کنجکاوی از روزن ارتباطات
الذهاب إلى القناة على Telegram
علی شاکر، #پژوهشگر #هوش_مصنوعی و #روزنامهنگار. سعی میکنم از دریچهی علوم ارتباطات اجتماعی، دربارهی هر چیزی که «علمی» و «مستند» است، کنجکاوی کنم.
إظهار المزيد663
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
-430 أيام
جارٍ تحميل البيانات
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أكتوبر '26أكتوبر '26
أكتوبر '26
+231
في 0 قنوات
سبتمبر '260
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '260
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '260
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 5 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 4 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 4 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+20
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+48
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+23
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+122
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '240
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '240
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '240
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '240
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '240
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '240
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '240
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '240
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '230
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+16
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+5
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+6
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+76
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '230
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '230
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '230
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '230
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '230
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '220
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '220
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '220
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '220
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '220
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '220
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '220
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '220
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '210
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '210
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+147
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 25 أكتوبر | 0 | |||
| 24 أكتوبر | 0 | |||
| 23 أكتوبر | 0 | |||
| 22 أكتوبر | +2 | |||
| 21 أكتوبر | 0 | |||
| 20 أكتوبر | 0 | |||
| 19 أكتوبر | 0 | |||
| 18 أكتوبر | 0 | |||
| 17 أكتوبر | 0 | |||
| 16 أكتوبر | 0 | |||
| 15 أكتوبر | +1 | |||
| 14 أكتوبر | 0 | |||
| 13 أكتوبر | 0 | |||
| 12 أكتوبر | 0 | |||
| 11 أكتوبر | 0 | |||
| 10 أكتوبر | 0 |
منشورات القناة
| 2 | 🎥 برشی از کست آوش | هوش مصنوعی می تواند بشر را نابود کند؟/ قسمت ۶
هوش مصنوعی یکی از آن موضوعاتی است که بسیار درباره آن صحبت شده و میشود اما هنوز زوایای ناشناخته بسیاری دارد. آیا هوش مصنوعی ما را بیکار می کند؟ آیا می تواند جای هنرمند را بگیرد؟ در اینصورت چطور میتوان در عصر هوش مصنوعی هنوز مفید بود و زیست مسالمتآمیز با آن برقرار کرد؟ شهریار شمس مستوفی، علی شاکر و عاطفه رضواننیا در کستآوش درباره این موضوع صحبت کردهاند.
تماشای فیلم کامل گفتوگو در لینک زیر:
https://avash.ir/n/Wet
◽️ @Avash_media ◽️ avash.ir ◽️ | 82 |
| 3 | 📚 از مغزِ مخاطب تا الگوریتمِ تحریریه
این ترم افتخار دارم در دانشکدهی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی، همراه دوستانی باشم که در مقطع کارشناسیارشد روزنامهنگاری، درس «مطالعات رسانههای جدید» را انتخاب کردهاند.
برای این دوره برنامهای ۱۶جلسهای تدوین کردهام و تلاش میکنم هر هفته، متناسب با مسیر کلاس، درسنامههایی در همین کانال منتشر کنم تا دیگر علاقهمندان هم بتوانند بحثها را دنبال کنند.
🧩 چارچوب کلی دوره، رویکرد سیستمهای پیچیده به ارتباطات است. یعنی برای فهم یک پدیدهی رسانهای، رابطهی میان مخاطب، شبکه، فناوری و نهادهای قدرت را بررسی میکنیم. مثلاً میپرسیم یک شایعه چگونه با تجربهی قبلی مردم و شیوهی انتشار در شبکه پیوند میخورد و واکنش مردم چگونه بر ادامهی ماجرا اثر میگذارد.
مسیرمان از مغز پیشبین و شکلگیری اعتماد آغاز میشود؛ به تاریخ ارتباطات ایران، فرهنگ مشارکتی و انتشار خبر در شبکهها میرسد و سپس سراغ اقتصاد سیاسی پلتفرمها، مدلهای زبانی و تولید خودکار خبر میرویم.
✍️ در کلاس، فرصت مشخصی برای گفتوگو، کارگاه و نوشتن داریم. یکی از تمرینها «مموی سهپاراگرافی» است: توضیح روشن یک نظریه، بهکارگیری آن در مسئلهای واقعی در ایران و طرح یک نقد. کوتاهنوشتن در اینجا تمرینی برای دقیق فکرکردن است.
در بخش عملی هم با ابزارهای هوش مصنوعی گزارش میسازیم و تصمیمها و خروجیهایشان را بررسی میکنیم: منبع این تصویر چیست؟ کدام ادعا شاهد کافی دارد؟ مسئولیت کدام تصمیم همچنان بر عهدهی روزنامهنگار است؟
🔎 درسنامهی نخست با این پرسش شروع میشود: «چرا انسان ماشین فکس نیست؟» چرا ممکن است یک خبر واحد، برای دو مخاطب معنایی متفاوت داشته باشد؟
🔗برای دانلود شرح درس دوره، اینجا کلیک کنید
#کارشناسی_ارشد #مطالعات_رسانههای_جدید #روزنامهنگاری #سیستمهای_پیچیده | 102 |
| 4 | 📚 از مغزِ مخاطب تا الگوریتمِ تحریریه
این ترم افتخار دارم در دانشکدهی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی، همراه دوستانی باشم که در مقطع کارشناسیارشد روزنامهنگاری، درس «مطالعات رسانههای جدید» را انتخاب کردهاند. | 78 |
| 5 | 🔺تله مُقصریابی در جهانِ پیچیده
🔹علی شاکر
🔹از کرایه تاکسی تا آلودگی هوا؛ چرا جهانِ شبکهای را خطی میبینیم؟
🔹صفحهی تلفن روشن است. چند عدد روی آن دیده میشود. سفری که دیروز با مبلغی مشخص انجام میشد، امروز گرانتر شده است. بیرون باران میبارد یا برف خیابانها را کُند کرده، ایستگاههای حملونقل عمومی شلوغاند و پیدا کردن خودرو سختتر شده است. کاربر از صفحه عکس میگیرد. چند دقیقه بعد تصویر در شبکههای اجتماعی میچرخد. کمی بعد تیترها از راه میرسند: «افزایش عجیب قیمتها»، «سوءاستفاده از شرایط اضطراری»، «مردم زیر فشار قیمتهای تازه».
🔹ممکن است همهی این اعتراضها موجه باشند. ممکن است تصمیمی اشتباه گرفته شده باشد. شاید الگوریتم قیمتگذاری درست عمل نکرده باشد. شاید شرکتی که از آن درآمد دارد باید پیش از رسیدن قیمت به آن نقطه مداخله میکرد.
🔹اما در فضای عمومی معمولاً صبر نمیکنیم تا بفهمیم. مقصر زودتر از تحلیل از راه میرسد.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1133902
@sharghdaily
sharghdaily.com | 134 |
| 6 | 🚨 خطر هوش مصنوعی «انقراض بشر» نیست؛ مرگ تدریجی اعتماد است!
این روزها تیترها پر شده از هشدارهای آخرالزمانی، مثل «شورش ماشینها»، «پایان بشریت» و سناریوهای تخیلی.
به طبع میدانید که چنین خبرهایی هشدار «خطر وجودی» میدهند و نمیتوان به آن توجه نکرد و در بستر «اقتصاد توجه» رسانههای جهان، اگر انقراض بشر به دست ماشین برای مردم آب نداشته باشد، برای رسانهها نان خوبی دارد.
با این همه، مشکل اینجاست که وقتی غرق این توهمات پرهیجان میشویم، از خطرات واقعی، ملموس و قابلاندازهگیری هوش مصنوعی که همین امروز زیر پوست جامعه جریان دارد غافل میمانیم.
هستهی بحران هوش مصنوعی چیست و چرا باید نگاهمان را تغییر دهیم؟
بگذارید از منظر ارتباطات و فناوری چند نکته را بگویم:
۱. خطا دیگر در حد یک متن غلط نمیماند؛ زنجیرهای از اقدام است
تحول بزرگ مدلهای زبانی فقط در این نیست که قشنگتر مینویسند؛ ماجرا این است که حالا به ابزارها وصل شدهاند؛ یعنی کد اجرا میکنند، به سیستمها دسترسی دارند و فایل تغییر میدهند.
پیش از اینها، خطای هوش مصنوعی تنها پاسخی اشتباه روی صفحه بود، اما امروز میتواند به زنجیرهای از تصمیمات و اقدامات خودکار با پیامدهای واقعی تبدیل شود.
۲. فاجعه اصلی: فرسایش معیارهای اعتماد
خطر بزرگتر از زیاد شدنِ دروغ، این است که «توان ما برای راستیآزمایی» از بین برود. وقتی سرعت تولید ادعا از ظرفیت بررسی جامعه جلو بزند، دو واکنش خطرناک شکل میگیرد:
یا هر دروغی را زود باور میکنیم، یا به این نتیجه میرسیم که «همهچیز فیک است و هیچ واقعیتی ارزش پیگیری ندارد».
وقتی چاپ کتاب در اروپا شروع شد، کتابی خرافی به نام «چکش جادوگران» در نسخههای زیاد به دست اروپاییان رسید. کتابی که یک بیمار روانی جنسی و ضد زن نوشته بود و در آن تشریح میکرد جادوگرها چه ویژگیهایی دارند. جزوههای تکبرگی زیادی فروش رفت و بسیاری پولدار شدند. ولی تا دههها بعد مردم بسیاری به بهانهی جادوگر بودن کشته شدند. جریان بیمهار اطلاعات بهخودیخود خرد جمعی نمیآورد!
۳. انسانِ پشت مانیتور، دکور نیست!
شرکتها مدعیاند «انسان همیشه روی سیستم نظارت دارد». اما اگر اپراتور فرصت، داده و اختیارِ واقعی برای وتو کردن و فشار دادن دکمهی «توقف» را نداشته باشد، حضورش شبیه امضای تزئینی پای تصمیمات الگوریتم است.
۴. کلید ایمنی دست خود شرکتهای تجاری نیست
نمیشود ایمنی را فقط به شرکتهایی سپرد که زیر فشار رقابت بازار و جذب سرمایهاند. معیار واقعی ایمنی این نیست که مدیر یک شرکت هوش مصنوعی چقدر هشدار فلسفی میدهد؛ معیار این است: آیا ارزیابهای مستقل حق دارند سیستم آنها را متوقف یا محدود کنند؟
🎯 خلاصه ماجرا:
مسئله این نیست که ماشینها فردا جهان را تسخیر میکنند؛ مسئله واگذاری آرام، بیصدا و غیرقابلاعتراضِ تصمیمگیری به سامانههایی است که نمیدانیم چرا و چگونه برای سرنوشت، کار و امنیت ما تصمیم میگیرند.
راهحل، فرار از فناوری نیست؛ تعیین مرزهای سفت و سخت، شفافیت در پیامدها و داشتنِ حق واقعی برای کشیدن ترمز است.
✍️ برشی از گفتوگوی علی شاکر (پژوهشگر بینارشتهای علوم ارتباطات و هوش مصنوعی) با شفقنا | 592 |
| 7 | 🎙 ماشین متن میسازد؛ چه کسی اعتبارش را تضمین میکند؟
هفتهٔ پیش با دکتر عاطفه رضوانینیا، روزنامهنگار و پژوهشگر ارتباطات، و شهریار شمس، سردبیر رسانهٔ آوش، دربارهٔ هوش مصنوعی گپ زدیم.
گفتوگو از اتاق شهریار جان شروع شد، به استودیو رسید و بعد از ضبط هم ادامه داشت. آنچه میبینید، فقط نیم ساعت از این گپ است.
🧠 از خودِ «هوش» شروع کردیم: چرا هوش؟ چرا مصنوعی؟ این ابزارها چه تواناییهایی دارند و ما را با چه چالشهایی روبهرو میکنند؟
یکی از بحثهایمان این بود که ظاهرِ موجهِ یک پاسخ، تضمینِ اعتبارش نیست. متنی میتواند روان، مرتب و قانعکننده باشد، اما ادعایش پشتوانه نداشته باشد.
اعتماد ما به حرفِ آدمها هم فقط از خوب حرف زدنشان نمیآید؛ تجربه، سابقه، شواهد و پاسخگویی اهمیت دارند.
پشت حرفِ انسان، زندگی و اعتباری هست که ممکن است با اشتباه آسیب ببیند. البته همین «از خود مایه گذاشتن» هم تضمینِ حقیقت نیست؛ باید بتوان حرف را بررسی کرد و از گوینده توضیح خواست.
⚙️ دربارهٔ اقتصادِ توکن هم صحبت کردیم؛ یعنی هزینهٔ استفاده از ظرفیت پردازش مدلها. راهاندازیِ نمونهٔ اولیهٔ یک عامل میتواند آسان و کمهزینه باشد، اما استفادهٔ مداوم و قابلاتکا،
هزینهٔ پردازش، نگهداری و نظارت دارد. این هزینه همیشه با توکن حساب نمیشود و بعضی کارهای جدی را هم میتوان با ابزارهای رایگان یا مدلهای محلی پیش برد؛ اما «رایگان بودن ابزار» به معنای بیهزینه بودنِ کار نیست.
مهمتر از این هزینهها، برای من مسئلهٔ «اعتبار و مسئولیت» است: چه کسی خروجی را بررسی میکند و مسئولیتِ انتشارش را میپذیرد؟
این وضعیت میتواند فرصتی برای متخصصان چندمهارتی باشد تا تجربه و دانش خود را به یک دستیار بیرونی پیوند بزنند؛ به شرط اینکه بتوانند درستیِ خروجی را با دیدی انتقادی بسنجند.
بزودی این موضوع را زندگی خواهیم کرد که برای همزیستی با هوش مصنوعی اعتبارِ حرفهای وقتی به کار میآید که پشتِ بررسی باشد، نه صرفاً پشتِ نامِ منتشرکننده.
📰 هزینهٔ تولید بعضی محتواها بهشدت پایین آمده، اما روزنامهنگاری فقط نوشتن نیست. ماشین میتواند از اطلاعات آماده، ظرف چند ثانیه پیشنویس خبر بسازد و حتی در جستوجو و بررسی ادعاها کمک کند. ولی این کمک، جای حضور میدانی، رابطه با منبع، فهمِ زمینه و مسئولیتِ سردبیری را نمیگیرد.
پیدا کردن سوژه در کف جامعه، جلب اعتمادِ کسی که حاضر نیست حرف بزند و تشخیصِ فاصلهٔ میان ادعا و واقعیت، همچنان به کار انسانی نیاز دارد. اصلاحِ اشتباه هم فقط بازنویسیِ یک جمله نیست؛ باید به مخاطب خبر داد و پاسخگو بود.
برای همین، کنار مهارتِ نگارش، امروز توانِ مواجههٔ انتقادی با خروجیِ ماشین هم ضروری است. مدرسه و دانشگاه باید این توان را آموزش دهند: بررسیِ منبع، تشخیصِ عدمقطعیت و پذیرفتنِ مسئولیتِ آنچه منتشر میکنیم.
▶️ تماشای گفتوگو در آوش: «همزیستی با هوش مصنوعی چگونه ممکن است؟» | 581 |
| 8 | 🎬 چرا ویدیوهای دیپفیک با اینکه ساختگیاند، اینقدر دستبهدست میشوند؟
در گفتوگو با روزنامه دنیای اقتصاد درباره «آشفتهبازار ویدیوهای جعلی» و تغییر رفتاری مخاطبان صحبت کردم. مهمترین نکاتی که گفتم:
🔹 قرارداد ارتباطی جدید: مخاطب در میمها و دیپفیکها دنبال «واقعیت» نیست؛ بلکه میپرسد «این تصویر درباره وضعیت ما چه میگوید؟» جعل عمیق مانند کاریکاتور، به ابزاری برای بیان نقد، اعتراض یا اعلام همدلی تبدیل شده است.
🔹 کاهش هزینه ساخت، جهش ارزش «توجه»: در «جامعه هزینه نهایی صفر»، ساخت تصویر قانعکننده ارزانتر از همیشه است، اما «توجه» و از آن مهمتر «اعتبار»، نایابترین کالاهای این بازارند.
🔹 دیدهشدن ≠ اعتماد: روایتهای هیجانانگیز سریع میچرخند، اما تثبیت یک روایت و جلب اعتماد، به شفافیت، سابقه و پاسخگویی نیاز دارد، نه فقط تعداد بازدید.
🔹 سایش اعتماد عمومی: خطرات دیپفیک فقط آسیب به یک فرد نیست؛ بزرگترین آسیب این است که اعتماد به «تصاویر واقعی» را هم برای همه سختتر میکند.
📌 متن کامل این یادداشت و گفتوگو را میتوانید از لینک زیر بخوانید:
🔗 مطالعه متن کامل در دنیای اقتصاد | 558 |
| 9 | برگزاری کارگاه «روزنامهنگاری و فرسودگی؛ شناخت، پیشگیری و بازیابی»
فرسودگی شغلی چیست و با افسردگی یا خستگی چه فرقی دارد
این کارگاه برای ۲ دسته از همکاران بیشتر مفید است؛ اول آنها که در گزارشهای خود با این موضوعات سروکار دارند و میخواهند از این اصطلاحات بهطور دقیق و علمی استفاده کنند و دسته دوم همکارانی که نشانگان چنین عوارضی را در خود یا نزدیکانشان میبینند و احساس میکنند انرژی و خلاقیتشان مثل قبل نیست و به دنبال راهحلی برای غلبه بر آن هستند.
مهدی ملک محمد
دکترای روانشناسی، روانتحلیلگر، مترجم کتاب تحسینشده «علیه همدلی» انتشارات رشد، مترجم کتاب در دست چاپ «روانشناسی مثبت رسانه» انتشارات ارجمند و سردبیر سابق ماهنامه روانشناسی سپیده دانایی هدایت این کارگاه را برعهده دارد.
برای ثبتنام لطفا به حساب انجمن در تلگرام یا بله پیام دهید.
تاریخ برگزاری: پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۴
@tehran_association_journalists | 148 |
| 10 | 🕊 روایت صلح از بستر زخم؛ مقالهای که حالا باید دوباره به آن برگردم
چند ماه پیش و پیش از جنگ ۴۰روزه، مقالهای با عنوان «روایت صلح از بستر زخم: مسئولیت روزنامهنگاری صلح در وانمایی زیستبوم جنگ در سردشت با رویکرد همبودی و کاربست هوش مصنوعی» برای نشریهی «مطالعات صلح» نوشتم.
پرسش اصلی مقاله از فاجعه سردشت آغاز میشد، اما محدود به سردشت نبود؛
چرا با وجود محکومکردن جنایتکاران، حذف دیکتاتورها و تکرار شعارهای ضدجنگ، خشونت دوباره بازتولید میشود؟
در مقاله تلاش کردم از روایتی فاصله بگیرم که جنگ را فقط به تصمیم یک «آدم بد» تقلیل میدهد. چنین روایتی ممکن است برای توضیح اخلاقی یک واقعه ساده و قانعکننده باشد، اما بخش بزرگی از واقعیت را پنهان میکند؛ شبکه شرکتها، زنجیرههای تأمین، منافع اقتصادی، تصمیمهای بوروکراتیک، ساختارهای سیاسی، رسانهها و گفتمانهایی که بعضی انسانها را قابل سوگواری و بعضی دیگر را تقریباً نامرئی میکنند.
از همین منظر، سردشت نه فقط نتیجه تصمیم صدام بلکه محصول یک زیستبوم جنگ بود.
🤖 پس تدقیق دریچهی نظری، در بخش دیگری از مقاله این پرسش را مطرح میکنم که آیا میتوان از هوش مصنوعی نه فقط برای تولید محتوا یا حتی جنگ، بلکه برای روزنامهنگاری صلح استفاده کرد؟
🌍 برای آشکارکردن ارتباطات پنهان میان اقتصاد، سیاست، رسانه و خشونت؛ شناسایی زبان انسانزدا و نفرتمحور؛ و حتی کاهش فاصله عاطفی میان مخاطب و رنج انسانهایی که معمولاً فقط به عدد تبدیل میشوند.
امروز، پس از تجربه جنگ ۴۰روزه، فکر میکنم برخی از پیشنهادهای این مقاله دیگر برای خودم فقط یک بحث نظری نیستند.
❓باید دوباره به آنها برگردم، نقدشان کنم و عمیقتر بپرسم:
روزنامهنگاری در میانه یک زیستبوم جنگ واقعاً چگونه میتواند به کاهش امکان جنگ بعدی کمک کند؟ | 580 |
| 11 | 🎤پایان عصر بلندگوها: بازخوانیِ یک عقدهی ارتباطی در عصر هوش مصنوعی
دبستان اندیشه که درس میخواندم، ایدئولوژی حرف اول و آخر را میزد. وسیلهی تزریق این افکار یکسویه نیز میکروفن قرمزی بود که همیشه یا باطری نداشت یا دل و رودهاشریخته بود گوشهی دفتر ناظم...
اما گاهی کار میکرد و ناظم و مدیر سر کیف میآمدند...آنان میکروفن را در مشتشان محکم نگه میداشتند به سمت دهانشان میبردند. وقتی حرف میزدند مخاطبشان دیگر ما بچهها نبودیم، بلکه با همسایهها نیز از عقایدشان میگفتند و اینکه چرا فکرشان بر حق است. ولی برای ما بچهها هیچکدام از اینهامهم نبود...
خود من در درجهی اول سوالم این بود که وقتی میتوانیم در پارک کنار مدرسه «قلعه»(دویدن دنبال هم) بازی کنیم چرا باید برویم سر کلاس که یک خانم بداخلاق مجبورت کند دست به سینه بنشینی یا چرا باید جوری داد بزنیم «الله» که شیشههای کاخ سفید بکشند...
دومین سوال هم همین میکروفن قرمز بود... باید راهی پیدا میکردم برای حرف زدن در آن... باید صدای بلند خودم را بشنوم و همه مرا ببینند... مهم نبود چه میگفتم...همین که صدایت از بلندگو پخش میشد، دو هیچ از بقیه جلو بودی...
یادم است یک بار مامان به خانه آمد و گفت «امروز کی پشت میکروفن بود؟ چه جیغ و دادی میکرد... » منم نگذاشتم حرفش تمام شود و بلافاصله با ذوق گفتم: «من بودم!» مامان از خنده خم شد و زد روی پایش...
ولی به مامان نگفتم ناظم کچل و بچهخوار اندیشه همان روز چهطور زد تو ذوقم؛ چون دعای فرج را بدون بسمالله خواندم و مرا جلو 350 تا همسن خودم خیط کرد. همان، اولین و آخرین باری بود که پشت میکروفن قرمز رفتم.
اما استفاده از این میکروفن، شیوهی دیگری هم داشت؛ اتفاقی عجیب گاهی موقع زنگ نهایی میافتاد... ناظم سر کلاسها میرفت که بگوید: «وقت [کلاس] تمام است» و همزمان ما از کلاس فرار میکردیم... سر راه اگر آن میکروفن سیمی را میدیدیم که ازپنجرهی دفتر ناظم آویزان است، دهانمان را سمتش میبردیم (شبیه صحنهای از فیلم «سازدهنی» امیر نادری) و از سر و کول هم بالا میرفتیم تا جیغ کوتاهی در آن بزدیم...
یکی دعا میخواند، شعار میداد، یکی لات محل رو صدا میزد، یکی اندی میخواند و یکی هم قرآن...ناظم شبیه صاحب مزرعه چوب به دست میدوید سمتمان که ما با احساسی سرشار از ترس وشادی شبیه دستهای کلاغ پر میزدیم و فرار میکردیم... شادی شاید نه؛ غرور. گاهی حتی وقتی به خانه میرسیدم از خشایار میپرسیدم که صدای مرا شنیدی تو بلندگو؟
مهم بودن کودکانهی ما اینشکلی بود و گاهی فکر میکنم این بازی در میان بزرگسالان به شکلی افراطی وجود دارد. رقابت بر سر جایگاه و منزلت اجتماعی... در حالی که نمیدانیم چرا میخواهیم مثلا دانشگاه برویم، مهندس شویم، دکتری بگیریم، دانشیاریمان را به استادی برسانیم. برای همین میگردیم دنبال معیارهای بدل شدن... بدتر اینکه سر همین معیارهای بدلی شبیه دوران کودکی با هم رقابت میکنیم.
راستش من با این بازی و این رقابت مشکلی ندارم. حرفم فقط این است که اگر یک روزی برای «مهم، موثر و مفید بودن» فقط باید در یک زمان و مکان خاص بازی میکردی، امروز میتوان میدان زمانی و مکانی را تغییر داد و باز هم از «بودن» لذت برد نه صرفا از تعاریف جعلی «مهم، موثر و مفید بودن».
مفاهیمی که سرنخهایش در تاریخ، فرهنگ، اقتصاد سیاسی و میزان دسترسی به داده پیداست. زمانی باید چنان فریاد بلندی میزدی که بقیه فقط صدایت را بشنوند و شاید از میان آنان کسی مخاطب بود، ولی امروز میتوانی از مجراهایی دقیق با مخاطبی ارتباط بگیری که زمینههای مشترک ارتباطی زیادی با ما دارد.
روابط شبکهای در «دنیاهای کوچک» شکل میگیرد و با رفع مانع زبان به کمک مترجمهای هوش مصنوعی، حالا ممکن است در ایلام نشسته باشید ولی مخاطبتان با علائق و سلائق بسیار مشترک در توکیو باشد.
زمین بازی خیلی بزرگ شده. مضحک است همه سر یک میکروفن با هم رقابت کنند. آن هم وسیلهای که در هیاهوی امروز کسی صدایش را نمیشوند و از همه بدتر اینکه صدای پشتهمین میکروفن نیز بسیار نامفهوم و پر از بدفهمیهای معنایی است.
پس شاید بهتر باشد از پشت میکروفن قدیمی و کهنه کنار بیاییم و ابزار دیگریپیدا کنیم برای رساندن صدایمان. این بار شاید موثرتر و مفیدتر. به اندازهی فهم پوچی مفید بودن و موثر بودن ولی همچنان زندگی کردن و ادامه دادن. | 235 |
| 12 | 🤖 وقتی ماشین تصمیم میگیرد، چه کسی تاوان میدهد؟
✍️ علی شاکر
پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی و هوش مصنوعی
عاملهای هوشمند بهتدریج از ابزارهای سادهی تولید محتوا فاصله میگیرند و وارد زنجیرهی تصمیمگیری سازمانها میشوند. آنها میتوانند اطلاعات گردآوری کنند، ابزارهای دیگر را به کار بگیرند و حتی اقداماتی انجام دهند که وضعیت بیرونی را تغییر میدهد.
اما ماشین میتواند اختیار داشته باشد، بیآنکه سهمی در پیامد تصمیم خود بپردازد.
عامل هوشمند در وضعیت کنونی:
🧬 بدن و آسیبپذیری زیستی ندارد؛
👤 اعتبار حرفهای یا موقعیت اجتماعی خود را از دست نمیدهد؛
🧠 درد، شرمندگی و پشیمانی را تجربه نمیکند؛
⚖️ مسئولیت حقوقی را مستقلاً بر عهده نمیگیرد؛
💬 زبان همدلی و تعهد را بازتولید میکند، بیآنکه خود حامل آن تعهد باشد.
در کتابی که مشغول تمام کردنش هستم، به تبارشناسی بحران ارتباط در عصر هوش مصنوعی پرداختهام. آنجا این شکاف را «عدمتقارن سهمها» نامیدهام؛ چرا که
🔻 ماشین خروجی تولید میکند؛ انسان پیامد آن را تحمل میکند.
خطر زمانی بیشتر میشود که سازمان، عامل هوشمند را به «منطقهی مچالهشدگی اخلاقی» تبدیل کند؛ یعنی بخشی از اختیار را به سامانه واگذار کند، اما هنگام خطا، مسئولیت را به الگوریتم یا «جعبهی سیاه» حواله دهد.
🛡 برای جلوگیری از این وضعیت، حضور صوری انسان در چرخه کافی نیست. معماری سازمان باید چند شرط روشن داشته باشد:
▪️ مسئول انسانی مشخص برای هر تصمیم پرخطر؛
▪️ ثبت منابع و مسیر رسیدن به خروجی؛
▪️ سطحبندی خطر و محدودکردن اختیار عامل؛
▪️ مدارشکن و امکان توقف فوری؛
▪️ حسابرسی، اعتراض و جبران خسارت؛
▪️ ممنوعیت استفاده از ماشین بهعنوان سپر مسئولیت.
📎 فایل پیوست، نسخهی مکتوب و بسطیافتهی بحثی است که در یک سخنرانی پانزدهدقیقهای در نشست «توسعهی پایدار در عصر عاملهای هوشمند» ارائه کردم.
آنچه خواندید، تنها خلاصهای از سخنرانیام در نشست «توسعهی پایدار در عصر عاملهای هوشمند» بود.
برای مطالعهی نمونهها، بنیان نظری «عدمتقارن سهمها»، نقدهای وارد بر آن و راهکارهای پیشنهادی، متن کامل را بخوانید. | 543 |
| 13 | 🤖 وقتی ماشین تصمیم میگیرد، چه کسی تاوان میدهد؟
✍️ علی شاکر
پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی و هوش مصنوعی
عاملهای هوشمند بهتدریج از ابزارهای سادهی تولید محتوا فاصله میگیرند و وارد زنجیرهی تصمیمگیری سازمانها میشوند. آنها میتوانند اطلاعات گردآوری کنند، ابزارهای دیگر را به کار بگیرند و حتی اقداماتی انجام دهند که وضعیت بیرونی را تغییر میدهد.
اما ماشین میتواند اختیار داشته باشد، بیآنکه سهمی در پیامد تصمیم خود بپردازد. | 136 |
| 14 | 🔺اختلال اینترنت چگونه مسیر مشتری را قطع میکند؟
🔹اختلال اینترنت برای کسبوکارهای آنلاین فقط به معنای کاهش فروش در چند روز یا چند هفته نیست. هر بار که دسترسی محدود، کیفیت اتصال مختل یا سرعت اینترنت کند میشود، بخشی از مسیر دیدهشدن، جذب مشتری، شکلگیری اعتماد و انجام معامله نیز آسیب میبیند.طبق پیمایش ایسپا ۵۵.۴ درصد زندگی افراد به اینترنت وابسته است.
🔹بهگزارش پیوست، رضویزاده، دانشیار دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی گفت:
پلتفرمها رابطه میان فروشنده و مشتری را شفافتر کرده، اما همزمان این رابطه را به سابقه، امتیاز و بازخورد وابسته کردهاند.
🔹اعظمی، صاحب فروشگاه اینترنتی آواتشاپ عنوان کرد:
پس از فیلتر شدن اینستاگرام، سفارشهای هفتگی فروشگاه از حدود ۱۲۰ مورد به ۱۰ تا ۱۵ مورد رسید و در بهترین حالت به ۲۰ سفارش نزدیک شد.
🔹شاکر، پژوهشگر حوزه ارتباطات گفت:
سابقه و شهرت، امکان بررسی عملکرد گذشته، پرداخت امن و امکان شکایت یا پیگیری، لایههای مختلف اعتماد به کسبوکارهای آنلاین را شکل میدهد.
🆔@Peivast
🔗متن کامل این گزارش را در سایت پیوست بخوانید:
peivast.com/p/264909 | 160 |
| 15 | 🔹پشت پردهی شبیهسازی همدلی و مسئولیتناپذیری هوش مصنوعی
اگر یک عامل هوشمند (AI Agent) در تصمیمگیری یا ارتباط با انسان اشتباه کند، تاوان واقعی آن راچه کسی میپردازد؟
در مسیر پژوهشم روی «تبارشناسی بحران ارتباط درعصر هوش مصنوعی»، مدتی است ذهنم درگیر مفهومی شده که آن را «عدمتقارن سهمها» مینامم.
امروز عاملهای هوشمند دیگر فقط ابزاری برای تولید متن یا پاسخ به چند پرسش ساده نیستند؛ آنها سامانههایی هستند که میبینند، برنامه میریزند، با ما گفتوگو میکنند و در محدودهای مشخص عمل میکنند.
اما یک مغالطه بزرگ در این میان وجود دارد:
زبان روان، حافظهی ظاهری و شبیهسازی همدلی در هوش مصنوعی، هرگز به معنای نیتمندی، شعور بدنمند، تجربه انسانی یا مسئولیت اخلاقی نیست.
وقتی اختیار به یک سامانه واگذار میشود امامسئولیت نه، شکافی خطرناک ایجاد میشود. انسان پیامد تصمیمهای اشتباه را با بدن،اعتبار، امنیت و آیندهی خود میپردازد، در حالی که عامل هوشمند هیچ سهم و ریسکیدر این پیامدها ندارد.
در نشست توسعه پایدار در عصر عاملهای هوشمند، حدود 15 دقیقهای ارائهای خواهم داشت با عنوان «وقتی اختیار واگذار میشود، اما مسئولیت نه».
در آن فرصت به تشریح این عدمتقارن میپردازم و راهکارهایی عملی برای سازمانها ارائه میدهم؛ از محدودکردن سطح اختیار و ثبتمسیر تصمیم گرفته تا حفظ نظارت انسانی و تعیین مسئول نهایی.
📌نشست تخصصی: توسعه پایدار در عصر عاملهای هوشمند
🧑🏫 پنل اول: ابعاد نظری، اخلاقی و حقوقی
⏱ زمان: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ | ساعت ۱۴:۰۰ تا ۱۸:۰۰
🏭 مکان: کارخانه نوآوری آزادی، مرکز نوآوری پلنت (حضوری)
🗒 برنامه و جزئیات بیشتر:
https://rsai.ir/#agenda
اگر به حوزههای اخلاق فناوری، حقوق هوش مصنوعی و آیندهی ارتباطات انسانی علاقهمندید، خوشحال میشوم شما را ببینم و با هم درباره این دغدغهی مشترک گفتوگو کنیم. | 430 |
| 16 | 🎨 وقتی کلمات به تصویر تبدیل میشوند
🎙 هوش مصنوعی به زبان ساده-4
پیرو برنامههای کوتاهی که با کمک «پادکست فلایتمود» ساختیم برای آشنایی کودکان و نوجوانان با هوش مصنوعی، امروز به این موضوع میپردازیم که چگونه میتوان به ماشین گفت «گربهای فضانورد روی ماه» و چند ثانیه بعد تصویرش را دید؟
پس میخواهیم دربارهی هوش مصنوعی مولّد، ساخت تصویر و مفهوم «پرامپت» حرف میزنیم.
توضیح میدهیم چرا درخواست کلی معمولاً نتیجهای کلی میسازد و چگونه توصیف دقیق سوژه، سبک، فضا، نور و حس تصویر میتواند خروجی را تغییر دهد.
یادمان باشد پرامپت فقط یک فرمان فنی نیست؛ نوعی صورتبندی پیام است.
هرچه فرستنده مقصود خود را دقیقتر رمزگذاری کند، احتمال رسیدن به نتیجه مطلوب بیشتر میشود.
البته خروجی ماشین همچنان به دادههای آموزشی، محدودیتهای مدل و انتخاب انسانی وابسته است.
🎧 شنیدن پرواز چهارم:
⏱ بخش «غول چراغ جادو»:
از ۱۵:۱۵ تا ۲۱:۲۷
🔜 در بخش بعدی: میپرسیم ماشینها چگونه زبان ما را پردازش میکنند و منظورمان را میفهمند؟
قسمتهای پیشین:
📻 1.هوش مصنوعی؛ غول چراغ جادو؟
📻 2. الگوریتمهایی که سلیقهی ما را میدانند
📻 3.شخصیتهای بازی رایانهای واقعاً باهوشاند؟
#هوش_مصنوعی_مولد #پرامپت #فلایت_مود | 231 |
| 17 | 🎮 چرا شخصیتهای بازی باهوش به نظر میرسند؟
هوش مصنوعی به زبان ساده-3
بخش سوم:
وقتی یک دشمن در بازی شما را تعقیب میکند، پنهان میشود یا از مسیر دیگری غافلگیرتان میکند، آیا واقعاً در حال فکرکردن است؟
در بخش سوم به سراغ شخصیتهای غیرقابلبازی یا NPCها میرویم. توضیح میدهیم که بسیاری از رفتارهای بهظاهر هوشمندانه آنها حاصل مجموعهای از قواعد، واکنشها و تصمیمهای ازپیشطراحیشده است.
همچنین میبینیم چرا این شخصیتها گاهی در دیوار گیر میکنند یا رفتارهای عجیب نشان میدهند.
یادمان باشد که بازی رایانهای فقط سرگرمی نیست؛ محیطی تعاملی است که در آن، مخاطب با یک نظام طراحیشده وارد گفتوگو میشود. رفتاری که طبیعی به نظر میرسد، ممکن است حاصل مهندسی دقیق انتخابها باشد.
🎧 شنیدن پرواز سوم:
⏱ بخش «مجازیهای باهوش»:
از دقیقهی ۱۷:۰۰ تا ۲۲:۰۷
بخش اول
بخش دوم
🔜در بخش بعدی: هوش مصنوعی چگونه از چند کلمه، تصویر میسازد؟
#بازیهای_رایانهای #هوش_مصنوعی #فلایت_مود | 188 |
| 18 | 📱 الگوریتم از کجا سلیقه ما را میفهمد؟
هوش مصنوعی به زبان ساده-2
بخش دوم:
هر لایک، توقف، کامنت و حتی ردکردن سریع یک ویدئو، برای پلتفرم یک نشانه است. الگوریتمهای پیشنهاددهنده با کنار هم گذاشتن این نشانهها حدس میزنند چه محتوایی بیشتر توجه ما را نگه میدارد.
در بخش دوم با زبانی ساده توضیح میدهیم که تیکتاک، اینستاگرام و یوتیوب چگونه ویدئوها را انتخاب و رتبهبندی میکنند؛ و چرا پیشنهادهای آنها گاهی ما را در یک حباب محدود گرفتار میکند.
یادمان باشد که الگوریتم فقط سلیقه ما را کشف نمیکند؛ با تکرار بعضی محتواها، در شکلگیری و تثبیت همان سلیقه نیز نقش دارند.
پس مخاطب فقط مصرفکننده پیشنهادها نیست و باید گاهی آگاهانه از مسیر تعیینشده خارج شود.
🎧 شنیدن پرواز دوم
⏱ بخش «الگوریتمهای خوشسلیقه»:
از دقیقهی ۳۰:۰۰ تا ۳۷:۱۷
بخش اول
🔜 در بخش بعدی به دنیای بازیهای رایانهای میرویم؛ شخصیتهای بازی چگونه تصمیم میگیرند و چرا باهوش به نظر میرسند؟
#الگوریتم #سواد_رسانهای #فلایت_مود | 175 |
| 19 | ✈️ غول چراغ جادو؟
هوش مصنوعی به زبان ساده-1
بخش اول:
حدود یک سال پیش، به دعوت دوستان پادکست «فلایتمود»، ضبط گفتارهای کوتاهی درباره هوش مصنوعی را آغاز کردم. انتشار این بخشها هم از حدود ۹ ماه پیش در «شنوتو» شروع شد. صبر کردم تعداد بیشتری از آنها منتشر شود تا بتوانم این گفتوگوها را با نظمی مشخص در کانال معرفی کنم.
این گفتارها پیش از جنگ اخیر ضبط شدهاند و در آنها تلاش کردهام مفاهیم بهنسبت پیچیده جهان تازه هوش مصنوعی را با زبانی ساده و شفاف توضیح دهم.
«فلایتمود» پادکست متنوع و شنیدنیای برای نوجوانان و والدین است. از دوستان این پادکست ممنونم که فرصت این گفتوگوها را در اختیارم گذاشتند. 🌱
در بخش اول میپرسیم: هوش مصنوعی دقیقاً چیست، چگونه با دادهها یاد میگیرد و چرا نباید آن را موجودی جادویی و بیخطا تصور کنیم؟
یادمان باشد فناوری زمانی قابل نقد میشود که ابتدا بتوانیم آن را بدون زبان پیچیده توضیح دهیم. تشریح ساده مفاهیم فناوری برای بچهها بهانهای است برای شناخت بهتر والدین. به نظرم اگر پدر و مادر هستید، با فرزندتان این بخشهای کوتاه حداکثر 6 دقیقهای را گوش دهید.
🎧 اگر میخواهید کل پرواز را بشنوید:
⏱ برای شنیدن مستقیم بخش «غول چراغ جادو؟»:
از دقیقهی ۳۵:۳۴ تا ۴۰:۰۰
🔜 در بخش بعدی: الگوریتمهای تیکتاک و اینستاگرام از کجا میفهمند چه چیزی دوست داریم؟
#هوش_مصنوعی #فلایت_مود #کنجکاوی_از_روزن_ارتباطات | 630 |
| 20 | 🧠 هوش مصنوعی در دانشگاه؛ زمان بازطراحی نظام سنجش، نه ممنوعیت فناوری
⚡اگر دانشجو بتواند در جلسه امتحان از هوش مصنوعی استفاده کند، آیا هنوز میتوان توانایی واقعی او را سنجید؟
📉این پرسش، فقط دربارهی ابزاری جدید نیست، بلکه دربارهی فلسفه آموزش عالی است.
🔹 تصمیم اخیر #دانشگاه_آزاد برای مجاز دانستن استفاده از هوش مصنوعی در برخی امتحانات دکتری، نشان میدهد دانشگاه ناگزیر وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان آن را با آییننامههای دوران پیش از هوش مصنوعی اداره کرد.
🔹 مسئلهی اصلی این نیست که دانشجو از هوش مصنوعی استفاده کند یا نکند؛
مسئله این است که دانشگاه چه چیزی را میخواهد بسنجد.
🔹 اگر هدف، حفظ کردن اطلاعات باشد، هوش مصنوعی تقریباً همیشه سریعتر و دقیقتر عمل میکند.
🔹 اما اگر هدف، سنجش قدرت تحلیل، قضاوت، استدلال، ترکیب دانش، تصمیمگیری در موقعیتهای پیچیده و دفاع از یک ایده باشد، طراحی امتحان باید بهطور اساسی تغییر کند.در چنین شرای طی، چند اصل اهمیت پیدا میکند:
🔹 شفافیت قواعد: دانشجو میبایست دقیق بداند چه نوع استفادهای از هوش مصنوعی مجاز است و چه استفادهای خلاف است و درست نیست.
🔹 دسترسی برابر: وقتی استفاده از هوش مصنوعی مجاز اعلام میشود، همه دانشجویان باید به ابزارهای مشابه و با کیفیت قابل قبول دسترسی داشته باشند؛ در غیر این صورت، نابرابری آموزشی تشدید میشود.
🔹 ثبت شفاف فرایند پاسخ: ارزش علمی فقط در پاسخِ نهایی نیست. دانشگاه باید بتواند مسیر شکلگیری پاسخ، شیوه استفاده از هوش مصنوعی، پرامپتها، اصلاحها و نقش واقعی دانشجو را نیز مشاهده کند.
🔹 احراز مستقل صلاحیت: حتی اگر هوش مصنوعی در فرایند حل مسئله حضور داشته باشد، دانشگاه همچنان باید مطمئن شود که دانشجو شخصاً به مفاهیم مسلط است. دفاع شفاهی، آزمونهای موقعیتی، تحلیل موردی و گفتوگوی علمی میتوانند این نقش را ایفا کنند.
🔹 بازطراحی سؤالها: در عصر هوش مصنوعی، سؤالهای مبتنی بر بازتولید اطلاعات بهتدریج کارکرد خود را از دست میدهند. پرسشها باید بر مسئلههای واقعی، سناریوهای حرفهای، تحلیل انتقادی، تصمیمگیری و استدلال متمرکز شوند؛ جایی که دانشجو ناچار است دانش، تجربه و قضاوت خود را به کار بگیرد.
🎇در نهایت، هوش مصنوعی نه دشمن دانشگاه است و نه ناجی آن. کیفیت آموزش عالی، بیش از هر چیز، به توانایی دانشگاه در بازتعریف شیوههای یادگیری و سنجش وابسته است.
اگر ساختار ارزیابی تغییر نکند، ورود هوش مصنوعی صرفاً ضعفهای قدیمی نظام آموزشی را آشکارتر میکند؛ اما اگر این تحول جدی گرفته شود، شاید یکی از مهمترین فرصتهای چند دههی اخیر برای اصلاح آموزش عالی فراهم شده باشد
🔗متن کامل گفتوگو علی شاکر با شفقنا رسانه | 683 |
