ar
Feedback
کامنتیو پلاس

کامنتیو پلاس

الذهاب إلى القناة على Telegram

تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام کامنتیو پلاس

تُعد قناة کامنتیو پلاس (@comentiveplus) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 16 371 مشتركاً، محتلاً المرتبة 3 091 في فئة الفوضى والترفيه والمرتبة 20 781 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 16 371 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 22 يناير, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -231، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 0، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 0‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً N/A‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 0 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 0 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل بهم, کس, مامان, اون, بابام.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 23 يناير, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الفوضى والترفيه.

16 371
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-197 أيام
-23130 أيام
أرشيف المشاركات
دندان پزشکی قبول شده بود و من پشت کنکور بودم‌... یروز پیام داد گفت از سبک زندگی منفعل و حالات افسردت خسته شدم! و دوست پسرم (عن اقا تازه وارد زندگیش شده بود) خوشش نمیاد باهات در ارتباط باشم... هرجا هستی کص ننت سبا جان... نمونه بارز ی عقده ای هول کیر بودی عزیزم ولی به لطف تو همون سال طلسم رتبمو شکستم و قبول شدم کنکورو

راستش با کسی که همیشه بدشو میگفت و با من مشکل داشت صمیمی شد و دیگه باهام حرف نزد

چیشد که دوست صمیمیت شد ترکیب غم‌انگیز “دوست صمیمی سابق”؟ تعریف کن ناشناس: t.me/DimChatBot?start=667b9d3f

ارسالی‌های امشب نزدیک به هزار تا بود. و خیلیاش واقعا دردناک بود. نمیشد همشو بذارم مخصوصا که خیلیاش مشابه بود ولی دلیل نمیشه ک
ارسالی‌های امشب نزدیک به هزار تا بود. و خیلیاش واقعا دردناک بود. نمیشد همشو بذارم مخصوصا که خیلیاش مشابه بود ولی دلیل نمیشه که نخونده باشم. دونه به دونه وقت گذاشتم و خوندم. مرسی از همتون. ببخشید که نشد همه رو بذارم چنل. طبق روال همیشه، این زی میتونیم تا صبح کص بگیم 🫰

اسم چند نفرو نوشتم و پاک کردم بعد دیدم با نبخشیدنشون فقط خودم اسیب میبینم ما که گذشتیم ولی دلیل نمیشه تو زندگیم راهشون بدم باز:)

عموم ارث بابامو بالا کشید داییام ارث مامانمو اینکه بچه هاشون دارن با حق من عشق و حال می‌کنن برام قابل قبول نیست

بابامو چون با بی تفاوتیش نسبت ب ما باعث شد هرکس هرجور دلش میخواد با ما رفتار کنه:)

خونواده ی رلم.... که نمیدونم چی تو گوشش خوندن دیقه نود چند روز مونده به خواستگاری زد زیر همه چی و بعد از سه و نیم سال دوستی گذاشت رفت.... 💔💔

داییم و؛ مامان بابام و عموم کل دارایی‌مون و فروختن که شریک سهام کارخونه داییم بشن، بعد ۲۵ سال که کار کردن مامان بابام و عموم اونجا پولمون و بالا کشید همشو‌ و تهش هم بهمون انگ دزد بودن زد:)

همون کصکشی که از سادگیم استفاده کرد و به اسم روابط دوستانه، بهم تعرض می‌کرد.

کسی که تجاوز کرد بهم...

یه پیرمرد عوضی رو که بهم تعرض کرد

تولدم ۲۳ ام بود هیچکدوم از دوستام یادشون نبود فکر میکردم سوپرایزه ولی هیچکدوم یادشون نبود و حتی خونواده ای که همیشه با دعوا بود برام یه تولد ساده نبود ۲۰ سالم شد ولی هیچکس و نداشتم باهاش صحبت کنم و بگم تولدمه دلم خواست اینجا بگم..

بابامو که سر مامانم هوو اورد و به خاطر اون زنیکه هرزه دست روی من و مامانم بلند کرد

زن بابامو شب امتحان نهایی حسابان پاتختی گرفته بودن بعد عروسیشون من تو اتاق داشتم میخوندم گریه میکردم

دوستمو چون بعد اشنا کردنش با دوستام منو از گروه حذف کردن و الان همه باهم شمالن

رئیس سابقم رو دو سال تمام تلاشش رو کرد و موفق شد کارایی که توی شرکت کردم و اگر نمیکردم شرکت نمیموند رو خراب کنه و یه کاری کنه من خودم بزنم بیرون یک سال نشده بود که شرکتشون به خاکی نشست که حتی موسساش هم ازش دل کندن و من دقیقا میدونستم چرا

مدیر دبیرستانمون هرروز صبح می‌گفت شما هیچی نمیشید لاشی مهندس شدم در یکی از بهترین شرکت های این کشور کار میکنم توی بیست و پنج سالگی مدیر پروژه خفنترین پروژه های سی ار امی مملکت بودم برو بمیر

معلم سال سوم دبستانم خانم بهروان الان ۲۶ سالمه ولی هنوز با تمام جزئیات یادمه چجوری جلوی بچه ها منو خرد کردی و بهم گفتی روانی و به مامان بابام گفتی نیاز به روان پزشک دارم. زنیکه ی بی همه چیز نامه ی پزشک به مدیر مدرسه رو خونده بود دیده بود نوشته مشکلی ندارم پاره کرده بود به مدیر گفته بود من میدونم این مریضه ... خدا لعنتت کنه زن