگین‌تره.

photo content

این دیوار زمخت اون خونه‌ی توی رشته که دیگه برای ما نیست و هیچ‌وقت هم برنخواهیم گشت. همونطور که من هرگز به کیمیای چهار سال پیش
این دیوار زمخت اون خونه‌ی توی رشته که دیگه برای ما نیست و هیچ‌وقت هم برنخواهیم گشت. همونطور که من هرگز به کیمیای چهار سال پیش برنمی‌گردم. نمیتونم که برگردم. مرگ مهسا برای من اولین خبر تکون‌دهنده‌ی سیاسی بود. زمان کشته شدن ندا سلطان هنوز اونقدری سن نداشتم که عقلم قد بده. مهسا رو که کشتن، اونقدری رشد کرده بودم که بفهمم چی‌شده. از اسکرین شات مشخصه، این عکس رو که گرفتم، ساعت دو صبح بود. عکس بی‌محتواییه. دیوار خشن اون خونه و باریکه‌های نور و با اینکه از عکس مشخص نیست، خوب یادمه که صدای کامیون‌های سنگین نمی‌ذاشت من و خواهرم بخوابیم. اون شب مهسا من رو بیدار کرد.

چهار سال پیش همچین روزهایی رشت بودم. خبر کشته شدن مهسا تازه پخش شده بود.

شبا هنگام میان کوچه‌هاست به در کوبد که نوبت شماست برادرم، که سنگر من است چو سایه سار روشن است دویدنش فراخ سینه‌اش چو جان پناه و مأمن است بر تن شاهدان، تازیانه می‌زند این ز جان خستگان پاره‌ی تن من‌اند به جای او به قلب من بزن جهان ترانه می شود امان بده ببوسمش به خون که جاودانه می‌شود