ar
Feedback
تا کوچ

تا کوچ

الذهاب إلى القناة على Telegram

«در صور که بدمند، خواهم آمد، این نوشته را به‌دست‌گرفته، آواز خواهم داد: این است آن‌چه کردم و اندیشیدم و بودم.»

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام تا کوچ

تُعد قناة تا کوچ (@takooch) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 12 322 مشتركاً، محتلاً المرتبة 7 299 في فئة الدين والقيم الروحية والمرتبة 26 292 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 12 322 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 22 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -147، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -10، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 17.61‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 8.49‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 170 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 046 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل ترامپ, وقت, وسط, بسم, همه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
«در صور که بدمند، خواهم آمد، این نوشته را به‌دست‌گرفته، آواز خواهم داد: این است آن‌چه کردم و اندیشیدم و بودم.»

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 23 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الدين والقيم الروحية.

12 322
المشتركون
-1024 ساعات
-717 أيام
-14730 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+23
في 1 قنوات
يونيو '26
+29
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+24
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+19
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '26
+88
في 5 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+256
في 9 قنوات
Get PRO
يناير '26
+421
في 11 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+234
في 5 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+589
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+45
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+77
في 4 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+93
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+203
في 7 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+334
في 18 قنوات
Get PRO
مايو '25
+35
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+324
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '25
+146
في 7 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+1 132
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '25
+223
في 4 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+1 061
في 8 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+154
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+834
في 11 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+192
في 9 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+121
في 6 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+1 417
في 14 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+88
في 8 قنوات
Get PRO
مايو '24
+662
في 16 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+685
في 4 قنوات
Get PRO
مارس '24
+180
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+75
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '24
+170
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+417
في 5 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+376
في 10 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+656
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+337
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+995
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+551
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+211
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+263
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+603
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+313
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+318
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+355
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+2 881
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
23 يوليو0
22 يوليو0
21 يوليو0
20 يوليو0
19 يوليو0
18 يوليو0
17 يوليو0
16 يوليو0
15 يوليو+2
14 يوليو0
13 يوليو+4
12 يوليو0
11 يوليو+4
10 يوليو+8
09 يوليو+1
08 يوليو+1
07 يوليو0
06 يوليو0
05 يوليو+1
04 يوليو+2
03 يوليو0
02 يوليو0
01 يوليو0
منشورات القناة
photo content

2
*چرا هروقت چای می‌خوری بغض می‌کنی؟ چرا هروقت این عکس رو می‌بینی گریه‌ت می‌گیره؟* آقای سیدعلی‌آقای خامنه‌ای، در دههٔ سی و چهل، یکی از بهترین، برجسته‌ترین، زرنگ‌ترین و محبوب‌ترین شاگردای امام خمینی (ره) بوده. امام توجه ویژه و خاصی به ایشون داشته. دههٔ پنجاه، آقاسیدعلی‌آقا زندان رفته، شکنجه شده، تبعید شده، کلی دردسر کشیده و خیلی بیشتر از خیلی مدعی‌ها برای انقلاب هزینه داده. همیشه جزو حلقهٔ شمارهٔ یک معتمدین امام بوده. حالا بیا بریم به هفته‌ای که امام قرار بود بعد از سال‌ها تبعید، برگردن ایران. بخون ببین کسی که همه اونو دست راست رهبر می‌دیدن، چی می‌گه: «در نزدیکی‌های آن هفته‌های آخر قبل از پیروزی انقلاب بود که شورای انقلاب تشکیل شده بود. بنده هم رفته بودم مشهد برای محرّم و یک مقدار طول کشیده بود. می‌خواستم زودتر برگردم، نشد. آقای مطهری پیغام دادند به من که فوراً بیایم تهران و کاری هست با من و چون یکی دو روز تأخیر شد مجدداً ایشان پیغام دادند و مؤکداً خواستند که بیایم. تهران که آمدم به من اطلاع دادند که بله! امام خواسته‌اند که بنده هم جزو شورای انقلاب باشم. به نظرم می‌آید در شورای انقلاب جوان‌ترین فرد من بودم که ۳۹سال داشتم. البته بعداً کسانی اضافه شدند که از من جوان‌تر بودند، اما من که از ابتدا جزو شورای انقلاب بودم، جوان‌ترینِ آن‌ها بودم. ما قبل از ورود امام رضوان الله تعالی علیه که در دانشگاه تهران تحصن کرده بودیم، ۴،۵ روز مانده به ورود امام، جلسه‌ای تشکیل دادیم. اغلب دوستان هم از روحانیون بودند. گفتیم خب! فردا امام وارد تهران می‌شوند. مردم می‌ریزند سرمان. هرکس کاری دارد، مراجعه‌ای دارد، حرفی دارد. باید از حالا آماده باشیم و تشکیلات بیت امام را منظم کنیم. هرکس مسئولیتی به عهده بگیرد. همه قبول کردند بیاییم در این‌باره فکر کنیم. جلسه گذاشتیم. بنده گفتم: «من می‌شوم قهوه‌چی!» رفقا خندیدند و گفتند: «شوخی می‌کنی!» گفتم: «نه! شوخی نمی‌کنم. *اتفاقاً چون اهل چای هستم، چای خوب درست می‌کنم.* من می‌شوم قهوه‌چی.» گفتند: «حالا شوخی نکن!» گفتم: «من شوخی نمی‌کنم. جدی می‌گویم. *بالاخره منزل امام یک چای‌ریز می‌خواهد. آن چای‌ریز من باشم».* حالا فهمیدی چرا گریه می‌کنم؟ ✍🏼پرستو علی‌عسگرنجاد http://ble.ir/parastooasgarnejad
652
3
القصه، اون ور توی بله یه کانال دومی زده‌م دارم در حوزهٔ محیط زیست و اصلاح سبک زندگی کار می‌کنم یه مبارزهٔ خیلی جدیه با اسراف و مصرف‌گرایی. خیلی خیلی خیلیِ واقعی خیلی دوست دارم بیاین مطالب کانال رو از پست اول که سنجاق شده بخونین و ان‌شاءالله دسته‌جمعی بهشون عمل کنیم. حال خوب و انرژی خوبی در این کانال دوم هست به اعتبار پیام‌های دریافتی از اعضای کانال. کرم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست.🌱 این‌جا منتظرتونم: http://ble.ir/khaneyesabzam
951
4
عزیزانم، من شرمنده‌ام که نمی‌رسم همهٔ مطالب رو از بله وردارم بیارم این‌ور. عذرخواهم که ناچارم دعوتتون‌ کنم تشریف بیارین به کانال بله اگر دوست می‌دارین همهٔ محتواهای قلم حقیر رو بخونید… ببخشید خودم دوست ندارم این وضعیت رو ولی حقیقتش از بعد ۹ اسفند، دل و دماغ کار در شبکهٔ بین الملل رو ندارم و در تلگرام و اینستا حداقلی‌ترین زمان ممکن رو می‌گذرونم. یه حال عجیبی دارم منی که سال‌هاست دارم کار بین‌الملل می‌کنم و بخشی از تولید محتوام همیشه به زبان انگلیسی بوده، حال این‌که دلم می‌خواد در پلتفرم کشور خودم باشم بیشتر. دلم می‌خواد در سکوی داخلی میهن خودم کار کنم بیشتر
902
5
چرا میناب رو زدن؟ خیلی به این فکر می‌کنم که چرا میناب رو زد؟ چرا؟ از بین چندصدهزار مدرسه توی ایران، چرا دبستان شجره طیبه میناب رو زد؟ اول فکر کردم چون نزدیک بوده به مرز آبی ما و پایگاه‌های آمریکا در کشورهای لعنتی شفتهٔ وادادهٔ حاشیهٔ خلیج همیشه فارس. بعد دیدم خب همون روز، بیت رهبری رو هم زد... موشکاش خیلی راحت به قلب تهران رسیدن. گرفتار برد موشک نبود. بعد فکر کردم شاید خواسته کمر نیروهای مقاومت دریایی ما رو که بعضیاشون بچه‌هاشونو در شجرهٔ طیبه ثبت نام کرده بودن، بشکنه. شاید خواسته داغ بچه‌هاشونو به دلشون بذاره که ضعیفشون کنه و دیگه نتونن از خاک و آب ایران‌جان محافظت کنن و تسلیم بشن. گفتم شاید خواسته از شکاف قومیتی استفاده کنه. می‌دونسته مردم جنوب ایران مظلومن. جنوب، منطقهٔ محرومه. خیال کرده اون‌جا رو بزنه یا کسی زیاد اهمیت نمی‌ده یا اگه اهمیت داد می‌شه موج رسانه‌ای رو هدایت کرد سمت شکاف قومیتی و تقابل پایتخت با مرز. اما اینا جواب نبود. هرچی فکر کردم دیدم با عقل جوردرنمیاد. آمریکای احمق هیچی‌ش با عقل جور درنمیاد، ولی خب تو یه توجیهی باید داشته باشی وقتی دو تا موشک گرون تاماهاوک رو می‌فرستی چندهزار کیلومتر اون‌طرف‌تر، وقتی گرا می‌دی و قفلش می‌کنی روی یه نقطه. به خیلی چیزا فکر کردم و خدا رو شاکرم که هرگز هرگز هرگز مث یه عده حروم‌زادهٔ حروم‌لقمهٔ صدپدر، به این فکر نکردم که آمریکا اشتباه کرده!!!! فکر می‌کرده اون‌جا پایگاه نظامیه! چون بابای اون بچه‌ها پاسدار بودن پس حقشون بوده بمیرن! آمریکا دستش خورده!!! خطای انسانی بوده!!! چون به یه دیوانهٔ روان‌پریشم اینو بگی به عقل نداشته‌ت می‌خنده و می‌گه آمریکای لعنتی دابل‌تپ کرد، دو بار به فاصلهٔ چهل دقیقه تاماهاوک زد. افسر ارشد خودشون مصاحبه کرد گفت سر تاماهاوک‌ها دوربین بود و ما نقاشی‌های روی دیوار مدرسه رو هم دیدیم و مطمئن بودیم داریم یه دبستان رو می‌زنیم و می‌خواستیم دبستان رو بزنیم، بعد تو داری می‌گی ایشالا گربه بوده؟!!! تا امروز، تا الان، من بعد همهٔ این فکرهای جگرخراش، به یه نقطه رسیده‌م: یه بار توفیق شد با یکی از دوستای نزدیک حاج‌قاسم و یکی از فرماندهان ارشد میدان، صحبت کنم. گفتن: هروقت اسرائیل در غزه و لبنان، بچه می‌کشه، ما در ایران یقین پیدا می‌کنیم که قصد عملیات بزرگ دارن و آماده‌باش می‌دیم. تا حالا هم هرگز نشده که یقین ما بشکنه، یعنی دقیقاً هروقت بچه می‌کشن بلافاصله بعدش عملیات تروریستی سایبری موشکی یا نظامی سنگین دارن. من با چشمای گردشده، درحالی‌که نمی‌تونستم ربط این دو تا رو به هم پیدا کنم، ازشون توضیح بیشتر خواستم. تلخندی زدن و گفتن: «صهیون با خون معصوم راه خودشو باز می‌کنه... کودک رو دربرابر شیطان قربانی می‌کنه تا بتونه به فتح برسه و قوای شیطانی عالم رو راضی کنه بیان کمکش. ریختن خون کودک، ریختن خون معصومه و بدترین نوع قتل. این کار، دروازهٔ عالم شیاطین رو برای صهیون باز می‌کنه تا از کمکشون استفاده کنن.» دروغ چرا؟ اون موقع حرفاشون به نظرم رنگی از اینا داشت که توهم فراماسونری در تمام ابعاد عالم رو دارن. با این‌که فرد بسیار بزرگ و موثقی هستن و عمرشون رو صرف مبارزه با اسرائیل و آمریکا کرده‌ن، من خیلی عنایت نداشتم به این بخش حرفاشون...فکر می‌کردم تحت تأثیر رسانه هستن تا اسناد اپستین منتشر شد... دیدم اون بیچاره‌ای که ساده‌دلانه فکر می‌کرده یه آدم این‌قدرها هم دیگه نمی‌تونه عوضی و جانی باشه، منم... اون‌کسی که ساده‌انگارانه با خودش می‌گفته نه بابا! دیگه این‌قدر هم که نمی‌شه کثافت بود و از انسانیت عدول کرد، منم... در تایم‌لاین انگلیسی دیدم یه زن یهود مصاحبه کرده بود و می‌گفت ما گروهی از زن‌ها در استخدام اپستین بودیم که مرتب باردار بشیم نوزاد یک‌روزه‌مونو بهش بدیم که قربانی کنه برای بعل... پول می‌گرفتیم بچه بیاریم برای قربانی برای شیطان... تا امروز، تا این لحظه، نزدیکی زمانی حمله به دبستان شجرهٔ طیبه و حمله به بیت رهبری و شروع جنگ با این دو حمله برای من همین معنا رو داره... معصوم‌ترین جان‌های ایران رو کشتن تا راه باز بشه... تا شیاطین بیان کمکشون. پسربچه‌ها و دختربچه‌های میناب خیلی مظلوم بودن... آمریکا و اسرائیل فکر می‌کردن با این ذبح عظیم، کمر ما رو می‌شکنن و تسلیم می‌شیم. کمر ما رو شکستن، اما تسلیم؟ نه. هرگز. هرگز تسلیم نمی‌شیم. به‌خاطر خون ماکان نصیری. به‌خاطر دل تک‌تک مادرهایی که داغ دیدن تا خاک ندن... به‌خاطر خون شریف سیدعلی‌آقای خامنه‌ای که پاک‌ترین خون جهان بود... هیچ بعید نیست بعدتر، بفهمیم چیزهایی بیشتر از این پشت بمبارون مدرسهٔ میناب در ماه مبارک رمضان بوده. هیچی از آمریکا و اسرائیل بعید نیست. هیچی. هیچی. خدا کالانعام بل هم اضل رو برای اینا گفته. خیلی اضلّ. خیلی. ✍🏼پرستو علی‌عسگرنجاد http://ble.ir/parastooasgarnejad
1 109
6
موقع دم کردن چای، وقتی آب جوش می‌ریزه روی برگ‌های چای و می‌خوره به تن گلبرگ‌های خشکیدهٔ گل محمدی که به‌خاطر عطرشون می‌ریزمشون توی چای، دلم نخ‌کش می‌شه... دلم می‌سوزه. همیشه اذیت می‌شم که این آب، جوشه، گلبرگ خیلی لطیفه و نازک. فهم می‌کنم کمال اون گل در استفاده‌شدن و حیف‌نشدنه، اما دلم چین ورمی‌داره که آب جوش می‌ریزم روی تن نحیف گل... خب. خدا به هرکی یه چیزی بخشیده. دل نازک هم سهم شاعرهاست. خرده‌نون سفرهٔ رأفت الهی هم به من رسیده. حمد. حمد که دل ندارم خیلی چیزا رو ببینم و‌ حس کنم. حمد بر این رقت قلب که خیلی وقت‌ها روحمو خراشیده... خب. من، همین من که تاب خراش تن گل ندارم، دلم می‌خواد با تبر خودم با دستای خودم گردن ترامپ رو قطع کنم. دلم می‌خواد به ازای هر یک باری که خندیده و پز داده که «من ژنرال سلیمانی رو کشتم» یه بار کندترین تبر دنیا رو روی گردنش فرود بیارم تا به‌غایت زجرکش بشه. دلم می‌خواد جلوی چشمام عین خوک خرخر کنه کبود شه جون بکنه و در تمام لحظات تلف‌شدنش، لبخند دختربچه‌هایی رو که در جزیرهٔ لعنتی ا‌پستین بهشون تجاوز کرد، ببینم، لبخند نوزادایی رو که انداخت توی قابلمه و آب‌پز کرد و با سس خامه خورد، لبخند دختربچه‌های غزه که مادرشون جلوی چشمشون با موشک آمریکایی هزار تیکه شد و خونش پاشید روی نون‌های خشک توی سفره، لبخند زینب‌جان رو، که خدا می‌دونه چندهزار بار ویدئوی سوختن ماشین حاجی توی فرودگاه بغداد دیوونه‌ش کرده، لبخند زهراجانان رو، که چشمای آبی زلالش می‌تونست توی این دنیا تکثیر بشه و موشک‌های کثافت آمریکایی نذاشتن و کاری کردن که روی سینهٔ پدربزرگش که عزیزترین کس و کار ما بود، بخوابه تا ظهور... می‌خوام بهت بگم این‌جوری دارم هرروز برای سقط‌شدن ترامپ دعا می‌کنم. آره. همین‌جوری، با همین جزئیات، بی که خم به گوشهٔ چشمم بیاد و مطمئنم روش‌های خدا برای مجازات نجاستی مثل دونالد جی ترامپ خیلی تماشایی‌تر از خیالات منه. GO TO THE HELL DONALD J. TRUMP. Thank you for your attention to this matter! http://ble.ir/parastooasgarnejad
2 008
7
همین‌جور صبح تا شب و شب تا صبح و صبح تا شب و شب تا صبح دلم برای حاج‌قاسم تنگه عین کسی که صد ساله او رو می‌شناسه و باهاش رفیقه. چطور می‌شه کسی رو که هرگز از نزدیک ندیدی این‌قدر دلتنگ باشی؟ اگه جهنمی بشم و اون دنیا هم نشه ببینمت چی؟ دلت میاد این درد بی‌درمون دلتنگی با من بمونه حاجی؟ خودت یه فکری به حال ما بکن...
1 594
8
هرکس «علی الاصول» را برای تخطئه و تهمت به مسئولان و حامیان مسئولان جمهوری اسلامی سر دست گرفت و از هیچ تخریب و توهین و قضاوتی به ایشان پروا نکرد، امروز وجدان داشته باشد خط به خط پیام امروز مقام معظم رهبری را روی چشم بگذارد، روی سر بگذارد، سر دست بگیرد و در پی جبران بربیاید. بلندبلند جملات واضح رهبر را برای خودش بخواند و در خلوت خود و خدای خود بیندیشد چه کرده و باید چه کند که خراب‌کرده‌ها را از نو بسازد... همان‌قدر که با برداشت غلط از «علی‌الاصول» جفا کرده و به جای وحدت، تفرقه ساخته، حالا با عمل به نصّ روشن و صریح فرمایش رهبر، جبران مافات کند. یؤمنون ببعض و یکفرون ببعض نباشد. تکلیف روشن شد. بسم الله هیچ خط‌کشی میان ما دلدادگان و عمل‌کنندگان به فرامین رهبر انقلاب نیست. همه با هم فقط دست در دست هم، شانه به شانهٔ هم، چشم به دهان ولی و پادررکاب ایشان، با سینهٔ ستبر مقابل دشمن. ما همه با هم در یک جبهه‌ایم، پذیرای هم، حامی هم، مهربان و روادار با هم. http://ble.ir/parastooasgarnejad
1 775
9
بچه‌هاجون کانال بله‌مو دارین دیگه؟ اون‌جا یه‌ریز دارم می‌نویسم ها! نکنه نباشین! شما کهنه‌همسایه‌های تلگرام خاطرتون خاص و ویژه عزیزه ها. می‌دونین که از ته دل می‌گم. تشریف بیارین اون ور هم دور هم باشیم حالا که هوای نت بینُل(!) طوفانیه! http://ble.ir/parastooasgarnejad
1 995
10
لا يوجد نص...
2 133
11
وارد ماه صفر شدیم، ماه حزن اهل بیت… در این ماه بود که پیامبر رحمت از دنیا رفت و مولای ما دربارهٔ این رحلت فرمود: «با رفتن رسول خدا، چیزی قطع شد که با مرگ هیچ احدالناسی قطع نشد»… در این ماه بود که جنگ صفین رخ داد و جهل جماعتی خون به جگر حیدر کرار کرد… در این ماه بود که سر مبارک حضرت سیدالشهدا به شام وارد شد… در این ماه بود که دختربچهٔ سه‌سالهٔ امام حسین رو، رقیه‌خاتون رو، با غم کشتن… در این ماه بود که اولین زیارت اربعین رخ داد… در این ماه بود که حضرت شمس‌الشموس، امام رئوف ما، انگورهای مسموم‌شده رو در کاخ مأمون ملعون خورد و جگرش سوخت… حال مؤمن، متکی و مرتبط با حال امامشه. در ماه صفر، از ما خواسته‌ن هرروز این دعای کوتاه رو بخونیم، هرروز برای دفع بلا و شر صدقه بدیم و هرروز هفت مرتبه سورهٔ حمد رو بخونیم. نیت کنیم در این ماه، هرروز صدقه رو به نیت شادی قلب حضرت صاحب الزمان در فتح سپاه اسلام بدیم. نیت کنیم سی شب سورهٔ فتح و دعای توسل و دعای چهاردهم صحیفهٔ ما قضا نشه. سر جمع می‌کنه روزی نیم ساعت. از ما برای وطنمون برمیاد، مگه نه؟ الهی با نصرت الهی، با فتح، با شادی شکست بچه‌بازان عالم، این ماه حزن رو پشت سر بذاریم صلوات بفرست. http://ble.ir/parastooasgarnejad
2 136
12
از جنگ متنفرم. مرگ آدم‌ها غمگینم می‌کند. خراب‌شدن خانه‌ها، خراب‌شدن دل من است. از ترس و اضطراب و دلهرهٔ جنگ بیزارم. دوست ندارم ضرباهنگ زندگی روزمره‌ام به هم بریزد. جنگ ساعت را از من می‌گیرد. خوابم، خوراکم، کارم، مطالعه‌ام، ورزشم، همه‌چیز از دست می‌رود یا بی‌وقت می‌شود و من هنوز آن‌قدر در جنگ‌دیدن ماهر نشده‌ام که زیر بمباران به نظم روزمره ادامه دهم. جنگ سررشتهٔ امور را از دستم خارج می‌کند. شب‌ها کابوس می‌بینم و تمام طول روز یک گوشهٔ چشمم به پنجره‌ست و مدام صدای جنگنده می‌شنوم و دلم شور بچه‌هایم را می‌زند. جنگ تمرکزم را می‌گیرد. کیفیت زندگی‌ام را هم. جنگ دشمن زندگی من است. عاشق جهادم. جهاد خوی وحشی‌گری ندارد. بوی انسانیت می‌دهد، بوی شرف، بوی استقلال، بوی آزادی، بوی حق نداری هر غلطی بخواهی بکنی، بوی غلط می‌کنی به خاک و ناموس من دست‌درازی کنی، بوی جهان صاحب دارد و یک‌روز بالاخره می‌آید که حسابتان را برسد. جهاد، خون توی رگ‌هاست، سرزنده، پرتلاطم، دائم‌درجریان. در جهاد خدا هست و نیت ناب و افق مقدس و جایی که خدا هست، شکستی نیست. جهاد همه‌چیز را بازتعریف می‌کند. نظم جدیدی برای تو می‌چیند که در عین بی‌نظمی، سر از سامان خودت دربیاوری، حتی اگر مثل قبل نخوری و نخوابی و نخوانی. جهاد به همه‌چیز معنا می‌دهد، معنای ستودنی. در جهاد شجاعت هست و دویدن و جاری‌بودن و پیوستن. دلشوره نیست. اگر هست، فقط سمت خداست، سمت این‌که نکند آن‌قدر که باید خالص نشده‌ام هنوز. واهمه نیست، دلهره نیست. هرچه هست، به مصاف شیطان رفتن است، باشکوه، ماندنی، زیبا. در جهاد، ازدست‌دادن نیست، به‌دست‌آوردن است. در جهاد همیشه می‌شود بیشتر مبارزه کرد، بیشتر دوام آورد، بیشتر ایثار کرد، چون بزرگ‌ترین مجاهد عالم چنان با دار و ندار و خانواده و عزیزانش جهاد کرد که هرچه پابلندی کنی قدت به عظمت ایثار او نمی‌رسد و همیشه می‌توانی مطمئن باشی بیشتر هم می‌توانی و هنوز خیلی مانده تا پاک، پاک‌باخته شوی. مجاهدان نمی‌میرند. شهید می‌شوند و هرکس آن‌قدر خوش‌اقبال باشد که شهید شود، هرگز نخواهد مرد. من نخواهم جنگید. من جهاد خواهم کرد مثل وطنم که هرگز سر جنگ نداشته و ندارد اما جگر جهاد در راه خدا، تا دلت بخواهد. ✍🏼پرستو علی‌عسگرنجاد http://ble.ir/parastooasgarnejad
1 903
13
عرضم به حضورتون که درک نمی‌کنم! حال اینایی رو که می‌گن چون تهران بمبارون نمی‌شه کسی جنگ جنوب رو جدی نمی‌گیره، درک نمی‌کنم! حاجی چرا با پاهای خودت رفتی توی زمین دشمن داری بازی می‌کنی؟! داستانت چیه واقعاً؟! توی دفاع مقدس سوم تهران ۴۰ روز یه‌تِک بمبارون شد بعضی از شهرای ایران صدای یه ترقه هم نیومد. یعنی تهرانیا باید غر می‌زدن به جون شمالیا مثلاً که وای شما جنگ رو حس نمی‌کنید پس براتون مهم نیست؟! وا! مملکت به این وسعت و پهناوری حمد خدا! مگه قراره همیشه همه‌جاش با هم کوفتونده بشه به هم؟! این آمریکای بی‌پدرمادر می‌خواد از شکاف قومیتی استفاده کنه ما رو بندازه به جون هم. ما هم باید با پای خودمون بریم وسط شکاف قومیتی بیفتیم به جون هم؟! عقل مؤمن کو؟ بعله. جنوب ایران‌جان ما مظلومه. مردمان نجیب شریفش مظلومن. بعله. در تمام کشورهای دنیا به پایتخت بیشتر از شهرهای مرزی ضریب داده می‌شه. بعله زنگ بمبارون تهران خیلی بلندتر از بمبارون بندرعباس شنیده می‌شه. می‌فهمم. قبول دارم ولی اینو نمی‌فهمم که چرا ما به دست خودمون باید بین خودمون تفرقه بندازیم؟! کی گفته مرکزنشینان ایران چون صدای انفجار نمی‌شنون به جنگ کاری ندارن؟! منی که رسانه‌ای هستم می‌دونم نباید روزت رو با خوندن خبر آغاز کنی، این چندوقت تا چشممو وا می‌کنم قبل نماز می‌پرم روی گوشی که فقط ببینم هم‌وطنام توی جنوب سالمن؟ حمله نداشتیم؟ شهید ندادیم؟ یه‌ریز دارم صلوات می‌فرستم، دعا می‌کنم، فکر می‌کنم چه بکنیم که قدرت بازدارندگی ایران‌جان ما بره بالا، چی بنویسم خوب باشه کمک کنه در این وضعیت؟ ما مردم «بنی آدم اعضای یک پیکرند» هستیم. حالا یکدیگرند! هرچی! ما شیعیان مولا علی هستیم. ما قلبمون برای غزه و لبنان و سوریه ذوب می‌شه، اون وقت نسبت به جنوب ایران‌جانمون، این خطهٔ استراتژیک، این خاک غیور مقاوم، بی‌تفا‌وت باشیم؟!!! اصلاً این وصله‌ها به ما می‌چسبه؟! بابا نکنید. نکنیم. این کله‌زرد بی‌شرف از کردستان و کرمانشاه جواب نگرفت، دی ۴۰۴ نتونست کومله و پژاک رو بریزه سر کلهٔ ما، حالا کنار صد تا هدف دیگه که بهش خواهم پرداخت، قفلی زده روی جنوب ایران که رخنه کنه توی ذهن ما برای تجزیه، آرزوی بزرگ ترامپ و نتانیابو برای ایران که به گور خواهند برد به حق مولا علی ان‌شاءالله. دیگه نبینم کسی بگه تهران آسوده بخواب بمباران سهم جنوب است ها!😡 همه جای ایران سرای من است. یه وجب، تو بگو یه وجب از دورترین مرز ایران خش ورداره، خب؟ اون خش روی قلب من میفته. تمام. http://ble.ir/parastooasgarnejad
2 486
14
دعای سمات سخت امروز به نیابت از رهبر شهید و خانوادهٔ شهید نازنینش... مرهمی بگذار خدا بر جراحت عمیق دل ما
2 617
15
*قصهٔ راه رفته یک کلمه حرف دل با نوجوانان و جوانان ایران* می‌دونم که مدرسه بعضی وقتا جای واقعاً مزخرفیه. می‌دونم همون‌قدر که معلم معرکه با بیان اعلا و زبان بدن عالی و هوش کلاس‌داری سرشار داریم که شیوهٔ انتقال معنا بلده، همون‌قدرم معلم نابلد کسالت‌آور حوصله‌سربر داریم. می‌دونم یه وقتایی حاشیهٔ مدرسه زیاده و آدم مدام درگیر این هم‌کلاسی و اون هم‌کلاسی و این نمره و اون امتحان و این بحث و این قهر و اون دعوا می‌شه. می‌دونم یه سال‌هایی، کتابای درسی یه وقتایی جداً به درد لای جرز دیوار می‌خورن بس که نگارششون، عکساشون، فعالیت‌هاشون نچسب و بده. می‌دونم مامان یه‌ریز به اسم دلسوزی نق می‌زنه، بابا بیشتر وقتا خسته‌ست، خواهر و برادر گاهی روی مخ آدمن و شرایط خونه همیشه برای درس‌خوندن رِله و اکازیون نیست. می‌دونم بچه‌های مردم اِن‌میلیون پول پانسیون می‌دن با شاسی‌بلند می‌رن میان ولی تو باید توی کتابخونهٔ سر کوچه که بوی گند جوراب نشسته می‌ده با فلاسک چای کوچیکت درس بخونی و هی بری توی حیاط نفست برگرده سر جاش می‌دونم کتاب کنکور چقدر گرونه، مافیای کنکور چقدر روی مخه، هر سال یه فیلمی سر امتحان‌نهاییا داریم می‌دونم کلاس غیرحضوری خیلی وقتا یعنی کشک. می‌دونم اصلاً نفهمیدی این چند سال چطوری درس خوندی چی به سرت اومد اصلاً ولی درس بخون. تو رو خدا درس بخون. بکوب درس بخون. با تمام وجودت درس بخون. روزی صدبار اگه تمرکزت به هم خورد، برای بار صدویکم تمرکز کن درس بخون. بفهم. اون چیزی رو که داری می‌خونی بفهم. نگو به چه دردم می‌خوره. نگو پول توی بلاگری و آنلاین‌شاپه. نگو می‌خوام این مدرکه رو بندازم یه گوشه برم تو دل کار. درس بخون. درس بخون. درس بخون. درسی رو که می‌خونی بفهم. با تمام‌ وجودت بفهمش، درکش کن، بلدش شو. به‌عنوان کسی که از ۱۸سالگی دستش توی جیب خودشه و ۱۷ساله داره کار می‌کنه، بهت می‌گم ایران قحطی آدم کاربلد داره. ما بحران جدی نیرو داریم، اما نه هر نیرویی. نیروی شفتهٔ متوسط تا دلت بخواد ریخته. نیروی برجسته، نیروی حاذق، نیروی بلد، باسواد، متمرکز، متخصص. اگه درس بخونی، در ایران خیلی راحت پولدار می‌شی چون ایران واقعاً محتاج کسیه که کار بلد باشه و سوادشو داشته باشه. آره. مشکل هست. قدر غرب، قدر سواد ما دونسته نمی‌شه. بری اون ور بیشتر منتت رو می‌کشن و بمونی این‌ور بیشتر سنگ جلوی پاته و باید عرق بریزی اما این‌جا وطن ماست... این‌جا خاک ماست و خاکت توی گذرنامه و شناسنامه‌ته. توی خاطراتته. نمی‌تونی دور بریزی‌ش. نمی‌تونی ازش بکنی. هیچ باشرفی نتونسته برای همیشه وطن رو ببوسه بذاره کنار. آخه وطن یعنی خودت... درس بخون قربونت برم. اگه جیگرت از شهادت آقای خامنه‌ای سوخته، اگه کفرت از حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران دراومده، درس بخون. می‌دونم خیلی سخته وسط جنگ تمرکز کنی اما تمرکز کن و درس بخون. انتقام تو در درس‌خوندنه. مهم‌ترین کاری که برای ایران می‌تونی بکنی درس‌خوندنه. مهم‌ترین چیزی که رهبر شهید از تو می‌خواست، درس‌خوندنه. من در دوران تحصیلم صد تا مهارت یاد گرفتم. عین اسب کار کردم و کتاب خوندم. چندین سال کار تشکّلی کردم. مدام توی اردو و جلسه و تحریریه بودم. سردبیر نشریه‌ بودم با تیراژ بالا. بکوب می‌نوشتم و می‌خوندم و کلاس می‌رفتم و یاد می‌گرفتم. من در دوران تحصیلم کنار درس هزارتا کار کردم و هنوز دارم نون همون دوندگیا و زحمتا رو می‌خورم. وقتی همه غر می‌زدن به هیچ کاری نمی‌رسیم، من روزی ۲۰۰ صفحه کتاب می‌خوندم و بهترین موسیقی‌های جهان رو گوش می‌دادم و یه انیمه‌باز قهار بودم که مرتب پیاده‌روی و ورزش می‌کرد و همهٔ تازه‌های سینمای ایران رو روی پرده می‌دید اما اگه برگردم عقب هزاربرابر درس می‌خونم. خیلی درس می‌خونم. خودمو می‌کشم با درس... باور کن پشیمونم که بیشتر درس نخوندم. نذار یه روزی بیاد که تو هم اینا رو برای آدمای اطرافت بنویسی. الان که وقتشه کار درست رو بکن درس بخون عزیز دل من. نیتت رو درست کن. برای امر مقدس درس بخون برای خدا درس بخون باخت نمی‌دی. قول می‌دم. http://ble.ir/parastooasgarnejad
3 029
16
*قصهٔ راه رفته یک کلمه حرف دل با نوجوانان و جوانان ایران* می‌دونم که مدرسه بعضی وقتا جای واقعاً مزخرفیه. می‌دونم همون‌قدر که معلم معرکه با بیان اعلا و زبان بدن عالی و هوش کلاس‌داری سرشار داریم که شیوهٔ انتقال معنا بلده، همون‌قدرم معلم نابلد کسالت‌آور حوصله‌سربر داریم. می‌دونم یه وقتایی حاشیهٔ مدرسه زیاده و آدم مدام درگیر این هم‌کلاسی و اون هم‌کلاسی و این نمره و اون امتحان و این بحث و این قهر و اون دعوا می‌شه. می‌دونم یه سال‌هایی، کتابای درسی یه وقتایی جداً به درد لای جرز دیوار می‌خورن بس که نگارششون، عکساشون، فعالیت‌هاشون نچسب و بده. می‌دونم مامان یه‌ریز به اسم دلسوزی نق می‌زنه، بابا بیشتر وقتا خسته‌ست، خواهر و برادر گاهی روی مخ آدمن و شرایط خونه همیشه برای درس‌خوندن رِله و اکازیون نیست. می‌دونم بچه‌های مردم اِن‌میلیون پول پانسیون می‌دن با شاسی‌بلند می‌رن میان ولی تو باید توی کتابخونهٔ سر کوچه که بوی گند جوراب نشسته می‌ده با فلاسک چای کوچیکت درس بخونی و هی بری توی حیاط نفست برگرده سر جاش می‌دونم کتاب کنکور چقدر گرونه، مافیای کنکور چقدر روی مخه، هر سال یه فیلمی سر امتحان‌نهاییا داریم می‌دونم کلاس غیرحضوری خیلی وقتا یعنی کشک. می‌دونم اصلاً نفهمیدی این چند سال چطوری درس خوندی چی به سرت اومد اصلاً ولی درس بخون. تو رو خدا درس بخون. بکوب درس بخون. با تمام وجودت درس بخون. روزی صدبار اگه تمرکزت به هم خورد، برای بار صدویکم تمرکز کن درس بخون. بفهم. اون چیزی رو که داری می‌خونی بفهم. نگو به چه دردم می‌خوره. نگو پول توی بلاگری و آنلاین‌شاپه. نگو می‌خوام این مدرکه رو بندازم یه گوشه برم تو دل کار. درس بخون. درس بخون. درس بخون. درسی رو که می‌خونی بفهم. با تمام‌ وجودت بفهمش، درکش کن، بلدش شو. به‌عنوان کسی که از ۱۸سالگی دستش توی جیب خودشه و ۱۷ساله داره کار می‌کنه، بهت می‌گم ایران قحطی آدم کاربلد داره. ما بحران جدی نیرو داریم، اما نه هر نیرویی. نیروی شفتهٔ متوسط تا دلت بخواد ریخته. نیروی برجسته، نیروی حاذق، نیروی بلد، باسواد، متمرکز، متخصص. اگه درس بخونی، در ایران خیلی راحت پولدار می‌شی چون ایران واقعاً محتاج کسیه که کار بلد باشه و سوادشو داشته باشه. آره. مشکل هست. قدر غرب، قدر سواد ما دونسته نمی‌شه. بری اون ور بیشتر منتت رو می‌کشن و بمونی این‌ور بیشتر سنگ جلوی پاته و باید عرق بریزی اما این‌جا وطن ماست... این‌جا خاک ماست و خاکت توی گذرنامه و شناسنامه‌ته. توی خاطراتته. نمی‌تونی دور بریزی‌ش. نمی‌تونی ازش بکنی. هیچ باشرفی نتونسته برای همیشه وطن رو ببوسه بذاره کنار. آخه وطن یعنی خودت... درس بخون قربونت برم. اگه جیگرت از شهادت آقای خامنه‌ای سوخته، اگه کفرت از حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران دراومده، درس بخون. می‌دونم خیلی سخته وسط جنگ تمرکز کنی اما تمرکز کن و درس بخون. انتقام تو در درس‌خوندنه. مهم‌ترین کاری که برای ایران می‌تونی بکنی درس‌خوندنه. مهم‌ترین چیزی که رهبر شهید از تو می‌خواست، درس‌خوندنه. من در دوران تحصیلم صد تا مهارت یاد گرفتم. عین اسب کار کردم و کتاب خوندم. چندین سال کار تشکّلی کردم. مدام توی اردو و جلسه و تحریریه بودم. سردبیر نشریه‌ بودم با تیراژ بالا. بکوب می‌نوشتم و می‌خوندم و کلاس می‌رفتم و یاد می‌گرفتم. من در دوران تحصیلم کنار درس هزارتا کار کردم و هنوز دارم نون همون دوندگیا و زحمتا رو می‌خورم. وقتی همه غر می‌زدن به هیچ کاری نمی‌رسیم، من روزی ۲۰۰ صفحه کتاب می‌خوندم و بهترین موسیقی‌های جهان رو گوش می‌دادم و یه انیمه‌باز قهار بودم که مرتب پیاده‌روی و ورزش می‌کرد و همهٔ تازه‌های سینمای ایران رو روی پرده می‌دید اما اگه برگردم عقب هزاربرابر درس می‌خونم. خیلی درس می‌خونم. خودمو می‌کشم با درس... باور کن پشیمونم که بیشتر درس نخوندم. نذار یه روزی بیاد که تو هم اینا رو برای آدمای اطرافت بنویسی. الان که وقتشه کار درست رو بکن درس بخون عزیز دل من. نیتت رو درست کن. برای امر مقدس درس بخون برای خدا درس بخون باخت نمی‌دی. قول می‌دم. http://ble.ir/parastooasgarnejad
2 445
17
عزیزان جوون و نوجوونم، همسایه‌های تازه‌سالم، جوونه‌های ترد تازه‌رستهٔ ایرانم، این متن مال شماست: من از این راه رفته تا امروزِ ۳۵سالگی‌م توی زندگی‌م، شرمنده‌ام، روسیاهم، خجالت‌زدهٔ درگاه خدام که عمرم رو تلف کردم... دستام خالی خالی خالیه... به معنی واقعی کلمه من این عمر رو باختم... فقط چند تا چیز هست که بابتشون خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالم و خدا رو شکر می‌کنم: یکی‌شون اینه که حمد خدا به منت خدا هیچ روزی در زندگی‌م به آقای خامنه‌ای پشت نکردم... هیچ روزی محبت این مرد در قلب من کمرنگ نشد... از وقتی خودم رو شناختم عاشقانه دوستش داشتم و این عشق در قلبم مدام انباشته و انباشته شد و ریشه دووند و با روحم گره خورد تا روزی که تموم وجودمو گرفت... (تموم جونم رفت... آه...) و یه چیزی هست که بدجور بابتش ناراحتم و می‌خوام به شما بگمش. اعتراف سختیه برام. حال و احوالمم به‌قاعده نیست... ولی می‌خوام کلمه‌هامو جمع‌وجور کنم براتون بنویسم. قبلش ازتون می‌خوام این متن رو سرسری نخونید، خب؟ چیزی رو که نوشتنش برام سخته، حیفش نکنید... دل بدین باشه؟ لطفاً.❤️‍🩹
1 270
18
این نقطه رو می‌بینی؟ اون ۱:۲۰ اون پایین رو می‌بینی؟ به ولای علی می‌جنگم تا برگردی با حاج‌قاسم برگردی به ولای علی خسته نمی‌شم به ولای علی برت می‌گردونیم با هم آقا آخ آقا…
1 592
19
.
1 088
20
بسم الله خیله‌خب. پاشین. پاشین لباسامونو بتکونیم. پاشین خاک عزیز مقدس ایران رو که ۱۳۰ روزه به سرمون شده، از لای موهامون، از روی شونهٔ پیرهن مشکی‌مون بتکونیم. عزیزترینمونو به عزیزترینمون سپردیم. جای یار خراسانی ما، در آغوش امام خراسانی ما، امن و راحته. ۷۰ سال عزیز ما بی‌وقفه دوید، فحش خورد، قضاوت شد، تهمت شنید، تهدید شد، زندان رفت، شکنجه شد، کار کرد کار کرد کار کرد و ایران را برد تا حوالی قله. حالا نوبت ماست. سخت‌ترین لحظه، لحظهٔ پیش از رسیدنه، گردنهٔ آخر. سخت‌ترین لحظه شد مال ما، چون امانتی که او به‌تنهایی به دوش می‌کشید، روی شونهٔ ۹۲میلیون نفر، هنوز سنگینه... پاشین دورتون بگردم. پاشین شُرفا، نجبا، سینه‌سوخته‌ها، درد وطن کشیده‌ها. از امروز نوبت ماست که همه با هم شونه بدیم زیر علَم. نوبت ماست هرچی در حق خودش کم‌کاری کردیم، در حق خلف صالحش جبران کنیم. پاشیم کارایی رو که ازمون خواسته بود انجام بدیم. هرروز نمازمونو اول وقت بخونیم و حواسمون باشه نماز ما مخاطب داره، داریم با یکی حرف می‌زنیم... هرروز قرآن بخونیم، شده نیم‌صفحه. برای او هم قرآن بخونیم، به‌خصوص سورهٔ یاسین رو که خیلی دوست می‌داشت و هر صبح می‌خوند... هرروز کتاب بخونیم. هرروز کتاب بخونیم. هرروز کتاب بخونیم. با صحیفه سجادیه و نهج‌البلاغخ انس بگیریم. سیرهٔ شهدا رو بخونیم. شهدا رو بشناسیم. تاریخ بخونیم. سرگذشت استعمار رو، ماجرای انقلاب اسلامی رو عمیق بفهمیم. فیلم خوب ببینیم. مستند خوب ببینیم. موسیقی خوب گوش بدیم. سخنرانی و پادکست فاخر درست‌درمون بشنویم. ورزش کنیم. درس بخونیم. کار کنیم برای ایران. بیشتر کار کنیم. بیشتر فکر کنیم. مدام یاد بگیریم. شیعه‌کوچولو به ایران اضافه کنیم. ایران رو جوون کنیم. جنس ایرانی بخریم. جنس اسرائیلی آمریکایی نخریم. امید به غرب نبندیم. روی پای خودمون وایسیم. متحد باشیم. نذاریم بین ما شکاف بندازن. سر شکاف قبلی، زمستون لعنتی ۴۰۴، عزیزترینمونو از دست دادیم تا دوباره متحد شدیم... (هرچی نوشتم همه از بیانات رهبره. همه درخواست‌های خودشه) پاشین. پاشین خیلی کار داریم. باید ظهور رو از خدا بگیریم. علاج دلتنگی ما فقط و فقط ظهوره دوای درد ما فقط امام ماست. او با سپاهی از شهیدان خواهد آمد و ما دوباره آقاسیدعلی‌آقا و حاج‌قاسم و حاج‌حسن و سیدحسن و حاج‌احمد و همهٔ عزیزکرده‌هامونو خواهیم دید. دلتنگی خالی‌خالی فایده نداره. آقا مرد میدون می‌خواد. بدویین. کار زیاد داریم. یا علی.💚🇮🇷 http://ble.ir/parastooasgarnejad
2 689