ar
Feedback
مجهول :)

مجهول :)

الذهاب إلى القناة على Telegram

جایی برای سکوت ها. حرف بزن، گوش میدم : https://t.me/Harfmanrobot?start=75442096823

إظهار المزيد
إيران659 212الفئة غير محددة
164
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
بخت و اقبال نداشتن یعنی از ۲۸ جلسه کلاس این کورس فقط دو جلسه پاتو غایب بوده باشی، یکیش چون اون تایم بانک بودی و دیگری چون اون تایم نت و برق باهم قطع بوده و الان استادِ اون جلسات لیست حضور غیابش رو داده باشه آموزش جهت حذف غایبین. :)))))))))))))))

بازه طلایی خوابالودگی رو از دست دادم.

میخواستم امروز رو بترکونم اما امروز منو ترکوند

#غرنامه شمایل انسانی سردرد شدم... نیاز دارم بخوابم... واقعا نیاز دارم امشب رو دیگه حداقل 8 ساعت بخوابم اما تا ۱۲ شب کلاسه، بعد باید تازه جزوه تایپ کنم :)))))) که تا قبل از ظهر فردا تحویل بدم. فردا هم از ۸ تا ۱۶ و ۲۰ تا ۲۲ کلاس جبرانیه... خداوندگارا مگه جمعه‌ها دیگه تعطیل نبود؟؟

https://t.me/aram_migirim/2218 کیدراماتراپی (:)))))) واقعا برای من هم جوابه و گیلتی پلژرمه. بعد از یه امتحان بد کاملا غم و غصه رو میشوره میبره.

من نه تنها یادم نمیاد که چطور قبلا درس می‌خوندم؛ بلکه حتی نمی‌تونم باور کنم که روزهایی هم وجود داشته که من درس می‌خوندم.

کورس جدید شروع شده و مجددا از بوق سگ تا پاسی از شب کلاس آنلاین داریم.

اون شب بیداری‌هایی که میدونی آخرش قرار نیست درسِت تموم شه و نمره مطلوب بگیری سخت‌تر از شب بیداری‌هایین که به نتیجه امیدواری...

فکر کنم از شروط تنهایی رانندگی کردن من "یک ترم کلاس پیش مکانیک محل" هم باشه. (بابا میدونم دوست داری بلد باشم ولی تو رو خدا :))

امروز قرار بود بریم بیرون. گفتم "بابا ماشین رو از پارکینگ بیار بیرون تا من برونم." بی اغراق از ساعت ۵ تا ۷:۱۵ از تمام زوایا، با تمام فرضیه‌های ممکن من رو مجبور کرد ماشین رو دربیارم و مجددا پارک کنم... بابا قصد داره شوماخر بعدی رو تحویل جامعه بده. :) اگر چندبار دیگه ادامه میدادیم به مرحله "خب حالا چشمات رو میبندم پارک کن و بیار بیرون" می‌رسیدیم.

بعد از امتحان اوایل کورس بعدی : زندگی در لاس وگاس آخر کورس و نزدیک امتحان : زندگی در شعب ابی‌طالب و این چرخه هر ۵ هفته ادامه داره... در واقع ۲.۳ روز نفس میکشی بعد وارد بدبختی بعدی میشی 😐

رسیدم به روزهایِ "اگر تا ساعت ۷ فلان قدر صفحه بخونم که بعد ۱۰‌ فلان‌ صفحه باشم تا امتحان احتمالا تموم میشه".

این استادی که ازش گفتم، آناتومی عملی سر و گردن هم باهاش داشتیم. صبح امتحان در مسیر تعویض لباس و رفتن سرجلسه با دوستم دیدیمش و رفتیم با دست روی صورتمون عضله‌ای رو نشون دادیم گفتیم استاد رو مولاژ اینجا رو علامت بزنن میشه x یا y و رنگ استاد پرید و یک دفعه به ما پشت کرد و رفت🔫😐. ما دوتا مثل پت و مت گیج و ویج مونده بودیم هم‌دیگه رو نگاه می کردیم که چی شد آخه... یه دفعه برگشت و گفت اون xه و سر امتحان ایستگاه ۵م سوال دقیقا همون عضله بود😂😂. استاد فکر کرده بود سوال‌ها لو رفتن🔫😂.

https://t.me/nelyyyyyy/6606 بدترین و فان‌ترین شب امتحان من هم احتمالا شب امتحان عملی آناتومی اندام بود. قرار شد توی دو گروه امتحان بدیم، عده‌ای چند روز بیشتر می‌موندن و اوایل فرجه امتحان می‌دادن بقیه یک روز قبل از اولین امتحان تئوری میومدن امتحان میدادن. من خودم انتخاب کردم که تو گروه اول باشم 🥲. دوستام همه برگشتن شهرمون و من ماندم تنهای تنها💘. شب امتحان هم یکی از بچه‌های بومی اومد شب رو خوابگاه پیش من موند با هم درس بخونیم مثلا😂. یه عالمه خوراکی من برای آذوقه شب گرفتم یه عالمه اون اورد😂 و درس؟ وقتی شدت استرس بیش از حد بره بالا به رددادگی میرسه آدم و ما به اون حد رسیده بودیم😂. پررررر ریپلای‌ترین و جنجالی‌ترین استوری عمرم رو اون شب گذاشتم🔫😂. کراشم برای اولین بار ریپلای کرد و بسیااااااار سخن گفتیم تا ساعت ۳😁. و از ساعت ۳ تا ۷:۴۵ صبح جون می‌کندم با عکسا یاد بگیرم. روز امتحاااانننننننن... از استرس حالت تهوع🤢 داشتم. استاد این درس معروف بود به لاس زدناش و میدونست من بومی نیستم، اومد پیشم و با تعجب گفت عه تو نرفتی؟ و چندتا سوال دیگه پرسید و من تو دلم می‌گفتم تو رو خدا بروووو الان 🤮 و روپوشت رو به فنا میدم ولی ادامه میداد من هم به طور ناگهانی وسط سوال پرسیدناش رومو برگردوندم :))))))))))). قشنگ سر اون امتحان تمام تپه‌هارو فتح نمودم🔫😂. سر جسد هم اونی که مراقب بود بهم گفت بلدی؟ گفتم آررررره😂 درووووغ گفتم... تو دلمم میگفتم آخه به تو چه وسط امتحان اونم سوالی ۳۰ ثانیه😐... بعدا فهمیدم که گویا اگر گفته بودم نه دو تا سوال جسد رو بهم میگفت🥲. و باورتون نمیشه تو اون گروهی که با هم امتحان دادیم ماکس شدم😐 و دوستم افتاد🤧 و بقیه دوستان که تو گروه بعدی بودن با وجود تقلب گند زدن به امتحانشون.

عذاب الهی؟ روز تعطیل رسمی ساعت ۲۱ تا ۲۳ کلاس داشتن.

There is no greater agony than bearing an untold story inside you. -Maya Angelou [agony /ˈæɡ.ə.ni/ : extreme physical or mental pain or suffering]

اون روزی که استاد به من میکروفن بده و به جای رد درخواست و فرار جواب سوال رو بدم عید منه.

هنوز هم باورم نمیشه... تک تک لایواشون و امید و انگیزه‌شون... وقتی از دوران تحصیلشون میگفتن و احساس میکردم نزدیکترین فردِ موفق به وضعیت درس خوندن خودم رو یافتم... باورم نمیشه... به همین سادگی. وقتی دوستم بهم گفت تنها واکنشم این بود که دیروز استوری گذاشتن که... :)

⚫️ دکتر امین عبدی راد رتبه ۱ آزمون دستیاری اسفند ۱۳۹۷ و رزیدنت رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران درگذشت ▪️روحش شاد و یادش گر
⚫️ دکتر امین عبدی راد رتبه ۱ آزمون دستیاری اسفند ۱۳۹۷ و رزیدنت رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران درگذشت ▪️روحش شاد و یادش گرامی باد @Basic_Science_Pulse

یکی از بزرگترین نقطه ضعف‌های من اعتماد نداشتن به دانسته‌هامه. مهم نیست چقدر و با چه دقتی خونده باشم همیشه فکر می‌کنم بقیه بیشتر بلدن و درست می‌گن و بیشتر و دقیق‌تر خوندن و این دلیل افت شدید نمراتم از شروع امتحانات مجازی شده. قبلا بعد از جلسه که جواب بقیه رو می‌شنیدم می‌گفتم گند زدی مینیمم کلاس تویی ولی نتایج میومد و من بهتر از اونا می‌شدم... الان؟ سر جلسه با ذکرِ اون‌ها درست می‌گن، جواب‌های اون‌ها رو وارد میکنم و نمراتم رو به فنا میدم.