لوپرامید
الذهاب إلى القناة على Telegram
گاهی موزیک: | @Aazha_Archive | https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-965078-aWCI7zG
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
266
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
266
چندساعتیست در انتظارم.
به خاطرات تکیه میکنم و سیگار به من چراغ سبز میدهد و قرمز میگیرد.
گذشته پشتم را خالی میکند و روی فردا سُر میخورم.
چندساعتیست درگیرم و کمی منتظر؛ انگار وقت هایی هم که دورم خلوت میشود، ناچارم برای در و دیوار دلقک بازی دربیاورم؛ بالاخره از راه میرسد؛ آن لحظهای که بخاطرش بیخیال آخرین پک سیگار شدم؛ جعبه را تحویل گرفتم، کمی خودم را مرتب کردم، آن را گشودم و روبرویش ایستادم؛ یک آیینهی قدی.
و گفتم: سلام.
266
چندساعتیست در انتظارم.
به خاطرات تکیه میکنم و سیگار به من چراغ سبز میدهد و قرمز میگیرد.
گذشته پشتم را خالی میکند و روی فردا سُر میخورم.
چندساعتیست درگیرم و کمی منتظر؛ انگار وقت هایی هم که دورم خلوت میشود، ناچارم برای در و دیوار دلقک بازی دربیاورم؛ بالاخره از راه میرسد؛ آن لحظهای که بخاطرش بیخیال آخرین پک سیگار شدم؛ جعبه را تحویل گرفتم، کمی خودم را مرتب کردم، آن را گشودم و روبرویش ایستادم؛ یک آیینهی قدی.
و گفتم: سلام.
266
برف عزیزم
بعد از مدتها مثل هرسال، تا امروز انتظارت رو کشیدم
تو اومدی
اما متاسفم که امشب موجودات کریه دو پای متعفن به شکلی منو آزار دادند که حتی از دیدن دوبارهات نمیتونم لذت ببرم
متاسفم...
266
انفجارم!
سکوتم با تو حرف میزند و حرف میزند؛
از خط چندم دیگر حواست نیست...
منِ ساکنِ له شدن،کلام جا مانده از دردهایم را بالا میاورم.
قلب، طعم تلخِ کور شدن اشتها را خوب میداند
266
فکر میکردم آدمها باهوش تر از چیزی هستن که فکر میکنم، اما متوجه شدم اونها احمق تر از چیزی هستن که نشون میدن.
266
دیباچه احساساتم را وارونه میکنم؛
تهوعی که از بروزشان داشتم را، نیافتم.
تمام آنچه که درون این کالبد غلیان میکرد، امروز تنها رد پایی از افسانه هاست.
تنها درد را نشانه ای از زنده بودنم میابم
