فلسفۀ مواجهه
الذهاب إلى القناة على Telegram
«هیچکس تا به حال درنیافته که بدن، بیآنکه ذهن به آن تعیٌن ببخشد، قادر به چه چیزی است» اسپینوزا، «اخلاق» . . . «هنوز ندیدهایم آنگاه که انبوه خلق گرد هم آید چه چیز ممکن میشود» هارت و نگری، «اسمبلی» برای ارتباط با من: instagram.com/foad.habibi
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
3 118
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
3 118
🔹فؤاد حبیبی در گفتوگو با ایبنا: این که بگوییم دوران ترجمه تمام شده و باید تالیف کنیم، تحمیل یک فرم پیشینی به خود مسئله است. خودم الان راجع به یک مسئلهای که دغدغه خودم است، یعنی فاشیسم، مواد و مطالبی آماده کردهام که تالیفی انجام دهم، اما نه به این دلیل که فکر میکنم الان ترجمه دور از شان من است یا الان چتجیپیتی و هوش مصنوعی هم میتوانند ترجمه کنند، پس بهتر است که من تالیف کنم. به نظر من خود مسئله باید فرابخواند که به چه فرمی متوسل شویم. چه بسا بتوان ژانرهای دیگر از آثار مثل کامیکبوکها یا میمها را تجربه کرد. البته میدانم که به لحاظ استدلالی و منطقی جایگاه کتاب، متفاوت است و این فرمها یا ژانرها استحکام و ژرفای کتاب را ندارند. اما دلیل این که میگویم باید به این ژانرها هم نگاه کرد، مسئله affect یا ایجاد یکسری «تاثیرات» است که تواما ذهنی و بدنی است، عاطفی و عقلانی است. به عبارت دیگر دو چیز مهم است، یکی این که مسئله چیست و دیگر این که مخاطب کیست. با در نظر گرفتن این دو، به سوال دیگری میرسیم: کدام فرم و ژانر از تولید متن است که میتواند با مسئله به تمامی رودررو شود و میتواند آن را برای ما بشکافد و روی مخاطب هم effect «اثر» مطلوب بگذارد. با این سبک طرح سوال دیگر اهمیتی ندارد که ترجمه باید انجام دهیم یا تالیف. اگر بخواهیم پیشینی تصمیم بگیریم، گویی برای یکی از این فرمها قداستی قائلیم. و مثلا میگوییم یک دوران ترجمه داشتیم و الان دوران تالیف است. من طور دیگری مسئله را میفهمم.
📎متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید
@Philosophy_of_Encounter
3 118
Repost from N/a
راهنمای نویسندگان
۱) ماهیت مطالب: «فلات» مجلهای برای انتشار مقالات تخصصی و دانشگاهی به معنای متعارف آن نیست. مطالب ارسالی باید در قالب جستار (Essay) برای حوزه عمومی نوشته شوند؛ متنهایی که در عین برخورداری از پشتوانه نظری و استدلالی، با مسائل روز، تجربه زیسته و مناقشات فکری و اجتماعی پیوند بخورند و در گفتوگوی عمومی مداخله کنند. ازاینرو، استفاده از ساختارهای سخت دانشگاهی، مرور پیشینه پژوهش یا ارجاعدهی مفصل ضرورت ندارد. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، مسئلهمندی، وضوح، انسجام استدلال و توانایی متن در گشودن افقهای تازه برای اندیشیدن به «وضعیت اکنون» است.
۲) قالب و حجم مطالب: مطالب میتوانند در قالبهای متنوعی ازجمله یادداشت، جستار، تحلیل، گزارش، نقد یا ترجمه ارسال شوند. حجم متن باید متناسب با قالب انتخابی باشد؛ برای نمونه، یک یادداشت میتواند حدود ۱۰۰۰ کلمه و یک تحلیل جامع تا حدود ۳۰۰۰ کلمه باشد. بنابراین، بازه تعیینشده (۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه) به معنای یک اندازه ثابت برای همه متنها نیست، بلکه نوع و ژانر نوشته، حجم استاندارد آن را مشخص میکند.
۳) کیفیت و لحن: متن در هر قالبی که نوشته میشود، باید واجد استقلال فکری، انسجام روایی و استدلال محکم باشد. نوشتهها نباید به یک گزارش صرفاً دانشگاهی از منابع تبدیل شوند، و در عین حال نباید سطحی و در حد یادداشتهای شبکههای اجتماعی باشند. «فلات» از متنهایی استقبال میکند که نهفقط درباره یک مسئله، بلکه در مواجهه جدی و عمیق با آن شکل گرفته باشند.
۴) نحوه ارجاعدهی: ارجاعات مستقیم و کوتاه باید بهصورت درونمتنی بیایند و ارجاعات کلی یا ارجاع به منابع اصلی در پایان متن درج شوند.
۵) مشخصات نویسنده: ذکر نام و نام خانوادگی، میزان تحصیلات/تخصص و نشانی پست الکترونیکی (ایمیل) در ابتدای فایل الزامی است.
۶) فرمت ارسال: مطالب حتماً باید در قالب فایل Word ارسال شوند. در صورت ارسال متنهای ترجمهشده، همراه داشتن فایل PDF متن اصلی ضروری است.
📮 ایمیل فلات:
falaat.mag@isa.org.ir
🌐آدرس پیج اینستاگرام فلات:
instagram.com/falaatmag
@FalaatMag
3 118
Repost from N/a
+3
📮 ایمیل فلات:
falaat.mag@isa.org.ir
🌐آدرس پیج اینستاگرام فلات:
instagram.com/falaatmag
@FalaatMag
3 118
فؤاد حبیبی، جامعهشناس، مترجم و استاد دانشگاه است. او به «شرق» میگوید در مواجهه با رفتارهای جمعی این نسل، پیش از هر چیز باید با ژانر مرثیهسرایی و اخلاقیاتگرایی فاصله گرفت: «کار کسی که به عنوان تحلیلگر اجتماعی یا سیاسی به این مسائل میپردازد، اصولا باید تفاوت بسیار زیادی با تأسف، نصیحت و اندرز داشته باشد. ما نباید با هر پدیدهای از زاویه ترس و پناهبردن به دوگانهسازیهای سادهساز اخلاقی برخورد کنیم که در یک طرف آن، نسل گذشته به عنوان نسل مطلوب تطهیر شود و در طرف دیگر، نسل جدید با برچسبهای آسیبشناختی مورد تخطئه قرار گیرد. دستکشیدن از این منظر اخلاقیاتی، نخستین و ضروریترین گام برای فهم پدیده است. لعن و نفرین یا ستایش و تمجید بیدلیل، هیچکدام کمکی به گشودن مسئله نمیکنند و صرفا ابزاری برای تخلیه هیجانات یا خشمی هستند که از ناتوانی در درک واقعیت سرچشمه میگیرد».
📎متن کامل را اینجا بخوانید
@MSandUs
3 118
Repost from انجمن جامعه شناسی ایران
⭕️ اگر دیگر نتوان دست به عمل زد، علوم اجتماعی چه معنایی دارد؟
فراخوان شماره نخست «فلات» (ضمیمه مجله جامعهشناسی ایران)
پرونده ویژه: عاملیت در زمانه تعلیق
اگر هر بحران به تعلیقی تازه بینجامد، اگر هر امیدی به آیندهای نامعلوم حواله داده شود، اگر هر کنشی پیشاپیش ناممکن تصور شود، اگر جهان هر روز بیش از پیش در انبوهی از دادهها، تصاویر، روایتها و تفاسیر غرق شود، بیآنکه فهمی روشنتر یا امکانی تازه برای عمل بیافریند، آنگاه وظیفه علوم اجتماعی چیست؟ و، آیا رسالت علوم اجتماعی صرفاً افزودن بر تفاسیر جهان است، یا مداخله در آن؟ آیا هنوز میتوان از عاملیت سخن گفت؟
شماره نخست «فلات»، به سردبیری دکتر فؤاد حبیبی، که در حال حاضر به عنوان ضمیمه مجله «جامعهشناسی ایران» (از مجلات تحت امتیاز انجمن جامعهشناسی ایران) منتشر میشود، به پرونده ویژه «عاملیت در زمانه تعلیق» اختصاص دارد. به زعم ما، عاملیت صرفاً یک مفهوم نظری نیست؛ گرهگاهی است که وضعیت کنونی، علوم اجتماعی و مسئولیت اندیشیدن را به یکدیگر پیوند میزند. در جهانی که با فرسودگی، انفعال، انتظار، تعویق و درماندگی احاطه شده، بازاندیشی امکان کنش، آفرینش، مقاومت، رخداد، سازمانیابی، مسئولیت و دگرگونی، دیگر یک انتخاب نظری نیست؛ ضرورتی برای خودِ اندیشیدن است.
فلات میخواهد قلمرویی باشد برای شدتبخشی به ایدهها، مفاهیم، تجربهها و آزمونهای خلاق؛ میدانی برای خلق مسئله، آزمودن نظریهها و گشودن راههای تازه برای فهم و مداخله در اکنون. ما در پی افزودن بر تفاسیر سرد، خنثی و بیتفاوت نیستیم؛ بلکه میخواهیم علوم اجتماعی را دوباره به متن زندگی، به دل بحرانها و به امکانهای دگرگونسازی وضعیت بازگردانیم.
این امر ممکن نیست مگر با دست کشیدن از سیاست نوستالژی؛ با پایان دادن به انتظار بیپایان برای گودو، برای مداخلهای بیرونی که هرگز از راه نمیرسد؛ با دلکندن از حسرت گذشتههای ازدسترفته و وعدههای خیالین آینده. آنچه پیش روی ماست، مخاطره اکنون است؛ درآمیختن با حال حاضری که هرگز به تمامی در آن نبودهایم و افزودن چیزی به وضعیت که بتواند آن را دگرگون سازد.
از همین رو، فلات از استادان، پژوهشگران، دانشجویان، نویسندگان، مترجمان، فعالان اجتماعی و همه علاقهمندان علوم اجتماعی دعوت میکند با مقاله، جستار، ترجمه، گزارش میدانی، روایت، گفتوگو، یادداشت انتقادی و هر شکل دیگری از نوشتار خلاق و مداخلهگر در این پرونده مشارکت کنند.
ما از شما نمیخواهیم صرفاً درباره عاملیت بنویسید؛ از شما دعوت میکنیم امکانهای عاملیت را بیازمایید. بپرسید چگونه میتوان در زمانه تعلیق دوباره عمل کرد؛ چگونه میتوان امکان کنش را از دل انفعال، امکان امید را از دل فرسودگی، و امکان رخداد را از دل بنبستها بیرون کشید.
این، به تعبیر دیگر، دعوتی است به معاصر بودن. دعوتی به پذیرفتن مخاطره اندیشیدن در اکنون؛ به پذیرفتن مسئولیتی که زمانه ما بر دوش علوم اجتماعی نهاده است؛ و به شجاعتی که بدون آن هیچ اندیشهای معاصر نخواهد بود. چنانکه جورجو آگامبن میگوید: «معاصر بودن پیش از هر چیز کسبوکار شجاعت است: چراکه معاصر بودن نهتنها توانایی خیرهشدن به تیرگیهای زمانه، بلکه مشاهدهی نوریست که در بطن این تیرگیها سوسو میزند؛ نوری که رو به سوی ما دارد، و در عین حال پیوسته از ما فاصله میگیرد.»
***
🚨 حجم مطالب ارسالی حداقل ۱۰۰۰ و حداکثر ۳۰۰۰ کلمه باشد.
🚨 در ترجمه، ذکر دقیق منبع ضروری است.
🚨 مطالب ارسالی پیشتر در جای دیگری منتشر نشده باشد.
🚨 لطفاً مطالب خود را، در هر یک از قالبهای یادداشت، تحلیل، گزارش، نقد و ...، حداکثر تا ۱۵ شهریور ارسال کنید.
📮 ایمیل فلات:
falaat.mag@isa.org.ir
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
@iran_sociology
3 118
بیانیه گروه جامعهشناسی دانشگاه کردستان (۱):
در دفاع از حقیقت، مسئولیت دانشگاهی و کرامت دانشجویان
بیایید با کمترین مقدمه و درآمدی به اصل مسئله بپردازیم، چراکه دیگر درنگ، سکوت و مقدمهچینی لازم نیست. چنانکه همه میدانید، در طول ماهها و بهویژه هفتههای گذشته، آقای دکتر جمال محمدی با انتشار مجموعهای از یادداشتها، نامهها و اسناد گزینشی در فضای مجازی کوشیدهاند روایت خاصی از پرونده خود ارائه کنند؛ روایتی که در آن، مسئله اصلی نه شکایتهای متعدد دانشجویان، بلکه اتهاماتی از قبیل «سناریوسازی گروه جامعهشناسی»، «توطئه همکاران»، «جنگ نرم»، «قتل نمادین» و «حذف سیاسی» معرفی میشود.
گروه جامعهشناسی دانشگاه کردستان در ماههای گذشته، آگاهانه از ورود به این مجادلات رسانهای خودداری کرد. این سکوت نه از سر بیتفاوتی بود و نه از سر ناتوانی در پاسخگویی. برعکس، حاصل این باور بود که شأن دانشگاه، حقوق دانشجویان و سلامت فرایندهای رسیدگی اقتضا میکند که از تبدیل شدن یک پرونده حساس به نزاعهای رسانهای و شخصی پرهیز شود.
@MSandUS
3 118
علمی که خود را میبلعد:
به سوی یک علوم اجتماعی خود - انتقادی و گشوده
سخنرانی به مناسبت روز علوم اجتماعی
۱۹ آذر ۱۴۰۴
دانشگاه کردستان
شاید این روزها هدف نه کشف، بلکه آنچه هستیم باشد.
@MSandUS
3 118
Repost from انجمن علمی دانشجویی جامعەشناسی دانشگاە کردستان
انجمن جامعهشناسی ایران و گروه جامعهشناسی دانشگاه کردستان با همکاری انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی برگزار میکند:
روز علوم اجتماعی
با محوریت: نقد خویشتن؛ به سوی یک علوم اجتماعی متکثر و روادار
🔹 با حضور سرکار خانم دکتر شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران
🔹 همراه با برگزاری انتخابات هیئتمدیره جدید انجمن جامعهشناسی کردستان ـ دفتر سنندج
📅زمان: چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۴
⏰ساعت ۹ تا ۱۳
📍مکان: دانشگاه کردستان، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، تالار فردوسی
3 118
تزهای آنتیفاشیستی (۹)
بازگشت به حال: چگونه میتوان هماینک رستگار شد؟
نباید هرگز بهسادگی تصور کرد که موتور فاشیسم با نفرت یا عقلستیزی پیش میرود؛ انفعالات و ایدهها در مقام سوخت این ماشین اهمیت دستاولی ندارد، زیرا مسئله همواره بر سر موتور است، بر سر پیشرانی که ماشین مزبور را قادر به تسخیر فضازمان میکند: زمان (و انواعواقسام مرضهای زمانی، از زمانپریشی تا نوستالژی و خیالبافی در باب آینده). همۀ بحثوجدلهای سخت و بیپایان دربارۀ بازگشت به عظمت گذشته، به «چی بودیم» برای چیرگی بر فاجعهای به نام «چی شدیم»، یا در مقابل انواع رؤیای احیای عظمت مزبور که «یه روز خوب میآد»، صرفاً گواهیست بر اهمیت و محوریت این عامل محوری در نبردهای اجتماعی ــ روانی و تاریخی این نیرو. فاشیسم در این راستا میکوشد زمان را از مفصلهایش درآورد تا آن را همچون شیئی صیقلخورده، پیشبینیپذیر و مصرفشدنی پیش روی ما بگذارد: گذشتهای که باید حسرتآلود پرستید، آیندهای که باید خوشخیال انتظارش را کشید، و حالی که باید اندوهناک حذفش کرد. فاشیسم نه فقط بدنها وذهنها، بلکه زمان را نیز به انقیاد درمیآورد.
@MSandUS
@chaosmotics
3 118
Repost from انجمن علمی دانشجویی جامعەشناسی دانشگاە کردستان
کانون همیاران سلامت روان با همکاری انجمن جامعهشناسی و انجمن مشاوره برگزار میکند:
🎯 کارگاه تحلیلی و پژوهشی:
اقتصاد عاطفیِ فقدان:
شبکههای اجتماعی و سوبژکتیویتهٔ اندوهگین
🕒 زمان : سهشنبه ۱۱ آذرماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳:۳۰
سخنران : دکتر فؤاد حبیبی،
استادیار گروه جامعهشناسی دانشگاه کردستان
مکان : تالار فردوسی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
همراه با پذیرایی و صدور گواهی برای شرکتکنندگان
https://t.me/salamat_ravan_403@MSandUS @uoksociology
3 118
آلتوسر فراسوی آلتوسر
وارن مونتاگ در این اثر ـ که نخستین مرور تحلیلی مهم بر آثار آلتوسر پس از انتشار انبوه آثار متأخر اوست ـ مسیر پرپیچوخم و پُرتناقض اندیشهٔ آلتوسر را از مباحث اولیهاش دربارهٔ ایدئولوژی و دستگاههای ایدئولوژیک دولت، تا تأملات همیشگیاش در باب هنر، تئاتر و ادبیات دنبال میکند. او در گفتوگویی مستمر با آثار همکار نزدیک آلتوسر، پییذ ماشری، نظریهای از «مادیّت هنر» و «خوانش سیمپنوماتیک» را میپرورد که درک ما از رابطهٔ هنر و ایدئولوژی را بهکلی دگرگون میکند.
در فصلهایی چون «از نخستین برخوردها: هنر در برابر ایدئولوژی»، «خوانش سیمپتوماتیک»، «فلسفه بهمثابه مداخله»، و تحلیلهای درخشان از آثاری همچون دل تاریکی کنراد و رابینسون کروزوئه دفو، مونتاگ نشان میدهد که چگونه آثار آلتوسر، از دل سیاست، میل و شکست، برآمدهاند. در این مسیر، او از اسطورهٔ «آلتوسر، فیلسوف خشک دانشگاهی» عبور میکند و پرترهٔ فیلسوفی را ترسیم میکند که درگیر بحران، بدن، و خطرِ آتش است — همان «خطر سیاست».
لویی آلتوسر کتابی است در خور خواندن — کتابی دربارهٔ اندیشمندی که، همانطور که خود نوشت، «آیندهاش همیشه میپاید».
@MSandUS
3 118
Repost from انتشارات ققنوس
کتاب لویی آلتوسر نوشتهی وارن مونتاگ (۲۰۰۲) یکی از ژرفترین، چالشبرانگیزترین و درعینحال متفاوتترین خوانشها از یکی از متفکران نامتعارف سدهی بیستم است؛ خوانشی که آلتوسر را نه در مقام فیلسوفی منسجم و نظاممند، بلکه چونان اندیشمندی سرشار از تنش، تردید و خلاقیت فکری بازمیخواند. مونتاگ در این اثر، با تکیه بر دستنوشتهها و متون کمتر شناختهشدهی آلتوسر، تصویری تازه از او ارائه میدهد؛ تصویری که فراتر از برچسبهای آشنایی چون «مارکسیست ساختارگرا» یا «فیلسوف دستگاه ایدئولوژی» میرود.
در این بازخوانی، آلتوسر نه تنها در میدان نظریهی سیاسی بلکه در قلمرو هنر، ادبیات و تئاتر نیز بهمثابه متفکری زنده و درگیر با مسئلهی شکلگیری سوژه و ایدئولوژی ظاهر میشود. مونتاگ با نگاهی همدلانه و درعینحال انتقادی، نشان میدهد تناقضها و گسستهای درونی آثار آلتوسر خود بخشی از پویایی اندیشهی اویند، نه نشانهی شکستش. از نظر او، فلسفهی آلتوسر نوعی «فلسفهی در حال شدن» است که میان علم و سیاست، نظریه و زندگی، و حقیقت و خطا در نوسان است.
#لویی_آلتوسر
@qoqnoospub
3 118
تزهای آنتیفاشیستی (۸)
وداع با پدران: چگونه میتوان از شرّ دیالکتیک ارباب - بنده خلاص شد؟
پدر همیشه بازمیگردد. در هیئت دال بزرگ، در لباس سیاستمداری کاریزماتیک، در شکل قانون مقدس، یا در قالب متفکر فرزانهای که همه چیز را به دوگانههای ناگزیر فرو میکاهد. پدر همان میل به انسداد است، همان تمایل به یافتن نقطهای نهایی که همۀ گسستها را پر کند، همۀ شکافها را ببندد، همۀ نیروهای سرکش را در چارچوب یک نظم تاموتمام تثبیت کند. تکلیف پوپولیسم، راست افراطی و فاشیسم با پدر روشن است؛ پدر خط قرمزیست که نمیتوان از آن گذشت. اما نزد سنت بدیل نیز اوضاع چندان بهتر نیست. و چهبسا یکی از دلایل ناتوانیاش در به چالش کشیدن راست بهرغم بحرانیتر شدن هرچه فزونتر اوضاع به همین سبب باشد، یعنی همنوایی با جریان هژمون و نظریهپردازی در باب ناگزیری تبعیت از پدر. یکی از دلایل اهمیت هگل با دیالکتیک ارباب و بندهاش و لاکان با نامِ پدرش برای چپ کلاسیک و مدرن ناشی از همین مسئله است: هر دو صورتبندیهای جذابی از همان فوبیای ضداقتدارگرایانۀ هراسان از تفاوت و گشودگی رادیکال به دست میدهند.
@MSandUS
@chaosmotics
3 118
Repost from انتشارات ققنوس
گفتگو با فیلسوفان معاصر
این قسمت گفتگو به مارگاریتا پاسکوچی اختصاص دارد
پاسکوچی نویسنده کتاب "قدرت فقر؛ مارکس اسپینوزا میخواند" است که انتشارات ققنوس با ترجمه فواد حبیبی و امین کرمی منتشر کرده است
دکتر محمد هادی در بخشی از این گفتگو این سوال را از " مارگریتا پاسکوچی" پرسیدهاندکه
"قدرت درونی چگونه اقتدار سرمایهداری را به چالش میکشد؟
@qoqnoospub
3 118
Then as Tragedy: The Meaning of the Return of Trump
What do reactions to Trump's return reveal about the scope and limits of political imagination and thought?
@MSandUS
3 118
این متن که در ماههای اول انتخاب مجدد دونالد ترامپ به مقام ریاست جمهوری ایالات متحده نوشته شد، تلاشیست برای گشودن راهی دیگر در فهم فاشیسم، راهی که به عوض در پیش گرفتن مسیر نقدهای کهنهی ایدئولوژی و تکیه بر فرضیهی فریب ــ چه در قالب اخلاقگرایی آموزشی (به سبک هنری ژیرو) و چه در صورتبندیهای رادیکال (به سیاق اسلاوی ژیژک) ــ بر شیزوکاوی تمرکز میکند؛ نظرگاهی که مسئلهی اصلیاش نه نشان دادن جهل تودهها، فریبکاری رهبران سیاسی یا تحریف واقعیت به دست رسانهها، بلکه ترسیم مختصات ماشینهای انتزاعی و اجتماعی میل است. پس، فاشیسم را در اینجا نه چونان سایهای بر چهرهی آگاهی، بلکه بهمثابه نیرویی ایجابی در نظر میگیریم که از دل شکست میل به آزادی زاده میشود؛ لحظهای که تمنای آزادی در اثر ناکامی، مسیرش را وارونه کرده و به میل به تبعیت، فرمانبری و بندگی بدل میشود. این میل، نه قسمی توهم نیازمند افشاگری یا حتی کلبیمشربی وقیحانه، که خود شریان حیاتی میکروفاشیسمِ ریشهدوانده در قلوب، اذهان و روابط روزمرهی ماست؛ نیرویی که فرصتطلبانه بیرق بر زمین افتادهی نبردهای شکستخورده را به دست میگیرد، وعدهی ارائه و اجرای «راهحل نهایی» میدهد و به همین دلیل، از ژرفای میل جمعی به زندگی برمیخیزد و در جابهجای حیات اجتماعی رسوخ میکند. به تعبیر سادهتر، آنچه میخواهم نشان دهم این است که هیولای فاشیسم نه بر مبنای سؤاستفاده از «دموکراسی واقعا موجود» و به یاری کژکارکردهای ایدئولوژیک و رسانهای، که برآمده از قلب تپندهٔ خواستِ جمعی و به مدد کارکردهای عاطفی و عقلانی مردم یا ملتی شکستخورده و مستأصل، در مقابل ما قد علم کرده است.
📎 متن کامل را اینجا بخوانید
@MSandUS
