ar
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

الذهاب إلى القناة على Telegram
1 160
المشتركون
+724 ساعات
+77 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
يك كارت عروسي به دستم رسيد از بس كه جذب اين كارت شدم گفتم، براي شما هم آن را تعريف كنم: يكي از شخصيت هاي مهم دخترش را به عقد جوان مسلمانی در می آورد سپس كارت عروسي اش را به این مضمون مي نويسد: بِاسمه تعالي؛ " خواهى كه جهان در كف اقبال تو باشد " " شيرين كسي باش كه فرهــــاد تو باشد ". خوشبختانه دوشيزه فلانى و آقاي فلانى به عقد هم در آمدند ! بناء داشتيم که به میمنت این اتفاق زیبا جشن باشكوهي در نظر بگيريم و شما دوست عزیز را هم دعوت كنيم ولي تصميم گرفتيم بودجه و هزینه جشن عروسی را بدهيم برای دختر و پسر ديگرى که قصد ازدواج دارند ولی دست تنگی و فقر اجازه این اقدام را از آن‌ها گرفته تا باشد که آنها هم ازدواج كنند .! بنابراين جشني نداريم. اين كارت جهت اطلاع بود كه بدانيد ازدواج انجام شد الحمدالله... گر چه از ديدارتان محروميم ولي اميدواريم اين عمل خداپسندانه را بپسنديد و تأييد كنيد. با التماس تفكر!!! آدمهاي بزرگ قامتشان بلند تر نيست؛ خانه شان بزرگ تر نيست؛ ثروتشان هم بيشتر نيست؛ آنها قلبي بزرگ و نگاهي مهربان دارند. _ خواننده گرامی! اگر واقعا خودت هم با این رسم زیبا موافقی پس این مطلب را شیر کن تا همگانی شود _ کاپی

Repost from الفباء
برای یادگیری اصول مطالعه و نویسندگی و به‌کاربردن شگردها و فوت‌وفن‌های خواندن و نوشتن، به الفباء بپیوندید. لینک کانال t.me/Ale
برای یادگیری اصول مطالعه و نویسندگی و به‌کاربردن شگردها و فوت‌وفن‌های خواندن و نوشتن، به الفباء بپیوندید. لینک کانال t.me/Alefba99 t.me/Alefba99 @Alefba99

و چه مهمانی خوش‌تر از رمضان! ✍ سهیل مصلح فارغ مدرسه احیاءالعلوم شمارش معکوس عقربه‌های زمان برای رسیدن ماه‌ مبارک‌ رمضان آغاز شده است و می‌بایست آستین همت را به هدف انجام طاعت و عبادت بالا زد و سعی و تلاشی نمود. بدون‌شک سخن از احکام رمضان و نحوه‌ی روزه‌داری و آن‌چه بدان تعلق می‌گیرد خود جای تقدیر است اما پیام این اردوگاه‌تربیتی و خانه‌تکانی‌ِ داخلی حقا که سزای خویش را از قلم اندیشمندان آن چنان‌که باید، نگرفته است. رمضان ایستگاهی برای بازرسی‌ و بازجویی‌ نفسی که ماه‌ها به گناه و زشتی عادت نموده، می‌باشد؛ اما صد حیف و هزار حسرت که بسیاری از هم‌شهریان و ملت‌ما به‌کلی از رمضان و پیام‌ِ آن به‌دور‌اند، رمضانی‌که ندا سرداده و می‌گوید: هان ای بندگان خدا، حالا که من شیاطین را به زنجیر کشیده‌ام و دروازه‌های‌ جهنمِ سوزناک را بسته‌ام و دروازه‌های‌ بهشت‌ را گشوده‌ام، به میدان آمده و خودی نشان دهید و آن‌چه در توان دارید به نمایش بگذارید، خوشا به حال آنانی‌که به ندایش لبیک گفته و از هر لحظه‌اش بهره می‌برند. خداوند‌ِ متعال روزه‌را بر بندگانش فرض ساخت تا به وسیله‌ی‌آن به او نزدیک شوند و نفس‌شان‌را تزکیه و دل‌شان‌را تحلیه به جلا‌ی ایمان و قرآن نمایند، آن‌جا که می‌فرماید: یَا أیُّها الذِینَ آمَنوا کُتب علیکم الصِّیام کما کُتب علی الّذین من قبلکم لعلّکم تتَّقون. عجب شرف و مکانتی‌ست روزه را و عجب سعادتی روزه‌دار را! زندگی سلف صالح‌ در رمضان، بهترین الگو و نمونه برای درست استفاده‌کردن از این ماه می‌باشد، چنان‌چه سالِ کامل را به دو حصه تقسیم می نمودند، شش ماه اول را دعا می‌کردند که توفیق، رفیق راه‌شان شده و به رمضان برسند و در شش ماه دیگر خود را برای رمضان آماده می‌کردند و به عبارتی رمضان را ماه‌ آمرزش، بهار تلاوت قرآن، سجاده، عبادت‌های‌صادقانه، نیایش‌های عارفانه، بندگیِ خالصانه، ماه یک‌رنگی و بی‌آلایشی، ماه در خودنگری و خودشناسی و ماه بازنگری در نحوه‌ی بینش و تغییر زاویه‌ی دید برای خویش می‌دانستند. برماست که چشم به راه رمضان باشیم و برای آمدنش لحظه شماری کنیم و خود را برای خوب میزبانی‌کردن از این مهمانِ فرهیخته آماده سازیم و خوشا به حال میزبانی که رمضان، مهمانش باشد. اعمالی چون: روزۀ صحیح و کامل، ادای فرایض با جماعت، انجام زیاد نوافل، کثرت تلاوت قرآن، دعا و مناجات با خدا، تعاون و هم‌کاری با نیازمندان، دادن صدقه، ارشاد و تبلیغ و مطالعه و تفکر از اسبابی‌ست که می‌توان از این مهمان، پذیرایی نمود. #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

بعضی از مسلمانان وقتی که نافرمانی الله تعالی از آنها سرزده می شود ، به جای اینکه بیایند توبه و استغفار نمایند ، توجیه غلط برای گناه خود بیان می کنند که این توجیه از خود گناه هم خطرناک تر است ؛ چونکه او را برای آنجام دادن گناه بی باک و جری می گرداند. توجیه ی غلط از برخی گناهان کبیره ! 1-⛔رشوه!/شیرینی است اشکالی ندارد! 2_⛔موسیقی!/برای آرامش اعصاب و رفع خستگی گوش میدم منظوری ندارم 3_⛔به نامحرم نظرکردن!/بابا یک نظر حلال است ، کی گفته یک نگاه گناهه! 4_⛔غیبت!/بخدا ! پیش رویش هم میگم! 5_⛔بخیلی!/اگرالله میخواست برایش میداد، خوب به ما چه ! 6_⛔دروغ!/مصلحتی است، اشکالی ندارد! 7_⛔رباخواری!/بروبابا همه دارند میخورند، کی گفته حرامه! 8_⛔برنامه های مبتذل!/خب آدم یک چیزی یادمیگیره! 9_⛔تهمت!/تنها من نمیگم همه میگویند! 10_⛔مال حرام!/ پیش 3 میلیارد دلار چیزی نیست! 11_⛔مجلس حرام!/یک شب هزارشب نمیشه! 12_⛔بی حجابی!/دل باید پاک باشد، همون هایی که نقاب می زنند بیشتر خلاف کارند! 13_⛔بی نمازی?/ فلانی که نماز میخونه هزار جور فساد میکند! 14_⛔ابرو چیدن! / به اجازه شوهر حلال است!و نظافته! 15_⛔دست دادن با نامحرم! /دردل چیزی ندارد، مثل داداشمه! 16_⛔حج نکردن!/ حج را نمیتوانم نگه دارم، پیر شیم میریم بابا! 17_⛔عدم تلاوت قران!/ هرسال ماه رمضان ختم میکنم خب! 18_⛔نخواندن نماز درجماعت!/وقت ندارم ،خدا درخانه هم هست! 19-⛔عدم توجه به تربیت اطفال!/ کوچیکه نمیدونه، عیبی نداره! 20-⛔استهزا وتمسخردیگران!/خنده نمک زندگیست، شما هم که ملایی! 21-⛔عدم مسولیت دربرابر فسادها!/من تنهایی چیکارمیتونم بکنم،اصلا محیط خرابه?! 22-⛔عیاشی!/زندگی دو روزه، بزار حالمون را بکنیم! 23-⛔آرایش دربیرون ازخانه!/بی سلیقگی خوب نیست دوروز جوانیه! و نظافت لازمه! 24⛔نگرفتن روزه!/ معده درد دارم دکتر منع کرده) به استثنای مریضای واقعی و....❌❌❌ 25⛔ دوس پسر / دوس دختر داشتن / فلانی مثل خواهرمه/ برادرمه ، اصلا بخدا منظوری ندارم! برادرم / خواهرم !!! بیاییم بطرف الله تعالی رجوع کنیم و از این توجیه هات مسخره و پوچ دست بکشیم و مثل یک مسلمان واقعی زندگی بکنیم، چون نمی دانیم که چه وقت مرگ به سراغ مان می آید و فردای قیامت باید پاسخگوی الله تعالی باشیم و ..... @Andishmandan_islam برای دوستان تان نیز ارسال کنید تا آگاه شوند!

ارتباط و پیوند با کتاب در دوران کودکی، موجب ارتباط بهتر و پیوند عمیق‌تر با کتاب در دوران نوجوانی، جوانی و بزرگ‌سالی می‌گردد. اگر دامنۀ ارتباط بیشتر کسانی که در دهه‌های میانی و اخیر زندگی خویش با کتاب سر و کار دارند را دنبال کنیم، به رگه‌هایی از این ارتباط در دوران کودکی شان، پی خواهیم برد. اگر ما نیز برای هم‌آیی بیشترِ فرزندان و دانش‌آموزان و زیردستان خویش با کتاب و کتاب‌خوانی، تلاش ورزیم آنان را از ابتدا با کتاب و کتاب‌خانه آشنا سازیم و به بهانه‌هایی مختلف آنان را به‌سوی کتاب بکشانیم تا خواسته و ناخواسته با این موجود ارزنده مرتبط شوند، به مراتب بهتر و مفیدتر و کارآتر از تلاش‌های دوران میانی و اخیر عمرشان خواهد بود. نویسنده و ادیب مشهور تاریخ معاصرمان شیخ علی طنطاوی در جایی به بیان از احوال خویش می‌نویسد: «...از همان زمان به جز ساعاتی که در مدرسه بودم، در خانه به مطالعه می‌پرداختم... از ده سالگی که خواندن را فراگرفتم تا به امروز که از مرز هشتاد سالگی گذشته‌ام، همه‌روزه ده ساعت یا بیش از آن را به مطالعه می‌پردازم... هنوز دورۀ دبیرستان را تمام نکرده بودم که ده‌ها کتاب دینی، ادبی و لغوی را خواندم... در دوران تحصیل هم اسلوب قدیمی دانشگاه الأزهر و هم روش مدارس نظامی را از دوران ابتدایی تا سطح عالی دانشگاه، تجربه کردم و خوبی‌های هر دو را یافتم؛ اما آن‌چه بیشتر فایده‌ام داد، مطالعه بود.» اما عامل عمدۀ این همه مطالعه و ارتباط این ادیب اریب با کتاب و کتاب‌خوانی، از آوان کودکی در کلاس‌های درس پدر بزرگوارش که مرجع مهم رفت و آمد مردم بود، سرچشمه می‌گیرد و پیوند پیوستۀ وی با کتاب از همان‌جا جرقه می‌خورد. ایشان نیز در کلاس درس پدر بزرگوارش حاضر شده و کنار شان می‌نشیند و در حال مباحثات علمی، پدر به وی می‌گوید فلان کتاب را بیاور و فلان کتاب را ببر و این را باز کن و آن را و آن‌جا را بخوان و... و از این‌جا بود که عشق به دانش و خوانش در او هویدا می‌گردد و تا فرجامین لحظات عمرش که به بیش از نود سال می‌رسد، باقی و پایدار می‌ماند. و اگر در ابتدا به چنین امری همت نورزیم، تغییر مسیر به سوی مطالعه و کتاب‌خوانی در دوران‌های دیگر عمر، کمتر نتیجه خواهد داد و یا بسی بیشتر و افزون‌تر تلاش و تقلا و سعی و جد و جهدمان را خواهد خواست. خود دانید! 📸نشست هفته‌وار کتابخوانی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from N/a
شیخ محمد غزالی میگوید: روزی مردی را که معتاد شراب شده بود گفتم: آیا به خداوند رجوع و توبه نمیکنی؟ با عاجزی به سویم نگریست و با چشمان اشک آلود گفت: برایم دعا کن! به حالت مرد دقت کردم و قلبم به حال او نرم شد، گریه اش احساس او به وسعت کوتاهی اش در حق پروردگار و اندوه سرپیچی از او و اشتیاقش به اطاعت از پروردگار بود. یقینا او مؤمن بود اما مؤمن آلوده که در جستجوی سلامتی بود و برای رسیدن به آن از من کمک خواست. به خود گفتم: ممکن است حال من همانند او یا حتی بدتر از او باشد، درست است که هیچگاه لب به شراب نزده ام زیرا در محیطی که من در آن زندگی کرده ام مردم به آن نزدیک نمیشوند، اما ممکن است شراب غفلت مرا دربر گرفته باشد و از یاد پروردگار غافل ساخته باشد، طوری که حقوق اورا فراموش کرده، باشیم، این مرد به حال خود میگرید اما من و امثال من به کوتاهی خویش گریه نمیکنیم و شاید خود ما خویشتن خویش را فریب میدهیم. پس به سوی مردی که از من دعا خواسته بود رفتم و گفتم: بیا هردو به حال خویش دعا کنیم: (ربنا ظلمنا أنفسنا وإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين) ترجمه: پروردگارا، ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود! من از همۀ آنانی که از دعا به درگاه پروردگار غافل شده اند میخواهم که در مورد مردم از خداوند بترسند و در مورد دین آگاهی حاصل کنند زیرا کسی را که خداوند خیر اورا نخواسته باشد از دانش دین محرومش میسازد اگرچه سخنان طولی و عریضی در هرجا ایراد کند. کپی @nahadsalaam

Repost from الفباء
مراکز پخش: ▫️هرات؛ چوک سینما، جاده ابن سینا، ابن سینا ۱، کتاب‌خانه ملا علی قاری؛ ▫️هرات؛ چوک گل‌ها، جنب کتاب‌خانه عامه، انتشارات مؤمنی.

Repost from الفباء
یکی از راه‎های بهره‎وری بیشتر از برکات رمضان، مطالعه و كسب دانش در باب فضایل و بهره‎ها و فرصت‎های نادر و نایاب این بهار عبادت
یکی از راه‎های بهره‎وری بیشتر از برکات رمضان، مطالعه و كسب دانش در باب فضایل و بهره‎ها و فرصت‎های نادر و نایاب این بهار عبادت است تا در روشنایی آیات قرآن‎کریم، احادیث نبوی و سنت و سیرت سلف صالح، از بهره‎های اين ماه، توشه‎ی شايانی كمايی نموده و با دست پر و دستاوردهای مطلوب، از خوان کرم الهی مستفيد گردیم. کتابی که اینک به دست داریم، به همین هدف تهیه و به دسترس مردم عزیزمان قرار گرفته است تا فضایل و فرصت‎های رمضان را بهتر دانسته و از بهره‎های این ماه مبارک بهرمند گردیم و به انجام بایدهای آن کمر همت بندیم. این کتاب که زیر نام «در مدرسهٔ رمضان» تهیه گردیده است، به شکل مختصر و مفید به بیان فضایل و فرصت‎های این ماه پرداخته و پاره‌ای از آداب آن را به تصویر می‎کشد تا باشد برای مردم مؤمن و امت عزیزمان چراغ راهی شود و در روشنایی آن بهره‎ی بیشتری از فضایل و فرصت‎های رمضان، کمایی نماییم؛ خداوند متعال را بابت این توفیق نیکویش سپاس‎گزاریم و از اوتعالی می‎طلبیم این عمل کوچک را بپذیرد و با آن به پله‎ی نیکی‏‌های مان بیفزاید. بمنه و کرمه انه ولی التوفیق عبدالرحمن عزام هرات-افغانستان

پیام اصلاح هرگاه کسی برادرش را دوست می‌داشت، او را آگاه سازد که دوستش می‌دارد. (ترمذی) این امر سبب تداوم دوستی‌ می‌گردد. ❤

🪧شعر بهار 🏷️شاعر: فریدون مشیری 🎙️بصیراحمد مبتهل متعلم مدرسه 🎥گروه رسانه‌ای احیاء 💿کیفیت بالا #ازآرشیف #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🪧شعر بهار 🏷️شاعر: فریدون مشیری 🎙️بصیراحمد مبتهل متعلم مدرسه 🎥گروه رسانه‌ای احیاء 💿کیفیت پایین #ازآرشیف #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🌸🍀انواع قلبها از نظر قرآن کریم:🌸🍀 ☑ بیست نوع قلبی که در قرآن ذکر شده است: 💝 ۱. قلب سليم: ⚘ و آن قلبی است مخلص برای خدا و خالی از کفر و نفاق و هرگونه پستی. { إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }*⛲ 💝۲. قلب مُنيب: ⚘ وآن قلبی است که هميشه درحال برگشت و توبه به سوی خدا و بر طاعت خدا استوار و پابرجاست. {مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ}⛲ 💝 ۳. قلب مُخبِت:⚘ وآن قلبی است فروتن و آرام یافته به ذکرخدا. { فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ }⛲ 💝 ۴. قلب وَجِل: ⚘ و آن قلبی است که از ياد خدا میلرزد که مبادا عمل وی به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نيابد. { وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ }⛲ 💝 ۵. قلب تَقِيّ: ⚘ و آن قلبی است که به احکام خدا احترام ميگذارد. { ذَلِکَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ }⛲ 💝 ۶. قلب مَهدِیّ:⚘ و آن قلبی است که تسليم امر خدا و راضی به قضا و قدر پروردگار است .{وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ⛲ 💝 ۷. قلب مُطمئن:⚘ وآن قلبی است که با ياد خدا و توحيدش آرام میگيرد.{ وتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه}⛲ 💝 ۸. قلب حَیّ: ⚘ و آن قلب زنده ای است که از شنيدن پندهای قرآنی و داستان های امت های گذشته که با گناه وطغيان هلاک شدند پند و اندرز میگيرد .{ إِنَّ فِي ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ }⛲ 💔 ۹. قلب مريض:⚘ و آن قلبی است که دچار بيماری شک و نفاق و مبتلا به فسق و فجور و شهوت های حرام است.{ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قلبِه مَرَضٌ }⛲ 💔 ۱۰. قلب أعمَى:⚘ وآن، قلب کوری است که حق را نمیبيند و در نتيجه پند و اندرز نمیگيرد .{ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ }⛲ 💔 ۱۱. قلب لاهِی:⚘ وآن قلبی است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت های دنياست .{ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ }⛲ 💔 ۱۲. قلب آثم:⚘ و آن قلبی است که گواهی حق را کتمان میکند و میپوشاند .{ وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ }⛲ 💔 ۱۳. قلب متکبر:⚘ وآن دل مغرور و متکبری است که به خاطر ظلم و طغيان، از توحيد و طاعت خداوند رويگردان، و زورگو و جبار است .{ قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ }⛲ 💔 ۱۴. قلب غليظ: ⚘ و آن قلبی است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده:{وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ }⛲ 💔 ۱۵. قلب مَختُوم:⚘ و آن قلبی است که هدايت را نمی شنود و تعقل نمیکند.{ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِه}⛲ 💔 ۱۶. قلب قاسِی:⚘ وآن قلبی است که به عقيده و ايمان نرم نمیشود و وعظ و ارشاد در آن تأثيری ندارد و از ياد خداوند رويگردان است.{ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً }⛲ 💔 ۱۷. قلب غافل: ⚘ وآن قلبی است که مانع ذکر و ياد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالی ترجيح میدهد:{ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا }⛲ 💔 ۱۸. قلب أغلف:⚘ و آن قلبی است که پوشيده شده است به طوری که اقوال و فرمايشات رسول اکرم "ص"در آن نفوذ و رسوخ نمیکند.{ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ }⛲ 💔 ۱۹. قلب زائغ: ⚘ و آن قلبی است که از حق و حقيقت اعراض ميکند:{ فأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ }⛲ 💔 ۲۰. قلب مُرِيب:⚘ و آن قلبی است که در شک و شکوک متحير و سرگردان است{ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ }⛲ 💝 اللهم إجعل قلوبنا من القلوب السليمة المطمئنة البيضاء.. وثبتنا على الهدى والايمان ترجمه: خدايا قلبهاي ما را قلب سليم و مطمئن و در حال توبه و برگشت به خود و بهترين قلبها قراربده و ما را بر هدايت و ايمان ثابت قدم فرما. 🎁ارسالی فاضلی از مدرسه احیاءالعلوم هرات.💓💓💓

راهکارهایی برای علاج چشم‌چرانی‌ 🔸فرد چشم‌چران بداند، که خداوند، او را می‌بیند. 🔹یقین داشته باشد که تمام اعضاء و جوارح انسان، در روز قیامت به آنچه کرده‌اند، گواهی داده و اعتراف می‌کنند. 🔸بداند که هر گناه، نقطه‌ای سیاه در قلب ایجاد می‌کند. 🔹گناه چشم‌چرانی او را به سمت گناه دیگری سوق می‌دهد. 🔸با خود بیندیشد، ترک این گناه چه ثمرات ایمانی و اصلاح قلبی برای وی در بردارد. @Aehyaa

🪧بهار 🎙️مولوی ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه 🎥گروه رسانه‌ای احیاء #ازآرشیف #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🌌أذکار خواب در احادیث صحیح🌌 ✅ ترجمه: فاضلی، مدیر مدرسه احیاءالعلوم ( پیامبر (ص) چون در بستر خواب قرار میگرفتند: 👈 سوره های: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ... وَ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ.. وَ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ.. را میخواندند و برکف دستهاشان می دمیدند و دستها را به سر و جلو بدن و عقب آن –تا آن جا که میرسید- میکشیدند. سه بار این کار را انجام میدادند 📚 روایت از صحیح البخاری (5017) . 🌑 (إذَا أَوَيْتَ إِلَى فِرَاشِكَ فَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ ، لَنْ يَزَالَ عَلَيْكَ مِنْ اللَّهِ حَافِظٌ ، وَلَا يَقْرَبُكَ شَيْطَانٌ حَتَّى تُصْبِحَ ) ترجمه: چون در بستر خواب قرارگرفتی، آیت الکرسی را بخوان. همواره نگهبانی از جانب خداوند ترا نگهبانی میکند و تا صبح، شیطان به تو نزدیک شده نمی تواند. 📚 روایت از صحیح بخاری (2311) . 🌑 منْ قَرَأَ بِالْآيَتَيْنِ مِنْ آخِرِ سُورَةِ الْبَقَرَةِ فِي لَيْلَةٍ كَفَتاهُ ترجمه: هرکس دو آیه از آخر سورة البقرة را در شب بخواند، کفایتش میکند. (آمن الرسول.. تا آخر) 📚روایت از بخاری (5009) ومسلم (808) 🌌 إذا أوى أحدُكُم إلى فِراشِهِ فلينفُض فراشَهُ بداخلةِ إزارِهِ.. ترجمه: هرگاه یکی از شما در بستر خوابش جای میگیرد، آن را با کنار جامه اش بروبد (تاکدام حشره ای جای نگرفته باشد) سپس بخواند: 🌑 باسمِكَ ربِّي وَضعتُ جَنبي وبِكَ أرفعُهُ ، إن أمسَكْتَ نفسي فارحَمها ، وإن أرسلتَها فاحفَظها بما تحفَظُ بِهِ عبادَكَ الصَّالحينَ. ترجمه: بانام تو پروردگارم پهلو نهادم و با آن، برمیدارم، اگر جانم را گرفتی، مورد رحمتت قرارده! و اگر رهایش کردی، نگهش دار! چنانکه بندگان نیکت را نگه میداری. 📚 روایت از صحيح البخاري : (6320) 🌑"اللهم أنت خَلَقْتَ نفسي وأنت توفَّاها لك مماتها ومَحْياها، إن أحييتها فاحفظها وإن أمتها فاغفر لها، اللهم إني أسألك العافية". ترجمه: خداوندا! توجانم را آفریدی وتو آنرا می ستانی، زندگی ومرگش برای توست، اگر آن را زنده نگهداشتی، حفاظتش کن و اگر میراندی، مورد مغفرتت قرارده! بارالها! من از تو عافیت را خواهانم. 📚روایت از صحیح مسلم : (2712) 🌌 پیامبر -صلَّى اللهُ عليهِ وسلَّم – چون میخواستند بخوابند، دست شان زیر سر گذاشته و می خواندند: 🌑 اللهم ! قِنِي عذابَك يومَ تجمعُ عبادَك – أو تبعثُ عبادَك – ترجمه: خداوندا! در روزی که بندگانت را جمع می نمایی، مرا از عذابت حفاظت کن! 📚روایت از سنن الترمذي با تصحیح ألباني - تخريج مشكاة المصابيح: ( 2337) 🌌 پیامبر -صلَّى اللهُ عليهِ وسلَّمَ- چون بستر خواب را میگرفتند، می گفتند: 🌑 ( باسمك اللهم أموت وأحيا ) . ترجمه: با نام تو خداوندا می میرم و زنده میشوم. و چون بیدار می شدند می گفتند : ( الحمد للهِ الذي أحيانا بعد ما أماتنا وإليه النشورُ ) . ترجمه: ستایش، شایستة خدا است که ما را زنده ساخت؛ بعد از آنکه میرانده بود. 📚روایت از صحيح البخاري :(6324) 🌑 سبحان الله(33 بار)، والحمد لله (33 بار)، والله أكبر (34 بار)، 👈 این اذکار را برای فاطمه آموختند؛ هنگامی که به خاطر سختیهای زندگی، از پیامبر (ص) خواستار خادمی شد. فرمودند: «من قال ذلك عندما يأوي إلى فراشه كان خيراً له من خادم». ترجمه: هرکس هنگام جای گرفتن در بستر خوابش این اذکار را بخواند، برایش از داشتن خادم بهتر است. 📚 صحیح البخاري (7/71 )و صحیح مسلم (4/ 2091) 🌌 پیامبر (ص) چون به بالین شان جای می گرفتند، می گفتند: 🌑 الحمدُ لله الذي أطعمَنا وسقانا ، وكفانا وآوانا . فكم ممن لا كافيَ له ولا مُؤويَ " . ترجمه: ستایش، شایسته الله است که طعام مان داد و آب مان نوشاند و کفایت مان کرد و جای مان داد. کم نیستند کسانی که کفایت کننده و مأوایی ندارند 📚 روایت از صحيح مسلم (2715) 🌌 چون بستر خوابت را گرفتی، وضوی چون وضوی نماز انجام ده و بعد بر پهلوی راست دراز کش و بخوان: 🌑اللهمَّ ! إني أسلمتُ وجهي إليك . وفوضت أمري إليك . وألجأتُ ظهري إليك رغبةً ورهبةً إليك . لا ملجأَ ولا منجا منك إلا إليك . آمنتُ بكتابِك الذي أنزلت . وبنبيِّك الذي أرسلتَ . ترجمه: خداوندا! وجودم را تسلیم تو ساختم. و کارم را به تو واگذاشتم. و پشتم را در پناه تو درآوردم؛ همه بخاطر علاقه به تو وترس از تو. هیچ محلی برای پناه گرفتن و نجات از عذاب تو، جز با رجوع به خود تو وجود ندارد. ایمان آوردم به کتابی که نازل فرمودی و پیامبری که فرستادی. فرمودند: این دعا را آخرین سخنانت قرار ده! اگر در آن شب وفات یافتی، بر فطرت وفات یافته ای. 📚متفق عليه

💠 بعضی از علائم صغری قیامت که رخ داده اند... 🔹رسول اللهﷺ میفرماید: «هنگامی که: ✅ اغنیاء ودولتمندان، مال غنیمت را بین خود تقسیم کرده به عموم غازیان (رعيت شان) حصه ندهند! ✅و (هنگامی که مردم) امانت را غنیمت پنداشته در آن خیانت ورزند! ، ✅وزکات دادن را غرامت وتاوان بپندارند! ، ✅ وعلم دین را نیاموزند(غیر علم دین را بیاموزند). ، ✅ومرد از همسر خود اطاعت وفرمانبرداری کند، اما مادرش را نافرمانی کرده وبرنجاند! ، ✅ ودوستش را به خود نزدیک گرداند، اما پدرش را از خود دور سازد! ، ✅ودر مساجد صداها بلند گردد! ، ✅وفاسق یک قبیله، فرمانده وبزرگ آن قوم شده و رزیل ترین قوم، رئیس وکفیل آنها گردد! ، ✅ومرد از جهت ترس وبدی او احترام وعزت شود! ، ✅ وزنان، به رقص و سماع رو آورند ، ✅ وآلات سرود وموسیقی گسترده و ورائج گردد ، ✅وشراب ها ومسکرات نوشیده شود ، ✅وپسینان این امت پشینان امت را نفرین گویند ؛ 🚨پس در آن وقت انتظار ببرید: باد سرخ را وزلزله را ومسخ شدن وسنگ افتادن از آسمان را ونشانه هایی قیامت را که پی درپی بیایند همچو سلسله جواهر که رشته ای آن گسسته شود وجواهر آن پی در پی بیفتد.». 🔸 ‌قال النبی ﷺ:«إذا اتخذ الفيء دولا والأمانة مغنما والزكاة مغرما وتعلم لغير الدين وأطاع الرجل امرأته وعق أمه وأدنى صديقه وأقصى أباه وظهرت الأصوات في المساجد وساد القبيلة فاسقهم وكان زعيم القوم أرذلهم وأكرم الرجل مخافه شره وظهرت القينات والمعازف وشربت الخمور ولعن آخر هذه الأمة أولها فارتقبوا عند ذلك ريحا حمراء وزلزلة وخسفا ومسخا وقذفا وآيات تتابع كنظام قطع سلكه فتتابع " . 📚 (رواه الترمذي). 📚(‌جامع الاحادیث الصحیح). •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• 🔹برگرفته از: کانال تلگرام موحدین. 🌺ارسالی مدرسه احیاءالعلوم.

(داستانی که در شب جمعه‌ی که مصادف با شب نیمه‌ی شعبان بود اتفاق افتاد) داستانی واقعی از مردی در مورد سبب توبه‌اش پرسیدند؛ وی چنین گفت: من نگهبانی بودم غرق باده خواری و می‌گساری، صاحب دختری شدم و سخت شیفته‌اش گشتم، چون زمین خیز شد مهرش به دلم فزون‌تر شد، او به من خو گرفت و من به او. هرگاه باده پیش رویم می گذاشتم، می آمد و با من درآویز می شد و جام باده را روی پیراهنم می ریخت. وقتی دوساله شد مُرد، مرگ او غصه‌دارم کرد و مرا سخت به ماتم نشاند! در شب جمعه‌ی که مصادف با شب نیمه‌ی شعبان بود، مست و مدهوش به خواب رفتم و نماز عشاء نگزاردم. خواب دیدم به شیپور دمیدند و قیامت بر پا شده است، قبرها شگافته شده و تمام خلایق محشور شده اند و من هم در میان آن‌ها هستم. ناگهان از پشت سر صدایی به گوشم رسید، وقتی روی گشتاندم متوجه شدم که اژدهایی بسیار بزرگ با چشمانی کبود و دهانی گشوده شتابان سوی من در حرکت است، من هراسان پای به گریز نهادم. در راه گذرم به پیر مردی افتاد که لباسی خوشبو و تمیز به تن داشت. برایش سلام گفتم و سلامم را پاسخ داد، گفتم: ای پیرمرد از این اژدها پناه ده مرا که خدا پناهت دهد. پیرمرد گریست و برایم گفت: من ناتوانم و این اژدها از من نیرومند تر است، من توان مقابله با او را ندارم، فرار کن و خدا را فرا بخوان، شاید خدا چاره‌ی بسازد و تو را از شر آن نجات بخشد.. من گریزان به راهم ادامه دادم، بر تپه‌ای از تپه‌های قیامت فراز آمدم و بر طبقات جهنم مشرف شدم، به آن نگریستم و نزدیک بود از بیم اژدها در آن بیفتم، هاتفی بر من فریاد بر آورد و گفت: بازگرد که تو اهل جهنم نیستی، سخنش برایم آرامشی بخشید، باز گشتم و اژدها دوباره به دنبالم افتاد.. پیرمرد برایم گفت: سمت این کوه برو که امانت های مسلمانان در آن است، اگر تو نیز آنجا امانتیِ داشته باشی یاری‌ات خواهد نمود. می گوید: نگاهم به کوهی گِرد از نقره افتاد که روزنه ها و دریچه‌هایی داشت و پرده هایی بر آن آویزان بود، هردو لنگه دریچه آن از زر سرخِ آراسته به یاقوت بود و پرده پرنیانی بر آن آویزان بود. چشمانم که به کوه افتاد به سمت آن گریختم، اژدها نیز به دنبالم به راه افتاد، وقتی به کوه نزدیک شدم یکی از فرشتگان فریاد بر آورد: پرده ها را کنار نهید و دروازه ها را بگشایید و فراز آیید، شاید این بیچاره در میان شما امانتی داشته باشد که او را از دشمنش پناه دهد. ناگهان پرده ها کنار رفت و دروازه ها گشوده شد، اطفالی که چهره های شان بسان مهتاب می درخشید نمایان شدند، اژدها به من نزدیک شد و من متحیر ماندم! یکی از اطفال ندا بر آورد: وای بر شما! همه بالا روید که دشمنش به او نزدیک شده است، آنان گروه گروه بالا آمدند که ناگهان چشمانم به دخترم که چندی پیش وفات کرده بود افتاد که در میان آن ها بود، وقتی چشمانش به من افتاد گریست و گفت: به خدا سوگند که او پدرم است، سپس برق‌آسا بسویم پرید و در برابرم ایستاد و دست چپش را به سمت دست راستم دراز کرد و من آن را گرفتم و دست راست خود را بسوی اژدها دراز کرد و اژدها پای به گریز نهاد! سپس مرا نشاند و در آغوشم نشست و دست راستش را جهت نوازش به سمت ریش من دراز کرد و گفت: ای پدر{ألم یأن للذین آمنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله ..} آیا برای مؤمنان زمان آن فرا نرسیده است که دلهای شان به یاد الله خاشع شود و در پیشگاه وی کرنش کنند؟ من به گریه افتادم و گفتم: مگر شما هم قرآن خواندن بلد هستید؟ گفت: ما از شما آن را بهتر می‌دانیم. گفتم: در مورد این اژدها که می خواست نابودم کند برایم بگو. گفت: آن اعمال ناشایست تو بود که آنقدر آن را نیرومند ساخته بودی که می خواست تورا غرق جهنم کند. گفتم: در مورد آن پیرمرد برایم بگو که سر راهم بود. گفت: آن اعمال صالح تو بود پدر جان، آن قدر ضعیفش ساخته بودی که توان رویارویی با کردار زشتت را نداشت. گفتم: دخترم، شما در این کوه چه می کنید؟ گفت: ما فرزندان مسلمانان هستیم و در این جا سکونت داریم تا قیامت بر پا شود، منتظر شما هستیم تا نزد ما آیید و ما برای تان شفاعت کنیم. هراسان از خواب پریدم و نجوا کردم: پروردگارا...زمانش فرا رسیده است ...زمان بازگشت فرارسیده است...بله زمانش فرا رسیده است. صبحگاه آن روز با می گساری وداع گفتم، ابزار آلات آن را شکستم و بسوی خداوند رجوع نمودم، و این ماجرا سبب توبه‌ی من شد. آیا می دانید این مرد کی بود؟ وی (امام مالک بن دینار) بود. اندرز: یک صحنه و تلنگر، یک خواب سبب شد چنان توبه نصوحی بکند که در صف عارفان بزرگ و صالحان درآید. اما شما... روزانه چقدر صحنه ها، تلنگرها و پیام هایی از جانب الله دریافت می‌کنید، اما بازهم به گناه اصرار می ورزید و توبه تان را به تأخیر می اندازید؟! آیا هنوز فرصت توبه کردن فرا نرسیده است؟ نویسنده: دکتر نابلسی مترجم: عبدالقدیر بهرامی، فارغ مدرسه احیاءالعلوم هرات

ـ نه تنها که ایادی رژیم کمونستیِ وقت، که قاتلان اصلی دو ملیون هموطنان ما اند مجازات نشدند بلکه عده یی از ایشان دوباره بر کرسی قدرت قرار گرفته و در بدنة دولت نفوذ کردند، در حالی که پدران سلحشور ما در آن روز برای نابودی آن وطن فروشانِ دین ستیز به پا خاسته بودند. ـ بانک های سودی، رسانه های مبتذل، بی حجابی و بی بندوباری، فساد و برادرکشی در جامعة ما بیداد نمود؛ در حالی که آنان برای نجات ما از چنین خطراتی جان های عزیز شان را فدا کردند. - شعله ورشدن جنگهای داخلی میان مجاهدین بعد از پیروزی و ویران شدن پای تخت و دامن خوردن و ریشه دارشدن فتنه تعصبات قومی، زبانی و سمتی که تا امروز ملت، از آثار ویرانگر آن رنج می برد و قربانی می دهد. و مشکلات بسیار دیگری از این دست. 🔸وظایف ما در قبال انقلاب 24 حوت: با این همه هنوز دیر نشده است، بر ماست تا در تداوم راه شان تجدید پیمان نماییم، نام شان را زنده و یادشان را همیشه تازه داشته باشیم، با الهام گرفتن روحیة شجاعت، آزادگی و خداباوری از ایشان، زندگی مان را بر اساس تعالیم دین مبارک اسلام از نو پایه ریزی نموده و با همین روحیه به مصاف مشکلات موجود بشتابیم و فرزندان و نسل آینده را بر طِبق همان ارزش ها تربیت نماییم.. اتحاد و یک پارچگی را که درس بزرگ آن قیام بود الگوی خود قرار دهیم. برای آبادی مادی و معنوی ملت خویش، دست در دست همدیگر گذاشته با همتی به بلندی همت قیام کنندگان ۲۴ حوت، به جلو به پیش رویم. به فامیل شهدای خویش خدمتگار باشیم و آن ها را به چشم یادگار آن شهدا دیده و آن گونه که حق ایشان است آنان را قدر کنیم. آن چه مایة تاسف است این است که تاریخ مفصل انقلاب 24 حوت تدوین نشده و کم کم می رود تا از اذهان فراموش شود و بدون شک، نوعی از مهمترین تجلیل از روز 24 حوت این است که اسناد و مدارک آن روز و خاطرات آن از شاهدان عینی به طور مفصل جمع آوری شده، اهل قلم ما آن ها را در صفحات کتاب، شعر و نثر شان، ماندگار و رسانه های ما در قالب فیلم های مستند و هنری و نمایشنامه ها و... آن ها را در خاطره ها زنده نگهدارند. در نامگذاری ها روی جاده ها، موسسات، شرکت ها و.. از نام های مبارک آن شهدا و حماسه های آن قیام بهره برده و از این طریق قدم هایی را در ارج گزاری ایشان برداریم. 🔶تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم هرات

2⃣قیامی مردمی و خودجوش: ویژه گی دیگر این انقلاب این بود که مانند تحرکات و خیزش های امروزی که غالباً وابسته به اجانب و دیکته شده از طرف جهت های بیگانه هستند نبود؛ بلکه قیامی بود کاملا مردمی و خود جوش.. چنان چه از بطن جامعه شکل گرفت و فقط انگیزه های دینی محرک آن بود. و این چیزی است که آن را از بسا انقلاب ها متمایز ساخته و هیچ کس از آن انکار کرده نمی تواند. 3⃣ قیامی همگانی: یکی دیگر از ویژه گی های انقلاب 24 حوت این بود که اختصاص به یک ملیت، یا یک قشر از جامعه نداشت، بلکه همة طبقات مردم ما اعم از عالم دین، معلم مکتب، اهل کسبه، دهاقین، شهری و دهاتی همه و همه در آن سهیم بودند. البته یکی از صدها دلیل آن، لستی است از شهدای انقلاب اسلامیِ افشا شده در چند سال قبل که توسط ایادی رژیم، به گورهای دستجمعی مدفون شده بودند.. در آن لست که در انترنت نیز گذاشته شد، نام عالم دین، معلم، تحصیلکرده، دکاندار، متعلم، دهقان، شهری و دهاتی به چشم می خورد. چیزی که نشان دهندة وحدت و یکپارچگی ملت ما در جهاد برحق شان بر ضد کمونستان مزدور و وطن ستیز بود و آن را از شائبه های قومیت، ملیت و سمت و انگیزه های مادی پاک نگهداشت. 4⃣ قیامی جوانمردانه و الگو: به راستی! ملتی که با دستان خالی و پای برهنه به سمت تانک های زرهدار و تا دندان مسلح دشمن به پیش تازد و با موج خون خویش با حریف رو به رو شود آیا غیر از این است که در اوج شجاعت و فداکاری قرار دارد؟ به راستی، انقلاب 24 حوت و جهاد مردم سلحشور ما درس شهامت و مردانگی را به همة ملت های در بند استعمار آموخت و روح تپنده ای شد که آن ها را نیز در مقابل دشمن شان قوتِ قیام بخشید.. از همین رو، دیدیم که ملت های اسلامیِ در بندِ اشغالگران، چگونه از انقلاب ملت ما الهام گرفته و به مبارزات آزادی بخش شان پرداختند تا آن جا که مشهور گشت مجاهدان الجزایری با لباس افغانی به سنگر می رفتند. 5⃣ قیامی خونین: امری طبیعی بود ملت ما هنگامی که خود را مرد میدان در نبردی این چنین نا برابر قرار داد آماده گی به هر گونه قربانی را گرفته بود از همین رو، طبیعی بود که هزاران قربانی را تقدیم کند تا آنجا که شمار شهدای آن را تا مرز 25 هزار نفر عنوان کرده اند. و این به راستی، شهامتی است که کمتر ملتی از عهدة آن بر آمده می تواند و ما به حیث وارثان آن قهرمان ها می باید درس آزادگی و شجاعت را از آن ها به ارث برده و چون ایشان سرِ غلامی به هیچ قیمتی نزد هیچ زورگویی خم نکنیم. 6⃣ قیامی سرنوشت ساز: هر چند به ظاهر قیام 24 حوت نتوانست رژیم مزدور را نابود کند –و البته چه بسا خود قیام کنندگان هم چنین انتظاری را بعید دانسته باشند- اما توانست نقطة آغاز جهاد نظامی علیه رژیم کمونستی و راه افتادن مهاجرت ها و جمع و جور شدن نیروی های جهادی و بسیج شدن جوانان در پیوستن به صفوف جهاد مسلحانه بر ضد رژیم مزدور و ایادی آن شود؛ امری که آغازی شد برای شکست تدریجی انقلاب کمونستی نه تنها در افغانستان بلکه در سطح جهان. بناء بر همین ویژه گی هاست که می گوییم انقلاب 24 حوت در نوع خود انقلاب کم نظیری در سطح جهان بوده و مایة مباهات و افتخار ملت و تاریخ ما است و ارزش دارد که همواره بر آن ببالیم و دَینی که از آن بر گردن خویش داریم ادا نماییم. البته هر چند بعد از پیروزی در نتیجة دخالت های بیگانگان و خودکامگی های شماری از سران جهادی، مسیر جهاد به انحراف کشانده شد و جنگ های نفرت باری راه افتاد اما نهایت بی انصافی خواهد بود که آن را به حساب ملت مجاهد و جهاد برحق خویش بگذاریم. باید بیدار باشیم که کمونستانِ عاملِ آن کشتار و سکولارهای دین ستیز در تلاش اند تا جهاد پاک ملت ما را از اساس زیر سوال ببرند و این به راستی -اگر خدای نخواسته چنین چیزی در اذهان عامه جا افتد- جفایی است بزرگ و بر ماست که جهاد پاک و انقلاب برحق خویش را برای جهانیان ثابت ساخته و از حقانیت آن با همه وجود دفاع کنیم. 🔸آنچه امروز روح آن شهدا را می آزارد: به راستی بعد از گذشت بیش از سه دهه از آن روز ، امروز شاهد نابسامانی هایی هستیم که روح شهدای آن روز را آزار می دهد و آن ها هرگز به خاطر ایجاد چنین حالاتی، راضی به یتیم شدن فرزندان، بیوه شدن همسران و قربان شدن جان های شیرین شان نبودند.. امور ناگواری که قلم را از بیان آن ها ننگ می آید: - ملت ما بر اساس زبان، سمت، ملیت و نژاد، متفرق و چند پارچه شده است؛ در حالی که ایشان در آن روز به ما اتحاد و یک پارچگی را در میدان عمل آموختند. - دو دهه ی اخیر را تحت سیطرة بیگانگان و تهاجم فرهنگی آنان قرار گرفتیم؛ در حالی که ایشان به خاطر آزادی و استقلال و حفظ فرهنگ اصیل اسلامی ما به قربان گاه رفتند.