𝘸𝘪𝘯𝘴𝘵𝘰𝘯
الذهاب إلى القناة على Telegram
189
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
189
تو گریستی، بارها و بارها
برای چیزی که مدتهای بسیاری،
بارها و بارها پذیرفته بودی.
برای زخمهایی که مدتها بود دردی به همراه نداشت
تو گریستی.
در کوچههایی که
در آن باران نباریده بود
برای تمام رد پاهای به جا مانده
از انسانهایی که
اسم تو را به خاطر نداشتند،گریستی.
و این طبیعتِ آدمیست ...
189
ولی باید یه نفر تو زندگیت باشه که وقتی باش حرف میزنی تو دلت بگی
"وای چقد میفهمه من چی میگم!"
189
تو پیش از اینکه «زیبا» باشی، «هنری» هستی.
و آیا هنری وجود دارد که زیبا نباشد؟ زیبایی در ذاتِ توست، تو زیبا آفریده شدهای، و زیبایی از تو نشأت گرفته است.
189
نه برف مرا میترساند و نه سرما
ولى در این حجم سنگین تنهاییام
براى گرم شدن بهانهاى ندارم
جز اینکه
دوستت داشته باشم.
"نزار قبانی"
189
"لبخند میزد و در ریشه و رگهایم هوای خود را با سرنگی از جنس خنده تزریق کرد، که این شایستهترین حالت مردن من بود"
189
قرن ها بعد که هردوی ما خاک شدیم، زیبایی تو و اندوهِ من همچنان خواهند زیست؛ و مردم خواهند گفت: آنها هردو یک نفر بودند.
189
«جوانی بیحاصل
اسیر همهچیز
من زندگیام را
با حساسیتی فزون از حد
بر باد دادهام.»
- آرتور رمبو؛ فارسیِ مراد فرهادپور.
