مدرسه احیاءالعلوم هرات
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
1 169
المشتركون
+224 ساعات
+97 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
جریان امتحانات سالانه سال تعلیمی ۱۳۹۹ خورشیدی و حضور محترم مولوی اخترمحمد اکبری آمر تعلیمات اسلامی ریاست معارف ولایت هرات در مدرسه احیاءالعلوم هرات
@Aehyaa
هفدهم مارچ
در چنین روزی در سال ۱۹۶۹ میلادی، «گلدا مایر» به عنوان نخست وزیر دولت اشغالگر اسرائیل برگزیده شد. وی تا زمان پا گذاشتنِ «تِسیپی لیونی» به عرصۀ سیاست، نخستین زنی بود که به مقام نخست وزیری اسرائیل رسیده بود.
روزنامه نگاری از گلدا مایر پرسیده بود: بدترین و بهترین روزهایی که در دولت اسرائیل بر شما گذشته است، کدام اند؟
گفته بود: بدترین روز، هنگامی بود که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم. من با خود میگفتم: عربها بر ما یورش خواهند برد و ما را سر خواهند برید. اما فردایش، بهترین روز برایم بود؛ چون عربها هیچ کاری نکرده بودند.
خداوند هلاکش کند، چه گمان نیکی به ما داشته است؛ و چه بد مردمانی ما هستیم! شخص را به بدی همین بس که گمان دشمنش در وی به خطا باشد.
این عجوزۀ پیر، گفتههایی دارد که میبایست در آن تامل کنیم؛ تا بدانیم آنان چه میاندیشند:
◾هر صبح که از خواب میخیزم، آرزو میکنم یک طفل فلسطینی را در قید حیات نبینم.
◾میدانم سرانجام مسلمانها بر ما پیروز میشوند؛ اما این مسلمانانی که اکنون میبینم، آنان نیستند؛ ما تا هنگامی که شمار نمازگزاران صبح مسلمانان بسان نماز جمعۀ شان نباشد، شکست نخواهیم خورد.
◾من بوی پدران و اجدادم را از خیبر، استشمام میکنم.
◾عربها با روزی روبرو خواهند شد که ما فرزندان اسرائیل را به سردمداری سرزمینهای شان رسانده ایم.
◾میبایست مردم مصر به مشکلات و مصیبتها غرق شوند تا بیدار نگردند و سر بلند ننمایند؛ چون هرگاه سر افعی بمیرد، همراه با آن، همه اش میمیرد و اگر سر، زنده باشد و سر بلند کند، از همه دشمنان خود را رها خواهد ساخت.
نوشتۀ ادهم شرقاوی
ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
#و_تلک_الایام
@Aehyaa
💓پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند:
🔶«اتحاد و یکپارچگی، رحمت و تفرقه عذاب است».
💓 پیامبر(ص) فرمودند: از من برسانید.
✍️تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاء العلوم هرات.
جریان امتحان ورودی متعلمین جدیدالشمول سال تعلیمی ۱۴۰۰ خورشیدی
سهشنبه ۲۶ حوت ۱۳۹۹
@Aehyaa
شانزدهم مارچ
در چنین روزی در سال ۱۴۰۶ میلادی، علامه ابن خلدون رحمه الله یکی از سرآمدترین دانشمندان جامعهشناسی در تاریخ بشر، رخت از جهان بربست.
عده ای وی را ملامت میکنند که گفته است: «عربها بدون اسلام برابر با بال پشه ای هم نیستند.» به خدا سوگند من توصیفی درست تر از این در زندگی خویش برای عربها نخوانده ام.
ابن خلدون دانشمندی زیرک و بینظیر بود؛ او با نگاه به اشیاء، چیزی میدید که دیگران نمیدیدند؛ به عنوان نمونه، وی در «مقدمه» اش فرموده است:
عربها گوشت شتر میخوردند و از آن تندی و غیرت فرا میگرفتند؛ ترکها با استفاده از گوشت اسب، ویژگی توانمندی و تندی اسب را در مییافتند؛ فرنگیها گوشت خوک میخوردند و بسان آن، بیعار و بیغیرت میگشتند؛ و آفریقاییها به علت خوردنِ گوشت میمون، علاقه به رقص و شورانگیزی داشتند.
ابن خلدون نه اینکه فقط واقعیتِ زمان خویش را به وضوح ببیند؛ بلکه چنانچه دیده میشود، وی در نبوغ خویش به درجه ای رسیده بود که آینده را نیز بسان زمان خویش، پیشبینی مینمود؛ اینک گفته ای از وی را در باب فروپاشی کشورها میخوانیم:
«هنگامی که کشورها فرو میپاشند، ستارهشناسان، گدایان، دوچهرگانِ نفاقپیشه، مدعیان، پرگویان، مطربان و خنیاگرانِ ناسازگار، شاعران، درویشمآبان، کلاهبرداران، طبلهزنندگان، افتخارکنندگان، کفشناسان و طالعبینان، سیاستگران، مداحان، نکوهندگان و فرصتطلبان به وفرت یافت میشوند.
نقابها کنار میرود و آنچه نباید، به هم میآمیزد. قدرشناسیها از بین میرود و تدبیر و چارهسنجی، به بدی میگراید. راستی با دروغ، و جهاد با آدمکشی یکی میگردد.
هنگامی که کشورها فرو میپاشند، رعب و وحشت حاکم میشود و مردم به فرقهگراییها پناه میبرند. امور شگفتانگیزی آشکار میگردد و شایعهها عام و فراگیر میشوند. دوست دشمن، و دشمن دوست میگردد. صدای باطل بلند میرود و ندای حق، فرو میگیرد. چهرههای فریبنده ای آشکار میشوند و مردم همدیگر خویش را به تیر تهمت میبندند.»
تا این حد، ابن خلدون ما را به این شگفتانگیزی و تعمق، میدیده است و این واقعیتی است که وی از ما نوشته است.
عده ای پدیدهها را به نور خداوند میبینند؛ بدون شک، ابن خلدون نیز از زمرۀ آنان بوده است.
نوشتۀ ادهم شرقاوی
ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
#و_تلک_الایام
@Aehyaa
💓عایشه رضی الله عنها می گوید:
🔶«[صبحگاه] روزی، پیامبر علیه السلام وارد اطاقم شده و فرمودند: آیا چیزی از غذا نزد شما هست؟ گفتیم" نه خیر! فرمودند: پس من امروز روزه ام».
💓 پیامبر(ص) فرمودند: از من برسانید.
✍️تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاء العلوم هرات.
پانزدهم مارچ
در چنین روزی در سال ۶۳۲ میلادی، پیامبر صلی الله علیه و سلم از سفر حجۀ الوداع به مدینه برگشتند. ایشان میدانستند که اجل نزدیک گردیده است؛ لذا میبایست سفارشی مینمودند، به همین منظور، بالای «جبلِ رحمت» قرار گرفتند و لب به سخن گشوده و خطبۀ شگفتانگیزی ایراد نمودند؛ چرا شگفت انگیز نباشد؟! سخنران، فصیحترین سخنورِ عالم بود که به وی ویژگی «جوامع الکلم» اعطا گردیده بود. این سخنرانی از سویی اما، بسی دردناک بود؛ و تا کنون نیز که ۱۴۰۰ سال از آن میگذرد، دردناک است؛ چه دردی بزرگتر از اینکه پیامبر دوستداشتنی مان به دل تاریک گور سر بگذارد؟!
فرمودند: «همانا خونها و اموال و آبرویتان همانند حرمت این روز در این ماه و در این سرزمین، بر یکدیگر حرام است. آیا پیام خدا را به شما رسانیدم؟! خدایا گواه باش!»
به راستی که پیام خدا را رسانیدی ای رسول خدا! آن پیام به ما نیز رسید، و ما جز اندکی، بدان جامۀ عمل نپوشیدیم. خداوند میان توده ای از مردم ما و شفاعت تو مانع خواهد شد و خواهد گفت: تو نمیدانی ای محمد که آنان بعد از تو چه کردند؟!
«خونهاي ريخته شده در جاهليت فرو نهاده است و غيرقابل قصاص و خونخواهي؛ و نخستين خوني که از ما ريخته شده و آن را قصاص نخواهيم کرد، خون عامر بن ربيعه پسر حارث است؛ همچنين، رِباي دوران جاهليت از اعتبار ساقط است، و نخستين ربايي که آنرا از موارد رباي خودمان از درجه اعتبار ساقط ميگردانم، رباي عباس بن عبدالمطلب است که تماماً بي اعتبار است...!»
چقدر بزرگی تو ای رسول خدا؟! نخست از خود آغاز مینمایی و آنچه بر مردم به اجرا گذاشته میشود، نخست به نزدیکان خویش روا میداری و پیشتر از این نیز فرموده بودی: «اگر فاطمه دختر محمد نیز دزدی کند، دستش را خواهم برید.» بلی فاطمه! اما تو به ما آموختی که دین از همه، برتر و بالاتر است و مردم در قبال آن، با هم برابر اند؛ اگر چه محبوبترین فرد این امت به دل پیامبرش باشد.
«خداي را درنظر بگيريد در ارتباط با زنان.» چقدر مهربان و چه بس مهرورزی تو ای پیامبر محبوب که زنان را جزو مسؤولیت ما قرار میدهی و نه جزو ممتلکات.
جبرئیل امین با این پیام فرو میآید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً/ امروز (احكام) دين شما را برايتان كامل كردم و (با عزّت بخشيدن به شما و استوار داشتن گامهايتان) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند براي شما برگزيدم» [مائده: ۳] ابوبکر میگرید؛ چون او میداند که بعد از تمام و کمال، چیزی جز نقصان نیست، و صاحب این دین، زود است که رخت سفر بر بندد. و جز شما، چه کسی است که ابوبکر به فراقش بگرید؟!
گواهی میدهیم که پیام رسالت را رسانیدی و بار امانت را ادا کردی؛ وعدۀ دیدار، بر سر حوض!
انشاء الله!
نوشتۀ ادهم شرقاوی
ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
#و_تلک_الایام
@Aehyaa
💓پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند:
🔶«هرگاه یکی از شما وارد مسجد شد نباید تا دو رکعت نماز (تحیه مسجد) نمی خواند بنشیند».
💓 پیامبر(ص) فرمودند: از من برسانید.
✍️تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاء العلوم هرات.
30 روز تا رمضان 🌙
خدایا لطفاً ما را به رمضان برسان و رمضان را به ما برسان.
اللهم بلِّغنا رمضان
@ostad_muhajer
چهاردهم مارچ
در چنین روزی در سال ۱۸۷۹ میلادی «آلبرت انشتین» دیده به جهان گشود. گفته شده است که بعد از «اسحاق نیوتن»، وی دومین مغز متفکر تاریخ بشریت بوده است. اینکه این درجه بندی بر چه اساس و معیاری انجام شده باشد، خود نيز نمیدانم؛ اما آنچه همه به آن اذعان داریم، اینکه هر دوی شان نابغه بوده اند.
از میان تئوریهای ناب آلبرت انشتین، موضوع نسبیت، از شهرت بیشتری برخوردار است. انشتین در عرصۀ بحث نسبیت آنقدر تبحر داشت که هفته ای نمیگذشت مگر اینکه وی موضوعی را در باب آن در سمیناری یا دانشگاه و کنفرانس و همایشی برگزار مینمود؛ تا جایی که رانندۀ شخصی وی که شباهت کاملی با وی داشت، نیز درین بحث، به مهارت خاصی رسیده بود. روزی هر دو در مسیری به سوی یک کنفرانس میرفتند که آلبرت انشتین از خستگی و ناراحتی و کسالت خویش، زبان به شکایت گشود.
راننده به وی گفت: من نیز به موضوع نسبیت آگاهی دارم. نظر تان چیست من لباس شما را بپوشم و شما در جای من به صف اشتراک کنندگان بنشینید و من، موضوع را ارایه نمایم؟
انشتین نظرش را پسندید و چنین کرد.
کاری که انتظارش را نداشتند، واقع شد؛ یکی از دکتوران فیزیک حاضر در کنفرانس، به پا خاست و پرسشی در باب نسبیت پرسید که راننده از پرداختن به پاسخ آن، عاجز آمد؛ اما وی مردی زیرک و با هوش بود؛ لذا در پاسخ به پرسشکننده گفت: این که پرسش آسانی است و همه پاسخ آن را میدانند؛ تا جایی که این پرسش را به راننده ام میسپارم که به آن پاسخ دهد. پس انشتین از میان اشتراک کنندگان برخاست و با شگفتی پرسش آن را مرد را پاسخ داد و تحسین همگان را بر انگیخت.
آلبرت انشتین، ناب گفتههایی دارد که اینک پاره ای از آن تقدیم شما می گردد:
◾دانش بدون دین، لنگ است و دین بدون دانش، کور.
◾آنچه بعد از فراموشی همه آموختههای مدرسه به نزد شما میماند، فرهنگ است.
◾من زیرکترین فرد دنیا نیستم؛ همه آنچه دارم، این است که من به کسی اجازه نمیدهم به جای من، فکر کند.
◾اگر نتوانی اندیشۀ خویش را به آسانی بیان کنی، پس تا هنوز آن را به درستی ندانسته ای.
◾متفکران، مشکلات را حل مینمایند؛ اما نابغهها، نمیگذارند مشکلات به پا به عرصۀ وجود گذارند.
◾تفاوت میان حماقت و نبوغ در این است که نبوغ، محدودیتهایی دارد.
◾نمیتوان مشکلات را به وسیلۀ خردهایی که موجب ایجاد آن شده اند، حل نمود.
◾در مدرسه به شما درس میدهند، سپس امتحان میگیرند؛ اما زندگی نخست از شما امتحان میگیرد و سپس به شما درس میدهد.
نوشتۀ ادهم شرقاوی
ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
#و_تلک_الایام
@Aehyaa
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
