ریرا: پادکست شعر معاصر
الذهاب إلى القناة على Telegram
موضوع هر قسمت پادکست یک شعره و من دربارهی شعر، شاعرش، سبک و دورهش صحبت میکنم. سازنده: سامان جواهریان m.saman.javaherian@gmail.com موسیقی: گروه پرسونا ویرایش صوتی: آرمین صالحی instagram.com/rirapodcast twitter.com/rirapodcast
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
5 862
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
🔸 منابع مربوط به قسمت بیستوچهارم پادکست ریرا:
🔹 اغلب اطلاعات مربوط به زندگی #قیصر_امینپور از این دو منبع هستند:
«حرف آخر عشق» (گفتوگوی امینپور با مرکز اسناد ملی ایران)، چاپشده در کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان (انتشارات مروارید).
«آن لحظهی در نهایت» (قیصر امینپور به روایت همسرش)، نوشتهی ایثار قنواتی (بر اساس گفتوگو با زیبا اشراقی)، همشهری داستان، ش. ۶۵ (اردیبهشت ۹۵).
🔹 مطالب مربوط به مجلهی سروش نوجوان از دو منبع زیر نقل شدهاند:
«روز ناگزیر» نوشتهی بیوک ملکی، تجربه، ش. ۷۶، (اردیبهشت ۹۰).
«قرار بود همه چیز متفاوت باشد» (سروش نوجوان به روایت جمعی از همکاران)، از کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان.
🔹 نوشتهی قیصر امینپور دربارهی مهدی اخوان ثالث (لحظهی دیدار) و نقل قول اخوان دربارهی شعر آب سپهری در کتاب باغ بیبرگی (انتشارات زمستان) آمدهاند.
🔹 دربارهی سبک شعر قیصر امینپور و تحول آن به دو مقالهی زیر نگاهی داشتم که هر دو در کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان چاپ شدهاند.
«درآمدی بر بوطیقای قیصر»، حمیدرضا توکلی
«آینه دانی که تاب آه ندارد» (نقد کتاب آینههای ناگهان)، مسعود جعفری جزی
@rirapodcast
فیلمی از شعرخوانی #قیصر_امینپور که در آن بخش انتهایی شعر «روز ناگزیر» را میخواند.
@rirapodcast
#قیصر_امینپور در کنار #سایه و #شفیعی_کدکنی.
(عکس از کتاب یادمان همزاد عاشقان جهان)
امینپور رسالهی دکترایش را دربارهی سنت و نوآوری در شعر معاصر با راهنمایی شفیعی کدکنی نوشت.
@rirapidcast
تصویری از چهرهی #قیصر_امینپور که در قسمت بیستوچهارم دربارهی او و شعرش صحبت کردم.
@rirapodcast
شعر «روز ناگزیر»
سرودهی قیصر امینپور
از کتاب «آینههای ناگهان»
این روزها که میگذرد، هر روز
احساس میکنم که کسی در باد
فریاد میزند
احساس میکنم که مرا
از عمق جادههای مهآلود
یک آشنای دور صدا میزند
آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است
آن روز ناگزیر که میآید
روزی که عابران خمیده
یک لحظه وقت داشته باشند
تا سربلند باشند
و آفتاب را
در آسمان ببینند
روزی که این قطار قدیمی
در بستر موازی تکرار
یک لحظه بیبهانه توقف کند
تا چشمهای خستهی خوابآلود
از پشت پنجره
تصویر ابرها را در قاب
و طرح واژگونهی جنگل را
در آب بنگرند
آن روز
پرواز دستهای صمیمی
در جستجوی دوست
آغاز میشود
روزی که روز تازهی پرواز
روزی که نامهها همه باز است
روزی که جای نامه و مهر و تمبر
بال کبوتری را
امضا کنیم
و مثل نامهای بفرستیم
صندوقهای پستی
آن روز آشیان کبوترهاست
روزی که دست خواهش، کوتاه
روزی که التماس گناه است
و فطرت خدا
در زیر پای رهگذران پیادهرو
بر روی روزنامه نخوابد
و خواب نان تازه نبیند
روزی که روی درها
با خط سادهای بنویسند:
«تنها ورود گردن کج، ممنوع!»
و زانوان خسته ی مغرور
جز پیش پای عشق
با خاک آشنا نشود
و قصههای واقعی امروز
خواب و خیال باشند
و مثل قصههای قدیمی
پایان خوب داشته باشند
روز وفور لبخند
لبخند بیدریغ
لبخند بیمضایقهی چشمها
آن روز
بیچشمداشت بودن ِ لبخند
قانون مهربانی است
روزی که شاعران
ناچار نیستند
در حجرههای تنگ قوافی
لبخند خویش را بفروشند
روزی که روی قیمت احساس
مثل لباس
صحبت نمیکنند
پروانههای خشکشده، آن روز
از لای برگهای کتاب شعر
پرواز میکنند
و خواب در دهان مسلسلها
خمیازه میکشد
و کفشهای کهنهی سربازی
در کنج موزههای قدیمی
با تار عنکبوت گره میخورند
روزی که توپها
در دست کودکان
از باد پر شوند
روزی که سبز، زرد نباشد
گلها اجازه داشته باشند
هر جا که دوست داشته باشند
بشکفند
دلها اجازه داشته باشند
هر جا نیاز داشته باشند
بشکنند
آیینه حق نداشته باشد
با چشمها دروغ بگوید
دیوار حق نداشته باشد
بیپنجره بروید
آن روز
دیوار باغ و مدرسه کوتاه است
تنها
پرچینی از خیال
در دوردست حاشیهی باغ میکشند
که میتوان به سادگی از روی آن پرید
روز طلوع خورشید
از جیب کودکان دبستانی
روزی که باغ سبز الفبا
روزی که مشق آب، عمومی است
دریا و آفتاب
در انحصار چشم کسی نیست
روزی که آسمان
در حسرت ستاره نباشد
روزی که آرزوی چنین روزی
محتاج استعاره نباشد
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جادههای گمشده در مه!
ای روزهای سخت ادامه!
از پشت لحظهها به در آیید!
ای روز آفتابی!
ای مثل چشمهای خدا آبی!
ای روز آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که میگذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما
با من بگو که آیا، من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟
@rirapodcast
🔹 اگر هنوز برای شنیدن ریرا از داخل ایران مشکل دارید، مشکل احتمالاً با پاک کردن کش اپلیکیشن پادگیر رفع میشود. در این تصاویر راهنمای این کار را که یکی از دوستان پادکستساز تهیه کرده میبینید.
@rirapodcast
🔹 اگر هنوز برای شنیدن ریرا از داخل ایران مشکل دارید، مشکل احتمالاً با پاک کردن کش اپلیکیشن پادگیر رفع میشود. در این تصاویر راهنمای این کار را که یکی از دوستان پادکستساز تهیه کرده میبینید.
@rirapodcast
🔹 اگر هنوز برای شنیدن ریرا از داخل ایران مشکل دارید، مشکل احتمالاً با پاک کردن کش اپلیکیشن پادگیر رفع میشود. در تصاویر زیر راهنمای این کار را که یکی از دوستان پادکستساز تهیه کرده میبینید.
@rirapodcast
میزبان ریرا رو تغییر دادیم. آیا بدون فیلترشکن در ایران میتونید ریرا رو از طریق اپهای پادگیر بشنوید؟
🔹 متأسفانه سایت انکر که میزبان ریرا و بسیاری از پادکستهای فارسی است، به خاطر تحریم، دسترسی کاربران داخل ایران را به خدمات خود مسدود کرده است. در نتیجه از داخل بدون فیلترشکن نمیتوانید ریرا را از طریق اپهای پادگیر بشنوید. ما در حال یافتن راهی برای حل این مشکل هستیم ولی فعلاً اگر در شنیدن ریرا مشکل دارید، میتوانید از طریق سایت یا اپلیکیشن ناملیک به ریرا گوش دهید.
@rirapodcast
پادکست ریرا، قسمت بیستوسوم
مردی که یک پا ندارد، سیمین بهبهانی
@rirapodcast
🔸 منابع مربوط به قسمت بیستوسوم پادکست ریرا:
🔹 اغلب اطلاعات مربوط به زندگی #سیمین_بهبهانی و نقلقولهای او از این دو کتاب هستند:
سیمین بهبهانی (مجموعهی تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران)، گفتگوکننده: محمدهاشم اکبریانی (نشر ثالث).
سیمین بهبهانی شاعر و تکاپوگر مدنی، کامیار عابدی (جهان کتاب).
🔹 توضیح سیمین دربارهی چگونگی ساخت وزنهای تازه در مقدمهی کتاب خطی ز سرعت و از آتش (انتشارات زوار) آمده.
🔹 نظر ضیاء موحد دربارهی شعر سیمین را از مقالهی «تأملی در شعر سیمین بهبهانی» از کتاب شعر و شناخت (انتشارات مروارید) نقل کردم.
🔹 سخن یدالله رؤیایی دربارهی تصاویر شعر سیمین در کتاب عبارت از چیست؟ (انتشارات نگاه) آمده.
🔹 علیمحمد حقشناس در دو مقاله شعر سیمین را تحلیل کرده است:
«نیمای غزل، سیمین»، در کتاب مقالات ادبی-زبانشناختی (انتشارات نیلوفر).
«دوباره میسازمت غزل» در کتاب زبان و ادب فارسی در گذرگاه سنت و مدرنیته (انتشارات آگاه).
@rirapodcast
