آیههای تاریکی
الذهاب إلى القناة على Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
إظهار المزيد460
المشتركون
+124 ساعات
-67 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
▪️راه رهایی
برای خلاص شدن از توهینی که به احساسات صادقانه ات شده است دو بخشش لازم داری. نخست آن کسی که به خود اجازه توهین داده را در همان سطح نازل قرار بده و به خاطر حقارتش او را ببخش؛ دوم با خودت به خاطر اینکه اجازه دادی آن شخص چنین رفتاری داشته باشد کنار بیا و از آن عبرت بگیر از تقصیر خودت بگذر؛ چه بسا بخشش دومی سخت تر از اولی باشد. اما در نهایت همه چیز به نفع تو پایان خواهد یافت
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️رهایی
وقتی از شر یک رابطه وحشتناک خلاص میشوی "خواه دوستانه یا عاطفی"، کمی طول میکشد تا وضعیت روحی و روانی ات به تعادل برسد اما در این موقع است که میفهمی چه فشار بزرگی از رویت برداشته شده است
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️نامه های سرخ
داستان کوتاه نامه های سرخ، به قلم #یاور_م به زودی به صورت پی دی اف و صوتی عرضه میشود. این جدیدترین داستانی است که نوشته ام.
@ehsas2ro
جاودانه ای با نام "رسوای زمانه"
با صدا و اجرای بی نظیر "علیرضا قربانی"
#خاطره_ها
#جاودانه_ها
@ehsas2ro
▪️عادت عاشقانه هرزه وار
ترک عادت را گفتهاند مرض است و آه از آن روزی که عشقت مرض باشد و هرزگی هم عادتت!
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️آنکه عشق دروغینش از بطن خیانت زاده شد
نفرتش حاصل خیانت بود و عشقش محصول تنفر. خیانتی که بدید و تنفری که بزاد. او چنین بود، معجونی از عشق و شهوت و خیانت. نوشداروئی با طعم دروغ و تهمت و بدبینی و حسادت!
او خاص بود، دوستش میداشتم، چون به شکل احمقانه ای خاص بود. تظاهرش به عشق، تظاهرش به راستی و تمایلش به دروغ خاص بود.
دارم از احساسات زنی که چون چشمک یک ستاره ناشناس در کهکشانی دور، با فاصله ای چندین هزار ساله به من رسیده بود سخن میگویم
گویا مسافر این سالها پیش از تولد نیز مرده بود. گویی آنچه از او دریافتم چیزی جز فریادی خفه شده در گلوی زنی مرده نبود. صدایی مبهم، آشنا و و دور که میگفت: تو را دوست میدارم
اینک او رفته است، با آخرین وداع که دست تکان میدادم و از پشت پرده های اشک میگفتم: از زندگی لعنتی ام برو بیرون
همه چیزش تناقض بود، هر سلام و وداعش، ادعایش به عشق و تمایل سیری ناپذیرش به دروغ... آری او رفته است و من آخرین اعتماد زندگیم را با دستان خویش به خاک سپردم
#یاور_م
@ehsas2ro
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم میگوید
که دروغی تو دروغ
که فریبی تو فریب
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم میگریند
#مهدی_اخوان_ثالث
@ehsas2ro
▪️شعری از یاور.م
چند سالیست که من زنده به زندان تنم
مرده روحی که درون بدنش زیست منم
نه که از آمدنم بود به این دنیا سود
نه که از آن ببرم هیچ به غیر از کفنم
شعبده باز فلک ریخت به کامم زهری
جان و تن سست و دل افسرده و خونین جگرم
کشف این راز به خوناب جگر دانستم
از ازل چرخ بگردیده به کام زغنم
تا که دل رفت چشد طعم شکر خنده یار
دست تقدیر بزد مهر به روی دهنم
یاورا تکیه بر این فانیِ دون جایز نیست
جز خرابات مغان جای نباشد وطنم
آوا و شعر"یاور.م"
شعری از #یاور_م
@ehsas2ro
▪️باده و سجاده
تو در مهمانی قلبم بمان تا باده ات باشم
نماز عشق بر پا کن که من سجاده ات باشم
تک بیت بداهه از #یاور_م
@ehsas2ro
▪️بداهه
چند سالیست که من زنده به زندان تنم
مرده روحی که درون بدنش زیست منم
تک بیت بداهه از #یاور_م
@ehsas2ro
