ar
Feedback
خاطرات و سوتی های من😅🤭

خاطرات و سوتی های من😅🤭

قناة بسيطة

﷽ خاطراتوسوتیهای خودتون ب پیامگیرناشناس بفرستین https://t.me/harfmybot?start=417967514

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام خاطرات و سوتی های من😅🤭

تُعد قناة خاطرات و سوتی های من😅🤭 في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 686 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 827 في فئة الفوضى والترفيه والمرتبة 21 204 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 686 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 10 أغسطس, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -425، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 0، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 0‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً N/A‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 0 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 0 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل دوست, شخص, سوت, میگه, یهو.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
﷽ خاطراتوسوتیهای خودتون ب پیامگیرناشناس بفرستین https://t.me/harfmybot?start=417967514

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 11 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الفوضى والترفيه.

15 686
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-827 أيام
-42530 أيام
أرشيف المشاركات
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉 به صد یلدا الهی زنده باشی  انار و سیب و انگور خورده باشی 🍎🍇(استیکرانار😐) اگریلدای دیگر من نباشم (دور از جونم😐🤪) تو باشی و تو باشی و تو باشی 😍😍🤗🤗 یلداتون مبارکککک الهی غصه تو قلبت بمیره الهی دشمنت عقده بگیره🤔 الهی هرکجایی مهربونم تنت سالم،دلت روزی نمیره الهی درد و غم از تو جداشه الهی صاحب قلبت خدا شه(عشقتم باشه دیگه 😜) الهی هرکجا،باهرکه هستی خدا برصحن قلبت گل بپاشه    🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉 🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉               \    /                😁                (  )                /  \ 🍉 شب یلدا مبارک 🍉 برو اونور هندونه ای نشی...😂 جای منم خالی کنید🥹 #آزاده😘 . 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

خاطرات و سوتیاتون چی شد😎🥲 فعال باشید کم کار شدینا🥺😜 بفرستید منتظرم 💔🫠👇🏿 https://t.me/harfmybot?start=417967514

زن همسایه مون بادخترکوچولوش اومدن خونه ی ما،احوالپرسی میکردیم یهو هول شدم میخواستم بگم دخترتون عزیزمه،گفتم کنیزمه.... وکلی خجالت کشیدم اززن همسایه مون. 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

همسایه پایینیمون خالی کردن خونشون رو و همسایه جدید اومده بر حسب فضولی و کنجکاوی بیجا اومدم از چشمی در نگاه کنم ببینم خونشون خالیه یا اومدن تو این چند روز ک ما نبودیم .. چون از چشمی درخودمون مشخصه یه ذره تو‌خونه ک وسیله هست و تا چشمو چسبوندم ب در دیدم یکی ازونطرف داره نگاه میکنه😣😣🤣🤣 اونم احتمالا صدای پارو شنیده و خواسته ببینه کیه 🤣🤣🤣 وای خیلی طبیعی فاصله گرفتم و ادامه پله هارو رفتم پایین خدا خدا میکنم همچنان ب این زودیا باهم روبرو نشیم 🙊 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام سلام مهربونا😘دوستمون سوتی دخترشون رو گفتن که گفته جلیقه😂منم یاد دختر خودم افتادم.دختر من کلاس سوم دبستان بود .روزای اول شروع سال تحصیلی معلمشون عوض شد و یک خانوم دیگه جاش اومد.از دخترم پرسیدم اسم خانمتون چیه؟گفت خانوم بلوط گنجی😂😳گفتم بلوط؟گفت اره اسمش بلوطه فامیلش گنجی .خودش گفت.تعجب کردم گفتم شاید اسم جدیده.پرسیدم خیلی جوونه؟گفت نه اتفاقا خیلی مسنه.خلاصه تعجب ما بیشتر شد.تا اینکه یکروز رفتم مدرسه دیدم یک خانم تپل و مسن هستن .وقتی برگه ی امتحان رو امضا کردن دیدم نوشتن بتول گنجی🤣🤣وای که چقدر به دخترم خندیدم و هنوزم گاهی اوقات صداش میزنم بلوط خانووم❤️😂😂 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام ازاده جان خیلی خوشحالم که کانالتون رو پیدا کردم سوتی ها رو میخونم و هی میخندم منم ی سوتی از دخترم بگم کلاس سوم بود تو کلاس درس علوم داشتن در مورد شهاب سنگ اشتباهی سر کلاس هی میگفته سحاب شنگ بچه ها میخندن میگه چرا میخندین معلم میگه دخترم بگو شهاب سنگ هی میگه سحاب شنگ بعد میگه من درست میگم چرا میحندین معلم میگه باشه افرین هنوزم که هنوزه الان ۱۲سال گذشته بازم میگه من درست میگفتم 😂😂😂😂 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام آزاده جون وهمراهان گل پیام این دوستمون که گفت دخترش به صدیقه گفته جلیقه منو یاد اوایل کارم انداخت من سال اول کارم بود معلم پایه اول بودم یه شاگرد داشتم اسمش یکتا بود دوستش اسمش ساناز بودبهش میگفت یکپا هر روز میگفتم یکتا ولی اون به مدل خودش صداش میزدیه روز جلسه داشتیم مادر ساناز گفت شرمنده یه سوال دارم گفتم بفرمایید گفت میشه بگیدمادر یکپا کدومه🤣منم یادم رفته بود گفتم نداریم همچین کسی گفت والادخترم میگه دوستم اسمش یکپاس خیلی دوسش داره خواستم دعوتش کنم تولد دخترم🤣منم گفتم اسمش یکتاس دخترت بهش میگه یکپا اصلا یه غوغای شد تو جلسه بماند🤣 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

مد هستم،دخترم و این سوتی نیست یه خاطره است. کلاس TTcشرکت میکردم،که یه دوره است برای یادگیری روش های تدریس زبان، و کلاس مختلط بود. هرکسی باید یه بخشی از کتاب رو آماده میکرد و اون رو به کلاس تدریس میکرد،بچه ها هم باید نقش زبان آموز رو بازی می کردن.بعضی وقتا بچه ها زیاده روی می کردن و اونی که نقش معلم داشت رو اذیت میکردن،که خوب روی عملکردش و ارزیابی ش تاثیر داشت. یه مرتبه وسط ارائه یه نفر،یکی از دخترا و خود مدرس دوره کنار هم نشسته بودن و حرف میزدن و سروصدا می کردن،اونی که داشت دِمو میداد از من یه سوال پرسید، من گفتم: -متوجه سوال نشدم چون بچه ها داستن سروصدا میکردن😒😒 دختره که سروصدا میکرد: وا،ما که سروصدا نکردیم😠😠 من: من نگفتم کی،میگن حرف رو بنداز زمین صاحبش برمیداره😏 کلاس: 😆😆😆 آره خلاصه دختره سنگ رو یخ شد و حالش جا اومد.ببخشید اگر طولانی و بی نمک بود.دیدم پیاما کم شده گفتم یکی دوتا بفرستم. 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام دوباره مد هستم. سوتیم خیلی باحال نیست ولی بازم میگم. چند روز پیش تو کتابخونه بودم داشتم کتاب ها رو نگاه میکردم،خانم کتابدارم توی همون ردیف قفسه های من داشت کتابارو مرتب میکرد،من چندی بود که تحت فشار بودم و اون موقع ناگهان 💨ی از من در شد.🙈 من حواسم رو دادم به خانم کتابدار که ببینم شنیده یا نه ولی چیزی بروز نداد،ولی صدا داشت پس احتمالا شنیده بود.حالا روم نمیشد ازقفسه ها بیام بیرون،دودل بودم که از کنار خانمه رد شم یا دور بزنم فقسه ها رو،که خودش بعد از مدتی اومد سمتم پرسید کمک لازم دارم برای پیدا کردن کتاب یا نه،منم تشکر کردم و رفتم سمت پذیرش. چند دقیقه بدی بود واقعا😣😣 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

«۱۲۰/مائده» فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست از آنِ خداست و خدا بر هر کاری تواناست

خاطرات و سوتیاتون چی شد😎🥲 فعال باشید کم کار شدینا🥺😜 بفرستید منتظرم 💔🫠👇🏿 https://t.me/harfmybot?start=417967514

سلام آزاده جان دخترم پیش دبستانی بود از مدرسه اومد گفت مامان یه بچه اومده  تو کلاسمون اسمش "جلیقه " هست. گفتم مگه میشه. گفت بخدا اسمش جلیقه هست. یه هفته گذشت این با دختره دوست شده بود هر روز از جلیقه تعریف می کرد یه روز دیگه تحمل نکردم مرخصی گرفتم رفتم  در کلاسشون. معلم در رو باز کرد منم از بس کنجکاو بودم مستقیم رفتم سر اصل مطلب . گفتم اومدم جلیقه رو ببینم. خانم معلم تعجب زده پرسید جلیقه چیه؟ گفتم منم می خواستم بدونم جلیقه چیه دخترم میگه باهاش دوست شده. خانم معلم از خنده غش کرد گفت منظورش  صدیقه  هست. یه دختر کوچولو جدیدا  اومده تو کلاس. اسمش صدیقس. ومن شرمنده از بی سوادی دخملم وعصبانی از اینکه یه روز مرخصیم رو سوزوندم به خاطر دیدن جلیقه.    🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

زایمان من طبیعی بود در حین زور زدنم پرستار اومد تشویقم کنه گفت آفرین زور بزن دارم سر بچه رو میبینم منم گفتم خوب اگه سرشو میبینی بکشش بیرون دیگه🤭 اونم گفت مگه سر بچه دسته داره که بگیرم بکشم😂 بعد منو تنها گذاشت تا زورامو بزنم🥴 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام به ازاده جان یکی از سوتی های دوره نامزیم این بود که تولد یکی از بچه های فامیل شوهرم بود باز من وشوهرم گفتن زودتر بریم کمک کنیم داشتم بادکنک باد می کردیم من وشوهرم، از بادکنک من صدای عجیبی بیرون شد هول کردم میگم بخدا من نبودم بادکنک بود 😂😂😂😭😭خلاصه ابروم رفت 😂 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام به همه🙋‍♀ من یه مدت تو سن ۱۷،۱۸ سالگی احساس میکردم صدام خیلی قشنگه و هی صدامو رو نوار ظبط میکردمو از هایده (عشق هایده رو داشتم) میخوندم،بعد که گوشی خریدم با گوشیم صدامو ضبط میکردمو گوش میدادم(اینم بگم صدام معمولی بود) خلاصه یبار به ذهنم رسید خو بذار همین آهنگایی که میخونمو بذارم واس زنگ گوشیم.تنوع بشه.باخانواده رفتیم خرید من تو اتاق پرو بودم کیفم دسته داداشم بود یهو گوشیم زنگ خورد،حالا کسی نمیدونست که صدای زنگه گوشیمه،همه فکر میکردن تو اتاق پرو من زدم زیر آواز،یادم نیست کدوم شعرهای هایده بود فرض کنید تو سکوت مغازه یهو یه صدای مسخره میگه: سلامه من به تو یاره قدیمی،منم همون هوا داره قدیمی... مامانم هی میکوبید به در که خفه شو بابات و داداشت آب شدن جلو مغازه داره😝😝    🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

«۱۲۰/مائده» فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست از آنِ خداست و خدا بر هر کاری تواناست

سلام وقت همگی به خیر و خوشی😘😘 آقا من دیروز شاهد یه صحنه ای بودم نمی‌دونم اسمش رو سوتی میزارید یا نه ولی خیلی ضایع بود یه مغازه نزدیک محله ی ما است که صاحب مغازه خیلی منصفه،و مشتری زیاد داره همه نوع جنسی داره از شلوار گرفته تا تونیک و ژاکت و لباس زیر و مردانه و زنانه و بچه گانه و خلاصه همه چی تو مغازه اش پیدا میشه حالا دیروز با همسرم رفتیم همین مغازه و منتظر بودیم نوبتمون بشه لباسهایی که خریدیم رو حساب کنه مغازه هم حسابی شلوغ😎 یه بنده خدایی نوبتش رسید و خرید زیادی هم کرده بود مغازه دار شروع کرد به حساب خریدها،همه هم زوم کرده بودیم رو خریدهای اون بنده ی خدا 🤨 مغازه دار تک تک. جنس ها رو حساب کرد تا رسید به یه مشت لباس زیر زنانه ،مشت کرد تو لباس ها و گذاشت تو نایلون قیمت ها رو زد تو ماشین حساب یه دفعه ماشین قفل کرد و همش پرید ،دوباره از اول از لباس های زیر شروع کرد و مشت کرد تو لباسها و در آورد بیرون و شروع به حساب کرد وسطای حساب کتاب بود که خانم خریدار حرفی زد و فروشنده دوباره قاطی کرد و حساب کتاب به هم ریخت😤دوباره فروشنده از اول شروع کرد حساب کتاب و ایضا به لباس زیر ها رسید و دوباره همه رو در آورد و این دفعه باز ارقام روی ماشین حساب پرید😃اینبار دیگه فقط فروشنده نبود که حساب کتاب می کرد همه ی مردان موجود در مغازه به کمک فروشنده رفتند و گوشی به دست شروع به حساب کردن قیمت اجناس کردند و وقتی به آخر و لباس زیرهارسیدند خانم خریدار با التماس به فروشنده می‌گفت تو رو خدا دیگه درش نیار بزارش توش😝🙈 همه ی ما قرمز شده بودیم از خنده و فروشنده خودشم می خندید و شوهر خریدار هم لبخند به لب و از چشماش آتیش می بارید 😏😞🤨اصلا یه وضعی بود 🤪 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام آزاده جون این خاطرم خیلی بد بود روزای اول بود که عقد کرده بودیم مادر شوهرم دعوتم کرد خونشون.رفتم اونجا دیدم پدربزرگ شوهرمم هستن چون برادر شوهرمو خواهر شوهرم مجرد بودن، خودمونم هنوز راحت نبودیم تو اتاق نمیرفتیم مینشستیم تو جمع. بعد چند دیقه مادر بزرگ شوهرم گفت پاشو برو تو اتاق چایی ببر برای شوهرت گفتم صداش میکنم بیاد اینجا بخوره . گفت پاشو میوه ببر گفتم میاد . خلاصه بعد چند بار یدفعه توی جمع گفت واقعا نفهمیدی میگم برو واسه اینکه یه دستی به هم بزنید😉 منو شوهرم تو جمع سکته کردیم...🥵 پاشدم رفتم خونه    🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

وای خدا کلی خندیدم، دمتون گرم، خیلی وقت بود اینطور نخندیده بودم🤣👌اینو بگم برای روز زن رخ داد😏 برای مادر شوهرم پیام فرستادم آخرش این بود((هر گوهری هستی روزت مبارک))فقط یادم نیست چی شد این ((ر)) گوهر جا انداختم . خودتون میدونید چی شد؟مادرشوهرم زنگ زد گفت یه بار بخون چی بارم کردی خجالت داره😡😒 میخواستم اون لحظه آب بشم آخه قبلشم سر اسم بچم با هم بحث آرومی داشتیم به خودش گرفت😐   🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

سلام.دوستای‌ گلم‌ا‌ز اینکه همراهم هستین ممنونم‌ واز‌ازاده‌جان‌هم‌‌خیلی‌خیلی‌ممنونم‌ که منو تحمل می‌کنه وهمراهمه 😘😘😘 وقتی توی اون راه پله‌ ی مستقیم‌، رو به‌کوچه‌ خوابم برد. توی خواب دیدم که از سمت بیرون در باز شد ویک خانم با لباس سبز که صورتشم معلوم نبود ومن می‌تونستم فکر اونو بخونم گفت منو فرستادن دنبالت، دیگه وقت رفتنه، پاشو بریم دعاهاتو مستجاب کردن. من بدون هیچ حرفی پاشدم واز در اومدم بیرون وقتی اومدم بیرون رفتیم داخل یه تونل که اون موقع در شهر خودمون درحال احداث بود رو دیوارهای اون تونل قاب عکسایی از من به دیوار آویزان بود بهم‌ گفت‌برو‌ واز نزدیک ببین. عکس اول اون روزی بود که شهرام باشوهر خواهرش اومدن در خونمون ومن برای اولین بار شهرام رودیدم عکس دوم همون شبی بود که من بخاطر رسیدن به شهرام بشدت توی مسجد اشک میریختم‌ عکس سوم همون باتلاقی بود که توی خواب دیدم وزنجیر دست شهرام بود وپشت من بشدت زخمی شده بود. این جا من برگشتم اون خانم رو نگاه کردم گفت خودمون میدونیم‌ حقت نبود. انگار اون میدونست‌ توی فکر من چی بود عکس چهارم اون روزی بود که‌من‌بخاطر‌ خستگی وگرسنگی وبوی غذا توی کوچه گریه میکردم عکس پنجم اون روزی که بعد تهمت های شهرام من داشتم راه پله رو تمیز میکردم وبشدت گریه میکردم عکس ششم اون لحظه ی سحر بود که من حسرت خوردن یه غذا یه جای خواب روداشتم وعکس‌ هفتم همون‌لحظه‌ ی داخل راه پله بود که خواب بودم وعکس هشتم‌واخرین عکس یه دختر بچه توی بغلم بود که حوله حموم تنش بود من اون بچه رو نمیشناختم‌ از اون خانم پرسیدم کیه گفت این دختر خودته گفتم من که بچه ندارم دیگه جوابی نداد صدای اذان اومد گفت برو وضو بگیر باید بریم. وضو رو که گرفتم دیدم چادر نماز خودم سرمه روبه کعبه ایستادم دارم نماز میخونم. نمازم که تموم شد گفت بریم پیش پدرم منتظرته‌ اونجا فهمیدم اون خانم حضرت فاطمه زهرا (س)است . من‌رفتم‌کنار‌ حضرت‌محمد‌‌ (ص) یک‌ کتاب قرآن بهم داد ومن رو به کعبه کنار پیامبر نشستم اون قرآن رو میخوند ومن از روی کتاب قرآن نگاه میکردم ... 🔴 کپی و استفاده شخصی حرام❗️فوروارد آزاد است! کانال ما رو به دوستانتون معرفی کنید.👇🏻 @sooteeha @sooteeha

خاطرات و سوتی های من😅🤭 - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام