ar
Feedback
ٔ آزاده

ٔ آزاده

الذهاب إلى القناة على Telegram

من درکامو کردم، الان دنبال فهمیده شدنم :) ارتباط با ادمین: @Azaddeeh لینک ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-ebe14eadbc

إظهار المزيد
1 552
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
اگه حالم رو بپرسی میگم خوبم امّا اگر بغلم کنی تا صبح برات گریه می‌کنم.

مثل محکوم به اعدامی؛ که به طنابِ دار خیره شده، به روزهای بعد از تو خیره‌اَم.

هر گلوله ، یک رویا را برای همیشه ساکت کرد🖤

در وصف پدری که فرزندش را از دست داده بود، نوشت: «پدر، تو آرزو داشتی فرزندت لباس دامادی‌اش را به تن کند، اما سهمش از زندگی شد یک کفن سفید زیر خروارها خاک.» #یلدا_سیدی.

در وصف پدری که فرزندش را از دست داده بود، نوشت: «پدر، تو آرزو داشتی فرزندت لباس دامادی‌اش را به تن کند، اما سهمش از زندگی شد یک کفن سفید زیر خروارها خاک.» #یلداسیدی

در وصف پدری که فرزندش را از دست داده بود، نوشت: «پدر، تو آرزو داشتی فرزندت لباس دامادی‌اش را به تن کند، اما سهمش از زندگی شد یک کفن سفید زیر خروارها خاک.» #یلدا سیدی

این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است؛ اما مهم‌ترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمینِ آرام است. "عباس معروفى"

Gole Naz Darom Mahe sho garom.mp3

۴۰ روز شد ولی انگار ۴۰ سال طول کشید 🖤

آدمی‌ست دیگر؛ حتی در اقیانوس هم زنده می‌ماند اما گاهی در یک جرعه دل‌تنگی، غرق می‌شود.️

اگر دوستت داشت، به تماشای رنجِ تو نمی‌نشست.

اندازه‌ی یک قرن آرزو دارم ، امّا حوصله‌ی یک لحظه بیشتر زیستن را هم ندارم.

كاش؛ ميان من و فراموش كردنت، درى بود! آن را مى بستم و فراموشت مى كردم!!

امسال سرخ‌تر از گل‌های ولنتاین ، خونِ عشق‌هایی بود که دیگر به خانه برنگشتند.

دوستت دارم . . ؛ حتی وقتی خسته‌تر از تمام جهانم ، وقتی بلاتکلیفم و فردایم را نمی‌شناسم.

و ما قبل از مرگ؛ به دستِ کسانی کُشته خواهیم شد که امید زندگیِ‌مان بودند، اما ترکِ‌مان کردند.

من فقط ظاهرا قوی‌ام ولی اگه بغلم کنی گریه‌ام می‌گیره، بهم بگی خوبی؟ گریه‌ام می‌گیره، چاییم یخ می‌کنه گریه‌ام می‌گیره، آهنگ گوش می‌دم گریه‌ام می‌گیره، انگار حجم قوی بودنم تموم شده.🥲

روزی در تاریخ می‌نویسند: "درد آنقدر گسترده بود، که اشک ها نمیدانستند بر کدام شهر، کدام زخمِ ایران فرو‌ بریزند."

من اندوهگین نیستم؛ خود اندوهِ جهانم. و سرزمینی در سینه‌ام می‌گرید.

نخی که به زندگی وصلم می‌کرد، الان دور گردنمه.