شاهسونلرکانالی
الذهاب إلى القناة على Telegram
❤️❤️به نام انکه عشق راآفرید❤️❤️ باسلام واحترام ♦️اهداف کانال♦️👉👇👇👇 ✅شناخت ایل بزرگ شاهسون ✅حفظ فرهنگ هاوسنت ها ✅اشعاروداستانهای ایلیات ✅موسیقی وسازهای سنتی ⏪لطفابه اشتراک بگذارید⬇️⬇️⬇ @shahsevan21 جهت ارتباط باادمین @Mohamadreza_122
إظهار المزيد1 162
المشتركون
+124 ساعات
+47 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
1 162
🌷🌷🌷
❄⛄❄⛄❄⛄❄
کَسايی که باهاشون يه رَنگ بوديم ؛ وَ پُشتِ سَرمون هَفتاد رَنگ بودَن ... پیشاپیش یلداتون مُبارَک !😉
❄⛄❄⛄❄⛄❄
بامَعرِفتايی که تو غَمهاشون کِنارشون بوديم ؛ و تو شاديهاشون فَراموش شدیم ... شُما هَم پیشاپیش یلداتون مبارک.😊
⛄❄⛄❄⛄❄⛄
عَزیزایى که دوستشون داشتيم ؛ وَلى دِلمون رو شِکوندن ... طوری نیست ، شُما هَم پیشاپیش یلداتون مبارک. 😍💔
❄⛄❄⛄❄⛄❄
با مَرامایی کِه رو زخمهاشون مَرهَم گذاشتيم ؛ و رو زَخمهامون نَمَک پاشيدَن ... دَمِتون گرم پیشاپیش یلداتون مبارک. 😝
⛄❄⛄❄⛄❄⛄
اون خوبا ، اونایی کِه فِکر میکردَن خِیلی زِرَنگن ، که واسَمون نامردى کردَن ... شُما هَم یلداتون پیشاپیش مبارک.😏
❄⛄❄⛄❄⛄❄
اَمّا یه سِری دوستام هَستَن کِه هَمیشه بودَن وَ ايشالا پايَندِه باشَن , دوستِتون دارَم , دَمِتون گرم ...
یلداتون پیشاپیش مبارک.😍😍😍❤❤😚😘
⛄❄⛄❄⛄❄
مطالب زیبا از👈
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
🌷🌷🌷
1 162
🌷🌷🌷
با پدرم بحث کردم و صداها بالا رفت.
از هم جداشدیم.
شب به تخت خوابم رفتم.
به خدا قسم اندوه قلب و عقلم را فرا گرفته بود...
مثل همیشه سرم را روی بالش گذاشتم. چون هر وقت غم ها زیاد می شوند با خواب از آنها می گریزم...
روز بعد از دانشگاه بیرون آمدم و موبایلم را جلو در دانشگاه در آوردم و پیامی برای پدرم نوشتم تا به این وسیله از او دلجویی کنم.
در آن نوشتم:
شنیدم که کف پای انسان از پشت آن نرمتر و لطیف تر است.
آیا پای شما به من اجازه می دهد که با لبم از درستی این ادعا مطمئن شوم؟
به خانه رسیدم و در را باز کردم. دیدم پدرم در سالن منتظر من هست و چشمانش اشکبار هست...
پدرم گفت: اجازه نمی دهم که پایم را ببوسی !
ولی این ادعا درست است و من شخصا بارها آن را انجام دادهام.
وقتی کوچک بودی کف و پشت پای تو را می بوسیدم.
اشک از چشمانم سرازیر شد...
یک روز پدرتان از این دنیا می رود ... قبل از این که او را از دست دهید به او نزدیک شوید...
اگر هم از دنیا رفته است یادش را گرامی دارید و بر او رحمت و درود بفرستید.🌹
مطالب زیبا از👈
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
🌷🌷🌷
1 162
🌷🌷🌷
قدیم را یادت هست؟
چراغ نفتی و علاءالدین را؟
بشکههای نفت را؟
شب های سرد جنگ و بی برقی با همانها روشن و گرم می ماند،
قابلمه غذا از صبح زود روی آن بار گذاشته می شد تا صلات ظهر،
غذای داغ خوشمزه برای بچه مدرسهای هایی که شلوارشان تا زانو از برف و باران خیس شده آماده بود.
خودشان یک تنه، هم اجاق گاز بود، هم شوفاژ، هم مایکروویو، هم شمع، هم لامپ، هم از صد تا چای ساز چای خوش طعم تری تحویل آدم میداد.
🔺یادت هست؟ بوی دود و نفتش را؟
یادش بخیر! روزهایی که
زندگی بودند و خاطره شدند❣️
مطالب زیبا از👈
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
🌷🌷🌷
1 162
🎤 فرض علی خالصی
🙏🙏🙏
#چگور_رضا حقی
💥پخش:استودیو حکیم
تیلیم خان ساوه
👇🎤👇🎻👇
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
1 162
قورخورام اولمیا قیسمت توتا بیر گون الیمی
قورخورام چرخ فلک سیندیرا غم دن بلیمی
قورخورام اوزگه تکین بیلمیه دوزگون دیلیمی
قورخورام دونیا بویی حسرتینن من دولانام
قورخورام گونده یارین عشقینه من غمله یانام
قورخورام من دن اوزاخ اوزگیه جانانه دییه
قورخورام یاندیرا باغیریم منه دیوانه دییه
قورخورام کونلومی حسرت ییخا ویرانه دییه
قورخورام دونیا بویی حسرتینن من دولانام
قورخورام من اولومی دردیمه درمان اینانام🌹🌹🌹
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
1 162
آهنگ:الیاتی قدیمی سال۱۳۷۰
اخویان:زنده یادمسیح الله رضایی
تهیه وظبط:محمدذکائی🙏
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
1 162
قوجالموشام جوانوقا آقلارام گچیب کدن نادانوقا آقلارام ،،،،محمدزینتی،،،کاری ازارسلان ناصری
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
1 162
زیرخاکی موسیقی زیرخاکی فارسی ترکی از زنده یاد آشیق مسیح الله رضایی بالابان صیدقعلی رضایی
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
1 162
ندی درمان منه ساقی بو جانیم غمده یانیر💔
بی وفا یار منی گورماخ همین عشقی دانیر🍷
توک ایچیم درمانا خاطیر گوناهی یوخدی منه🍷
کاش بولم یار دا منیم دردیمی بیر لحظه قانیر💔
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
1 162
بیر گوزل #عاشیق_هاواسی
# اوخویان همدانلی زند یاد فرزی مارانلو # زنداندا اوخویوب
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
1 162
🌷🌷🌷
داستان کوتاه
"از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو"
در زمان قدیم ، مردی ازدواج کرد ...
در روز اول ازدواج، جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر دور هم جمع شدند.
مرد سهم بیشتری از غذا را با احترام خاص به همسرش و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا داد، بدون هیچ احترامی!!
در این لحظه عروس که "شخصیت اصیل و با حکمتی داشت،" وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد و گفت:
شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم!
""متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند، فکر می کنند بر مادر شوهر پیروز شدند.!!"
عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت و مدتی بعد با همسری که به مادر خودش احترام میگذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد ...
یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند و به مادرشان بسیار احترام می گذاشتند.
در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد.!
مادر به فرزندانش گفت: آن پیرمرد را بیاورید.
وقتی او را آوردند مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت:
چرا هیچ کس به تو اعتنا و کمکی نمی کند؟!
آنها کی هستند؟!
گفت: فرزندانم هستند ...
گفت : من رامی شناسی؟
پیرمرد گفت: نه
زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست ...
"همانگونه که می کاری درو خواهی کرد..."
به فرزندان من نگاه کن!
چقدر به من احترام می گذارند ...
حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،
چون تو به مادرت اهانت کردی، این جزای کارهای خودت هست ...
زن با تدبیر به فرزندانش گفت: "کمکش کنید برای خدا..."
* بدانیم؛ فرزندانمان همانگونه با ما رفتار خواهند کرد که ما با پدر و مادر خود رفتار میکنیم.!*
مطالب زیبا از👈
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
🌷🌷🌷
1 162
🌷🌷🌷
حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید ...که دخترش را به چه کسی بدهد مناسب او باشد ..
در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از او خواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد ...
از قضا آن شب دزدی قصد دزدی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بدزدد...پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید ...در را بسته یافت و از دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد ..
هنگامی که به دنبال اشیاء بدرد بخورش می گشت وزیر و سربازانش داخل شدند و دزد صدای در راشنید که باز شد بنابراین راهی برای خود نیافت الا اینکه خود را به نماز خواندن مشغول کرد ..
سربازان داخل شدند و اورا در حال نماز دیدند ،
وزیر گفت : سبحان الله ! چه شوقی دارد این جوان برای نماز....
و دزد از شدت ترس هرنماز را که تمام می کرد نماز دیگری را شروع می کرد ..
تا اینکه وزیر دستور داد که سربازان مراقب باشند از نماز که تمام شد نگذارند نماز دیگری را شروع کند و او را بیاورند ،
و اینگونه شد که وزیر جوان را نزد حاکم برد .
و حاکم که تعریف دعا ها ونمازها ی جوان را از وزیر شنید ، به او گفت : تو همان کسی هستی که مدتهاست دنبالش بودم و می خواستم دامادم باشد ، اکنون دخترم را به ازدواج تو در می آورم و تو امیر این مملکت خواهی بود ...
جوان که این را شنید بهت زده شد و آنچه دیده و شنیده بود را باور نمی کرد، سرش را از خجالت پایین آورد و با خود گفت: خدایا مرا امیر گرداندی و دختر حاکم را به ازدواجم در آوردی، فقط با نماز شبی که ازترس آن را خواندم ! اگر این نماز از سر صداقت و خوف تو بود چه به من می دادی و هدیه ات چه بود اگر از ایمان و اخلاص می خواندم !
مطالب زیبا از👈
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
🌷🌷🌷
1 162
ال وورما قلبیمه، یارالی تئل دیر
عهدینی داندیغین گؤر نئچه ایل دیر؟
عشقین له یازدیغیم سؤزلری بیر-بیر
اوخویوب،آغلاییب،جیریب آتمیشام.
یازیق دردیم نه دایازدی، نه درین
ایتیرمیشم آغریلارین قدرین
بس دیر داها سندن گلن کدرین
حسرتین باغرینی یاریب آتمیشام.
"شجاعتم"قارالانمیش کؤنلومون
پارچالانمیش،پارالانمیش کؤنلومون
بو اوخلانمیش،یارالانمیش کؤنلومون
سن اولان طرفین قیریب آتمیشام.
"شجاعت"
👇👇⚘👇👇
@shahsevan21 شاهسونلرکانالی
