آیههای تاریکی
الذهاب إلى القناة على Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
إظهار المزيد460
المشتركون
-224 ساعات
-77 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
▪️ تصویر دو احساس در یک قاب عکس خالی
وقتی تمامی احساس خویش را پیشکش میکنی و او حتی عکس لبخندی از خود برایت به یادگار نمیگذارد آهی دریغا گوی میکشی و احساس حماقت میکنی.
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️چنین گفت نیچه
من خواستِ دو تني را زناشویی میخوانم که کسي را میآفرینند از آفرینندگانِ خود بیش. آنچه من زناشویی میخوانم، احترامِ این دو تن است به یکدیگر در مقامِ خواستارانِ چنین خواست.
این باد معنا و حقیقتِ زناشوییتان. امّا دریغ، چه بنامم آن را که بس_بسیاران، این زایدان، زناشویی مینامند؟
وای ازین جفتشدنِ مسکینیِ روان! وای ازین جفتشدنِ پلیدیِ روان! وای ازین جفتشدنِ آسودگیِ نکبتبار!
اینها همه را زناشویی مینامند و بر آن اند که پیوندِشان را در آسمان بستهاند!
امّا، من دوست نمیدارم این را، این آسمانِ زایدان را! نه، دوست نمیدارم اینان را، ابن جانورانِ به دامِ آسمان اوفتاده را!
#نیچه
@ehsas2ro
هوای کشنده تنهایی
نفس کشیدن های بی تو
من از هوایی که بی تو نفس میکشم هم بیزارم
بیزارم
بیزارم
بیزارم
من از هوای بی تو بیزارم
به بودنت یه عمره بیمارم
"گرشا رضایی"
#بازپخش
@ehsas2ro
▪️گفتگو
پرسید: چطوری فلانی؟
گفتم: روز را به شب میرسانم به امید اینکه شب را به روز نرسانم
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️گفتگو
پرسید: چطوری فلانی
گفتم: ممنونم، روز را به شب میرسانم به امید اینکه شب را به روز نرسانم
#یاور_م
@ehsas2ro
