❤زادگاه من چاپشلو❤
الذهاب إلى القناة على Telegram
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
إظهار المزيد1 526
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
1 526
سلام جناب آقای استاد دانایی گرامی دلنوشته بسیار عالی بود زحمت کشیدید دستمریزاد خداوند متعال بیامرزه پدر و مادر گرامیتان را الان از اینکه با دلنوشته هاتون دل خیلی ها را شاد میکنید روح مادر گرامیتان در آرامش خواهد بود
1 526
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
آهنگ شاد ترکی آنا
عاشق اولدم من سنه قربان اولم #آنا سنه باصدای امیر قزوینی"
روح مادران عزیز آسمانی شاد🌺
https://t.me/chapeshloo_1
1 526
برای مادرم
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو،صبوری.
مادر یعنی به تعداد روزهای آینده تو،دلواپسی.
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو، چروک شد.
می خواهم از مادر بنویسم . و تبعا مادرم، همچون مدل، نقاش، برای کشیدن تابلوی ارزشمند، در تصور وذهنم، ظاهر میشود. با همان لبخند همیشگی و چهره مهربان بر صورت. بیادم می اید که زن دایی ام در حضور مادرم بارها می گفت. این مادرت اصلا بلد نبود بچه داری کنه. موقعی که به دنیا امدی. من تروخشکت می کردم. اون موقع خانواده پدر بزرگ وپدر ودایی ام در یک منزل سکونت داشتند و چون بچه اول آنهم پسر که برایشان خیلی مهم بوده و نوه ارشد و نخستین خواهر زاده اعضا خانواده بوده ام. حسابی به من می رسیدند وانچه نقل می کنند شده بودم، گل سرسبد خانواده و ظاهرا دخترهای بزرگ همسایه ها، مواقعی که مادر به عروسی یا میهمانی می رفته ونمی توانسته من را همراهش ببرد.با رغبت می امدند و نوبتی از من مواظبت می کردند. مادرم ای بفهمی نفهمی آشپزی اش بدک نبود. دلمه وکوفته و آش و یخنی ومرغ واشکنه وآبگوشت از اینجور غذاهای رایج را خوب وبامزه می پخت. اما پلو پختنش تعریف نداشت! اکثر وقتها برنجش «شفته» میشد. اصطلاحی که اقاجان بکار می برد و ما هم دراعتراض وبه عمد برنج را مثل کوفته داخل دستهایمان گرد می کردیم ومی ذاشتیم داخل بشقاب. و مادر اصلا هم ناراحت نمی شد و شروع می کرد به خندیدن. مثل این عکس که ذیلا می گذارم. اتفاقا این عکس سر سفره نهار گرفته شده که باتفاق می گوییم مامان باز شفته درست کردی. علاقمند بود هرجور شده همه عروسی هایی که دعوت داره را شرکت کنه و بنظرم مهمترین تفریح وجشن او شرکت در عروسیها بود و به بهانه عروسی، مدام جیب اقاجان را برای خرید پارچه پیراهن خالی می کرد و اصلا برای اینکه بتونه لباسهاش ارزونتر در بیاد رفت دوره خیاطی دید در خیاطتخانه مهین خانم و نمی دونم چطوری، مدرک هم گرفت وانرا قاب کرد، زد تو مهمانخانه. که هرکی میاد خونمون اول اون دیپلم خیاطی را ببینه. از مراسم تعزیه وگریه زاری خوشش نمی امد.سعی می کرد به هر بهانه ای خودش را به نااگاهی و عدم اطلاع از فوت فلان همسایه دور بزنه ولی اگر خودش صاحب عزا بود فرق می کرد.بابابزرگم یعنی مادر پدرم که فوت کرد.رادیو را برداشت داخل چادری پیچید وتا چهل روز گم وگورش کرد.تا خدای نکرده اقاجان به رادیو که بالاخره صدای خواننده ها و موزیک پخش می شد،گوش نکنه.با اینکه خودش هم عاشق موسیقی و رقص واواز بود. شب های جمعه که می خواستیم باتفاق اقاجان به سینما بریم، مادر از من می پرسید این فیلم رقص واواز داره یا نه؟می رفتم جلو سینما تا پرده و عکس های مربوط به فیلم داخل ویترین را ببینم.و اون زمان فیلم های ایرانی به جرئت همه شون یکی ودوتا صحنه رقص داشت.و می امدم می گفتم مامان فروزان هنرپیشه فیلمه وکافی بود.خودم فیلمی را دوست داشتم که بزن بزن داشته باشه برخلاف سلیقه مادر. یکی از عادتهاش باز کردن سفره دلش پیش هر خانمی که باهاش اشنا میشد، بود. حتی اگر در خیابان خانمی را ملاقات می کرد و یا در روضه که معمولا هر شب جمعه در محله ومسجد ننی قربان با روضه خوانی ملا گلمکانی برقرار بود، با خانمی اشنا می شد. فورا شروع می کرد ازخودش و زندگی اش حرف می زد. مطلقا از کسی بدگویی نمی کرد. ابدا. این موقع ها ما بچه ها می گفتیم: مامان خوبه که مامور مخفی نشدی!!! وقاه قاه می خندیدیم. واون هم بازمی خندید. خوش صحبت بود با همه گرم می گرفت ودر زندگی مثل اکثر خانمها به شوهرش متکی بود و زمانی شد که چادر همت به کمر بست، شوهرش و بچه ها وزندگی را مثل یک مرد اداره کرد. شد مرد زندگی و الگوی بچه هایش درفداکار وایثار واز خودگذشتگی.به جرئت می نویسم قوم وخویشان، همسایگان واشنایان، همه، دوستش داشتند. بسیار میهمان نواز بود. و با قلبی مهربان وخاطری آسوده که خدا را شکر می کرد فرزندانش عاقبت بخیر شده اند ودعایش همیشه همین بود پسرم عاقبت به خیر شوی.عاقبت در شبی از شبهای سرد دی ماه ۱۳۹۹ در اوج کرونا، اجل فرا رسید و به بهانه آمبولی ناشی از جراحی لگن، ما فرزندانش که تنها سرمایه ودارایی اش بود را ترک کرد و آسمانی شد. مادر ۷۹ سال عمر کرد.
حسن دانایی✍️
@chapeshloo_1
1 526
#قوشه_گتماق
شخم زدن زمین با #رخت_جوق و گاو نر
و ضرب المثل ترکی
با زیر نویس فارسی
https://t.me/chapeshloo_1
توضیح یه ضرب المثل ترکی
رفیق گردنت را از زیر جوق در نیار
معمولا زمانی که رفیقت با شما هستش هم خرج نمیشه دونگشا نمیده و یا هم در موقع کار زرنگی میکنه هی در میره و.....
1 526
1385
مادرم روز اول که مرا پیش معلم بردی ....
شعر علی حیدری از کتاب بوی نور
https://t.me/chapeshloo_1
1 526
چاپشلو
دبیرستان شهید داغستانی
فیلم آقای جواد خانی
ولی سالش مشخص نیست
عزیزان میدونید بگید
https://t.me/chapeshloo_1
1 526
یادش بخیر
ماهم زمانی این موقع برگ درختان را تکان میدادیم برای پروری ها
کجا رفت آن روزها ؟؛
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۴/۹/۱۹
1 526
Repost from درگز آنلاین
بمب نارنجی در معده مشهدی ها /ماجرای عجیب افرادی که در روزهای اخیر "خرمالو " مصرف کرده و بستری شدند
🔸طی سه هفته گذشته، ۶ بیمار در یکی از بیمارستانهای مشهد به دلیل مصرف خرمالو، به ویژه با پوست، بستری شدند که منجر به انسداد گوارشی و روده شد و سه نفر تحت عمل جراحی قرار گرفتند.
🔸پزشکان بیمارستان ۱۷ شهریور مشهد تودههایی شبیه نارنگی را از معده بیماران خارج کردند که عامل آن مصرف خرمالو بوده است.
🔸حسنزاده، جراح عمومی، تأیید کرد که این اتفاق در فصول مصرف خرمالو و انار تکرار میشود و گاهی با وجود دانههای انار در توده، عامل اصلی، خرمالوی مصرف شده با پوست است.
🔸در دو مورد، انسداد شدید روده رخ داد که خوشبختانه با روشهای غیرجراحی درمان شد. از آنجا که علت دقیق علمی این مشکل هنوز مشخص نیست، توصیه میشود شهروندان در آستانه شب یلدا، خرمالو را بدون پوست و جدا از انار مصرف کنند تا از بروز مشکلات گوارشی شدید جلوگیری شود./خراسان
@Dargaz
1 526
سلام
اوج زیبایهای پابیز
اوج برگ ریزان
این زیبایی همیشه گی نیست ببنید 🍁🍁🍁
فیلم با صدای اصلی 😍
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
