رمان سیتی
الذهاب إلى القناة على Telegram
📚 رمان سیتی | دنیای داستان و خیال 📖 هر شب با یک رمان جدید، غرق دنیای عشق، هیجان و راز شو! 📝 نقد، خلاصه و معرفی بهترین رمانهای ایرانی و خارجی 🌐 وبسایت ما: Https://Romancity.site
إظهار المزيد2 000
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-5130 أيام
أرشيف المشاركات
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #پرتوی_ظلمت
خلاصه رمان : داستان از جایی شروع میشه که ایران تو تحریم قرار می گیره و کشوری که به ایران تو ساخت دستگاه Pect کمک می کرده، از هر گونه صادرات کالا به ایران خودداری میکنه و این باعث میشه ایران از شرکت های دانش بنیان خودش بیش از پیش تقاضای ساخت قطعات یا دستگاه هایی رو بده که تا قبل تحریم وارد کننده بوده.
دستگاه Pect یکی از دستگاه هایی هست که در طول درمان بیماران سرطانی استفاده میشه و نبودش باعث اختلال جبران ناپذیری تو جامعه بیماران سرطانی میشه …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 14 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #خیالت
خلاصه رمان : خیالَت -اینبارم بهم بخوره، رگمو می زنم… غمگین نگاه کرد، با بغض…به دخترکی که زیر پایش مشغول پر کردن جام عسل بود. -به خدا ساچی…رگمو میزنم…خلاص… بیست سالش بود و حرف از مرگ میزد، کجا؟ سر سفرهی عقدش… -چرند نگو آیدا! دخترک حرصی چاقوی دستهبلندِ پاپیونخورده را از دست عروس گرفت و پشت شمعدان پایهدار …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 23 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #غرق_جنون
خلاصه رمان : دستش درون موهایم چنگ شد و با کشیدنشان، صورتم را مقابل صورت خودش نگه داشت.
_ روز اولی که پاتو تو این خونه گذاشتی، گفتم قرار نیست هیچوقت ازش بیرون بری…
دیگر از آن عسلی های غرق خونش بیزار نبودم، برعکس… دلم جایی میان رگ و پی اش به دام افتاده بود!
اما تنفر او هر روز بیشتر میشد و این دل بی قرار و بی گناهم دیگر طاقت نامهربانی هایش را نداشت.
توی صورتم که فریاد زد چشم بستم و چانه ام از بغض لرزید.
_ گفتم یا نگفتم؟!
لرزان و درمانده به بازویش آویزان شدم و از درد پیچیده شده کف سرم، نالیدم.
_ آخ… گفتی، گفتی …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 37 تا 35 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #بگذار_اندکی_برایت_بمیرم
خلاصه رمان : درستا از بچگی عاشق پسر عمش امیریلی هست که یه پلیس همه جیز تمامه اما هیچ وقت از طرف این مرد جذاب و بی نهایت جدی مورد احساسی دریافت نکرده جز غیرت خرکی و گیرای سه پیچش… اما یه تصمیم بزرگ می گیره که غیرت خرکی آقا رو تحری ک کنه و ببینه این رگ کلفت شده گردنش تا کجا جا داره واسه ترکیدن….
ولی ای دل غاقل کاری می کنه که امیر یل ضربتی وارد ماجرا میشه و اونوقته که …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 171 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #تاوان
خلاصه رمان : من” میعاد پیشرو”بعد از ۳سال بالاخره انتقام الهه مو گرفتم زنی که تمام زندگیم بود
ولی از یه آدم اشتباه
از آدمی که هیچ ربطی به این قضیه نداشت و من بهش ظلم کردم
آهش گرفت و خدا پشت اون دخترو بچه ی بی گناش دراومد وحالا من موندم و تاوانی که باید برای بزرگترین اشتباه زندگیم پس بدم..…
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 1 تا 24 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #دچار
خلاصه رمان : تا به حال برایتان پیش آمده که در ترافیک، با رانندهی ماشین جلویی، درون آینهی بغل ماشینش، چشم در چشم شوید؟
قصهی من و او از یک چراغ قرمز و یک نگاه تصادفی در آینهاش شروع شد و به جاهایی رسید که نمیدانم او دچار شد یا من …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 1 تا 3 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #خیالت
خلاصه رمان : خیالَت -اینبارم بهم بخوره، رگمو می زنم… غمگین نگاه کرد، با بغض…به دخترکی که زیر پایش مشغول پر کردن جام عسل بود. -به خدا ساچی…رگمو میزنم…خلاص… بیست سالش بود و حرف از مرگ میزد، کجا؟ سر سفرهی عقدش… -چرند نگو آیدا! دخترک حرصی چاقوی دستهبلندِ پاپیونخورده را از دست عروس گرفت و پشت شمعدان پایهدار …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 1 تا 22 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #غرق_جنون
خلاصه رمان : دستش درون موهایم چنگ شد و با کشیدنشان، صورتم را مقابل صورت خودش نگه داشت.
_ روز اولی که پاتو تو این خونه گذاشتی، گفتم قرار نیست هیچوقت ازش بیرون بری…
دیگر از آن عسلی های غرق خونش بیزار نبودم، برعکس… دلم جایی میان رگ و پی اش به دام افتاده بود!
اما تنفر او هر روز بیشتر میشد و این دل بی قرار و بی گناهم دیگر طاقت نامهربانی هایش را نداشت.
توی صورتم که فریاد زد چشم بستم و چانه ام از بغض لرزید.
_ گفتم یا نگفتم؟!
لرزان و درمانده به بازویش آویزان شدم و از درد پیچیده شده کف سرم، نالیدم.
_ آخ… گفتی، گفتی …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 1 تا 34 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #راس_جنون
خلاصه رمان : هیلا شرافت، دختری مهماندار که قبول میکند تنها یک روز، بهجای دوستش مهماندار پرواز خصوصی تاجری آقازاده شود…کیامهر معید!
مردی جذاب و باصلابت…و به هماناندازه بیرحم!
چی میشه اگر توی اون پرواز مدارک مهمی ازش به سرقت بره و هیلا تنها مظنون ماجرا باشه؟
اگر ته این قضیه دشمنی عمیقی رو فریاد بکشه بیخبر از دلدادگی دو نفری که جون میدن برای هم چی؟ …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 1 تا 36 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #پرتوی_ظلمت
خلاصه رمان : داستان از جایی شروع میشه که ایران تو تحریم قرار می گیره و کشوری که به ایران تو ساخت دستگاه Pect کمک می کرده، از هر گونه صادرات کالا به ایران خودداری میکنه و این باعث میشه ایران از شرکت های دانش بنیان خودش بیش از پیش تقاضای ساخت قطعات یا دستگاه هایی رو بده که تا قبل تحریم وارد کننده بوده.
دستگاه Pect یکی از دستگاه هایی هست که در طول درمان بیماران سرطانی استفاده میشه و نبودش باعث اختلال جبران ناپذیری تو جامعه بیماران سرطانی میشه …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 1 تا 13 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #بگذار_اندکی_برایت_بمیرم
خلاصه رمان : درستا از بچگی عاشق پسر عمش امیریلی هست که یه پلیس همه جیز تمامه اما هیچ وقت از طرف این مرد جذاب و بی نهایت جدی مورد احساسی دریافت نکرده جز غیرت خرکی و گیرای سه پیچش… اما یه تصمیم بزرگ می گیره که غیرت خرکی آقا رو تحری ک کنه و ببینه این رگ کلفت شده گردنش تا کجا جا داره واسه ترکیدن….
ولی ای دل غاقل کاری می کنه که امیر یل ضربتی وارد ماجرا میشه و اونوقته که …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️دانلود پارت 1 تا 170 اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #حس_مات
خلاصه رمان : داستان درباره سه خواهره که در کودکی مادرشون رو از دست دادن.پسر دوست پدرشان هم بعد از مرگ پدر و مادرش با اونها زندگی میکنه ابتدا یلدا یکی از دختر ها عاشق فرزین میشه و داستان به رسوایی میرسه اما فرزین راضی به ازدواج نیست و بعد خواهر دوم یاسمین به فرزین دل میبازه که باز هم ناکام میمونه و ازدواج میکنه …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #خارجی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #طلسم_عشق
خلاصه رمان : ملیکا دختر زبر و زرنگی که شش سال پیش فراموشی گرفته و بعد از شیش سال توی بیمارستانی به عنوان نظافتچی استخدام میشه که رئیس اون بیمارستان در واقع توی گذشتش …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #خارجی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #در_پناه_آهیر
خلاصه رمان : در هرم نیازهای انسان، تنفس و خوردن و خوابیدن ، و در مرحله ی بعدی امنیت، و موارد دیگه به ترتیب ذکر شده..
و نیاز به حمایت و پناه، جزو طبقه ی امنیت هست..
نیاز به حمایت شدن و پناه عاطفی یک نیاز اساسی انسانه، نیازی که بنظر من، در رابطه، حتی از عشق هم بالاتره.. و یک عاشق زمانی کامل و واقعی هست که اول از همه، برای
معشوقش پناه و حامی باشه..
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #اعتراف_شیرین
خلاصه رمان : خانواده آنا قراره تو عید به دیدن دخترشون که تهران زندگی میکنه بیان و خبر ندارن که نامزد آنا تمام پولای آنارو بالا کشیده و فلنگو بسته و رفته آنا که هنوز حقیقت رو به خانواده اش نگفته تصمیم میگیره از رئیس مغرور و بد اخلاقش بخواد یه مدت نقش نامزدش رو بازی بکنه و این آغاز همخونه شدن یه دختر لوند و شیطون و البته یه مرد خوشتیپ مغرور که مجبوره حضور یه دختر لوند رو توخونه اش تحمل کنه و نقش همسرش رو بازی بکنه اما بهش دست نزنه تا اینکه دیگه نمیتونه تحمل کنه و به آنا دستمو روی پیشونیم گذاشتم و ناله کردم. کمرم درد میکرد. هم کمرم هم پشت کله ام! ولی زمین زیر پام خیلی نرم بود.
به نرمی خوابیدن رو هفت هشتا بچه گربه البته این یکم اغراق بود اما خب وقتی با تخت خواب خودم مقایسه اش میکردم به این نتیجه میرسیدم، تخت خودم سنگ و این یکی در حکم یه چند کیلو پر کاه.. پشتم که تیر کشید صورتم در هم شد و چشمام رو هم فشرده شدن چند لحظه ..
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #اپسیلون
خلاصه رمان : باید غر بزنم؟
ناله کنم؟
نفرین کنم؟
شکایت کنم؟
هر روز و هر شب سرم رو به آسمون باشه بگم خدایا من و چرا آفریدی؟
اگه قرار بود این زندگیم باشه چرا فرصت تجربه کردنش و بهم دادی؟
بگم خدایا چرا من انقدر بدبختم؟
ولی نیستم!
بدبخت نیستم!
ناشکر نیستم!
شاکی نیستم!
من با هرچیزی که دارم و بدون هرچیزی که ندارم خوشم.. خوشبختم!
بقیه درک نمی کنن!
شاید حتی مسخره ام کنن!
شاید از دید خیلیا زندگیم تو نقطه ای باشه که باید خودم و خلاص کنم!
ولی این زندگی منه نه اونا!
دوستش دارم..
همینجوری که هست دوستش دارم..
من هستم.. نفس می کشم.. می بینم.. می شنوم.. حرف می زنم.. راه میرم.. کار می کنم.. می خورم.. می خوابم.. پس.. خوشبختم!
زندگی یعنی همین..
یعنی دوست داشتن داشته هات..
این.. داستان زندگی منه!
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #عمویم_نباش
خلاصه رمان : داستان درباره دختری که عاشق جاوید میشود و با جاوید ارتباط برقرار میکند و دراخر رازهایی برملا میشود که هویت و نسبت واقعی خود و جاوید مشخص میشود …
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #عیان
خلاصه رمان : جلوی شوهر قبلیت هم غذای شور گذاشتی که در رفت!؟
بغضم را به سختی قورت می دهم.
– ب… ببخشید، مگه شوره؟
هاتف در جواب قاشق را محکم روی میز می کوبد.
نیشخند ریزی می زند.
– نه شیرینه… من مرض دارم می گم شوره!
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
2 000
🌸🌸🌸
🌸🌸
🌸
✍️ دانلود #رمان #پسرخاله
خلاصه رمان : راننده تاکسی تا تونست کیف پول منو خالی کرد و آخرش هم به بهانه ی خرابی مسیر و تنگی کوچه ، قبل از رسیدن به عمارتی که هنوزهم نمیتونستم ببینمش ، پیاده ام کرد و نهایت لطفش این بود که صندوق رو بالا بزنه تا وسایلم رو دربیارم!
بهش گفتم راضی نیستم ولی محل نداد.
میگفت شهرداری داره آسفالت های این محل هارو تعویض میکنه و هیجده چرخ هم نمیتونه رد بشه چه برسه به تاکسی نازنینش!
ناچار وسایل رو برداشتم و به راه افتادم.
حیاط های خونه های این حوالی پراز دار و درخت بودن و کف کوچه فراوون از زرد و نارنجی هایی که زیر پا خش خش میکردن و آی حال میداد له و مچاله کردنشون!
این کوچه…این محل هم تو تابستون قشنگ بود، هم پاییز هم زمستون و هم بهار و …
ولی اوج قشنگیش حالا بود…
📌 جهت دانلود از لینک زیر استفاده کنید
🖌 ژانر : #عاشقانه / #ایرانی / #هیجانی
♦️جهت دانلود این رمان اینجا را کلیک کنید♦️
🌸
🌸🌸
🌸🌸🌸
