ar
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

الذهاب إلى القناة على Telegram
1 149
المشتركون
-224 ساعات
-117 أيام
-1630 أيام
أرشيف المشاركات
پیام اصلاحی کسی‌که از خدا بترسد، هیچ‌کس ضرری به وی رسانده نمی‌تواند و کسی‌که از غیر خداوند بترسد، هیچ‌کس نفعی به وی رسانده نمی‌تواند. ♥️ #نکته‌های_ناب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــ ای قدس! ای قدس ای شهر آسمان ای مهد رهبران دل در فراق تو هر لحظه می‌تپد از دیدگان ما خونابه می‌چکد یا
ــــــــــــــــــــــــ ای قدس! ای قدس ای شهر آسمان ای مهد رهبران دل در فراق تو هر لحظه می‌تپد از دیدگان ما خونابه می‌چکد یا رب زمان فتح و لحظه‌ی دیدار کی رسد؟! یا رب قیامِ امتِ بیمار کی رسد؟! کی خاک قدس سرمه‌ی چشمان ما شود؟! کی شهر ما ز بند اسارت رها شود؟! کی خنده می‌شود اندوه مادران؟! کی رسته می‌شود دل بی‌روح خواهران؟! ای قدس ای شهر آسمان ای مهد رهبران أقصی درون توست آن قبله‌ی نخست آن مسجد کهن در عمق قلب من! ✍️ ساعدی رودی #القدس_لنا #قدس_آن_ماست @Alefba99 | الفباء

🔶روزه‌ عاشورا را از دست ندهید!💓💓💓💓 ✍ یکی از علمای اسلام در باره روزه عاشورا می گوید: ✅ روزه عاشورا درجه فضیلتش بعد از روزه عرفه [و بالاتر از هر روز دیگر سال] است، [پیامبر(ص) روزه آن را سبب کفاره گناه یک سال قبل، دانستند]. (روایت از صحیح مسلم) 🔶چگونگی روزه عاشورا: می توانید یکی از این سه حالت را انتخاب کنید: اول: روزه گرفتن روز نهم و دهم(عاشورا). دوم: روزه گرفتن روز دهم و یازدهم. سوم: گرفتن هر سه روز. 🔸اگر کسی در تشخیص روز عاشورا خطا کرد و روز دیگری را به نیت آن، روزه گرفت، مزدش نزد پرورگار محفوظ است... تذکر: اکتفا به روزه روز عاشورا هم صحیح است، زیرا ضم یک روز قبل یا بعد آن به آن، بخاطر رهایی از شباهت با کار یهود تعیین شده بود و الآن که یهود روزه عاشورا را از دست داده اند، دیگر شباهتی به میان نمی آید، با آن هم، شکی نیست که ضم یک روز قبل یا بعد به آن فضیلتی بیشتر دارد. 🎯 روز جمعه عاشورا است. 💖تقدیم: مدرسه احیاءالعلوم هرات

Repost from الفباء
🏷️ پانزده درس مهم زندگی برای نوجوانان ✍️ عبدالمتین امین ۱- از دندان‌های‌تان جدی مواظبت کنید. ۲- در انتخاب رفیق‌های‌تان بسیار محتاط باشید. ۳- از صحت‌تان با ورزش، غذای صحی، نیایش و معالجهٔ به‌موقع محافظت کنید. ۴- ریاضی، کمپیوتر و زبان انگلیسی را به هر قیمتی می‌شود فرابگیرید. ۵- در خانه یک کتابخانهٔ کوچک بسازید و در فرصت‌های مناسب کتاب بخوانید. ۶- پول را به عنوان یک ارزش مهم جدی بگیرید و فرهنگ ذخیره را به خود بپرورانید، حتی اگر بسیار ناچیز باشد. ۷- باارزش‌ترین واحد پول در جهان، وقت است. از لحظه‌لحظهٔ آن استفادهٔ بهینه کنید. ۸- از حرام، فکر در‌باره حرام، فحشا، ثروت بی‌زحمت و فریب مردم، مانند بیماری ساری و کشنده فرار کنید. ۹- در زندگی برای خود یک هدف پاک، بزرگ، زیبا و جذاب تعریف کنید؛ چون هرقدر چرای (Why) شما بزرگ باشد، چه (What)و چگونهٔ‌تان (How) به خوبی و زیبایی استمرار پیدا می‌کند. ۱۰- از تعصب، افراط، قضاوت دیگران، سیاست‌ورزی بی‌معنای قومی، خشونت و تندروی پرهیز کنید و میانه‌روی را پیشهٔ خود سازید. ۱۱- در کنار دانش، حتماً یک حرفه را بیاموزید و صاحب یکی دو‌ مهارت جدی شوید. ۱۲- مبادا شرایط شما را مأیوس و ناامید بسازد، ایمان داشته باشید که پس از هر تاریکی، روشنایی است ‌‌و به قول معروف، به شوق نور در ظلمت قدم بردارید. ۱۳- کسی را فریب ندهید؛ ممکن است با فریب دادن یک بار برنده شوید؛ اما اعتبارتان برای همیشه صدمه می‌بیند. ۱۴ خدای مهربان را عاشقانه دوست داشته باشید؛ او دریای رحمت و منبع خروشان شادی‌ها و ‌‌زیبایی‌هاست. ۱۵- برای شادی، آرامش و‌ لبخند دیگران بدون کوچک‌ترین توقع، تلاش کنید؛ زیرا نهایت شادی در شاد‌ ساختن دیگران نهفته است. #رهنمود_زندگی #مهارت‌های_زندگی @Alefba99 | الفباء

نهم جولای در چنین روزی از سال ۶۹۹ میلادی، «ابراهیم نخعی» دیده از دنیا فروبست. ابراهیم نخعی تعدادی از یاران بزرگوار پیامبر را دریافت و از آنان علم و حدیث فرا گرفت؛ چنانچه در خردسالی هنگامی که با پدر و کاکایش به سفر حج همراه بود، ام‌المؤمنین حضرت عایشه را ملاقات کرد. ابراهیم نخعی و شعبی از معروف‌ترین علمای کوفه در عصر خود بودند و هم‌عصران نخعی به فضل و علم وی اذعان کرده‌اند. هنگامی که اهل کوفه به هدف استفتاء به نزد سعید بن جبیر رفتند، وی گفته بود آیا در حالی از من فتوا می‌خواهید که ابراهیم نخعی در میان‌تان وجود دارد. ابراهیم نخعی یک چشمش نابینا بود و شاگردش سلیمان بن مهران نیز ضعف بینایی داشت. باری این هردو در یکی از راه‌های کوفه می‌رفتند تا به مسجدی در آیند که نخعی به سلیمان گفت:
«چه می‌شود برای رفتن، تو راهی انتخاب کنی و من راهی؛ زیرا می‌ترسم هنگامی که با هم از کنار مردمی نادان بگذریم و ما را با هم ببینند، بگویند: «نابینایی، کم‌بینی را رهنمایی می‌کند.» بنابراین مردم با این گفتۀ خویش، مرتکب غیبتِ ما شده و گنهکار خواهند شد.»
سلیمان اعمش گفت:
«خوب چه نقصی برای ما دارد؛ ما پاداش می‌گیریم و آنان گنهکار می‌شوند.»
ابراهیم نخعی گفت:
«سبحان الله! اینکه هم ما از گزند آنان در امان بمانیم و هم آنان از گناه و به معصیت به دور بمانند، بهتر از این است که ما پاداش داده شویم و آنان گنهکار گردند.»
به این رحمت نسبت به مردم و این بزرگواری در برخورد با آنان نگاه کنید. او تنها به دین و تقوای خود اهتمام قایل نبود؛ بلکه بر آن بود تا دین و دیانت دیگران را نیز برای‌شان نگه دارد. او نمی‌خواست به بهای گنهکاری یک مسلمان، خود به ثواب و پاداشی دست یابد. با همین دل‌ها بود که خداوند آنان را شایستۀ مقام‌های والایی به نزد خود گردانید و یاد و خاطرشان را در بین مسلمانان ماندگار ساخت و زندگی و طرز سلوک‌شان را برای‌مان حفظ کرد. فرق عمده‌ای است میان آن‌کس که این دین را غنیمتی می‌بیند تا با آن تنها برای خود چیزی بیندوزد و کسی که کمال دین‌داری خود را در کمال دین‌داری دیگران می‌بیند. پیامبران الهی نیز برای این آمده‌اند تا مردم را به بهشت راهنمایی کنند؛ پس خوشا به حال کسی که در او بهره‌ای از زندگی و کردار پیامبران وجود داشته باشد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

Repost from نوگرا
❄️✏️پیامبر صلی الله علیه و سلم در سیصد کلمه ✏️نوشته: دکتر راغب سرجانی / ترجمه: عبدالرحمن عزام 💧با تولد محمد خاتم پیامبران الهی، پاکیزه ترین سرزمین دنیا (مکه) به خود نور و روشنی دیگری گرفت. 💧او؛ صلی الله علیه وسلم مصادف با عام الفیل یتیم بدون پدر به دنیا آمد. 💧در خردسالی مادرش را نیز از دست داد؛ لذا سرپرستی و امور تربیتی او را پدر بزرگش عبدالمطلب و بعد از مرگ او، کاکایش ابوطالب به دوش گرفت. 💧او صلی الله علیه وسلم در عنفوان جوانی برای مردم شهر خود گوسفند می چرانید. و گاهی هم به کار و امور تجارتی مشغول بود. 💧در بیست و پنجمین بهار عمر خویش با خدیجه دختر خویلد زن تاجر پیشه ی مکه، ازدواج نمود که در نتیجه ی آن دو فرزند پسر و چهار فرزند دختر خداوند از خدیجه به او صلی الله علیه وسلم ارزانی کرد. 💧او صلی الله علیه وسلم در چهل سالگی به پیامبری مبعوث گردید 💧و به تعقیب آن به فراخوانی بنی نوع بشر به پرستشِ خدای یگانه و کنار گذاشتنِ آیین شرک و بت پرستی پرداخت. 💧دعوتِ او صلی الله علیه وسلم سه سال به شکل سری و مخفیانه و سپس ده سال دیگر به شکل علنی در مکه ادامه یافت که در خلال این مدت جهت پخش و نشر دین خویش، به قبایل و مناطق مختلفی رهسپار گردید. 💧بعد از دچار شدن با سختی ها و شکنجه و آزارِ قریش بر خود و یارانش، به مدینه هجرت نموده و دولت اسلام را در آنجا پایه گذاری کرد. 💧و ده سال دیگر در مدینه زندگی نمود که زندگی دعوی ده ساله ی او صلی الله علیه وسلم در مدینه با رویارویی چند غزوه همراه بود. 💧او صلی الله علیه وسلم در زندگی چند ساله ی خویش، هسته ی تمدن اسلامی را اساس گذاشت که بعدا به دستان خلفای راشدین بعد از او، به اقصی نقاط جغرافیای زمین رسید. 🆔 @eslahe

هفتم جولای در چنین روزی از سال ۱۴۰۳ میلادی، «سلطان بایزید اول» پادشاه عثمانی دیده از دنیا فروبست. «بایزید یکم مشهور به ایلدریم به معنای رعد و برق، چهارمین سلطان امپراتوری عثمانی از سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۳ میلادی بود. او بزرگ‌ترین پسر مراد یکم و گلچیچک خاتون بود که در ۱۳۵۴ میلادی در شهر ادرنه زاده شد و جوانی خود را در بورسا سپری کرد. بایزید از سوی پدرش به‌عنوان حاکم شهر کوتاهیه تعیین شده بود و بعد از تاج‌گذاری، یونان و بلغارستان را به قلمرو امپراتوری عثمانی افزود. وی در نبرد آنکارا در سال ۱۴۰۲ میلادی توسط تیمور گورکانی زندانی شد و سال بعد در اسارت درگذشت. پس از او امپراتوری عثمانی دارای یک دوره فترت شد که در آن ۴ پسر او با یکدیگر به ستیز پرداختند. بایزید یکی از ارتش‌های شناخته شدۀ جهان در آن زمان را ساخت، اما در فتح قسطنطنیه ناموفق بود. به هر حال عنوان سلطان روم را بر خود نهاد. وی سال ۱۳۹۶ میلادی صلیبیان را در جنگ صلیبی نیکوپولیس در بلغارستان شکست داد. وی لقب رعد و برق (ایلدریم) را در نبرد علیه قارامان اغلو به دست آورد.» [ویکیپیدیا] فرانسوی‌ها سلطان بایزید اول را «صاعقه» و انگلیسی‌ها «جنگجوی خشن» لقب داده بودند. بایزید اول، بلغارستان، بوسنی و آلبانی را فتح کرد و در نبرد نیکوپولیس که پانزده کشور صلیبی اروپایی از جمله انگلستان و فرانسه علیه او متحده شده بودند، به پیروزی بزرگی دست یافت. باری قضیۀ دعوای مالکیت باغی به نزد قاضی اعظم دربار خلافت عثمانی امام و فقیه و دانشمند شمس‌الدین فناری مطرح شد و یکی از طرفین دعوا از او شهادت سلطان بایزید را خواست؛ لذا قاضی به دنبال خلیفه فرستاد و وی به محکمه حاضر شد و در برابر قاضی ایستاد و شهادت خویش را تقدیم کرد. شمس‌الدین فناری اوراق را زیرورو کرد و سپس به سلطان بایزید نگاه کرد و گفت:
«شما را به دروغ متهم نمی‌کنم؛ اما نمی‌توانم شهادت‌تان را بپذیرم؛ زیرا شما نمازهای‌تان را به جماعت ادا نمی‌کنید و کسی‌که بدون عذر شرعی به جماعت حاضر نشود، شهادتش پذیرفته نمی‌شود؛ چنانچه این امر در شروط اهلیت شاهدان درج است.»
این کلمات همانند صاعقه بر سلطان بایزید و حضار حاضر در جلسه فرود آمد. بسیاری را باور بر آن بود که بایزید دستور زدنِ سر وی را صادر خواهد کرد؛ اما وی لب به سخن نگشود و رویش را برگردانید و به آرامی از مجلس بیرون شد. سپس در همان روز معماران را فراخواند و دستور داد در قصر وی مسجدی بسازند تا وی دوباره نمازهای خویش را در مسجد و به جماعت ادا کند؛ سپس گفت: این‌طور، دیگر سیاست ما را از ادای نماز به جماعت باز نخواهد داشت. انسان نمی‌داند کدام یک از این دو شخص را تحسین کند: قاضی‌ای که قانون را طوری بر سلطان به اجرا گذاشت در حالی که وی بر نیمی از گسترۀ گیتی حکمرانی می‌کرد، که آن را بر مرد فقیری به اجرا می‌گذارد که ساکنان محله‌ای که در آن زندگی می‌کنند ممکن است نام وی را هم ندانند؛ یا سلطانی که اروپا را به زانوا در آورده بود و اینک بدون هیچ اعتراضی از حکم قاضی پیروی می‌کند؛ هر چند برخی این عملِ قاضی را توهین و اهانت به شخص وی می‌پندارند. به خداوند سوگند، پادشاهان هنگامی اصلاح می‌شوند که علما بیش از آنکه از آنان بترسند، ترسِ خداوند در دل‌شان باشد؛ همچنان آنان هنگامی فاسد می‌شوند که علما بیش از آنکه از خداوند بترسند و حذر داشته باشند، ترس پادشاهان را در دل داشته باشند. #تقویم_و_تاریخ @taqwimtarik

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ 🗒️ یادداشت استاد مولوی ضیاءاحمد فاضلی استاد پوهنتون و واعظ مسجد جامع بزرگ هرات برترجمه‎ی فارسی کتاب ناگفته پیدا است که تاریخ یکی از مهم‎ترین شاخه‌های علوم انسانی است؛ مملو است از درس‌ها و اندرزها. زبان گویایی است که رمز و راز فراز و فرود ملت‌ها و تمدن‌ها را به گونه‎ای رسا تعبیر می‌نماید. چون آیینه‌ای است که سنت‌ها و قوانین الهی در صعود و هبوط و ذلت و عزت اقوام و ملل انسانی را جلوه‌گر می‌سازد. از همین‌رو است که قرآن‎کریم با آن همه وسعت، به بررسی و تحلیل وقایع زندگی صالحین و طالحین و اقوام و ملل مختلف دور و نزدیک تاریخ پرداخته است. در این میان مطالعه‎ی تاریخ اسلام که تمدن عظیم اسلام و شکوه و مجد این امت را به نمایش می‎گذارد –به ویژه در این عصر عقب‌ماندگی امت ما- بسی مهم‌تر و مؤثرتر است و بی‌شک، مطالعه‎ی هدفمند این تاریخ باعظمت، می‎تواند احساس قوت، علو همت و روح امیدواری را در دل‌های ما بدمد و انگیزه‎های تلاش و کوشش در جهت اعاده‎ی مجد و عظمت از دست رفته‎ی ما را زنده سازد. بدین وسیله، تلاش‌های استاد فرزانه عبد الرحمن عزام در تدریس مضمون تاریخ در این سال‌ها در مدرسه‎ی احیاءالعلوم هرات و ابتکار و خلاقیت‎شان در این عرصه -از جمله: ترجمه‎ و تهذیب این اثر مهم تاریخ- را به دیده‌ی قدر نگریسته از الله متعال، عافیت و برکت در علم و عمل و توفیقات مستزاد و مستدام در مسیر دین و دعوت برای ایشان خواستارم و از طلاب پر تلاش و با همت مدرسه و سایر مطالعه‎کنندگان که این کتاب در اختیارشان قرار می‌گیرد، می‎طلبم آن را با دقت و هدفمندی مطالعه نموده، فکر و اندیشه‎ی‎شان را از آن پربار و درک و بینش‎شان را از آن عمق و وسعت بخشند. با عرض حرمت ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه‌ی احیاءالعلوم و استاد دانشگاه مرکزی هرات #تاریخ_اسلام #کتاب_بخوانیم @Alefba99 | الفباء

چهارم جولای در چنین روزی از سال ۱۱۸۷ میلادی، «نبرد سرنوشت‌ساز حطین» روی داد. «نبرد حَطّین نبردی است که در ۲۵ ربیع‌الثانی سال ۵۸۳ هجری قمری برابر با ۴ جولای ۱۱۸۷ میلادی بین نیروهای صلیبی به رهبری گی‌دو لوزینیان، پادشاه اورشلیم و مسلمانان به رهبری صلاح‌الدین ایوبی، سلطان ایوبی در منطقۀ حطین رخ داد و مسلمانان توانستند طی نبردی سخت به پیروزی برسند و بخش عظیمی از نیروهای صلیبی را به قتل برسانند و تعدادی از فرماندهان سپاه صلیبی از جمله گی‌دو لوزینیان را اسیر کنند.» [ویکیپیدیا] این نبرد با پیروزی قاطع مسلمانان و شکست فاحش دشمن به پایان رسید و راه به سوی بیت‌المقدس هموار شد و تنها چند روز مانده بود که بعد از هشتادوهشت سال، دوباره ندای ملکوتی اذان در مسجدالاقصی طنین‌انداز شود. در نتیجۀ این نبرد، بسیاری از رهبران صلیبی به دست صلاح‌الدین ایوبی اسیر شد. او با آن‌ها بر اساس اخلاق خود رفتار کرد، نه اخلاق آنان؛ تا جایی که دستور داد یکی از دشمنان سرسخت وی را که در نبرد مجروح گردیده بود، درمان کنند. این صفحۀ درخشانی است که اروپایی‌ها خود در تاریخ خویش در مورد جنگ‌هایی که بین آنان و صلاح‌الدین رخ داده است، نوشته‌اند. صلاح‌الدین با اسیران به نیکویی برخورد کرد. گی‌دو لوزینیان حاکم قدس را بعد از اخذ تعهدی مبنی بر عدم تعرض و تشویق علیه مسلمانان آزاد ساخت؛ اما با «رینالد دو شاتیون» حاکم حصن‌الکرک به علت نقض چندین‌بارۀ عهد و پیمان، و حمله بر کاروان‌های غیر نظامیان، طوری دگر تعامل کرد؛ صلاح‌الدین به اساس سوگندی که یاد کرده بود، او را گردن زد و همگان را مورد خطاب قرار داده گفت: «اما برای این، عفوی در کار نبود؛ زیرا دو بار به خدا سوگند یاد کرده بودم اگر به او دست یابم، او را از میان خواهم برد. یک‌بار هنگامی که شنیدم او آمادۀ رفتن به سوی مکه و مدینه است، و یک‌بار هم هنگامی که به قافلۀ حجاج حمله کرد و آنان را به شهادت رساند.» شبی در آستانۀ نبرد، صلاح‌الدین ایوبی به بازرسی سربازان در خیمه‌های شان پرداخت. از کنار خیمه‌ای گذشت که سربازان در آن با هم صحبت می‌کردند؛ می‌گفتند و می‌خندیدند. وی گفت: شکست از همین‌جا می‌آید. سپس از کنار خیمۀ دیگری گذشت و دید پشتِ سرِ امامی صف کشیده و به نماز شب مشغول‌اند، گفت: پیروزی از همین‌جا خواهد آمد. طبیتعا صلاح‌الدین ایوبی تنها با استعانت به نماز و نیایش به نبرد نپرداخت؛ بلکه در کنار آن، ارتش خویش را با بهترین تجهیزات همان وقت آماده کرد. منجنیق‌هایی که او با آن صلیبی‌ها را در جنگ غافل‌گیر کرد، بیشترین تأثیر را در سرنوشت جنگ داشت. اما باور ما به ما می‌گوید هر اندازه از اسباب و امکانات مادی برای پیروزی در نبرد برخوردار باشیم، اولین عامل پیروزی، اطاعت و فرمانبری از پروردگارمان است؛ این همان چیزی است که امروزه هنگام انعقاد قراردادهای تسلیحاتی با مبالغ هنگفت و سرسام‌آور باید بدانیم. باید بدانیم خریدنِ تفنگ و موشک، کار درخور و شایانی است؛ اما رمز پیروزی تنها در سلاح و تیر و تفنگ و موشک و هواپیما نیست؛ بلکه در دستی است که سلاح را حمل می‌کند و از آن مهم‌تر در قلبی است که پشت این دست قرار دارد. #تقویم_و_تاریخ t.me/taqwimtarikh

بیست‌وششم جون در چنین روزی از سال ۷۱۶ میلادی، «سفیان ثوری رحمه‌الله» دیده به دنیا گشود. بشر حافی رحمه‌الله در مورد سفیان ثوری گفته است:
«سفیان ثوری در زمانۀ خود، مانند حضرت ابوبکر و عمر رضی‌الله عنهما در زمان‌شان بود.»
امام ذهبی رحمه‌الله در سیر أعلام النبلاء در مورد ایشان گفته است:
«سفیان ثوری، شیخ‌الاسلام، امام حافظان حدیث، مجتهد، فقیه، مصنف کتاب الجامع، سید و سرور علمایِ عامل در زمان خود بود.»
سفیان ثوری رحمه‌الله از سیاست و خلفا دوری می‌گزید. باری خلیفه منصور از وی خواست تا به منصب قضا بپردازد؛ اما ایشان آن را نپذیرفت؛ همچنان دستور فرزند وی مهدی را در این باب نپذیرفت و این امر سبب خشم خلیفه بر وی شد که در نتیجه منجر به طرد وی گردید و این عالم بزرگوار از آن به بعد، تا آخر عمر خویش در سال ۷۷۷ میلادی، در بصره در خفا زندگی به سر برد. هنگامی که مهدی عهده‌دار خلافت شد، به دنبال سفیان ثوری رحمه‌الله فرستاد، هنگامی که سفیان به دربار وی داخل شد، مهدی انگشترش را از انگشتش کشید و گفت: بفرمایید ابوعبدالله، این انگشتر را بگیرید و با آن بر اساس کتاب و سنت در بین امت عمل کنید. سفیان ثوری رحمه‌الله انگشترش را به وی باز گردانید و گفت: «اجازه می‌فرمایید سخنی بگویم؟!» مهدی گفت: «بفرما!» سفیان ثوری رحمه‌الله گفت: «تا خودم نیامدم، کسی را به دنبالم نفرستید و تا خود از شما چیزی نخواستم، برایم اعطا نکنید.» خلیفه بر وی خشم گرفت و او را از مجلس خویش بیرون کرد. هنگامی که از مجلس خلیفه برآمد، یارانش به دور وی گرد آمدند و پرسیدند: «چه چیزی شما را از اجرای حکم کتاب و سنت در بین امت مسلمه باز داشت؟» پس ایشان در جواب دوستان و شاگردان خویش گفت:
«من از اهانت امرا بر خود نمی‌ترسم؛ بلکه آنچه از وی در هراس هستم، اکرام آنان به من است تا جایی که دوباره اشتباهات آنان را دیگر اشتباه نبینم. من مثالی بهتر در موردِ میانۀ علما و حکما، از مثالی که بر زبان روباه گذشته است، ندیده‌ام؛ روباه گفته بود: من هفتاد حیله برای نجات از سگ شکاری آموخته‌ام؛ اما هیچ حیله‌ای بهتر از این نیست که ما همدیگرِ خویش را هرگز نبینیم!»
در مثال‌ها، توجه و تمرکز بر مفهوم‌شان است نه بر الفاظ‌شان؛ زیرا معنی و مفهوم این مثالی که بر زبان سفیان ثوری رحمه‌الله ذکر گردیده است، درست است و مصداقیت درستی دارد؛ با آنکه هرگز نمی‌توان انسان را با همه کرامتش به حیوانی تشبیه داد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

ادهم شرقاوی: همه شاهد پیروزی نخواهند بود؛ یاسر و سمیه پیش از هجرت به شهادت رسیدند و حمزه و مصعب پیش از فتح به درجهٔ رفیع شهاد
ادهم شرقاوی:
همه شاهد پیروزی نخواهند بود؛ یاسر و سمیه پیش از هجرت به شهادت رسیدند و حمزه و مصعب پیش از فتح به درجهٔ رفیع شهادت نایل آمدند. خونی می‌بایست بریزد تا راه را هموار کند. ما مسؤول تلاش و تقلاییم؛ نه نتیجه، و مسؤول راه و مسیریم؛ نه مقصد و هدف، و مسؤول مبارزه و پیکاریم؛ نه پیروزی و نصرت. پیروزی وعدهٔ خداست و بدون شک خواهد آمد؛ در این میان هر کس در راهِ رسیدن به هدف هم بمیرد، او پیروز است؛ اگر چه هنوز در مسیر باشد و به مقصد نرسیده باشد.
#غزه_رمز_عزت #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from الفباء
▪️مانند مصریان قدیم نباشیم! ✍️اسد سعید مصریان نخستین کسانی بودند که اصول علم هندسه را کشف کردند. از آنجایی که همه‌ساله آب رود
▪️مانند مصریان قدیم نباشیم! ✍️اسد سعید مصریان نخستین کسانی بودند که اصول علم هندسه را کشف کردند. از آنجایی که همه‌ساله آب رود نیل طغيان می‌کرد و مرزها میان زمین‌های مردم را از بین می‌برد، نزاع‌ و دعوی بر سر زمین میان مردم اوج می‌گرفت. مصری‌ها برای اینکه به نزاع‌ها پایان دهند، روش‌های مختلف علامت‌گذاری زمین را به وجود آوردند، مؤرخان می‌گویند که نقطه‌ی آغاز تأسیس علم هندسه همین بود. اما آیا می‌دانيد عیب مصری‌ها چه بود؟ بزرگترین عیب مصری‌ها در این بود که آنان توقف کردند و به هندسه ادامه ندادند، بعدتر کسانی از یونان آمدند و این علم را سر و سامان بیشتری دادند. امروزه بسیاری‌ها مثل مصری‌های قدیم رفتار می‌کنند؛ یک کار بسیار خوب و مفید را شروع می‌کنند، اما قبل از اینکه آن‌را به اتمام و اتقان برسانند، در نصف راه خسته شده و ترک می‌کنند. فراموش نکنیم! صبر و سعی دو عنصر مهم رسیدن به برنامه‌های مهم زندگی‌اند. #مهارت‌های_زندگی @Alefba99 | الفباء

💓بيست نوع قلب ذکر شده در قرآن ❤️القلب السليم: و آن قلبي است مخلص براي خدا و خالي از کفر و نفاق و هرگونه پستي . { إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ } ❤️القلب المنيب: و آن قلبي است که هميشه در حال برگشت و توبه به سوي خدا و از آن سو ثابت و پابرجاست بر طاعت خدا . { مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ } ❤️القلب المخبت: و آن قلبي است فروتن و آرام به ذکر خدا .{ فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ } ❤️القلب الوجل: و آن قلبي است که از ياد خدا مي لرزد که مبادا عمل وي به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نيابد . { وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ } ❤️القلب التقي: و آن قلبي است که به احکام خدا احترام مي گذارد . { ذَلِکَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ } ❤️القلب المهدي: و آن قلبي است که تسليم امر خدا و راضي به قضا و قدر پروردگار است . { وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ } ❤️القلب المطمئن: و آن قلبي است که با ياد خدا و توحيدش آرام مي گيرد . { وتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه } ❤️القلب الحي: و آن قلب زنده اي است که از شنيدن داستان هاي امت هاي گذشته که با گناه و طغيان هلاک شدند پند و اندرز مي گيرد . { إِنَّ فِي ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ } ❤️القلب المريض: و آن قلبي است که دچار بيماري شک و نفاق شده و مبتلا شده به فسق و فجور و شهوت هاي حرام . { فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ } ❤️القلب الأعمى: و آن دل کوري است که حق را نمي بيند و در نتيجه پند و اندرز نمي گيرد . { وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ } ❤️القلب اللاهي: و آن دلي است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت هاي دنياست . { لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ } ❤️ القلب الآثم: و آن دلي است که گواهي حق را کتمان مي کند و مي پوشاند . { وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ } ❤️القلب المتکبر: و آن دل مغرور و متکبري است که از توحيد و طاعت خداوند رويگردان است ، زورگو و جبار است به خاطر ظلم و طغيان . { قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ } ❤️القلب الغليظ: و آن دلي است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده . { وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ } ❤️القلب المختوم: و آن قلبي است که هدايت را نمي شنود و تعقل نمي کند . { وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ } ❤️القلب القاسي: و آن دلي است که به عقيده و ايمان نرم نمي شود و وعظ و ارشاد در آن تأثيري ندارد و از ياد خداوند رويگردان است . { وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً } ❤️القلب الغافل: و آن قلبي است که مانع ذکر و ياد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالي ترجيح مي دهد . { وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا } ❤️الَقلب الأغلف: و آن دلي است که پوشيده شده است به طوري که اقوال و فرمايشات رسول اکرم صلى الله عليه و آله در آن نفوذ و رسوخ نمي کند . { وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ } ❤️القلب الزائغ: و آن قلبي است که از حق و حقيقت اعراض مي کند . { فأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ. ❤️القلب المريب: و آن قلبي است که در شک و شکوک متحير و سرگردان است . { وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ } 🔴اللهم إجعل قلوبنا من القلوب السليمة المطمئنة البيضاء... وثبتنا على الهدى والايمان. خدايا قلبهاي ما را قلب سليم و مطمئن و درحال توبه و برگشت به خود و…. بهترين قلبها قرار بده و ما را بر هدايت و ايمان ثابت قدم بدار.

💓شما از كدام بهترين‌ها ھستید؟ 1- بهترين شما كسى است كه قرآن را فرا گيرد و به ديگران بياموزد. "خيركم من تعلم القرآن وعلمه" (بخاری ، 2027 ) 2- بهترين‌هاى شما، خوش اخلاق‌ترين هايتان هستند. "خياركم أحاسنكم أخلاقا" (بخاری ، 6035 ) 3- بهترين شما كسى است كه براى همسرش بهترين باشد. "خيركم خيركم لأهله" ( ترمذى ، 3895 ) 4- بهترين شما كسى است كه غذا می‌دهد و سلام مى‌كند. "خيركم من أطعم الطعام و ردَّ السلام" (صحيح الجامع ، 3318) 5- بهترين شما كسى است كه از او اميد خير مى‌رود و آزارش به كسى نمى‌رسد. "خيركم من يُرجى خيره و يُؤمٓن شره"* (ترمذى ، 2263) 6- بهترين شما كسى است كه قرض خويش را به بهترين وجه بپردازد. "خيركم أحسنكم قضاءً" (مسلم ،1601) 7 -بهترين شما كسى است كه عمرش طولانى و عملش نيك باشد. " خيرالناس من طال عمره و حسن عمله" (ترمذى ، 2329) 8- بهترين مردم، مفيدترين‌شان براى ديگران هستند. "خيرالناس أنفعهم للناس" (السلسلة الصحيحة،626) 9- بهترين مردم كسى است كه راست گفتار و پاك دل باشد. "خير الناس ذوالقلب المخموم واللسان الصادق" (صحيح الترغيب و الترهيب،2931) 10- بهترين دوست كسى است كه براى دوستانش بهترين باشد. " خير الأصحاب عند الله خيركم لصاحبه"* ( ترمذى ، 1944 ) کاپی.

🔰شرح حدیثی از ریاض الصالحین (14) ♦️عنوان: اندر شناخت بهترین ها 🔸ابوهریره (رض) روایت می کند که از نبی (ص) سوال شد: يا رسولَ اللَّهِ مَن أَكْرَمُ النَّاسِ؟ قال: «أَتْقَاهُمْ» فقَالُوا: لَيْسَ عَنْ هَذا نَسْأَلُكَ، قَالَ: «فيُوسُفُ نَبِيُّ اللَّهِ ابن نَبِيِّ اللَّهِ ابن نَبيِّ اللَّهِ ابنِ خَلِيلِ اللَّهِ». قَالُوا: لَيْسَ عن هَذَا نَسْأَلُكَ، قال: فعَنْ مَعَادِنِ الْعَرَب تسْأَلُونِي؟ خِيَارُهُمْ في الْجاهِليَّه خِيَارُهُمْ في الإِسلامِ إذَا فَقُهُوا». 🔸ترجمه: ای رسول خدا! چه کسی عزیزترین و گرامي ترين مردم است؟ فرمودند: آنان که پرهیزگارتر اند. گفتند: در اين باره سؤال نکرديم، فرمودند: [پس گرامی ترین آن ها] يوسف، پيامبر خدا است که فرزند پيامبر خدا و فرزند پيامبر و دوست خدا (ابراهيم) است. گفتند: از اين هم نپرسيديم. فرمودند: پس شما از گنجینه های عرب از من مي پرسيد؟ هر که در عهد جاهلیت بهترین بود در عهد اسلام نیز بهترین است؛ مشروط بر این که اهل درک و دانش لازم باشند. 🔸کلمات کلیدی مَعَادِنِ الْعَرَب: گنجینه‌های عرب؛ منظور، خبرگان جامعه و بزرگان قوم‌اند. خِيَارُهُمْ: بهترین ایشان. الْجاهِليَّه: نادانی؛ مراد، دوره قبل از اسلام است. 🔸فواید علمی و تربیتی این حدیث، بر فواید آتی دلالت دارد: 1. صحابه کرام، تشنه علم بودند و از این رو، با سوال، خویشتن را به مهمات دین آگاه می ساختند. 2. گرامی‌ترین انسان‌ها نزد خداوند، آنانی اند که از پرهیزگاری بیشتر برخوردار باشند. 3. تقوا، عین کرامت و بزرگواری است؛ هیچ چیز به قدر تقوا به انسان، شرف و کرامت نمی‌بخشد. 4. اسلام تفاخر به نسب را بدان سبب که منجر به غرور و برتری جویی و عدم توجه به اصلاح خود می‌شود مذمت کرده است؛ اما نجابت خانوادگی و بودن از سلاله نیاکانی نیکوسرشت را نعمتی مهم و قابل شکر دانسته است. 5. اسلام، دین ارزش سالار است؛ از همین‌رو، جایگاه و منزلت اجتماعی مشاهیر یک قوم قبل از اسلام را نفی نکرده بدان اعتراف و آن را قدر می‌کند. 6. اسلام، استعداد ها را از هدر رفتن حفاظت کرده ؛ آن‌ها را در جهت به کمال رسیدن و هدفمند و مثمر واقع شدن توجیه می‌کند. 7. آنان که پایگاه مردمی و نفوذ اجتماعی دارند در کنار مهارت‌ها و تخصص‌های موجود شان باید بکوشند خویشتن را در دین خدا نیز آگاه و فهیم سازند تا آن‌که مهارت‌ها و توانایی‌های خاص خویش را از به کارافتادن در مسیر اشتباه و نادرست مصون داشته و مردم را درست توجیه و مدیریت کنند. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاء العلوم هرات.

Repost from الفباء
#نشر_الفباء منتشر کرد؛ تاریخ اسلام (مروری بر تاریخ اسلام از دیروز تا امروز) نوشته‌ی دکتور محمد ابراهیم شریقی ترجمه‌ی عبدالرحم
#نشر_الفباء منتشر کرد؛ تاریخ اسلام (مروری بر تاریخ اسلام از دیروز تا امروز) نوشته‌ی دکتور محمد ابراهیم شریقی ترجمه‌ی عبدالرحمن عزام نشر الفباء/ چاپ اول/ ۴۵۸ صفحه سر از روز شنبه می‌توانید این کتاب را از آدرس‌های زیر👇در هرات دریافت کنید: مراکز پخش:
▫️هرات؛ شهرنو، پای‌حصار، کوچه گدام، انتشارات آفاق؛
▫️هرات؛ شهر نو، پای‌حصار، کوچه گدام، نشر محمدی؛
▫️هرات؛ شهر نو، پای‌حصار، کوچه گدام، نشر نون؛
▫️هرات؛ چوک گل‌ها، جنب کتاب‌خانه عامه، انتشارات مؤمنی.
▫️هرات؛ چوک گل‌ها، جنب کتاب‌خانه عامه، انتشارات اقصی.
#تاریخ_اسلام #کتاب_خوب_بخوانیم @Alefba99 | الفباء

پیام اصلاحی مطالعه تنها فعالیتی برای سرگرمی نیست تا هر وقت دوست داشته باشیم انجامش دهیم؛ بلکه راهی است برای رسیدن و دست یافتن
پیام اصلاحی مطالعه تنها فعالیتی برای سرگرمی نیست تا هر وقت دوست داشته باشیم انجامش دهیم؛ بلکه راهی است برای رسیدن و دست یافتن به ایمان، خلاقیت، تعالی، آزادی، آگاهی، عزت و افتخار و اقتدار. ♥️ #پیام_اصلاحی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from الفباء
#نشر_الفباء منتشر می‌کند! دکتور مصطفی محمود: «کسی‎که تاریخ می‎خواند، هرگز ناامیدی به دلش راه نخواهد یافت. او دنیا را روزهایی
#نشر_الفباء منتشر می‌کند! دکتور مصطفی محمود:
«کسی‎که تاریخ می‎خواند، هرگز ناامیدی به دلش راه نخواهد یافت. او دنیا را روزهایی چند می‎بیند که خداوند میان مردم می‎گرداند. ثروتمندان، فقیر می‎شوند و فقرا ثروتمند؛ ضعیفانِ دیروز، قدرتمدان امروزند و حاکمان دیروز، بی‎خانمان‎های امروز. قاضیان متهم‎اند و پیروزان، شکست‎خورده. فلک می‎گردد و زندگی نمی‎ایستد. دوام دنیا بر یک حال، سرابی بیش نیست.»
تاریخ اسلام (مروری بر تاریخ اسلام از دیروز تا امروز) نوشته‌ی دکتور محمد ابراهیم شریقی ترجمه‌ی عبدالرحمن عزام #تاریخ_اسلام #کتاب_خوب_بخوانیم @Alefba99 | الفباء

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

♦️چرا خداوند از اسرائیل سفاک در ظلمش بر اهل غزه انتقام نمی‌گیرد، در حالی که از ظالمان در امت‌های گذشته انتقام می‌گرفته است؟ 🔶پاسخ در چند نکته: اولا: انتقام از ظالمین وعده‌ی الهی است، اما او تعالی تضمین نکرده که حتما در دنیا انتقام مظلومان را خواهد گرفت. الله فرموده است: "وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ [إبراهیم 42] (و خداوند را از آنچه ستمكاران مى‌كنند غافل مپندار. خداوند تنها کار آنها را براى روزى كه ديدگان در آن [از فرط وحشت] خيره می‌ شوند، به تاخیر می‌گذارد). ثانیا: در امت‌های گذشته انتقام‌ دنیوی - یعنی: دخالت دست غیب و ظهور خوارق عادات- زیاد بوده است، اما در این امت که عاقل‌ترین امت‌ها است و عقلش به پختگی کامل رسیده، امور در او بیشتر به قوانین کونی (اسباب و مسببات) موکول ساخته شده است. نوت: دوام آن همه خوارق عادات و دخالت دست غیب با وجود نضج عقلی برای این امت، با پدیده‌ی امتحان الهی از انسان که فلسفه‌ی حیات است منافات دارد. ثالثا: ابتلا در زندگی مومنان، از قوانین محتوم الهی است و صد البته خداوند مبتلاشدگان را که صبر اختیار می‌کنند درجات بلند بخشیده و زحمات شان را ضایع نمی‌سازد. رابعا: بخشی از امتحان، امتحانِ سیر در برابر گرسنه، توانمند در برابر نا توان، قوی در برابر ضعیف و.. است، تا پرده‌ی پنهان‌کاری‌ها پاره شده و حقایق مهم، آشکار شود. لذا، خداوند با ابتلای اهل غزه، حقیقت حکام مسلمان، پارلمان‌ها، مراکز قدرت، ارتش‌ها در جهان اسلام را روشن ساخت و در این ابتلا، حقیقت مدعیان دروغین آشکار شد و هر بخشی در آینه‌ی این ابتلا محک خوردند تا باشد که نزد خود و نزد دیگران و نزد تاریخ، شناخته شوند و حتی ثابت شد که ما توده‌های مسلمان هم به لحاظ ایمان و اخلاق، حالت خوبی نداریم. هم‌چنان‌که حقیقت، قدرت‌های دنیا، سازمانهای حقوق بشری که همواره خود را داعیه‌دار انسانیت و تمدن داشتند نیز آشکار گشت. خامسا:  این فرمول پذیرفته شده هست که اهداف بلند قربانی‌های بلند می‌طلبد، بناء، هدفی که اهل غزه برای خود اختیار کردند هدف بی‌مانندی است و به هیچ وجه نمی‌توان قضیه‌ی سوریه، عراق یا افغانستان را با آن مقایسه کرد، آنان نه تنها با یک غده‌ی سرطانیِ جای‌گرفته در قلب جهان اسلام دست و پنجه نرم کرده و سیطره و   شکوه او را متزلزل ساخته‌اند که بل، با  بانیان و حامیان جهانی آن (امریکا و اروپا) نیز مقابله می‌کنند. روشن است -چنان که بیشتر روشن شد-  که اسرائیل، اطاق فرمان و تخته‌ی خیز غربی‌ها در جهان اسلام است و از آن، اهداف شوم شان در جهان اسلام را به کرسی می‌نشاندند و از این رو، با بی‌شرمی تمام همه جنایات او را توجیه کرده و آشکار را با چنگ و دندان از او حمایت می‌کنند. الآن، که یک ملت به ظاهر ضعیف، غرور آنها را شکسته، غروری که در جنگ اعراب و اسرائیل، تمام کشورهای عربی منطقه نتوانست آن را بشکند، و مساله فلسطین را که تقریبا فراموش و بلعیده شده به نظر می‌رسید از نو در اذهان مردم دنیا زنده ساختند و دستاوردهای دیگری که بیان آنها کار تحلیل‌گران است، پس این همه، دستاوردهای کوچکی برای اهل غزه نیست. سادسا: هیچ‌گاه اهل خبره، شکست و پیروزی را در مقدار تلفات تعیین نکرده بل به نتایج و آنچه به دراز مدت تحقق می‌یابد می‌سنجند از این‌رو، به اتفاق تحلیلگران، نتایج درازمدت طوفان اقصی، بالاتر از تصور به زیان صهیونست‌ها و دسیسه‌های شوم آنها و حامیان آنها در نطقه هست و برای فلسطینیان اگر اتفاق و مسیر شان را حفظ کنند قطعا به نفع آنها است. والله اعلم. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم