شعر خوب بخوانیم
الذهاب إلى القناة على Telegram
درود بر همراهان عزیز ضمن تشکر از همراهی صمیمانه شما دوستان تقاضا داریم از ارسال اشعاربی نام ،جعلی ،ودارای لینک خودداری کنید https://t.me/yomolh پیام بصورت ناشناس https://t.me/HarfChatBot?start=a7eb65efe470
إظهار المزيد4 516
المشتركون
+124 ساعات
+117 أيام
+12630 أيام
أرشيف المشاركات
4 514
گُزیدم از میانِ مرگها، اینگونه مُردن را
تو را چون جان فشردن در بر، آن گه جان سپردن را
#حسین_منزوی
@yomolh
4 514
شب ها که پیشم نیستی... خوابم نمی گیرد
وقتی نمی بوسی مرا... با "قرص" می خوابم...!
#اصغر_معاذی
#شب_بخیر
@yomolh
4 514
دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم
شراب در کف و سوز تو در درون چکنم
به آتش دگری چون نمی روی از دل
بهرزه داغ دل خویشتن فزون چکنم
توانم آنکه ترا مهربان خود سازم
ولی بکجروی بخت واژگون چکنم
#بابافغانی
@yomolh
4 514
فتاده ایم ز پا در ره تو کام این است
سپرده ایم به یاد تو جان پیام این است
جنون پرستم و راه و روش نمی دانم
به یار چون رسم از خود روم، سلام این است
#اسير_شهرستاني
#صبح_بخير
@yomolh
4 514
#نگاه
#وحشی_بافقی
به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به از لیلی نکویی
که لیلی گر چه در چشم تو حوریست
به هر جزوی ز حسن او قصوریست
ز حرف عیبجو مجنون برآشفت
در آن آشفتگی خندان شد و گفت:
اگر در دیده مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو کی دانی که لیلی چون نکویی است
کزو چشمت همین بر زلف و روی است
تو قد بینی و مجنون جلوه ناز
تو چشم و او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو، او اشارتهای ابرو
دل مجنون ز شکّر خنده خون است
تو لب میبینی و دندان که چون است
کسی کاو را تو لیلی کردهای نام
نه آن لیلیست کز من برده آرام
4 514
شرابِ شوقِ هر کس جلوہ در پیمانهای دارد
که مجنون محوِ لیلی بود و من دیوانهی چشمی
#حزین_لاهیجی
@yomolh
4 514
هزار معنی دیگر
بهغیر از آنچه تو دانی
درون عشق نهفتهست
کجاست آنکه تواند یک از هزار شمارد؟
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@yomolh
4 514
هر روز به هشیاری، نو نو دلم آزاری
مست آیی و عذر آری، آزار چنین خوشتر
نوری و نهان از من، حوری و رمان از من
بوس از تو و جان از من، بازار چنین خوشتر
#خاقانی
#صبح_بخير
@yomolh
4 514
شاخه از سوزش سرما خشکید
بید در باد خزان میلرزید
آفتاب از پس کوه کمترین نور به جنگل پاشید
برگ زرد از نفس باد خزان
چرخ زد تا به برخاک رسید
گل سراسیمه در آغوش زمان پنهان شد
مرغ آواز حزین در دل جنگل سر داد
شادی فوج کلاغان در باد
فرشی از تیرهترین رنگ به آفاق دمید
کاش میشد (بتراود مهتاب)
کاش میشد (بدرخشد شبتاب)
کاش میشد که دراین رنگترین جلوه باغ
با تو از سبزی گل گشت سخن
می گفتم
با تو از آمدن چلچله ها باتو از بوی بهار
با تو از بوی خوش نسترن وبید سخن میگفتم
آه در گردش این چرخ چقدر
سالها از پس هم میگذرند
و تو در دورترین نقطه این خاطرهها
به من و خاطرهها
میخندی
شعر: #علی_خماریان
خوانش: #نگاه_موسوی
@yomolh
4 514
عشق را پیشانیی باید چو میخ
تا حبیبش سنگ بر سر میزند
در به روی دوست بستن شرط نیست
ور ببندی سر به در بر میزند
#سعدی
@yomolh
4 514
درود بر یاران همیشه همراه
از این پس در یکشنبه ها با ما همراه باشید تا بهترین ابیات رو با تصاویر در کنار دوستان خود به اشتراک بگذارید
پس در این هفته
#بیتی_شیرین
برای این تصویر به ما بگو
شاعران عزیز ما هم میتونن با بداهه گویی این محفل رو پر انرژی تر کنن
#شعر_خوب_بخوانیم
@yomolh
4 514
چه غم کان نوش لب در ساغرم خونابه میریزد
من از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم
ز شادیها گریزم در پناه نامرادیها
به جای راحت از گردون بلا خواهم بلا خواهم
چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداری
تو از عالم مرا خواهی من از عالم تو را خواهم
#رهی_معیری
@yomolh
4 514
وقتی تو دل خوشی، همهی شهر دل خوشند!
خوش باش؛ هم به جای خودت، هم به جای من...
#نجمه_زارع
@yomolh
