کانال آموزش زبان انگلیسی (SHAHI)
الذهاب إلى القناة على Telegram
472
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
فرق In time و On time در انگلیسی چیست؟
.
🚀On time:
دقیقا" به موقع و سر وقت، منظم
مثال:
🗣I hardly ever get to work on time.
کم پیش میاد که من به موقع سر کار برسم.
.
🗣My flight's on time, so I'll meet you at the airport at 3:30.
پروازم سر/به موقع ست، ساعت3:30 در فرودگاه میبینمت
.
🗣If you don't bring it on time, you'll receive a 20-point deduction.
اگر به موقع نیاوریدش، 20 امتیاز از شما کم خواهد شد.
🎱🎱🎱🎱🎱🎱
🚀In time:
زودتر از موعد مقرر، به اندازه ی کافی زودتر
مثال:
🗣Guys, Please be here in time.
بچه ها، لطفا" قبل از موعد اینجا باشید.
.
🗣I came back in time for Mori's party.
برای میهمانی موری قبل از موقع برگشتم
.
🗣I want to be home in time for tea.
میخواهم قبل از موعد خوردن چای خانه باشم
@eft1397
🔰🔰 در انگلیسی 16 زمان مختلف ومجزا داریم: 🔰🔰
@eft1397
🔹حال ساده:
🔸 I go
🔹 حال استمراری :
🔸 I am going
🔹 حال کامل:
🔸 I have gone
🔹 آینده ساده:
🔸 I will go
🔹 حال کامل استمراری :
🔸 I have been going
🔹 آینده ساده:
🔸 I will go
🔹 آینده استمراری :
🔸 I will be going
🔹 آینده کامل:
🔸 I will have gone
🔹 آینده کامل استمراری :
🔸 I will have been going
@eft1397
🔹 آینده در گذشته :
🔸 I would go
🔹 آینده در گذشته استمراری:
🔸 I would be going
🔹 آینده در گذشته کامل استمراری :
🔸 I would have been going
🔹 آینده در گذشته کامل :
🔸 I would have gone
🔹 گذشته ساده :
🔸 I went
🔹 گذشته استمراری :
🔸 I was going
🔹 گذشته کامل استمراری :
🔸 I had been going
🔹 گذشته کامل :
🔸 I had gone
@eft1397
☘ #گرامر wish ☘
🌺 برای بیان آرزوها در موقعیت های خاص از wish استفاده میکنیم که بهترین ترجمه اون "ای کاش" است.
📣مثال
🚗 I wish I had a car
🚘 ای کاش ماشین داشتم.
📣📣در این ساختار به یاد داشته باشید که هر فعلی در جمله می آورید، باید گذشته باشه.
🌺 فعلهای زیر به این صورت تغییر می کنند
🍁 Do 👉did
🍁 Will 👉 would
🍁 Can 👉could
🍁 Have to 👉 had to
🌺 بنابراین :
🚫🚫 جمله اول غلط است👇
❌ I wish I have my laptop with me.
✅I wish I had my laptop with me.
🌿 کاش لپ تاپمو همرام آورده بودم.
🌺 چند مثال:
🍀 I wish I didn’t have to work all day.
🏮ای کاش مجبور نبودم کل روز کار کنم
🍀 I wish I had a higher salary.
🏮ای کاش حقوق بالاتری داشتم
🍀 I wish I could learn English faster.
🏮ای کاش می تونستم انگلیسی سریع تر یاد بگیرم
🍀I wish I weren’t stuck in traffic.
🏮کاش تو ترافیک گیر نمیکردم.
🚨🏮 بعد از "I" به جای was، باید از were استفاده کنیم
🍀 I wish I were in Rome now.
🏮ای کاش الان توی شهر رم بودم
🍒🍒 خلاصه
🍓I can't speak French. I wish I could.
🍎 من نمی توانم فرانسوی صحبت کنم.ای کاش می تونستم
🍓 I don't have a car. I wish I had
🍎 من ماشین ندارم. ای کاش داشتم
🍓 I am poor.I wish l weren't
🍎 من فقیرم. ای کاش نبودم
@eft1397
🎧استفاده و کاربرد عبارت مفید و کاربردی Cross the line در انگلیسی
Cross the line
یعنی:👇
از حد و محدوده ی مشخص و تعیین شده عبور کردن
یا خیلی ساده بگیم یعنی: از خط قرمز رد شدن
.
چند تا مثال تقدیم حضورتون میشه تا براتون خوب متوجه بشین👇
.
This time, you've really crossed the line.
این بار، تو دیگه واقعا" خط قرمز رو رد کرده ایی.
.
There is a line between joking and being offensive, and Mori crossed that line.
خط قرمزی/ محدوده ایی وجود داره بین شوخی و توهین، و موری اون خط رو رد کرده.
.
Sara looked at me sadly, and I knew I had crossed the line.
سارا به من با ناراحتی نگاه کرد، و من فهمیدم که خط قرمز رو رد کرده ام.
.
Speaking that rudely to your teacher definitely crosses the line.
اون طوری بی ادبانه با معلمت حرف زدن قطعا" از حد و حدود گذشتن است.
.
When you spoke that rudely to your teacher, you definitely crossed the line.
وقتی اون طوری با معلم ات حرف زدی، یعنی بی شک خط قرمز رو رد کرده ایی.
.
There was no reason to bring our families into it. That's crossing the line.
دلیلی نبود که خانواده ها مون رو وارد این(ماجرا) بکنیم، این عبور از خط قرمزه.
.
I can tolerate a lot, but they really crossed the line when they broke the window.
من خیلی می تونم تحمل کنم، اما اونها وقتی پنجره رو شکستند دیگه از حد گذشتند.
@eft1397
#نکات_گرامری = افعال دو قسمتی (two-part verbs)
♣️ این افعال ازیک فعل و یک حرف اضافه یا جزء قیدی تشکیل میشوند و دو نوع میباشند: افعال جدا شدنی و افعال جدا نشدنی.♣️
🍯 1) افعال جداشدنی:
🔮 فرمول : فعل + جزء قیدی ( یا حرف اضافه)
🔑 افعال جداشدنی افعالی هستند که با اضافه شدن یک جزء قیدی معنی فعل اصلی به کلی تغییر میکند.
🔑 مفعول این افعال اگر اسم باشد میتواند هم بعد از این افعال و هم ما بین این افعال قرار گیرد.
✅ Put the groceries away, please.
✅ Put away the groceries, please.
🔑 اما اگر مفعول این افعال ضمیر(it or them) باشد فقط و فقط باید ما بین این افعال قرار گیرد.
✅ Take out the trash, please.
✅ Take the trash out, please.
✅ Take it out, please.
❌ Take out it, please. ❌
💎 مهمترین افعال جداشدنی 💎
🌈 turn on روشن کردن
🌈 turn off خاموش کردن
🌈 turn up صدا را زیاد کردن
🌈 turn down صدا را کم کردن
🌈 put on پوشیدن
🌈 take off درآوردن لباس
🌈 pick up برداشتن، بلند کردن
🌈 wake up بیدار کردن
🌈 call up تلفن کردن
🌈 look up پیدا کردن لغت در دیکشنری
🌈 give back پس دادن
🌈 take apart جدا کردن، باز کردن دستگاه
🌈 find out فهمیدن، پی بردن
🌈 put aside کنار گذاشتن
🌈 write down نوشتن، یادداشت کردن
🌈 take away بردن، دور کردن
🎗🎗🎗🎗🎗🎗
@eft1397
🍯 2) افعال جدا نشدنی
🔮 فرمول : فعل + حرف اضافه
🔑 افعال جدانشدنی افعالی هستند که با اضافه شدن یک حرف اضافه معنی فعل اصلی تغییر نمیکند.
🔑 هیچ اسم یا ضمیری نمیتواند ما بین این افعال قرار گیرد و باید بعد از حرف اضافه نوشته شود.
✅ I am waiting for my brother.
✅ I am waiting for him.
❌ I am waiting him for. ❌
💎 مهمترین افعال جدانشدنی 💎
🌈 look at نگاه کردن به
🌈 look for جستجو کردن
🌈 look after مراقبت کردن از
🌈 talk to/with حرف زدن با
🌈 talk about حرف زدن درباره
🌈 speak about حرف زدن درباره
🌈 speak to/with صحبت کردن با
🌈 think about/of فکر کردن درباره
🌈 wait for منتظر بودن
🌈 listen to گوش کردن به
🌈 consist of تشکیل شدن از
🌈 concentrate on تمرکز کردن روی
🌈 depend on متکی بودن به
🌈 insist on اصرار کردن
🌈 rely on متکی بودن به
🌈 search for دنبال چیزی گشتن
@eft1397
فرق بین کاربرد job, work, career, employment در انگلیسی
.
🎾 Job:
شغل؛ اون شغلی که شما دارید یا ندارید
مثال:
I’m looking for a new job
من دنبال یک شغل جدید میگردم
.
I’ve applied for several jobs without success.
من برای چند تا شغل اقدام کردم، اما موفق به گرفتنشون نشدم
.
Mori got a holiday job at a factory in Bristol.
موری یک شغل تعطیلاتی(تابستانی مثلا") در یک کارخانه واقع در بریستول به دست آورد.
.
Mori finally found a job in a bakery.
موری سرانجام یک شغل در نانوایی پیدا کرد
.
My son has been offered a job in Tokyo.
به پسرم یک پیشنهاد شغل در توکیو شده است
🌲🌲🌲
Work :
کار، کار کردن؛ به اون فعالیتهایی که در Job انجام میدید گفته میشه
مثال:
I have a lot of work to do
من کلی کار دارم که باید انجام بدهم
.
I start work at 8 o’clock every morning.
من هر روز ساعت8 کارم رو شروع میکنم
.
I go to work by bus.
من با اتوبوس به سر کار میروم
.
I know you’ve got a lot of work to do.
میدونم که کلی کار برای انجام دادن داری/ میدونم سرت شلوغه
.
I started work when I was sixteen.
من وقتی 16 سالم بود کار کردن رو شروع کردم
🌲🌲🌲
🎾 Career
حرفه؛ دوره خدمتی، تخصص رسته ایی
مثال:
A career in computer science.
حرفه ایی در علم کامپیوتر
.
He has just started out on a career as a photographer.
او به تازگی حرفه اش رو به عنوان یک عکاس شروع کرده است
.
He sought a career as a lawyer.
او دنبال یک حرفه به عنوان وکیل گشت
.
His career as a soldier ended with the armistice.
حرفه ی او به عنوان سرباز با صلح جنگ به پایان رسد
.
He's hoping for a career in the police force/as a police officer.
او امید به حرفه ایی در نیروی پلیس به عنوان افسر پلیس دارد
🌲🌲🌲
🎾 Employment
معمولا" اشاره به شغل دائمی دارد؛ مثلا شما برای جایی برای مدتی طولانی کار کنید.
معمولا" انتظار میره که Job برای کارهای کوتاه مدت و Employment بیشتر برای کارهای بلند مدت و پرداخت منظم به کار بره.
مثال:
After graduation, she found employment with a local finance company.
او بعد از فارغ التحصیل شدن یک شغل دائم با یم شرکت مالی محلی یافت.
.
The new factory will provide employment for 300 people.
کارخانه جدید 300 اشتغال(دائم/بلند مدت) برای مردم بوجود خواهد آورد.
@eft1397
ترجيح دادن/بيشتر دوست داشتن در انگليسی
🇺🇸🇬🇧
.
Coffee or tea?’ ‘I'd prefer tea, thanks
چاي يا قهوه؟ من چاي رو ترجيح ميدم، سپاس
(prefer something)
.
I much prefer jazz to rock music.
من موسيقي جـَــز رو به راك ترجيح ميدم./ جز رو بيشتر دوست دارم.
.
I would prefer it if you didn't tell anyone.
دوست داشتم/ترجيح ميدادم (اگر)به كسي نميگفتي
.
A local firm is to be preferred.
يه شركت محلي ترجيح داده ميشه/ بهتره
.
I prefer my coffee black.
ترجيح ميدم قهوه ام سياه باشه/ غليظ باشه
.
The donor prefers to remain anonymous.
اهدا كننده ترجيح ميده كه ناشناس بمونه
(prefer to do something)
.
I prefer not to think about it.
ترجيح ميدم بهش فكر نكنم.
.
Would you prefer me to stay?
ترجيح ميدي كه من بمونم؟
(prefer somebody/something to do something)
.
I prefer playing in defence.
ترجيح ميدم در دفاع بازي كنم
(prefer doing something)
.
I would prefer that you did not mention my name.
ترجيح ميدادم/بهتر بود كه نام من رو ذكر نميكردي
Prefer that=Formal form
.
I’d prefer to go by myself.
ترجيح ميدهم كه خودم بروم
------
📌نكته: اشتباه رايج:👇
در اين مورد دقت كنيد كه جمله زير به دليل استفاده از Than كاملا" اشتباه است.
She prefers books than magazines.
@eft1397
خسته نباشید در انگلیسی؟؟!!!🇺🇸🇬🇧
.
در فرهنگ انگلیسی کلمه و عبارت و جمله ای برای "خسته نباشید" وجود نداره,
و احتمالا اگر به یه انگلیسی زبان بگید:
Don't be tired
و یا هر چی شبیه این به عنوان معادلی برای "خسته نباشید" خودمون،
بدون شک متوجه خواهد شد که شما خیلی از تسلط خوبی در انگلیسی بر خوردار نیستید.
و این مصداق دقیق اشتباهی است با نام اشتباه انتقال زبانی بیان میشود.
همچنین در مورد اون دوستانی که میخواهند خلاقیت به خرج بدهند و میگن👇
More power to your elbow
دقت کنید که به صورت بسیار نادر و خیلی کم؛ تنها در مقابل کار فیزیکی/یدی ممکنه به کار بره👇
.
به هر حال،
در مواقع نیاز میتونید از عبارتهای زیر
به عنوان معادلی برای "خسته نباشید"، و یا تحسین طرف مقابلتون به نسبت موقعیت استفاده کنید:👇
.
Good job
کار(ت)خوب بود
.
Well done
خوب انجام دادی
.
Nice work
کار نیک
.
Keep it up
ادامه اش بده اینقدر که خوبه
.
Cheer Up
یه چیزی تو مایه های: ایول
.
Great job
کار عالی
.
Nice
خوب/ نیک
.
Excellent
عالی
.
Nice going
حرکت خوب ی بود
.
Satisfactory
راضی کننده
.
Worthwhile
ارزشمند
.
Accomplished
با موفقیت انجام شده
.
Upright
درست/ ردیف
.
Honorable
قابل افتخار
.
Charitable
کار خیر ی کردی
.
Outstanding
ارزشمند
.
Remarkable
قابل ستایش/ ارزنده
@eft1397
