مباحث اعتقادی، سید محسن هندی
قناة بسيطة
ارائه دروس ومباحث اعتقادی با تکیه بر نصوص وحیانی وادله عقلی. توسط استاد دکتر سید محسن هندی تلگرام، سروش، ایتا کانال دروس عمومی @DroosHendi در صورت داشتن هرگونه سؤال، پیشنهاد یا مطلب، لطفاً از طریق آیدی مدیر با ما در ارتباط باشید: @Zarehyul
إظهار المزيد1 615
المشتركون
+124 ساعات
-17 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
کربلا از نگاهی دیگر
🔥 سخنان بسیار صریح علامه صمدی آملی شاگرد آن یکی علامه، حسن زاده آملی (رفع الله مقامه الشريف ببرکة شمر و خولي و عمر سعد) درباره قاتلین امام حسین علیه الصلاة والسلام:
1⃣ باید یه مقدار ترس داشت از اینکه قبل از اینکه ما بهشت برویم ببینیم یزیدیها بهشت رفتهاند. 😕
2⃣ همه لعنت میکنند همه میخواهند ایشان را دور کنند اما جناب سید الشهدا ایشان را میکشد و میآورد. 🙁
3⃣ ما همه عالم دست بدست میدهیم که او را دور کنیم اما جناب سید الشهداء میگوید که نه! بگذار بیاید! چرا دورش میکنید؟ ❌
4⃣ شما لعن کنید دستور شرعی هم هست، با این کار به کمال میرسید اما چه داعی دارید که جلوی دیگران را ببندید؟ چرا آنقدر تنگ نظرید؟! 🥴( لعن تشریفاتی)
5⃣ اتفاقا شاید اینها فردای قیامت بگویند که ای مردم حسابی شما آنقدر خواستید ما را دور کنید، خب اگر ما نبودیم شما چه طور آنقدر مومن بار میآمدید؟ این همه مسجد و تکیه و روضه و... نداشتید! ما سبب شدیم که شما به کمال برسید! خب پس چرا آنقدر تنگ نظرید و نمیگذارید ما جلو بیاییم! 👈با این سخنان دو دو تا چهار تا جلوی ما میایستند! همان ها هم برهان اقامه میکنند!👉
6⃣ ما چه قدر باید متشکر شمر و عمر بن سعد باشیم؟ مردم چه قدر دارند بخاطر امام حسین به کمال میرسند. 😳
7⃣ همه مردم میخواهند شمر را دور کنند اما جناب سید الشهدا میگوید آقا باشد شما بگویید، او را دور کنید چون تولی و تبری است بعد میبینید که این تولی و تبری ابتدایی است! اما در نهایت رحمت الهی شامل او میشود. ‼️
8⃣ همه در روز قیامت میگوئیم که خب درست است! حق شمر است که آنقدر بالا بیاید چون ایشان باعث شد که ما به اینجا برسیم. 🤨]بلکه اگر جناب شمر نبود امام حسین ع هم به آن مقامات نمیرسید بالاتر خدا هم اسماء جلالش تجلی نمیکرد، بنگر تا کجاست مقام آدمیت]
❗️ نکته قابل توجه اینست که ایشان گفته است: {یک وقتی هم آقا میفرمودند: «نمیتوانیم آن چه را که داریم، بگوئیم! مردم ما را بیچاره میکنند.» حالا ما اینجا جلسه خصوصی هستیم.} 🔇🔕[ اگر ابوذر میدانست ...لقتله؛ سند هم در کمال اعتبار است در طریقش جناب ابوسمینه است که جن و انس توثیقش کردهاند]
⭕️ پس خود ایشان معترف شده که این عقایدش را از باب تقیه جلوی مردم بیان نمیکند و فقط در جلسات و دروس خصوصی بیان میکند! یعنی اگر اطلاع داشت که این جلسه هم در حال ضبط است و قرار است پخش شود، این مطالب را بیان نمیکرد.
Repost from یادداشت های حسن انصاری
خلط علت و دلیل در گفتار آقای دکتر سروش در خصوص تحلیل عاشورا
گفتاری از آقای دکتر سروش می شنیدم درباره تحلیل عاشورای حسینی. دسته بندی جالبی داشت درباره تحلیل های مختلفی که تاکنون از این واقعه عظیم تاریخی به دست داده شده. اما آنچه آن را آقای سروش تحلیل خود از این واقعه معرفی می کرد این بود: سید الشهداء (ع) به تعبیر دکتر سروش با واقعه عاشوراء در واقع تنها روبرو شد به این دلیل که از مدینه خارج شد به جهت آنکه در مدینه امنیت جانی نداشت و چون نامه هایی هم از اهالی کوفه دریافت کرده بود به همین سبب رهسپار کوفه شد و نهایتا با بی وفایی و بد عهدی آنان روبرو شد و چون او مخیر بین عزت و ذلت شد و اجازه بازگشت به امام داده نشد و حر ریاحی جلوی کاروان حضرت را گرفت امام عزت را برگزید و تسلیم خواسته دشمن نشد. این است تحلیل ایشان از واقعه کربلا. کلام دکتر سروش متین است آنجا که می گوید حضرت با علم به اینکه جز شهادت نصیب او و خاندانش نمی شود تن به ذلت نداد و عزت ماندگار را پذیرا شد منتهی آنجا که این رفتار امام را سیاسی تلقی نمی کند و ریشه های چنین انتخابی را مد نظر قرار نمی دهد به نظرم دکتر سروش به خطا رفته است.
امام حسین به این دلیل در مدینه دیگر امنیت جانی نداشت و شبانه ناچار به ترک مدینه شد که دعوت بنی امیه را برای بیعت با یزید تن زد و این اگر با تاریخ و ادبیات آن عصر آشنا باشید بزرگترین اقدام ضد حکومتی تلقی می شد به ویژه اینکه این کار از سوی امام حسین سر زده بود، یعنی فرزند امیر المؤمنین و کسی که در کانون اصلی توجهات برای به دست گرفتن منصب خلافت بود و برادرش با صلحی که تماما مضمونی سیاسی داشت و تنها برای مدت محدودی خلافت را به معاویه، پدر یزید واگذار کرده بود صورت می گرفت. طبق قرار صلح، معاویه حق تصمیم گیری درباره خلافت بعد از خودش را نداشت و بنابراین وقتی امام حسین با یزید بیعت نکرد و از پذیرش درخواست آنان تن زد این بزرگترین رفتار و اقدام سیاسی تلقی می شد و مهمترین چالش برای حکومت متزلزل یزید بود. بنابراین برخلاف تعبیر آقای سروش حضرت سید الشهداء تنها در یک مخمصه گرفتار نیامده بود. او انتخابش آگاهانه بود و این انتخاب آگاهانه از روز نخست بود، همان روزی که از پذیرش بیعت با یزید تن زد. مسئله برخلاف نظر آقای دکتر سروش این نبود که چون در نهایت راهی جز انتخاب میان نام و ننگ برایش باقی نماند حضرت نام و عزت را برگزید. آقای دکتر سروش در این تحلیل نامه های اهل کوفه را به حضرت چندان مورد توجه قرار نمی دهد و برای آن در تحلیل خود محوریتی نمی بیند. البته این درست است که عدم بیعت با یزید به سبب دریافت نامه ها نبود اما بی تردید روند حوادث با آن نامه ها مرتبط بود و آن نامه ها گرچه همه از یک لون نبودند و انگیزه های نامه نگاران چنانکه در آن نامه ها ثبت شده همه یکسان نبود اما به هرحال مطالعه آنها برای درک انتخاب های امام و بعد سیاسی حرکت سید الشهداء کاملا مهم است. اتفاقا درونمایه چالش بر انگیز رفتارش را نسبت به دستگاه بنی امیه سید الشهداء مکرر از آغاز حرکت در گفتارها و مکتوب هایش بیان کرده و بررسی های تاریخی تردیدی در آن نمی گذارد.
در واقع شاید درست ترین تحلیل نسبت به عاشوراء این است که بگوییم حرکت امام حسین حرکتی برای اصلاح وضع امت پیامبر و احیای دوباره دیانتی بود که گرفتار ظواهر شده و معنا را از دست داده بود. دین را به مسلخ قدرت برده بود و درونمایه اخلاقی و معنوی و الهی پیام پیامبر را به کنار گذاشته بود. خلافت را بر نبوت ترجیح می داد و سنت خلیفگان را بر قرآن و پیامبر برتر می نشاند. کار به جایی رسیده بود که صدای حق شنیده نمی شد و همه غرق در ظواهر بی معنا بودند. تصورش را بکنید امتی را که یزید و معاویه نمایندگان آن باشند و نمادهای وحدت جماعت. سید الشهداء از آغاز می دانست که عدم پذیرش دعوت یزید چه پیامدهایی برای او خواهد داشت اما در عین حال نمی توانست مخالفت خود را با یزید و بنیاد خلافت و دستگاه او نشان ندهد. فرصتی تاریخی فراهم شده بود تا برای همیشه مشروعیت دستگاه خلافت را به چالش بکشد. از نقطه نظر تاریخی چنین هم شد. در برابر مکتب خلفاء، مکتب اهل بیت با عاشوراء جان گرفت و در تاریخ همواره به عنوان مرجع و الگو مورد توجه مخالفان دستگاه قدرت سیاسی خلیفگان و مورد اشارت آنان بود. کار سید الشهداء احیای مصلحانه بود.
با این حساب به نظرم آقای دکتر سروش در این گفتار خود به یک معنا جای علت و دلیل را به تعبیر متکلمان عوض کرده است. باری ترک مدینه به جهت خطری که بر جان او می رفت درست است اما این سبب اصلی اقدامات بعدی سید الشهداء نبود. دلیلی است که درستی گزاره ما را درباره سبب اصلی حرکت حضرت نشان می دهد و بدان رهنمون می کند. سبب را باید در آنچه گفتم دید و جستجو کرد.
https://t.me/azbarresihayetarikhi
Repost from پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
✍️نکتهای چند و نگاهی دیگر (۳۱)؛
🔹بسیاری از مباحث عرفان نظری وحدت وجودی، ابوابی برای توجیه توهین به ساحت اقدس ربوبی، با ابتناء بر کشف و شهود شیطانی قطب و صوفی، احادیث جعلی و آیات تقطیع شده است.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
