𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا براتون نقاشی ها و نقاش ها و داستان هاشون رو تعریف میکنم (پروفایل قسمتی از نقاشی کرونوس بال های کیوپید ها رو میبرد هست )
إظهار المزيد1 995
المشتركون
-224 ساعات
-137 أيام
-2030 أيام
أرشيف المشاركات
1 995
تابلوی «نوازنده ماندولین» اثر نقاش ونیزی، اوژن دو بلاس (Eugene de Blaas, ۱۸۴۳–۱۹۳۱)، دقیقاً از آن دسته آثاری است که با روایتهای ظریفش بیننده را وادار میکند خودش داستان را بسازد.
در این صحنه، مرد نوازنده با تمرکز بر سازش نشسته، و دو زن جوان شنوندهاند. یکی از آنها نگاهش را به دوردست دوخته، انگار در اندیشه یا خاطرهای گم شده است؛ شاید عشق خودش را به یاد آورده، یا شاید موسیقی او را به دنیای دیگری برده است. زن دیگر اما نگاهش مستقیمتر است؛ به نظر میرسد چیزی در اجرای نوازنده توجهش را جلب کرده—آیا این صرفاً تحسین مهارت موسیقی اوست، یا جرقهای از یک معاشقه در نگاهها و زبان بدنشان پیدا میشود؟
از همینجاست که پرسش تو بهجا میشود:
آیا در حال لاسیدنن؟ بلاس معمولاً صحنههایی از زندگی روزمره ونیزی را با نوعی شیرینی و رمزآلودی ترسیم میکرد. پس احتمال دارد او عمداً این ابهام را گذاشته تا مخاطب بین دو احتمال سرگردان بماند: یک لحظهٔ صرفاً موسیقایی یا یک رابطهٔ عاطفی تازهجوش.
زن سمت چپ چه میاندیشد؟ شاید او نمایندهٔ تماشاگر باشد—فردی که به جای درگیر شدن، به فکر فرو رفته و اجازه میدهد ماجرا را خودمان ادامه دهیم.
1 995
«رؤیا در کلوسئوم. آخرین شهید» (۱۸۸۵) یک تابلوی باشکوه اثر خوزه بنلیوره یی خیل (José Benlliure y Gil, ۱۸۵۸–۱۹۳۷) است.
این نقاشی قدیس تلمکوس (Telemachus) را نشان میدهد که در کلوسئوم روم صلیب را بالا گرفته است. او راهبی است که در حدود سال ۴۰۰ میلادی جرأت میکند تا جلوی نبرد گلادیاتورها را در ورزشگاهی پر از تماشاگر بگیرد.
این اثر صحنهای آشفته و پر از عناصر سوررئالیستی دارد، که البته با توجه به ماهیت رؤیایی آن طبیعی است. برخی افراد در جمعیت در حال شناورشدن در هوا و غرق در نوری آسمانیاند. در بخش پایین تابلو، صحنهای متفاوت اما مرتبط به چشم میخورد، با عناصر نمادینی که به همان داستان پیوند دارند. ابعاد این نقاشی عظیم است: ۵۶۱ سانتیمتر (۱۸٫۴ فوت) در ۷۲۸ سانتیمتر (۲۳٫۸ فوت).
از این افسانه نسخههای گوناگونی وجود دارد. در رایجترین روایت، تلمکوس در ابتدا موفق نمیشود و به دست جمعیت خشمگین کشته میشود. اما امپراتور روم چنان تحتتأثیر شهادت او قرار میگیرد که اندکی بعد به نبردهای گلادیاتوری پایان میدهد. آخرین نبرد ثبتشدهٔ گلادیاتوری در سال ۴۰۱ میلادی رخ داد، یعنی ۱۳ سال پس از مرگ تلمکوس
@WingsOfHeart࿐
1 995
+7
Aubrey Beardsley (1872-1898)
1) The Climax
2) The Peacock Skirt
3) The Black Cape
4) John and Salome
5) The Platonic Lament
6) The Toilette of Salome
7) The Stomach Dance
8) The Dancer’s Reward
«سالومه» یک نمایشنامهٔ تکپردهای است که اسکار وایلد در سال ۱۸۹۱ و به زبان فرانسوی نوشت. بیرزلی پس از الهام گرفتن از این اثر، در سال ۱۸۹۳ چند تصویر برای آن کشید که در یک مجله منتشر شد. پس از انتشار، اسکار وایلد با او تماس گرفت تا برای نخستین چاپ رسمی نمایشنامه در سال ۱۸۹۴، آن را بهطور رسمی تصویرسازی کند.
1 995
+9
Godfrey Kneller (1646-1723)
1) Portrait of John Locke (1697) 2) Sarah Churchill, Duchess of Marlborough (date unknown) 3) Peter the Great, Tsar of Russia (1698) 4) Sir Christopher Wren (1711) 5) James Stanhope, 1st Earl Stanhope (c. 1710) 6) King James II (1684) 7) Portrait of William III of England in State Robes (c. 1690) 8) Princess Anne (1683) 9) Portrait of John Vanbrugh (c. 1710) 10) Self-Portrait (1685)
1 995
+9
Gabriel von Max (1840-1915)
1) The Scholars (date unknown) 2) Anthropological Teaching (date unknown) 3) Pithecanthropus Alalus (1894) 4) Temperance (date unknown) 5) Monkey at the Piano (date unknown) 6) Monkeys as Judges of Art (1889) 7) Monkey before Skeleton (c. 1900) 8) Reading Monkey (date unknown) 9) Forgetting Pain (date unknown) 10) Self-Portrait with Monkeys (1910)وون مکس هنرمندی اتریشی-چکی بود که در پراگ به دنیا آمد، اما بیشتر در وین و مخصوصاً مونیخ فعالیت داشت. او دو دههٔ پایانی عمر خود را در خانهای دنج در کنار دریاچهٔ اشترنبرگر در جنوب مونیخ سپری کرد. در آنجا، خانوادهای از میمونها را نگه میداشت و بهصورت جدی به مطالعهٔ رفتار آنها میپرداخت، چرا که فون مکس افزون بر نقاشی، انسانشناس فعالی نیز بود. او اغلب از میمونها عکس میگرفت و از آنها برای الهام گرفتن در هنر خود بهره میبرد. چنانکه در این آثار میبینید، او علاقهٔ بسیاری به تصویر کردن میمونها در نقشهای انسانی داشت.
1 995
+9
Francisco de Zurburán (1598-1664)
1) Still-Life with Lemons, Oranges, and Rose (1633) 2) The Lamb of God (1635-1640) 3) The Veil of Saint Veronica, the Holy Face (1635) 4) St. Francis (1632) 5) Saint Luke as a Painter before Christ on the Cross (c. 1660) 6) Saint Francis in Meditation (1639) 7) Madonna and Child (1658) 8) Friar Pedro Machado (c. 1630-1634) 9) Adoration of the Magi (c. 1639-1640) 10) The Death of Hercules (1634)
1 995
+9
کاسپار یوهان نپوموک شورن یک هنرمند آلمانی بود که بیشتر آثارش مناظر منطقهٔ راین را به تصویر میکشند (هرچند در پایان فهرست، چند اثر از دیگر مناطق نیز آمده است). سبک او بهعنوان «رمانتیسم راینی» شناخته میشود؛ جنبشی هنری که زیبایی طبیعی، تاریخ و افسانههای درهٔ راین را گرامی میداشت. بنابراین آثار شورن صرفاً منظرهنگاری نیستند، بلکه ترکیبی خیالانگیز از چشمانداز، مردم و حیوانات، و وضعیت آبوهوا هستند، بدون اینکه لزوماً به افسانهای خاص و شناختهشده اشاره کنند (البته شاید برای ما، ولی محبوبیت آثارش در زمان حیاتش نشان میدهد که مردم همدورهاش احتمالاً بهتر زمینه و داستانها را میفهمیدند و قدردانش بودند).
@WingsOfHeart࿐
1 995
+9
لاسکه یک نقاش اتریشی بود که همچنین بهعنوان معمار هم فعالیت میکرد. او سبکی رنگارنگ داشت و عمدتاً با آبرنگ نقاشی میکرد. بسیاری از این آثار در جریان سفرهای گستردهاش به اروپا و شمال آفریقا خلق شدهاند.
در حالی که آثار او ممکن است در نگاه اول کمی شلوغ یا آشفته به نظر برسند، اما اگر زمان بیشتری را صرف تماشای یک اثر خاص کنید، معمولاً میتوان داستانها و روایتهایی را درون آنها کشف کرد.
1 995
+9
یک نوع متفاوت از هنر!
اهداف تیراندازی نقاشیشده (که به آلمانی به آنها Schützenscheibe گفته میشود) در قرن نوزدهم در اروپای مرکزی تا حدی رایج بودند. بهجای اهداف سنتی با حلقههای متحدالمرکز و نقطهٔ مرکزی (Bullseye)، این اهداف، آثار هنری تزئینی بودند. این اهداف هنری در مسابقات تیراندازیای به نام Schützenfest استفاده میشدند.
از روی این تصاویر شاید نتوان بهراحتی اندازهٔ واقعی اهداف را تشخیص داد، اما بیشتر آنها نسبتاً بزرگ هستند؛ چیزی در حدود ۸۰ تا ۱۱۰ سانتیمتر قطر دارند و برای مسابقات تیراندازی از راه دور بهکار میرفتند.
دوست دارم بدانم آیا کسی از شما با این نوع اهداف هنری تیراندازی آشناست؟
1 995
+9
پونتورمو که با نام اصلی یاکوپو کاروچی شناخته میشود، بیشتر با نام مستعارش شناخته میشود. آثار او تفاوت چشمگیری با آثار آرام و منظم دیگر هنرمندان دوران رنسانس متعالی دارند. کارهای او آشفتهتر هستند و از طیف رنگی منحصربهفرد و قابلتشخیص استفاده میکنند.
شما میتوانید او را از برخی جهات با ال گرکو (El Greco) مقایسه کنید، چون هر دو هنرمندانی منحصربهفرد با دیدگاه هنری خاص و کاملاً قابلشناسایی بودند.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم در آثار متأخر پونتورمو این است که او شخصیتهایش را در حالتهایی نهچندان طبیعی نشان میداد، طوری که انگار در هوا شناور هستند و ارتباطی با زمین ندارند. (میتوانید این ویژگی را بهخوبی در تصویر دوم، یعنی «پایین آوردن از صلیب»، مشاهده کنید.)
1 995
+8
شینکل بیشتر بهعنوان یک معمار شناخته میشود. او آموزش معماری دیده بود و حتی تجربهٔ بینالمللی داشت، اما زمانی که میخواست کار خود را آغاز کند، پروس زادگاهش بهتازگی توسط ناپلئون اشغال شده بود و پولی برای ساختوساز جدید وجود نداشت.
به همین دلیل، شینکل بهجای ساخت، شروع به نقاشی ایدههای معماریاش کرد — آثاری که در این مجموعه میبینید.
تنها پس از شکست ناپلئون در سال ۱۸۱۵ بود که او توانست رسماً بهعنوان معمار فعالیت کند، البته باز هم منابع مالی برای اجرای ایدههای بزرگش محدود بود. با این حال، او تعدادی ساختمان در برلین طراحی کرد که واقعاً ساخته شدند، اما رویاهای بزرگترش فقط در نقاشیهایش باقی ماندند.
@WingsOfHeart࿐
1 995
+9
اِگوسکیتسا در اسپانیا متولد شد، اما بخش عمدهای از دوران حرفهای خود را در پاریس، پایتخت هنری جهان در آن زمان، سپری کرد. یکی از عوامل مهمی که مسیر هنری او را شکل داد، دوستی و تحسینش نسبت به ریچارد واگنر، آهنگساز مشهور آلمانی (۱۸۱۳–۱۸۸۳)، بود.
در سال ۱۸۷۹، اِگوسکیتسا به مونیخ سفر کرد تا یکی از اجراهای واگنر را تماشا کند. آن اجرا آنقدر او را تحت تأثیر قرار داد که تصمیم گرفت واگنر را از نزدیک ملاقات کند. آنها با هم دوست شدند و این دوستی تا زمان مرگ واگنر چهار سال بعد ادامه یافت. آثار واگنر تا پایان عمر الهامبخش هنر او باقی ماندند، و دو اثر اول این فهرست مربوط به شخصیتهای اپرای «پارسیفال» هستند.
1 995
+9
Edwin Lord Weeks (1849-1903)
1) Royal Elephant at the Gateway to the Jami Masjid, Mathura (c. 1895) 2) The Taj Mahal (1883) 3) The Old Blue-Tiled Mosque outside of Delhi, India (c. 1885) 4) Native Gharry (1882) 5) In the Garden (1876) 6) Along the Ghats, Mathura (c. 1880) 7) Man Leading a Camel (date unknown) 8) Entering the Mosque (1885) 9) The Nautch Girl (date unknown) 10) A Court in the Alhambra in the Time of the Moors (date unknown)ویکس در میان هنرمندان شرقگرای آمریکایی نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، بیشترین علاقه و اشتیاق به سفر را داشت. در حالی که بیشتر نقاشان شرقگرا به شمال آفریقا و تا حدی به خاورمیانه سفر میکردند، ویکس مدتی طولانی را در هند گذراند. او در آنجا طراحیها و عکسهای بسیاری تهیه کرد که بعدها در کارگاه هنریاش در فرانسه الهامبخش آثارش شدند. ویکس در بوستون به دنیا آمد و اینکه از خانوادهای نسبتاً ثروتمند بود، کمک زیادی به رشد حرفهایاش کرد؛ زیرا پدر و مادرش تاجر چای و ادویه بودند (چیزی که احتمالاً کنجکاوی او برای سفر را بیشتر کرده بود). @WingsOfHeart࿐
1 995
+9
Lovis Corinth (1858-1925)
1) The Blinded Samson (1912) 2) Susanna in the Bath (1890) 3) The Red Christ (1922) 4) Salome (1900) 5) Autumn Flowers (1895) 6) Descent from the Cross (1895) 7) Bacchanalia (1896) 8) Ecce Homo (1925) 9) Bridge in Tyrol (1913) 10) Self-Portrait with Skeleton (1896)کورینت هنرمندی آلمانی بود که در سبکهای امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم کار میکرد. بیشتر آثاری که در اینجا انتخاب شدهاند، از دورهٔ ابتداییتر زندگی حرفهای او هستند و موضوعاتشان بهخوبی قابل تشخیصاند. اما پس از آنکه در سال ۱۹۱۱ دچار سکته شد، سبک نقاشیاش بسیار آزادانهتر و رهاتر شد. نشانههایی از این تغییر را میتوان در تصویر شمارهٔ ۱ دید، اما در تصاویر ۳، ۸ و ۹ بهوضوح دیده میشود. این آثار در مقایسه با همدورهایهایش بسیار احساسیتر و شدیدتر بهنظر میرسند، در حالی که کارهای اولیهاش تفکر و ساختار بیشتری دارند. من کنجکاوم بدانم کدام دوره از زندگی حرفهای او را بیشتر میپسندی؟ مورد دلخواه شخصی من تصویر اول است، چون بهخوبی هر دو بخش از دوران کاریاش را با هم ترکیب کرده است. @WingsOfHeart࿐
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
