Why am I so crazy
الذهاب إلى القناة على Telegram
[تا صفحه هفتصد خواندم فقط گفت زندگی ارزش زندهماندن ندارد.] http://t.me/HidenChat_Bot?start=6486677222
إظهار المزيد386
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
Come to me
Hold me close to your side
‘Cause I still depend on your hurting words
Talk to me
Ease my need to be heard Choke this flame
that is burning our home
Promise me
That one day when you’re done
You will cut out this thorn from my heart
Suicideticket
شبها ز اشتیاقت در آتش فراقت
سوز و گداز دارم
حبیبم طبیبم خدا را تو کم کن جفا را
سوز و گداز من ببین
جفا مکن یار
با من آشنا نشین
صفا بکن یار
Suicideticket
درجایی خوندم که میگفت:
لذتی که در فراق هست در وصال نیست؛ چون در فراق شوق وصال است و در وصال بیم فراق، فلسفهی عشق همین است.
Suicideticket
I'll wait for you
'Cause I'm not givin' up
I'll reach my hands out in the dark
We'll make it to the other side
Even when I'm down to my last breath
I'm not givin' up
Even when nobody else believes
I'm not goin' down that easily...🩵
Suicideticket
You knew it still hurts underneath my scars from when they pulled me apart...
Suicideticket
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمیآید به چشم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع
در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست
این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست
ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
بیجمال عالم آرای تو روزم چون شب است
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
سرفرازم کن شبی از وصل خود اینازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع
|حافظ|
My soul
Broken and torn
But i carry it with me
When I’m gone
I fell in this emptiness
And burns inside me
These flames within
A feel with fear
Again you left me to die
My long lost desire
And hope
In a dream I saw you coming back home
Suicideticket
خوابهایم بوی تن تو را میدهند
نکند آن دورترها
نیمه شب
در آغوشم میگیری؟
|فدریکو گارسیا لورکا|
خوابهایم بوی تن تو را میدهند
نکند آن دورترها
نیمه شب
در آغوشم میگیری؟
|فدریکو گارسیا لورکا|
تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصههای عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد اومدی تو سرنوشتم بیبهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنیِ فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
لحظههای بیتو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشهای میمونم
Suicideticket
اگه من بتونم چشمامو ببندم، فردا صبح میام به دیدن تو...
@he_and_his_friends
Suicideticket
دلم میخواست همهچیزم را بدهم و دستش را تا ابد در دستم بگیرم.
دلم میخواست بداند تنها نیست!
غمی که بر دوشش سنگینی میکرد
-هر غمی که بود- دلم میخواست خودم آن را بقیهی عمرم برایش به دوش بکشم...
|کالین هوور|
Secrets unborn
Blackened hearts torn
For this unearthly gaze
Beauty in fire
To live and to die
For all that will remain
Love's sudden death
Is killing me
Suicideticket
من تورا به اندوهم راه دادم.
جایی که قبل از تو کسی آنجا حضور نداشت.
داستان این حجم غمناک را برایت گفتم و تو جای تسکین، اندوهم را بیشتر کردی.
Suicideticket
