645
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
645
مقصدت هرجا که باشه
هر جای ِ دنیا که باشی
اون ور ِ مرزِ ِ شقایق
پشت ِ لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر ِ بلای ِ من بود
تنها دست ِ تو رفیق ِ
دست ِ بی ریای ِ من بود
645
Repost from 𝐌𝐎𝐎𝐍𝐒𝐇𝐄𝐋𝐋
فراموش می شوم
راحت تر از ردپایی بر برف
که زیر برفی تازه دفن می شود
راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا
که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود
و راحت تر از آنکه فکر کنی
فراموش می شوم
و چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است!
وقتی یادت نمی آید
کدام یکشنبه عاشق ترین زن دنیا بودم
و کدام یکشنبه پیراهنت آنقدر آبی بود
یادت نمی آید
645
Repost from 𝐌𝐎𝐎𝐍𝐒𝐇𝐄𝐋𝐋
فراموش می شوم
راحت تر از ردپایی بر برف
که زیر برفی تازه دفن می شود
راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا
که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود
و راحت تر از آنکه فکر کنی
فراموش می شوم
و چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است!
وقتی یادت نمی آید
کدام یکشنبه عاشق ترین زن دنیا بودم
و کدام یکشنبه پیراهنت آنقدر آبی بود
یادت نمی آید
و سال هاست کنار همین شعر ایستاده ام
و هی به ساعتی نگاه می کنم که عقربه هایش
درست روی شش از کار افتاده اند
(یادم نبود
پاییز فصلی است
که تمام درختان خواب آن را دیده اند)
645
من میخواستم دنیا از بین بره اما یکجا باشیم،اما حقیقت اینه که آدمها میان که برن کاریش هم نمیشه کرد
